فقدان اصالت در آثار ادبی

ترجمه، معیار سنجش آثار ادبی نیست

کاهش چشمگیر خرید کتاب، تعطیل شدن کتاب فروشی ها و کاهش سطح مطالعه مردم این فرضیه را در کشور مطرح می کند که شاید سطح کیفیت آثار ادبی در کشور افت کرده اند. بسیاری از منتقدان بر این باور هستند که این روزها آثار ادبی چشمگیری در کشور منتشر نمی شود& حتی عده ای عنوان کرده بودند که دلیل عدم ترجمه آثار ادبی ایرانی به دیگر زبان های دنیا، عدم کیفیت مناسب آثار ادبی کشورمان به شمار می رود. اما نویسندگان این امر را قبول ندارند و معتقدند ترجمه آثار ادبی معیار و سنجش خوبی نیست، از سویی دیگر چه ابزار و کدام معیار برای کیفیت آثار ادبی در نظر گرفته شده که به چنین نتیجه ای رسیده ایم؟ به گفته نویسندگان و مدرسان ادبیات، خوانندگان آثار ادبی به زبان فارسی نسبت به زبان های انگلیسی و اسپانیایی محدودیت هایی دارند.

معیار کیفیت آثار ادبی، ترجمه نیست

«علی مسعودی نیا»، نویسنده و مدرس داستان نویسی در رابطه با اینکه عده ای معتقدند آثار ادبی ایران به دلیل افت کیفیت و محتوا در دنیا مطرح نبوده و به زبان های دیگر ترجمه نمی شوند به «فراز» گفت:‌«مگر معیار کیفیت و مناسب بودن آثار ادبی ترجمه آنها به زبان های دیگر است؟ آثار ادبی بسیاری از کشورهای دنیا به دیگر زبانها ترجمه نشده اند. میزان ترجمه آثار ادبی کشورهای عربی نیز نسبت به گستردگی جغرافیایی این زبان اندک است. این در حالی است که ایران در میان کشورهای خاورمیانه و حتی آسیای میانه از نظر کیفیت ادبی در سطح بالاتری قرار دارد، از کشورهای فارسی زبان که قطعا بالاتر هستیم. در میان کشورهای همسایه نیز تنها ترکیه نسبت به ما در زمینه ترجمه آثار ادبی برتری دارد.»

او با تاکید بر اینکه میزان ترجمه آثار ادبی به دیگر زبان ها معیار مناسبی برای سنجش کیفیت و محتوای آثار ادبی منتشر شده در ایران نیست، گفت: زبان فارسی زبان محدودی است و میزان پراکندگی جمعیتی که به این زبان صحبت می کنند نیز اندک است.

این مدرس داستان نویسی افزود: « اگر یک کتاب به زبان اسپانیایی یا انگلیسی نوشته شود به راحتی در 50 الی 100 کشور دنیا می تواند منتشر شود چراکه مردم بسیاری از کشورها انگلیسی و اسپانیایی زبان هستند و اساسا در سرتاسر دنیا افراد زیادی با این زبان‌ها آشنا هستند. اما زبان فارسی در نقشه جغرافیایی زبان دنیا بسیار محدود است. زبان فارسی زبان فراگیری نیست. نویسندگان ایرانی نیز شاید گاهی قدرت هم آوردی در خود نمی بینند، مدت هاست که ما هیچ اثر خلاقانه ای نداریم که بخواهد چیزی به ادبیات دنیا بیفزاید. باز هم البته این را نباید نشانه‌ی افت ادبیات خودمان تلقی کنیم. باید ببینیم ورودی فرهنگی ما چه بوده که از آن انتظار خروجی جهانی داریم؟»

مسعودی نیا تاکید کرد:«این در حالی است که ادبیات شرق دور، ژاپن و چین به شدت در دنیا مطرح شده است یا طی چند سال گذشته ادبیات بلوک شرق پس از فروپاشی شوروی مورد بازخوانی و تقدیر قرار گرفته است.دلیل آن نیز مشخص است؛ این کشورها آثار ادبی اصیلی دارند که در ادبیات غرب موجود نیست. در مقابل ما از دهه 70 به بعد تنها از آثار ادبی غربی تقلید می کنیم. ضمن اینکه بایستی ارتباط پویایی داشته باشیم با سایر نهادهای فرهنگی دنیا. ما اکنون حتی یک مجله بین المللی نداریم. با دانشگاه هایی که کار جدی می کنند در ادبیات جهان و معرف ادبیات جهان هستند ارتباط آکادمیک نداریم. ارتباط آکادمیک نیز از سوی دولت انجام می شود و دولت هم سلیقه ای برخورد می کنند.»

این مدرس نقد ادبی گفت:‌«چند سال پیش چند خانم شاعر که دکتری ادبیات فارسی داشتند و لهستانی بودند فکر می کردند بزرگترین شاعر معاصر ایران قیصر امین پور است. البته قیصر امین پور شاعر محترم و خوبی است اما این یک معرفی کانالیزه شده است و سیاست در آن دخیل بوده است. همه این عوامل تاثیر گذار هستند و بخش زیادی از ادبیات ما به دیگر کشورها منتقل شود. این نوع ارتباط با آکادمی‌های دنیا خودش نوعی سانسور است.»

این روزنامه نگار با اشاره به اینکه فقدان اوریجینالیتی یا اصالت مهم ترین مشکل  آثار ادبی به شمار می رود بیان کرد:‌«در دو دهه اخیر فقدان اصالت مشکل اصلی است. اگر بخواهید در بازار ادبیات بین المللی یا محافل هنری بین المللی حرفی یا نکته ای داشته باشید باید کرامتی نشان دهید وقتی چنین چیزی وجود ندارد و دیگر کشورها آثار بهتری دارند چرا باید به ما توجه کنند؟ در سینما اینگونه نبود؛ کیارستمی آثار اصیلی تولید می کرد که دیگر کشورها نداشتند. اصغرفرهادی نیز آثار برجسته ای روانه بازارهای جهانی کرد که به نظر دیگر کشورها جذاب و اصیل بود. بعید می دانم اگر ما آثار ادبی اصیل عرضه کنیم غربی ها امتناع کنند از پذیرش آن.»

مسعودی نیا دررابطه با اینکه حقوق نویسندگان از سوی ناشران به درستی رعایت نمی شود و حق تالیف بسیار کمی به آنها پرداخت می شود بیان کرد:«حتما همین طور است اما ناشر هم خوب و بد دارد. من ذات باورانه نمی توانم بگویم همه ناشران حقوق نویسندگان را رعایت نمی کنند یا حق تالیف اندکی به آنها پرداخت می کنند. ناشران بزرگ ما که به قدرت رسیدند از دهه ۸۰ تا به امروز به دلیل قدرتی که دارند و اجحاف می کنند به نویسندگان و حقوق را رعایت نمی کنند. در قرارداد شاید 10 الی 20 درصد از قیمت پشت جلد را به نویسندگان بدهند؛ آن هم ۶ ماه پس از انتشار.»

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.