98 رکورددار کاهش زاد و ولد؛ ایران به کدام سو می‌رود

فراز: «سال ۹۸ رکورددار کمترین میزان زاد و ولد در نیم‌قرن گذشته»؛ اتفاقی که شورای عالی انقلاب فرهنگی آن را تخمین زده است. حسین راغفر، اقتصاددان اثر چنین رخدادی را در 25 تا 30سال آینده، کاهش شدید نیروی کار ارزیابی می‌کند و به «فراز» می‌گوید: «برهم خوردن تعادل میان منابع و مصارف صندوق‌های بازنشستگی مهمترین پیامد کاهش نرخ تولد در ایران است.»

طبق گزارش شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، تخمین زده می‌شود در سال ۱۳۹۸ نرخ زاد و ولد با ۱۴.۵ تولد به ازای هر هزار نفر جمعیت کشور به کمترین حد خود در ۵۰سال گذشته برسد. در این گزارش آمده است که از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۹۴ در کشور، میزان موالید افزایش داشت اما پس از سال ۱۳۹۴ به علت خالی ‌شدن توان درونی جمعیت، تعداد تولدها با شیب تقریباً تندی شروع به کاهش کرد. در سال ۱۳۹۷ میزان موالید کشور نسبت به سال قبل با کاهش بیش از هشت درصدی مواجه شد که در دو دهه اخیر بی‌‌سابقه بود. در ۶ ماهه اول سال ۱۳۹۸ نسبت به ۶ ماهه اول سال ۱۳۹۷ این تعداد با ۱۳درصد کاهش مواجه شد و کاهش بیش از ۹۲هزار تولد را به‌همراه داشت. این گزارش تخمین می‌زند در پایان امسال، میزان تولد کشور به رقم یک میلیون و ۲۰۵هزار و ۹۵۴ تولد برسد که کاهش بی‌سابقه‌ای نسبت به سال‌های گذشته دارد.

از سوی دیگر، تعداد تولدهای سال ۱۳۹۷ در مقایسه با سال ۱۳۹۴ نشان‌دهنده کاهش ۲۰۳هزار و ۷۱۰نفری موالید است. همچنین، میزان موالید از حدود ۲۰ در هر هزار نفر جمعیت در سال ۱۳۹۴ با کاهشی محسوس به ۱۶.۷ در هر هزار نفر جمعیت در سال ۱۳۹۷ رسید. طبق برآوردهای انجام شده بر مبنای نتایج سرشماری، جمعیت ایران در پایان نیمه اول سال جاری به ۸۲میلیون و ۷۷۶هزار و ۲۷۰نفر رسیده است. مطابق نتایج سرشماری، نرخ رشد جمعیت ایران از ۱.۲۹درصد در سال ۱۳۹۰ به ۱.۲۴درصد در سال ۱۳۹۵ رسید. برآوردها همچنین نشان می‌دهد که نرخ رشد جمعیت در حال حاضر به حدود یک درصد رسیده است و پیش‌بینی می‌شود کشور در سال های آینده با کاهش بیشتر نرخ رشد جمعیت مواجه شود.

حیات صندوق بازنشستگی در گروی نیروی کار

این گزارش درحالی منتشر شده که راغفر، اقتصاددان در این‌باره می‌گوید: «در سال 1420 اکثر جامعه ایران را افراد در سنین 50سالگی تشکیل می‌دهد که به جمعیت بازنشسته‌های فعلی کشور اضافه می‌شوند. افزایش یک‌باره جمعیت سالمندی ایران و پرداخت حق بیمه به آن‌ها درحالی است که اداره صندوق بازنشستگی کشوری به‌طور عمده طبق شاغلان و درآمدهای آنان انجام می‌شود بنابراین ادامه حیات آن‌ها در گروی میزان نیروی انسانی مشغول به‌کار است.»

به گفته راغفر «جمعیت زیاد مستمری‌بگیران و همزمان کاهش ورودی افراد به بازار کار موجب بهم خوردن تعادل بین منابع و مصارف این صندوق می‌شود درحالی که همین الان آن‌ها با ورشکستگی روبرو هستند. از طرفی، چون منابع سپرده‌گذاران برعهده دولت‌هاست هر کدام با روی کار آمدن به‌دنبال این هستند که هر چه زودتر از هزینه‌های ناشی از آن کنار بکشند. در واقع، دولت در تامین منابع موردنیاز برای مستمری بیمه‌شدگان ناتوان است.»

جمعیت زیادی که از ایران خارج شدند

این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه همزمان با این روند تعداد زیادی از تحصیل باز می‌مانند، می‌گوید: «سیاست نئولیبرالی سه دهه گذشته در اقتصاد کشور و خصوصی‌های گسترده در آموزش‌وپرورش و آموزش‌عالی موجب شده تا نیروی کار در این سال‌ها از ایران خارج شوند که ادامه این روند می‌تواند جامعه را کاملا دوبخشی کند که البته چنین وضعی تا حدودی درحال حاضر هم قابل مشاهده است.»

