نسخه تاریخ مصرف گذشته «ترودو» برای اقتصاد کانادا

انتخابات پیش رو در کانادا به رقابت بین نخست‌وزیر لیبرال و محافظه‌کاران مرتجع تقسیم شده است؛ اما هنوز یک جایگزین وجود دارد

گاردین- مارتین لوکاس: دیرزمانی است که ستاره بخت «جاستین ترودو» نخست وزیر کانادا غروب کرده است. سال ۲۰۱۵ انتظار می‌رفت که طلوع این تغییر امیدوارکننده از سوی این جوان تازه به دوران رسیده، منجر به شکل‌گیری عصر برجسته‌ نوینی در کانادا شود: اصلاحات دموکراتیک، بلندپروازی‌های محیط زیستی و رابطه محترمانه با بومی‌های کانادا. با این حال میان این رویکرد امیدوارانه با مجموعه شعارهایی که حزب لیبرال برای انتخاب این دوره مطرح کرده است زمین تا آستان فاصله است. کمپین این حزب همواره با لحنی که گویی اتفاق بدیمنی در پیش است هشدار می‌دهد که  تهدیدی به نام حزب محافظه‌کار راست‌گرا در حال احیاست.

فهمیدنش سخت نیست. تظاهر ترودو به تفکرات چپ‌گرا، به عنوان یک پدیده شرم‌گین‌کننده به نمایش درآمده است. تبلیغات او برای افزایش مالیات یک درصد از ثروتمندان هدیه‌ای به ۱۰ درصد مابقی ثروتمندان کانادایی و استقبال او از برنامه مالیات کربن پوششی برای تصویب برنامه آشفته سوخت فسیلی (و افزایش پلکانی سوخت فسیلی) بود. او برای توقف راهپیمایی صلح‌آمیز مدافعان سرزمین بومی‌ها، پلیس‌های به شدت مجهزشده‌ای فرستاد. همچنین کانادا را تبدیل به دومین کشور فروشنده اسلحه به خاورمیانه و عربستان سعودی کرد و ریاض را برای جنگ با یمن مجهز کرد. ترودو وزیر دادگستری‌اش را برای بخشیدن یک کمپانی مهندسی بزرگ وابسته به قدرت تحت فشار قرار داد. او به واسطه دینی که به منافع قدرتمندان داشت، قول‌های بزرگ داد اما بخش کوچکی از آن را عملی کرد.

آن انرژی که ترودو با رکاب زدن برای به قدرت رسیدن به دست آورد به باد رفته است. شیدایی ترودویی (ترودومانیا) – همانطور که یک تحلیلگر این اسم را برایش گذاشت- به اختلال بی‌تفاوتی ترودویی تبدیل شده است. امروز فرمول جعلی لیبرال‌ها درخشش خود را از دست داده و ما در یک عقب‌گرد چندساله با حزب دیگری تهدید شده‌ایم؛ تشویق استراتژیک برای حمایت از لیبرال‌ها تا اینکه مبادا محافظه‌کارها به قدرت برسند. قولی که ترودو داده بود تا «سیاستمداری متفاوت باشد» به یک باج‌خواهی غیراخلاقی بی‌پرده‌ تبدیل شده است.

البته این درست است که دولتی با رهبر محافظه‎کار مانند «اندرو شیر» مصیبت وحشتناکی است: کاهش ۳۵ بیلیون دلاری هزینه‌ها، معافیت‌های مالیاتی برای ثروتمندان، انکار تغییرات آب و هوایی و احتمال لغو قانون سقط جنین و حقوق افراد با هویت جنسی و جنسیتی متفاوت. با این حال فراخوان لیبرال‌ها برای رای دادن به آنها با استفاده از تهدید جناح راست، برآمده از نیت خوب آنها نیست. این کاری است که آنها بارها انجام داده‌اند تا دوباره مانع خیال‌پردازی‌های مستقل سیاسی اکثریت رای‌دهندگان مترقی کانادا بشوند.  تکیه کردن به این ایده که کشور بین دو حزب گیر کرده یک هدف دارد: ترساندن کانادایی‌ها و هدایت کردن آنها به سمت برنامه حزب لیبرال برای توسعه خط لوله (انتقال نفت).

