دلالی گوی سبقت را از تولید ربود

بازده سرمایه‌‌گذاری در صنعت 15 درصد پایین‌تر از سود سپرده‌های بانکی است

امسال به نام « جهش تولید» نامگذاری شده؛  پارسال نیز «رونق تولید» بود؛ اما آیا سال گذشته تولید رونق گرفت و امسال می‌توان جهشی دوباره  در این داشت؟ پاسخ به این پرسش را باید در لای آمارهای رسمی اقتصادی جستجو کرد. آمارها می‌‌گویند در اقتصاد ایران بازده سرمایه‌‌گذاری در تولید 15 درصد پایین‌تر از سود سپرده‌های بانکی است.

به همین دلیل هم شورای پول و اعتبار هرچند سال یک بار نرخ سود بانکی را پایین می‌آورد، مانند 31 فروردین ماه همین امسال که افتتاح سپرده با سود بیش از 15 درصد را ممنوع اعلام کرد، به این امید که سرمایه‌های خرد به سمت بازارهای مولد اقتصادی روانه شوند.

هربار اما نتیجه‌ای عکس رخ می‌دهد؛ سرمایه‌ها همواره بازاری غیر از تولید را برای اقامت انتخاب کردند. مصداق‌های روشنی درباره این اتفاق وجود دارد. نمونه روشن و البته تکراری آن  طی سال‌های گذشته تاکنون، هجوم سرمایه‌گذاران خرد به بازارهای ارز، طلا، سکه، مسکن و در نهایت نیز بازار خودرو بوده است.  این روزها  اما آنها مهمان ناخوانده بازار سرمایه شده‌اند و آن نقدشوندگی را از این بازار که از قضا یکی از اصول سرمایه‌گذاری‌اش داشتن نگاه بلند مدت است، انتظار دارند.

به بیان بهتر، به دلیل وضعیت نامناسب معیشت بسیاری از دهک‌های ضعیف و حتی متوسط در جامعه؛ سرمایه‌های خرد  تمایل بسیار شدیدی به نقدشوندگی در کوتاه مدت دارند .

اما این همه ماجرا نیست؛ واکاوی آمارها حقیقت‌های قابل تامل دیگری را هم نمایان و دلیل طولانی شدن رکود تولید را قابل فهم می‌کند.

پولدارهای بدون  شغل

 اوایل زمستان سال گذشته بود که مرکز آمار ایران در گزارشی به بررسی جمعیت غیرفعال در کشور پرداخت. منظور از این جمعیت گروهی از افراد جامعه است که بدون داشتن شغل، منبع درآمدهای پایدار دارند؛ به بیان بهتر، این افراد همان سرمایه‌گذاران خرد و خانگی هستند.

آن‌طور که تحلیل گزارش مرکز آمار ایران نشان می‌دهد، افزایش جمعیت غیرفعال یا همان با «درآمدهای بدون کار» از سال ۸۵ آغاز شد.

در این سال بیش از ۶۰ درصد از جمعیت غیرفعال کشور را مردان بالای ۲۵ سال تشکیل دادند؛ درست زمانی که سرمایه‌گذاری در بازار مستغلات، سود بالای ۳۰۰ درصد را نصیب سرمایه‌گذاران می‌کرد و سرمایه‌گذاری در بازار ارز هم بی‌رمق نبود. در این سال جمعیت غیرفعال در کشور از ۳۷۶ هزار نفر در سال ۸۴ به ۲ میلیون و ۳۴۴ هزار نفر در سال ۸۵ رسید.

این آمار در سال ۸۶  به ۲ میلیون و ۷۳۶ هزار نفر رسید. در سال ۸۷ اما ۴۴۴ هزار نفر به  جمعیت غیرفعال کشور اضافه شد. سال ۸۸ این تعداد رقمی در حدود سه میلیون و ۴۶۸ هزار نفر گزارش شد و این جمعیت در سال ۸۹ به سه میلیون و ۷۷۳ هزار نفر افزایش یافت.

تا پایان سال ۹۷، جمعیت « با درآمدهای بدون کار» به پنج میلیون و ۱۱۲ هزار نفر رسید.

حتی اگر بپذیریم که همه این جمعیت فعال بدون کار، سرمایه خود در بانک‌ها سپرده‌گذاری نکردند،اما نمی‌توان انکار کرد که سرمایه‌ها آنها به سوی بازاری با ویژگی بازدهی بالا در کوتاه‌ترین زمان ممکن، حرکت کرده است. چه کسی است که نداند کدام بازارها در ایران این ویژگی را دارا هستند؟

حجم سپرده‌بانکی چقدر است؟

با همه این اوصاف، همچنان سرمایه‌گذاری در بانک و بخش‌های غیرمولد همچنان برای مردم جذاب‌تر ازسرمایه‌گذاری در تولید است. سال‌هاست بانک‌ها به جای تشویق مردم به سرمایه‌گذاری در صنعت، برای پرداخت سود سپرده بیشتر و جذب مشتری ماراتن برگزار کرده‌اند.

با استناد به آمارهای بانک مرکزی تا پایان 97 بانک‌ها رقمی در حدود یک هزار و ۷۷ هزار میلیارد تومان معادل ۷۰ درصد از سپرده‌های بانکی را در اختیار گرفتند.

این رقم در سه‌ماهه ابتدایی سال  98  افزایش ۲۰ درصدی پیدا کرد و تا پایان سال همین سال، با افزایش 32 درصدی مواجه شد.

از سوی دیگر طی سال‌های گذشته هر بار شورای پول و اعتبار مساله کاهش نرخ سود بانکی را مطرح کرد با سرپیچی و تخلف مجموعه بانک‌های خصوصی و دولتی مواجه شد. در بسیاری از موارد، سرمایه‌گذار (مردم) موسسات مالی و اعتباری بعضاً غیرمجاز را برای سرمایه‌گذاری و دریافت سودهای نجومی که به ۴۰ درصد هم می‌رسید انتخاب کرد. به نظر می‌رسد در اقتصاد ایران زور دلالی همواره به تولید چربیده است.

حرف آخر

اقتصاد ایران گرفتار وضعیت پیچیده‌ای شده؛ از یک سو بی‌اعتمادی به سیاست‌های اقتصادی دولت و از سوی دیگر فشار مشکلات بر معیشت اقشار آسیب‌پذیر جامعه موجب شده است سرمایه‌ها هیچ‌گاه وارد فضای امن سرمایه‌گذاری نشوند. بدیهی است که این روند  به دلیل طولانی شدن رکود تولید و فربه شدن بازارهای دلالی به وجودآمده است، اما نکته قابل تامل آن است که در مقابل این بلبشو،  هیچ اراده‌های از سوی سیاست‌گذاران برای خروج از این رکود دیده نمی‌شود. این را می‌شود از رفتاربازارها فهمید. با این اوصاف به نظر می‌رسد تحقق رونق تولید بیش از نام به استراتژی نیاز داشته باشد. باید منتظر ماند و دید نام جهش تولید چه سرنوشتی را برای صنعت در ایران رقم خوهد زد.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.