هنر مجازی؛ آشوب یک هجرت…!

ابعاد کوچ هنر به فضای مجازی و پیامدهای آن در روزهای پساکرونا واکاوی شد

این روزها کند می گذرد، این روزهای در فاصله زندگی کردن و نفس تنگی، این روزها که دغدغه ها لحظه ای، به روز رسانی می شوند و آن ها که پیش از شیوع این ویروس نیز حال و احوالی بهتر از امروز نداشتند، به دورنمای تاریک سرنوشت خود خیره شده اند . شاید بتوان هنرِ این مرز و بوم را تا حد زیادی به سطرهای بالا تعمیم داد و از آن بسیار نوشت؛ عرصه ای که سال ها پیش از این نیز در معرض نابودی قرار گرفته بود، نه فقط از جانب مسئولان و متولیانش بلکه حتی در میان مردم. حالا نیز اخبار و اصطلاحات رایج در این روزهای کرونایی، وحشت بسیاری از اهالی هنر را بیش از پیش می کند، از نمایشنامه‌خوانی آنلاین، فروش نقاشی در شبکه‌های اجتماعی، کنسرت همزمان در فضای مجازی، نمایشگاه مجازی آثار هنرمندان، دانلود رایگان فیلم‌های روز سینمائی و پخش زنده تئاتر گرفته تا رونمایی از لایوهای شبکه های اجتماعی و بازدید سه‌بعدی و مشروح موزه‌ها که شاید بیش از فرصت، برای هنر این مرز و بوم یک تهدید نیز به حساب بیاید.

پیش از کرونا، فرهنگ و هنر کجای زندگی مردم قرار داشتند؟!

سال های طولانی بحران و رکود اقتصادی در کشور، آرام آرام کالای فرهنگی را از زندگی بخش عمده ای از مردم کنار گذاشته است، حال اولویت قشر گسترده ای از مردم زنده ماندن است نه تامین خوراک روح! کوچ هنر به فضای مجازی اگرچه قدم گذاشتن در راهی است که سالیان سال در بسیاری از کشورهای دنیا تجربه شده و جواب پس داده بود، اما نباید از آماده نبودن زیرساخت های اقتصادی و حتی روانی این تجربه تازه میان مردم عادی غافل شد؛ تجربه ای که شاید با هدایت و کاربرد منطقی بتوان به عنوان یک فرصت به آن نگاه کرد. امروز اما آمارهای رسمی منتشر شده و مورد تایید وزارت فرهنگ و ارشاد صحه بر این مدعا می گذارد که هنرِ ایران؛ همان هنر با پیشینه چند هزار ساله که شهره در جهان است، در ایران در آستانه فراموشیت، هنر درحال خاص شدن است و عرضه کنندگان این عرصه نیز بیشتر به دنبال در دست نگاه داشتن نبض مخاطبانِ خاص خود هستند.

فعالیت های اجتماعی فرهنگی که در آستانه فراموشی اند!

