زخم سانسور بر بدنه ادبیات

ممیزی یکی از چالش برانگیزترین مشکلات این روزهای ادبیات و آثار ادبی به شمار می رود

یکی از مشکلات اصلی ادبیات و آثار ادبی در این روزها سانسور است. بسیاری از آثار ادبی به دلیل ممیزی و سانسورهای وزارت ارشاد مجوز انتشار دریافت نمی کنند، ناشران از ترس امتیاز منفی، اعتراضات وزارت ارشاد و هزاران بهانه دیگر خود آثار ادبی را سانسور می کنند و از همه بدتر؛ نویسندگان از ترس چاپ نشدن اثرشان خودسانسوری می کنند. سانسور چه در ادبیات چه در مطبوعات ورسانه های کشورمان همواره مشکلاتی را برای نویسندگان و روزنامه نگاران ایجاد کرده است اما کار به آثار ادبی که می رسد، اثر ادبی ناقص می شود و طرح نویسنده به خوبی اجرا نمی شود. سانسور هم در آثار نویسنده و هم در ذهن مخاطبان تاثیر بدی برجای می گذارد.

آثار هنری بر اثر سانسور ناقص می شوند

«علی مسعودی نیا»، نویسنده و مدرس دوره های داستان نویسی در رابطه با تاثیر سانسور برروی آثار ادبی در ایران به فراز گفت: «همچون تمام حوزه های هنری ادبیات نیز از تیغ سانسور آسیب می بیند. به طور کلی سانسور تمامی آثار هنری را ناقص می کند و به آنها ضربه می زند. سانسور در آثار ادبی نیز از این امر مستثنی نیست مانند اینکه به یک نقاش بگویند پیش از رونمایی از تابلوی نقاشی، می بایست بخشی از تابلو را ببرد یا قسمتی از آن را بپوشاند، به یک مجسمه ساز بگویند باید سر مجسمه را قطع کند و یا اینکه به یک فیلمساز بگویند چند سکانس از فیلم را می بایست حذف کند.  ادبیات هم مشابه دیگر هنرها از سانسور آسیب می بیند و اگر بخشی از آثار ادبی سانسور شود، به ساختار و زیبایی‌شناسی آن اثر ادبی لطمه وارد می‌ شود.»

سانسور نقض آزادی بیان است

او تاکید کرد:«سانسور در ادبیات و آثار ادبی، نقض آشکار حقوق نویسنده به عنوان یک هنرمند محسوب می شود چراکه بخشی از ایده ها و ساختاری که از ابتدا مدنظر نویسنده بوده را ناقص می کند. از همه مهمتر سانسور نقض آزادی بیان به شمار می رود، از سویی دیگر کیفیت زیبایی شناسانه آثار ادبی را نیز بر هم می زند. مهم ترین صدمه سانسور این است که اثر را ناقص می کند و نویسنده نمی تواند فرم کامل آن را اجرا کند و به هدف و کیفیتی که می‌خواهد برسد، همچنین باعث می‌شود مولف نتواند به بسیاری از موضوعات بپردازد، چراکه مشمول سانسور خواهد شد.»

خودسانسوری به نسل های بعدی هم منتقل می شود

مسعودی نیا دررابطه با اینکه سانسورهای بیرونی موجب خودسانسور هم می شود گفت:«زمانی که نویسنده اثری خلق می کند طبعا باید بتواند آن را منتشر کند تا هم مردم آن را بخوانند و هم از اثر ادبی خود درآمدزایی داشته باشد و هم رسالت هنرمندانه‌اش را انجام داده باشد، در واقع انتشار آثار ادبی هم جنبه اقتصادی دارد و هم بنابر ذات هنرمند بودن نویسنده، باید اثر مربوطه منتشر شود و مخاطب جذب کند.»

