گفتم اگر این مجلس اصول‌گرا نیز باشد من از شما جلوتر هستم

گفت و گوی فراز با «غلامرضا تاجگردون» از همه حواشی پرونده اعتبارنامه وی در مجلس

غلامرضا تاجگردون نخستین بار در سال ۱۳۸۶ در انتخابات مجلس هشتم بود که کاندیدا شد، اما در انتخابات شکست خورد. او در سال ۱۳۹۰ بار دیگر نامزد انتخابات مجلس نهم شد و توانست از حوزه انتخابیه گچساران به مجلس راه پیدا کند. او در انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی نیز، با رای ۷۳٫۶ درصدی مردم گچساران، راهی بهارستان شد.نه رد صلاحیت دور هفتم مجلس و نه عدم کسب آرا در دور هشتم ، هیچ کدام در مقابل موضوع بررسی پرسر و صدای اعتبارنامه وی در مجلس یازدهم دارای اهمیت چندانی نیست. تاجگردون می گوید که فعالیت شغلی خود را از سال ۱۳۶۸ در وزارت اقتصاد و دارایی آغاز کرده و از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۰ مدیرکل دفتر تحقیقات و سیاست‌های مالی این وزارتخانه بوده است. «غلامرضا تاجگردون» به عنوان کسی که دو دوره نهم و دهم را به عنوان نماینده مجلس از شهر گچساران در مجلس گذرانده بود شاید تصور نمی کرد که چنین فشاری را برای تصویب اعتبارنامه خود در دوره یازدهم باید تحمل کند.
آن چه در ادامه می خوانید گفت و گوی مکتوب مصاحبه ای است که پیش از این در 11 بخش منتشر شد و برای دیدن ویدیو این گفت و گو می توانید به تارنمای «فراز» مراجعه کنید.

من گفتم آقای تاجگردون! اما بهتر شما را با چه اسم و عنوانی صدا کنم؟ دکتر تاجگردون یا غلامرضا تاجگردون؟

دوستان به من می‌گویند «غلام»، خانواده می‌گویند« غلام»، در برخی محافل به من می‌گویند «دکترتاجگردون»؛ شما بگویید تاجگردون.

این شائبه از زمانی ایجاد شد که در برخی از پوسترهای شما، «دکتر تاجگردون» ذکر شده بود…

در پوسترها من دکتر تاج گردون نیست، البته در محافل و مجالس این کلمه را به کار می‌برند، ولی در محافل رسمی این لقب را به کار می‌برند.

شما مدرک دکتری ارائه داده بودید؟

به کجا؟

به مراکز رسمی…

سال 86 یا 87، به شکل ترددی دوره دکتری رو به شکل یک پروژه انجام دادم، بعد ارائه دادم برای ارزش‌یابی که فاقد ارزش‌یابی بود و بعد از آن هم از آن استفاده نشد در هیچ محفلی …

چرا در یک دانشگاهی درس خواندید که وزارت علوم ارزش آن را تایید نکرده است؟

حالا خوانده‌ام، به جایی که ضرر نزدم، به خودم ضرر زدم. من از نظر مدرک تحصیلی که در حکمم مشخص است چه مدرکی دارم…

مدرکتان چه بود؟

فوق لیسانس …

کدام دانشگاه؟

دانشگاه شهید بهشتی. سال 63 من ورودی لیسانس، سال 67 ورودی فوق لیسانس بودم و سال 70 هم دانشگاه را تمام کردم.

بیشترین انتقادی که به شما وارد شد در باره مدرک تحصیلی‌تان بوده و در خصوص  فاقد ارزش بودن آن موسسه در بلژیک که به شما مدرک ارائه داده است؟

ببینید، طبق قانون اگر شما بخواهید از مدرکتان در جاهای رسمی، برای گرفتن حکم و تبلیغات برای خودت استفاده کنی این اشکال دارد…

ماجرایی که در روزهای گذشته بسیار داغ شده، بحث اعتبار نامه شما است و استفاده از رانت. یکی از روزنامه نگارها شما را به مناظره دعوت کرده بود. بهتر است خودتان شروع کنید و بگویید که آقای تاجگردون چطور وارد سیاست شدند و چطور سر از مجلس درآوردید؟ چند دوره است که شما در مجلس حضور دارید؟

ببینید نسبت به من و اعتبار نامه من.. حالا چون شما سوال نمی‌کنید می‌گویم..