به اعتقاد راغفر «محصول چنین سیاست‌هایی این است که جامعه را در سال 1420 دو بخش فقرا و ثروتمندان تشکیل می‌دهد که نتیجه آن بروز ناآرامی‌های مردمی است. در کنار این رخدادها بسیاری از مشاغل هم به‌دلیل فناوری‌ها از بین می‌روند. به‌عنوان مثال، به‌کارگیری هوش مصنوعی در حوزه پزشکی در انگلستان همه کارها را سیستمی کرده است بنابراین تقاضا برای پزشکی کم می‌شود هرچند برخی مشاغل مانند برنامه‌نویسی افزایش می‌یابد اما درمجموع ورود فناوری‌های پیچیده‌تر موجب کاهش مشاغل می‌شود.»

اهمیت سرمایه‌گذاری بر نیروی کار

تاکید این اقتصاددان بر این است که «اگر اقتصاد کشور برنامه‌ای برای نیروی کار نداشته باشد و از حالا برای اشتغال‌زایی سرمایه‌گذاری نکند جامعه و ایران با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد.»

سخنان راغفر درحالی است که جامعه هم در آینده اقتصاد ایران و تامین نیروی کار نقش مهمی دارد؛ این درحالی است که خانواده‌های ایرانی راغب به فرزندآوری نیستند که بخشی از آن ناشی از هزینه‌های ناشی از تولد هر نوازد است. موضوعی که این کارشناس حوزه اقتصاد نیز به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «هر زوج فقط از زمان بارداری تا تولد نوزاد باید 15میلیون تومان هزینه کند که این رقم از عهده مخارج بسیاری از این افراد خارج است. برای این نکته باید به زمانی اشاره کرد که میانگین نرخ باروری کل جامعه 1/8 بود اما نرخ زاد و ولد در بین ازدواج‌کرده‌ها بیش از سه بود. این اتفاق ناشی از سیاست‌های اقتصادی کنونی است که اقتصاد برای جامعه شغل ایجاد نمی‌کند.»

اقتصاد ایران به اندازه کافی مولد نیست

به گفته او «اقتصاد ایران به اندازه کافی مولد نیست بنابراین درآمد کافی هم تولید نمی‌شود در نتیجه جامعه فقیرتر می‌شود. به‌عنوان نمونه، فقط 14درصد از زنان شاغل هستند. از طرفی، ترکیب جمعیتی زنان، مردان و جوانان بین 15 تا 24سال حدود 22درصد است که عدد نازلی برای نرخ اشتغال است با این توضیح که میانگین جهانی این رقم 41درصد است.»

اما نرخ رشد جمعیت در کشورهای همسایه به چه شکل است؟ راغفر در پاسخ به این سوال توضیح می‌دهد: «تا چند سال پیش این نرخ در کشورهای عرب اطراف ایران 60درصد جمعیت ایران بود اما ساختار اقتصاد آن‌ها به‌گونه‌ای شد که به سرعت رشد جمعیتی آن‌ها افزایش یافت و توانستند ایران را عقب بزنند. بنابراین اشتغال مولفه استراتژیکی است که در رقابت‌ها و تقاضاهای منطقه‌ای اهمیت دارد و می‌تواند تاثیری منفی، در موازنه قدرت در منطقه داشته باشد.»

این اقتصاددان با بیان اینکه کشورهای پیشرفته برای رونق اقتصاد خود اتباع کشورهای دیگر را می‌پذیرند، می‌گوید: «به‌عنوان مثال سال‌ها پیش آمریکا برای چرخه تولید و گردش اقتصاد نخبگان دیگر کشورها را جذب کرد و حالا ثروت بزرگی را به‌واسطه این سیاست خلق کرده است. این رویه دیگر کشورها درحالی است که سیاست‌های مخرب اقتصادی در ایران حاکم است که بحران‌های فعلی نتیجه همین سیاست‌هاست.»

اگر عزم جزم باشد تحریم‌ها از بین می‌روند

به عقیده راغفر «اگر این دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی کشور تغییر نکنند انفجارهای اجتماعی بعدی گسترده‌تر و مهیب‌تر خواهد بود. از این‌رو توجه به بخش تولید موضوع مهمی است که می‌تواند تحریم‌های بین‌المللی را هم پس بزند. تجربه خودکفایی در صنایع دفاعی موید این نکته است درحالی که محور اصلی تحریم‌ها این صنعت ایران بود. بنابراین اگر عزمی جزم باشد مشکلات تولید هم به مرور رفع خواهد شد. این همان اتفاقی است که تحریم‌کنندگان از آن در هراس هستند.»

تاکید او به پیامدهای نابرابری‌های اجتماعی درحالی است که همچنان تاکید می‌کند که «تولید و اشتغال می‌توانند موجب رونق اقتصاد ایران شوند و اثربخشی تحریم‌ها را از بین ببرند.» سخنانی که اگر محقق شوند دیگر نمودار رشد جمعیت ایران و آینده کشور هم جای نگرانی ندارد و خودبه‌خود نرخ زاد و ولد به تناسب بالا خواهد رفت، با این نگاه که به‌طور معمول زوج‌ها دوست دارند که فرزند داشته باشند به شرط اینکه اقتصاد، تضمین‌کننده آینده شغلی، تحصیلی و به‌طورکل معیشت آن‌ها باشد.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.