اگر آثار ادبی که نویسنده خلق می کند امکان دیده شدن، درآمدزایی و جذب مخاطب نداشته باشد، نویسنده به ناچار مسائلی را در هنگام نگارش رعایت می کند تا علاوه بر امکان دریافت مجوز نشر، اثر مربوطه از تیغ سانسور نیز در امان بماند. بنابراین به تدریج ذهن نویسنده به خودسانسوری عادت می کند. سپس ترس از سانسور و خودسانسوری جنبه اپیدمیک پیدا می کند و به نسل های بعدی نیز منتقل می شود، در نتیجه نسل های بعدی هم دست به خودسانسوری می زنند، در پی آن خواننده ها نیز دچار خودسانسوری می شوند و با ذهنیتی از پیش محدودشده با آثار ادبی مواجه می‌شوند که این امر آسیب بزرگی را بر خلق آثار ادبی وارد می کند.

میدان مین وزارت ارشاد

مسعودی نیا با اشاره به اینکه سانسور در ایران سانسور چندلایه است گفت:«نهادهای رسمی سیاست گذاری فرهنگی در ایران موفق شدند سانسور را از بالای هرم تا پایین ترین طبقات هرم آثار ادبی منتقل کنند. وزارت ارشاد معیارها و موازین مخصوصی دارد. به قول آقای شمس الواعظین یک میدان مین وجود دارد که نقشه آن دست وزارت ارشاد است و به ما هم این نقشه را نمی دهند. این نقشه میدان مین هرچند مدت یکبار تغییر می کند اما ما از آن مطلع نمی شویم. با این وجود به ما می گویند باید از این میدان مین رد شوید.»

او افزود:«ما نمی دانیم معیارهای سانسور وزارت ارشاد چیست. گاهی اوقات آثاری که تصور می کنیم هرگز اجازه چاپ نمی گیرند مجوز ارشاد را دریافت می کنند، برخی مواقع هم آثار ادبی که فکر می کنیم ممکن نیست مجوز دریافت کنند و احتمالا سال ها می بایست منتظر مجوز ارشاد بمانند، مجوز چاپ را دریافت می کنند. به طور کلی معیارهای سانسور وزارت ارشاد سیال و بسیار نامشخص است. برخوردهای سلیقه ای مسئولان وزارت ارشاد کار را برای نویسندگان سخت تر می کند.»

ناشران نیز به سانسورچی تبدیل شده اند

مسعودی نیا گفت:«زمانی که وزارت ارشاد سلیقه ای با آثار ادبی برخورد می کند ، ناشران و بنگاه های نشر نیز به سانسورچی تبدیل می شوند. ‌ ناشران به دلایل مختلفی از جمله اینکه ممکن است مشمول امتیاز منفی شوند، مورد غضب ارشاد واقع شوند، سهمیه کاغذشان قطع شود و یا اینکه مجوزشان باطل یا لغو شود پیش از ارشاد، ممیزی و سانسور را روی آثار ادبی اعمال می کنند؛ آنها از نویسندگان درخواست می کنند قسمتی از اثرشان را حذف کنند، برخی کلمات را جایگزین کنند یا اینکه اصلا برای اثر خود درخواست مجوز ندهند چراکه ممکن است برای انتشاراتی آنها مشکل آفرین شود. تازه طی چند سال اخیر ناشران بزرگ به فراخومر منافع‌شان شیوه‌های مضاعفی نیز برای سانسور به کار می‌بندند تا برخی صداها و جریان‌های ادبی را نادیده بگیرند و به حاشیه برانند.»

سانسورها به نویسنده سرایت می کند

او افزود:«این سانسورها به نویسنده هم سرایت می کند، نویسندگان تصور می کنند می بایست پیشاپیش تمامی معیارهای سانسور و خط قرمزها را رعایت کنند تا مشمول بی مهری ناشران یا در وزارت ارشادبا مشکل مواجه نشوند. این مشکلات به خلاقیت و کیفیت آثار ادبی هم ضربه می زند.»

ظرفیت های ادبی شکوفا نمی شوند

این مدرس داستان نویسی گفت:‌«نویسندگان به دلیل سانسور و خودسانسوری چه در دایره مضمون، چه در دایره فرم، نثر و زبان و گفتمان های حاکم بر اثر ادبی دچار محدودیت می شوند و البته کمترین تاثیر آن این است که تمام ظرفیتهای ادبیات شکوفا نمی شوند.»

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.