سنت‌ها و بی‌مهری دولت‌ها؛ ریشه شکاف جنسیتی

رتبه 148 ایران در شکاف جنسیتی در گفت و گو با نائب رییس کمیسیون اجتماعی مجلس واکاوی شد

نایب رییس کمیسیون اجتماعی مجلس رتبه ۱۴۸ ایران در حوزه شکاف جنسیتی از میان ۱۵۳ کشور را اگرچه عجیب می‌داند اما عوامل مختلفی را در مشارکت کم اقتصادی و سیاسی زنان ایرانی بیان می‌کند. سهیلا جلودارزاده در این‌باره به «فراز» می‌گوید: «کمتر از ۱۰درصد زنان دارای سرمایه کلان هستند که دلیل این آمار پایین در مسایل سنتی و حمایت نشدن از سوی دولت‌ها ریشه دارد.»

۱۰۰سال زمان نیاز است تا شکاف جنسیتی در سطح جهانی رفع شود؛ این گزاره‌ای است که لیلا فلاحتی، مدیرکل امور بین‌الملل معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری در گفت‌وگو با ایسنا معتقد به آن است. پرسشی که مطرح می‌شود این است که با توجه به رتبه ایران در حوزه شکاف جنسیتی این یک قرن زمان برای رفع آن در دنیا، چقدر برای ایران طول خواهد کشید؟

بلایی به‌نام نظام متمرکز

زاویه نگاه یک عضو فراکسیون زنان در مجلس به این مساله اگرچه ابعاد مختلفی را در برمی‌گیرد اما او نظام  متمرکز ایران از دیرباز و سنت‌های به‌جا مانده در جامعه را از علل مهم شکاف جنسیتی در کشور ارزیابی می‌کند. به گفته «سهیلا جلودارزاده » در طول تاریخ زنان هیچ‌گاه به‌عنوان مالک بزرگ شناخته نشده‌اند، سرمایه‌هایی مانند نفت همیشه در ید قدرت حکومت‌ها بوده‌اند و بخش خصوصی نقشی در این منابع نداشته‌اند برای همین مردها هم به‌عنوان سرمایه‌داران شخصی غیرحکومتی نقش مهمی را ایفا نکرده‌اند. در این میان، زنان آسیب بیشتری دیده‌اند چراکه جامعه سنتی نیز به این وضعیت دامن زده است.»

چرا تعداد زنان سرمایه‌دار اندک است؟

به اعتقاد نایب رییس کمیسیون اجتماعی مجلس «اقتصاد خانواده از سال‌های دور تا به‌حال، مشترک بوده و مرد صندوق خانواده بوده است. اگر زن در مزرعه کار کرده یا پای دار قالی بوده و مشغول صنایع‌دستی، به هرحال درامدش را صرف خانواده کرده و مالکیتی بر اندوخته خود نداشته حتی اگر ارثی هم به او رسیده آن را بر سر سفره آورده است درحالی که تلاش زنان ایرانی در عرصه‌های اقتصاد خانواده و جامعه از قدیم تاکنون قابل‌توجه بوده است و در مواردی می‌توانسته به‌عنوان یک سرمایه‌دار معرفی شود.»

جلودارزاده با بیان اینکه در این میان همکاری سیستم‌های حمایتی و همکاری با زنان هم ضعیف بوده است، توضیح می‌دهد: «چند سال پیش وضعیت تعاونی‌های زنان به شکلی بود که باید برای آن فکری می‌کردیم، آن‌ها نیاز به حمایت‌های مالی داشتند برای همین صحبت با بانک‌ها به‌منظور پرداخت وام به این تعاونی‌ها را در دستورکار قرار دادیم. با پیگیری‌های جدی و مکاتبه نامه‌های متعدد درصدد اعطای وام به زنانی بودیم که توانمند بودند اما نیاز به کمک مالی داشتند اما در این راه همکاری بانک‌ها و در مجموع ارایه تسهیلات حمایتی کافی نبود و نیست. نتیجه چنین روندی این شده که اکنون زنان سرمایه‌دار کمی در حوزه اقتصادی فعال باشند.»

