پروژ‌های صادرات گاز روی کاغذ مانده و خاک می‌خورد

گفت‌وگوی «فراز» با محمد‌علی خطیبی، نماینده سابق ایران در اوپک

تصویب بودجه سال 99، بزرگترین گاف اقتصادی مجلس دهم بود؟ حالا همه منتقدان و حتی حامیان دولت یازدهم، در این باره به اتفاق نظر رسیده و پاسخ‌شان به این سوال مثبت است. وقتی مرکز پژوهش‌های مجلس هشدار داد که رقم 48 هزار میلیارد تومان درآمد از محل فروش نفت، توهمی و غیر قابل تحقق است و بی‌پولی دولت را تشدید می‌‌کند، اما شورای نگهبان بدون هیچگونه اعتراض و حتی  بررسی در صحن علنی مجلس، آن را تصویب کرد. حالا محمد‌علی خطیبی، نماینده سابق ایران در اوپک به «فراز» می‌گوید: «… برخی نمایندگان مجلس به امید گرفتن پست و مقام، مهر تایید روی همه تصمیم‌های اشتباه دولت می‌زنند…»  مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه بخوانید:

***

دولت برنامه‌های خود را به مجلس می‌آورد و نمایندگان موظف هستند این لوایح را به درستی بررسی کرده و در باره تصویب یا عدم تصویب آن تصمیم‌ بگیرند. این تصمیم‌گیری باید به دور سیاسی‌کاری و دعواهای قبیله‌ای سیاست‌گذاران ؛  تنها بر اساس صلاح و منافع ملی و نیز در جهت رفاه جامعه گرفته شود. با این مقدمه، قصد دارم اینگونه به پرسش شما پاسخ دهم؛ وقتی نمایندگان مجلس شاهد بودند دولت با محاسبه‌ای غیر کارشناسی پیش‌بینی کرده است در سال 99 می‌تواند 48 هزارمیلیارد تومان از محل فروش نفت، آنهم در شرایط تحریم درآمد نصیب بودجه کند، چرا هیچ مخالفتی نکردند؟ این بودجه که بیشترین تکیه‌اش بر درآمدهای نفتی بود بر چه اساسی تصویب شد؟ پس فقط نمی‌توان دولت را مقصر دانست. اتفاقا تقصیر مجلس در این باره بیشتر است. مجلس با بنیه‌هایی که دارد در بسیاری از موارد باید عملکرد دولت را اصلاح یا حتی تکمیل کند.  مجلس باید باید مشاوره بگیرد، از نظر مرکز پژوهش‌ها استفاده کند و …

* اتفاقا مرکز پژوهش‌های مجلس زمانی که دولت مصرانه از پیش‌بینی خود برای تحقق درآمدهای نفتی بودجه سال 99 دفاع می‌کرد، مدام درخصوص توهمی بودن این رقم هشدار داد و در گزارش خود نوشت: « با توجه به میزان فروش نفت در یک سال گذشته و با فرض میانگین صادرات نفت حدود 600 هزار بشکه در روز (و با فرض سهم 20 درصد صندوق توسعه ملی)، از این محل، بودجه با 38 هزار میلیارد تومان کسری مواجه خواهد بود.» اما در نهایت دخل و خرج سال 99 دولت بدون بررسی در صحن علنی مجلس و  در شورای نگهبان تصویب شد…

متاسفانه باید بگویم بسیاری از نمایندگان کارنابلد و فرصت‌طلب مجلس، با این خیال که پس از پایان دوران نمایندگی خود در دولت، پست و مقامی بگیرند، به خادم دولت تبدیل شدند. هرچه دولت خواست عمل کردند و این رفتار اشتباه را « تعامل» و « حمایت از دولت» تعریف کردند.  

درست یا غلط اما به نظر می‌رسد «نفت» تنها اسلحه ایران برای پیروزی در دعواهای سیاسی داخلی و خارجی است. از این منظر، هر بار مساله‌ای در این حوزه پیش آمد که نیاز به بررسی دقیق از سوی مجلس داشت، برای حفظ اقتدار ملی هم که شده، هیچگاه به کاستی‌ها، دستکم به طور علنی اشاره نشد. البته خروجی ماجرا نیز نشان می‌دهد بسیاری از نمایندگان مردم و دولت مشکلات این حوزه را نمی‌بینند. تحلیل‌تان شما در این رابطه چیست؟

به هرکس تصور می‌کند نقد کارشناسانه مجلس به دولت، یعنی تخریب و عدم تعامل و خالی کردن پشت دولت، پیشنهاد می‌کنم نیم ساعت از صحن علنی مجلس انگلستان را نگاه کنند و ببینند وقتی از نظارت مجلس بر عملکرد دولت حرف می‌زنیم، از چه سخن می‌گوییم.