هر دو حزب مثل هم

این ایجاد وحشت در حالی است که سیاست‌های اقتصادی لیبرال‌ها تا اندازه زیادی شبیه به محافظه‌کارهاست: کاهش مالیات، خصوصی‌سازی آرام آرام، حمله به کارگران و استخراج بی‌رحمانه از منابع زمین‌های مردم بومی. پیاده‌سازی سیاست بازار آزاد از سوی هر دو حزب منجر به افزایش نابرابری اجتماعی شده است؛ سیاست‌هایی مانند تغییر نکردن دستمزدها، مسکن گران و بالا رفتن سود شرکت‌ها که در ساحل بهشت‌های مالیاتی پنهان شد‌ه‌اند. عجیب نیست که ۶۷ درصد از کاناداییان بر اساس نظرسنجی در ماه گذشته به درستی اعتقاد داشته‌اند که «سیاست‌های اقتصادی، فریبی به نفع ثروتمندان و قدرتمندان است.»

همچنین لفاظی‌های لیبرال‌ها علیه محافظه‌کاران این موضوع را پنهان می‌کند که آنها چه راحت به راست و چپ چرخش می‌کنند. آنها در حالی به طور مستمر از دولت اقلیت نخست وزیر سابق محافظه‌کار استفن هارپر پشتیبانی ‌کردند که توانستند با تشکیل ائتلافی شامل افراد سوسیال دموکرات در حزب دموکرات جدید (NDP) باعث سرنگونی او شوند. وقتی هم که خود حزب دموکرات جدید در انتخابات استانی سال ۲۰۱۸ بر ای تصدی دولت مدعی شد، حزب لیبرال‌ وحشیانه به آنها حمله کردند تا داگ فورگ، رهبر حزب محافظه‌کار در این رقابت پیروز شود.

اما اگر کانادایی‌ها کشوری بخواند که بازتاب نگاه‌ مترقی آنها باشد گزینه آنها در این انتخابات واضح است: رای دادن به حزب دموکرات جدید. داستان نادیده این انتخابات – به رغم تلاش رسانه‌ها برای پاک کردن آن- تغییر در میزان محبوبیت احزاب بوده که به ضرر لیبرال‌ها و محافظه‌کاران تمام شده است.

با رهبری جاگمیت سینگ، حزب دموکرات جدید رویکرد راستگرایانه خود را که در سال ۲۰۱۵ به ترودو اجازه داد از آن ناحیه ضربه بزند متوقف کرد و امروز پیشروترین برنامه را پیشنهاد کرده است. برنامه‌ای که بر اساس آن دولت با کمک مالیات بر درآمد افراد فوق ثروتمند هزینه مراقبت های دندانی را می‌پردازد، ۳۰۰ هزار شغل سبز به وجود می‌آورد و سیستم حمل و نقل عمومی رایگان تاسیس می کند: یعنی نوعی از سیاست‌های بلندپروازانه چپ‌گرایانه که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند مردم تا چه اندازه تشنه آن هستند.

در یک دوران آشفته به جای استقرار لیبرالیسم، این انواعی از سیاست‌هایی است که می‌تواند امیدی برای محو بیگانه‌هراسی روزافزون باشد. در سیاست‌های لیبرال‌ها اساسا آدرس اشتباهی به ریشه ناامنی‌های فراگیر و نارضایتی‌ها در کانادا داده شده و سیاستمداران راستگرا مهاجران و مسلمانان را قربانی این ناامنی‌ها کرده‌اند. این موضوع را سفیدپوشت‌های برتری‌جو که از زمان انتخاب ترودو سه برابر شده‌اند از نزدیک دنبال می‌کنند. تایید اوباما بر ترودو نیز تاییدکننده این ادعا است و هر دو مدافعان تمرکزگرایی ورشکسته و دوست‌دار شرکت‌های تعاونی هستند که با پوپولیست‌های دست راستی کاذبی مثل دونالد ترامپ هیچ سنخیتی ندارند. این نتیجه‌ای است که وعده رای استراتژیک به آن منجر می‌شود. لذا باید گفت سیاست لیبرال‌ها شر کوچک‌تری نیست بلکه آنها مطمئن‌ترین راه برای شر بزرگ‌تر هستند.

 

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.