مالیات یا مجوز؟

سخنان این عضو فراکسیون زنان در مجلس درحالی است که به اعتقاد مدیرکل امور بین‌الملل معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری «بیشترین مساله ایران در شکاف جنسیتی در حوزه اقتصاد و سیاست مشاهده می‌شود. این معاونت در دولت یازدهم و دوازدهم تمرکز جدی روی مشارکت اقتصادی زنان داشته است زیرا جمعیت زنان حاضر در بخش اقتصاد غیررسمی نسبت به اقتصاد رسمی بسیار بیشتر است زیرا آنها به دلیل میزان بالا بودن مالیات و هزینه بیمه کردن شاغلان به حوزه اقتصاد غیررسمی علاقه بیشتری دارند.»

اما نایب رییس کمیسیون اجتماعی از زاویه دیگری به این ماجرا می‌نگرد. جلودارزاده معتقد است: «علاقه‌مندی زنان به فعالیت در بخش اقتصاد غیررسمی فکر نمی‌کنم آنچنان گسترده باشد. هر میزان هم که باشد دلیل اصلی آن سخت بودن دریافت مجوز برای اشتغال و مصایب شروع کار برای زنان است. مالیات هم می‌تواند سهمی در این وضعیت داشته باشد چراکه مالیات‌دهندگان بزرگ از بار پرداخت مالیات شانه خالی می‌کنند اما به‌عنوان مثال نظارت بر اشتغال یک خانم دارای آرایشگاه در یک خیابان فرعی آنچنان زیاد است که او را وادار به پرداخت مالیات می‌کنند درحالی که برخورد درستی نیز با این زن نمی‌شود.»

اثر تحریم‌ بر کاهش مشارکت زنان

با همه این‌ها، نقش زنان در صادرات فرش و گلیم یا صنایع‌دستی، موضوعی است که این عضو فراکسیون زنان در مجلس بر آن تاکید دارد. هرچند جایگاه زنان در این بخش نیز دستخوش محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها شده چراکه جلودارزاده می‌گوید: «پس از نفت، صادرات فرش در کنار صادرات پسته و زعفران قرار می‌گیرد این یعنی رقم قابل‌توجهی را شامل می‌شود و به‌دلیل فعالیت گسترده زنان ایرانی در قالی‌بافی می‌توان به سهم چشمگیر زنان در اقتصاد کشور توجه کرد اما مشکل بر سر تحریم‌هاست که در چند سال اخیر لطمه بزرگی به این حوزه وارد کرده است.»

نرخ بیکاری و اشتغال‌زایی دیگر مسایلی هستند که جزو عوامل اثرگذار در میزان مشارکت اقتصادی زنان ایرانی است. در وضعیتی که به‌دلیل تحریم‌ها بسیاری از صنایع و تولیدکنندگان با مشکلات عدیده روبرو شده‌اند از دیدگاه نماینده مردم تهران در مجلس «زنان نیز در این زمینه هم آسیب جدی دیده‌اند چراکه با تعدیل و اخراجی‌های چند سال اخیر بخش بزرگی از زنان از کار بیکار شدند و هر سال مشارکت اقتصادی آن‌ها کم و کمتر شد.»

سهم 30درصدی برای اعطای تسهیلات

این سخنان درحالی است که جلودارزاده معتقد است: «قدم‌های اولیه برای کاهش شکاف جنسیتی برداشته شده است. نمود این اقدام‌ها افزایش تحصیل زنان در مقاطع بالاست. در چند دهه اخیر مبارزه با جهل و بی‌سوادی از دیگر مواردی است که می‌توان به آن اشاره کرد. علاوه‌بر فعالیت در بخش آموزش زنان، در حوزه سلامت هم گام‌های خوبی برداشته شده است.»

با همه این‌ها، سخنان پایانی نایب رییس کمیسیون اجتماعی شاید جمع‌بندی مناسبی برای این مبحث مهم حوزه زنان باشد. جلودارزاده معتقد است: «در نظر گرفتن سهم 30درصدی برای اعطای تسهیلات مالی به زنان با هدف افزایش مشارکت‌ اقتصادی آن‌ها، دادن مجوزهای کاری و حمایت از تعاونی‌های زنان به‌منظور تقویت آن‌ها و تغییر رویکرد جامعه به اشتغال زنان و سهم آن‌ها در کارهای اقتصادی از جمله مولفه‌هایی است که می‌توانند در کاهش شکاف جنسیتی در ایران نقش مهمی داشته باشند.»

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.