نقد کارشناسانه مفهوم درست از حمایت است. امیدوار هستم مجلس جدید این پیام را دریافت کرده باشد که حمایت به مفهوم مهر تایید بر دولت نیست. شما شاهد خواهد بود که چه بلایی از طرف بودجه سال 99 بر سر معیشت مردم خواهد آمد و گناه آن بر گردن قبیله‌گرایی‌های سیاسی در مجلس قبل است. مجلس دهم به ملت ظلم کرد.

این تورمی که حالا بخصوص در حوزه مواد غذایی بیش از 100 درصد افزایش پیدا کرده ناشی از نقص بودجه سال 99 است. نماینده مجلس حق ندارد به خاطر منافع شخصی روی زندگی مردم و کسانی که به او رای داده‌اند، معامله کند. این‌ها تجربه‌های تلخی است که سال‌ها شاهد آن بوده‌ایم.

*چقدر مهم است حالا که نفت ایران تحریم شده، صادرات گاز جدی گرفته شود؟ به نظر شما توجه به این پیشنهاد را می‌توان به عنوان یک مطالبه از دولت و همچنین مجلس یازدهم مطرح کرد؟

سوال بسیار مهمی است. ببینید ما هم در تحریم قبلی و هم در تحریم فعلی، شاهد بودیم  صادرات گاز را نتوانستند تحریم کنند. خب پس به این نتیجه می‌رسیم که ایمنی و درآمدزایی از محل فروش گاز بسیار بیشتر از نفت است. با این وصف و با توجه به منابع  غنی گازی که در ایران وجود دارد، عقل سالم می‌گوید باید صادرات گاز را جدی بگیریم. حتی در حال حاضر هم صادرکنندگان گاز به فعالیت خود ادامه می‌د هند. البته نباید به این نوع از صادرات فقط به صورت خط لوله فکر کرد ما باید به LNG (گاز مایع) فکر کنیم. همچنین در حال حاضر تکنولوژی وجود دارد  که می‌توان گاز را به صورت فرآورده صادر کرد. به هرحال بدیهی است که به دلیل بلند مدت بودن قراردهای گازی و همچنین ساخت هزاران کیلومتر خط لوله و زیر ساخت، امکان تحریم آن وجود ندارد.

پس چرا سال‌ها به صادرات گاز بی‌توجهی شد؟ ما کشورهای هدف را از دست داده‌ایم. برای مثال در خصوص صادرات گاز به ترکیه، آذربایجان بزرگترین رقیب ایران شده و گوی سبقت را از ما ربوده است.  شما زمانی که در دولت‌های احمدی‌نژاد مسئولیت داشید، در این باره چه کردید؟

ابتدا این نکته را بگویم تنها زمانی که ایران از منظر صادرات گاز پیشرفت کرد، در دولت قبل بود.

منظورتان دولت یازدهم است؟

نخیر، منظورم دولت آقای احمدی‌نژاد است. صادارت گاز به عراق عملیاتی شد. مذکرات جدی با عمان داشتیم. اما دولت حسن روحانی که آمد کرکره صادرات گاز هم پایین کشیده شد.

 می‌توانیم در این باره با عدد رقم صحبت کنیم؟

در باره فروش نفت و گاز در دوران تحریم آماری در دست نیست اما می‌توانم بگویم که  در دولت‌های نهم و دهم سالانه بیش از 100 میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم که قابل مقایسه با فروش گاز نیست. پروژ‌های صادرات گاز در دولت‌های نهم و دهم کلید خورد اما حالا روی کاغذ مانده و خاک می‌خورد.

حالا  گاز مدیریتی است در داخل مجموعه وزارت نفت. در صورتیکه صادرات آن به اندازه‌ای مهم است که باید «وزارت‌‌خانه گاز» داشته‌باشیم. ما اولین کشور دارنده ذخایر گازی جهان هستیم. اما متاسفانه سال‌ها در این مورد بی‌توجهی صورت گرفته است. ما یک شرکت صادرات گاز هم که داشتیم اخیر منحل شد. کار این شرکت مذاکره با کشورها و قیمت گذاری برای فروش گاز بود. تضعیف از این بیشتر امکان ندارد.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.