بازی با آتش نقدینگی

طی هشت سال گذشته، حدود 2045 هزار میلیارد تومان به حجم نقدینگی در کشور افزوده شده است

سونامی افزایش نقدینگی، با موج‌های سهمگین در حال حرکت به سوی بخش‌های مختلف اقتصاد ایران است. آمارها در این باره روایت قابل تاملی دارد؛ به روایت آمار، حجم نقدینگی از 354 هزارو 200 میلیارد تومان در سال 90،  به بیش از 2 هزارو 400 هزار میلیارد تومان تا پایان سال 98 رسیده است.  به بیان بهتر، طی هشت سال گذشته،  رقمی در حدود ۲ هزارو ۴۵ هزار میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان به حجم نقدینگی در کشور افزوده شده است.

این روزها، همه آگاهان اقتصادی روی این مساله به اتفاق نظر رسیده‌اند که در شرایط رکود تولید، رشد نقدینگی به مفهوم انفجار قیمت‌ها و در نتیجه، گسترده‌تر شدن شکاف رفاه اقتصادی است؛ روندی که موجب پایدار شدن فقر مطلق در اقتصاد ایران خواهد شد.

کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که افزایش بی‌ضابطه قیمت دلار، توزیع نامناسب درآمدهای نفتی، رشد بازارهای دلالی، تزریق بی‌مهابای نقدینگی به بازارها از جمله بازار مسکن و نیز، بی‌انضباطی مالی دولت‌ها طی سال‌های گذشته تاکنون، موجب انفجار نقدینگی در اقتصاد ایران شده است.

همچنین تجربه سال‌های گذشته تاکنون نشان داده است بعد از هر بحران ارزی، بلافاصله سرعت رشد نقدینگی در اقتصاد بالا رفته است.  مصداق این گفته در خصوص سال‌های 92 و 97 وجود دارد.

نکته اصلی آن است که وقتی نقدینگی در دوران رکود بالا می‌رود، به جای باز تولید ثروت، بحران‌ معیشت تکثیر خواهد شد.

سکه در هشت سال، چقدر گران شد؟

این روند را از منظر دیگری نیز می‌توان توضیح داد؛  حجم کل نقدینگی از سال 90  پایان سال 98 درحالی به بیش از 2 هزارو 400 هزار میلیارد تومان رسیده است که در همین بازه زمانی قیمت سکه 2 هزارو 293 درصد رشد کرده است. قیمت سکه از 253 هزار تومان در سال  88 به بیش از 8 میلیون تومان رسیده است.

رشد بازار سرمایه چقدر بود؟

از سوی دیگر در همین بازه زمانی ( تا پایان سال 98)،  بازار سرمایه 2 هزار و 382 واحد رشد کرده است.  از سوی دیگر آنطور که سازمان بورس اوراق بهادار تهران اعلام کرده است،  در بهار سال جاری، رقمی در حدود 50 هزار میلیارد تومان نقدینگی جدید وارد بازار سرمایه شد؛ در سه ماهه امسال این رقم به ۷۸۰ هزار میلیارد تومان رسیده و به شکلی با کل سال گذشته برابری می‌کند.

نکته قابل تامل در این باره آن است که در حال حاضر حجم نقدینگی در بازار سرمایه در حال پیشی گرفتن از حجم کل نقدینگی در کشور است؛ اتفاقی که کارشناسان اقتصادی با نگرانی درباره آن حرف می‌زنند. به باور آگاهان اقتصادی به دلیل آنکه ارزش سهام بسیاری از شرکت‌ها در بازار سرمایه غیر واقعی یا به اصطلاح حبابی بوده است؛ در نهایت خروجی این بازار نمی‌تواند رضایت کسب سود از سوی سهامداران خرد را تامین کرده و دقیقا به همین دلیل آنها دیر یا زود، به بازارهای دلالی بر می‌گردند.

مسکن چه میزان گران شد؟

به گواه آمارهای رسمی، از ابتدای دولت یازدهم تاکنون، قیمت مسکن 600 درصد رشد کرده است. عمق فاجعه زمانی بهتر نمایان می‌شود که دریابیم این افزایش قیمت، در یک دوره طولانی رکود اتفاق افتاده است که در اصطلاح به آن رکود تورمی می‌گویند.  از زوایه دیگر، در حالی که بر اساس آمارهای رسمی وزارت ره و شهرسازی، 42 درصد از جمعیت کلانشهر تهران، اجاره نشین هستند، چند دهک خاص امکان خرید مسکن دارند اما قیمت‌ها بی‌امان در حال افزایش است. چرا؟ کارشناسان می‌گویند پای دلالان در میان است. دلالانی که متشکل از برخی بانک‌ها، موسسات و هلدینگ‌ها هستند و البته بساز بفروش‌ها هم در کنار آنها قرار گرفته‌اند.

نزول قدرت خرید مردم و اصناف

اما این  همه ماجرا نیست. در تمام این سال‌ها که افزایش قیمت دلار همزمان با رشد چشمگیر نقدینگی رخ داد، قدرت خرید رو به کاهش بود.  طی سال‌های 95 تا 98 قدرت خرید اصناف بیش از30  درصد کاهش پیدا کرده است.  در همین زمان نیز بسیاری از دهک‌های درآمدی متوسط و سطح پایین جامعه قدرت خرید خود را از دست داده‌اند. در این باره واقعیت به اندازه‌ای مشهود است که نیازی به آمار نیست.

حالا مساله اساسی اینجاست؛ با چنین وضعیت بحرانی که در اقتصاد ایران وجود دارد و سرچشمه این بحران نیز افزایش بی‌حساب و کتاب نقدینگی است، رفتار  مسئولان به جای آنکه در جهت حل مشکلات باشد، اما بر تنور بحران می‌دمد.

آنطور که از رصد اظهار نظرهای رسمی بر می‌آید، بانک مرکزی قصد دارد اسکناس چاپ کند و به قولی، کبود بازار در خصوص نیاز به ارز را تامین کند.  سیاستی که از نگاه آگاهان اقتصادی بازی با آتش نقدینگی در اقتصاد ایران است.

حالا در این وضعیت هر تحلیلگری تلاش می‌کند نوسانات در بازارهای مختلف از بورس گرفته تا بازار ارز، سکه، طلا و مسکن را توضیح دهد، به یک عامل اصلی یا شاید بهتر است بگوییم به یک متهم ردیف اول اشاره دارد؛ نقدینگی.

اینکه حرکت نقدینگی به هر سو از این بازارها سبب ساز برهم خوردگی بوده یا نوسانات شدید قیمتی در این بازارها را موجب شده است، اینکه نقدینگی با راه یافتن به بورس، رکوردشکنی‌هایی تاریخی بر جای گذاشته است، اینکه حرکت  آرام نقدینگی به سمت و سوی دیگر بازارها، گسل‌های نوسان در چهارراه استانبول تهران را فعال کرده است. اما چه باید کرد و چه چشم‌اندازی برای اقتصاد بحران زده ایران وجود دارد، پرسشی است که پاسخ آن را آینده مشخص خواهد کرد. آیا این دور باطل ادامه دارد؟!

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.