سینما به عنوان شناخته شده ترین و پرطرفدار ترین بخش در هنر، طبق آمار منتشر شده به صورت میانگین تنها 22 درصد مخاطب دارد. جدا از اولویت نبودن کالای فرهنگی برای قشر عام مردم، بسیاری از آن ها حتی اگر سینما را در زندگی خود بخواهند نیز به دلیل مشکلات جغرافیایی از این امکان محروم هستند. در ایران به ازای هر 61 هزار نفر تنها یک سینما وجود دارد. آماری دیگر می گوید که 200 شهر در ایران اصلا سینما ندارند. آنلاین شدن اکران فیلم ها شاید بتواند این مزیت را داشته باشد که سینما، قابل دسترس تر از پیش شود و  خوراک سینمایی بخشی از مردم را که به دلیل دوری از سالن سینما، ترافیک، مشغله کاری و … سینما نمی رفتند فراهم کند اما در سطح کلان چه تاثیری خواهد گذاشت؟! بسیاری از مناطق ایران که سینما ندارند اینترنت هم ندارند، از طرفی جدا از نگرانی برای احتمال از بین رفتن صنف سالن داران سینما که تا این لحظه بیش از به 20 میلیارد تومان  ضرر کرده اند و بیکاری خیل عظیمی از افراد شاغل در آن ، فیلم دیدن یک تجربه فردی است اما سینما رفتن یک فعالیت اجتماعی. سینما رفتن یک فرهنگ عمومی است نه صرفا فیلم دیدن، مساله ایی غیرقابل قیاس که باید مورد توجه گردانندگان و حامیان طرح اکران آنلاین قرار بگیرد! این تجربه اگر در جهان دنبال می شود، خللی در سینما رفتن ایجاد نمی کند. صحت این مدعا گردش مالی بیش از 42 میلیارد دلاری فقط در سینماهای آمریکا است ضمن اینکه طبق آمار منتشر شده، مردم ایران یک دوازدهم مردم دنیا به سینما می روند! تئاتر، کنسرت و هنرهای تجسمی که به مراتب اوضاع وخیم تری هم دارند، چراکه طبق آمار رسمی، 87 درصد از مردم اصلا به تماشای تئاتر نمی روند. البته این روزها تئاتر نیز برای تسکین  ضررهای مالی، سراغ اجراهای آنلاین رفته است؛ اجراهایی که بسیاری از پیشکسوت های تئاتر اصلا آن را به رسمیت نمی شناسند. ضمن آن که ضررهای مالی ناشی از کرونا نیز سبب شده است که بسیاری از تماشاخانه ها از جمل نوفل لوشاتو در آستانه تعطیلی دائم قرار گیرند، معضلی که با فراگیر شدن نمایش های آنلاین در روزهای پساکرونا احتمالا دامن بقیه تماشاخانه ها را هم خواهد گرفت. از طرفی طبق آمار منتشر شده بیش از 80 درصد از مردم ایران به کنسرت نمی روند، تلخ تر آن که بیش از همه این ها، گالری رفتن هنوز میان بیش از 90 درصد از مردم ایران جا نیوفتاده است. با توجه به عدم آمادگی بستری، مجازی شدن برای تمام این حوزه ها بیش از فرصت بودن، تهدید است.

بحران تازه اقتصادی و اجتماعی در انتظار هنر!

دیر یا زود شیوع کرونا و رکود فعالیت شهری عبور می کند و حال باید به پیامدها و آفت های پساکرونا فکر کرد و برای آن ها چاره ای اندیشید. به ویژه عادت هایی که در این دوران برای مخاطبان محصولات فرهنگی ایجاد شده و قطعا تا مدت زمان زیادی نمی توان آن را ترمیم کرد یا تغییر داد، از جمله همین عادت به استفاده آنلاین از محصولات هنری را به ویژه اگر با نوعی راحت طلبی، منابع مالی و شیوه درآمد زایی تازه نیز توام شده باشد! سعید فلاح فر، کارشناس حوزه هنرهای تجسمی، در مقاله ای به نکات جالبی اشاره می کند که بعید نیست، همانطور که با تحولات اجتماعی و اختراع ویدئو و توسعه شبکه‌های تلویزیونی، بخشی از فرهنگ سینما رفتن به سرگرمی فیلم دیدن و سینما نرفتن تبدیل شد و شاهد پدیده نوظهور کپی قاچاق در حاشیه خیابان‌ها بودیم، در فردایی نه چندان دور، در حوزه هنرهای تجسمی هم – به عنوان نمونه – گردش اقتصادی خرید و فروش آثار هنری، به تمامی، از صحنه نمایشی و نمایشگاهی به فضای مجازی کوچ کند. مهم نیست که این شیوه چقدر می‌تواند به ارتقاء اقتصاد کمک کند و یا چقدر در کاهش هزینه‌ها مهم باشد، مهم این است که در این صورت قسمتی از فرهنگ عمومی و فرصت‌های فرهنگی و هنری و پژوهشی را از بین خواهد برد.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.