سوال می‌کنم؛ شما نگران نباشید

چون گفتید که خودم بگویم عرض می‌کنم. من درسم را خواندم و دوره دانشگاهم تمام شد و بعد هم وارد دوره‌های مدیریتی شدم و حالا هم 31 سال سابقه اجرایی دارم. در این 31 سال سابقه اجرایی،  8 سال در مجلس بودم، بقیه را در سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سازمان برنامه بودم …

در مجلس هم کمیسیون برنامه و بودجه بودید؟

بله من بورسیه سازمان برنامه و بودجه هستم. دو دوره هم مجلس هستم. در مجلس هم کارم تخصصی بوده و مثل یک تکنوکرات رفتار می‌کنم.

این تکنوکرات یعنی چی ؟

حالا نه تکنوکرات، منظورم این است که مدیریتی به موضوع نگاه می‌کنم، منظورم تکنوکرات سیاسی نیست.

*شما اصول‌گرا هستید یا اصلاح طلب؟

من اصلاح طلب هستم. ببینید شما یک زمانی اصلاح طلبی را در قالب یک حزب می‌بینید. من معتقد هستم که تحزب در ایران جواب نداده است. تحزبی که نتواند بر روی پارلمان، دولت و حکومت تاثیر گذار باشد و فقط در زمان انتخابات به کار بیاید، من خودم را در گروه چنین احزابی نمی‌بیبنم. اعتقاد دارم در چهارچوب نظام و اعتقاداتی که دارم خودم را در یک فرآیند اصلاحی می‌بینم..

پس چرا گفتید که من در مجلس اصلاح طلب، اصلاح طلب هستم و در مجلس اصول‌گرا؛ اصول‌گرا؟

نه این جمله از من نیست. من گفتم اگر مجلس اصول‌گرا هم باشد من هست.

یعنی چه هستم؟

رقبای من این طور مطرح می‌کردند که مجلس آینده، یک مجلس اصول‌گرا است مردم به او رای ندید! چون اگر برود مجلس نمی‌تواند کاری بکند. من گفتم اکر این مجلس اصول‌گرا هم باشد من از شما جلوتر هستم .

یعنی چه از شما جلوتر هستم؟

خب چون تخصص من از آن ها بالاتر است. مجلس نهم اصلاح طلب بود یا اصول‌گرا بود؟

اصول‌گرا؟

خب من در آن مجلس هم بودم و رئیس کمیسیون بودجه شدم.

حالا هم فکر می‌کنید که بتوانید رییس کمیسیون بودجه بشوید؟

ببینید رییس کمیسیون بودجه شدن بستگی به جو و مطالبات مجلس دارد. کمیسیون بودجه اصلا شوخی ندارد، باید کسی باشد که بتواند با عدد و رقم کار کند.

خب موضوع مهم همین عدد رقم‌ها و تخصیص بودجه است.

در دوره‌هایی که به مجلس راه پیدا کردم افراد بزرگوار و اندیشمندی بودند که از من هم بالاتر بودند، اما برای کمیسیون برنامه و بودجه به من رای می‌دادند که بتوانم با اعداد و ارقام کار کنم. کمیسیون برنامه و بودجه اصلاح طلبی و اصول‌گرایی ندارد و باید با اعداد و ارقام کار شود.

بخش مهمی از انتقادهایی که به شما وارد شده در خصوص همین اعداد و ارقام و تخصیص بودجه است. گفته می‌شود با توجه به نفوذی که در سازمان برنامه و بودجه داشتید، از این نفوذ استفاده کرده و تخصیص بودجه و منابع کردید!

شخصی…!

برای استان و حوزه انتخابیه؟

یکی از جرایم مشهود من که اعلام شده همین است. خب ببینید من نماینده یک شهر محروم در منطقه کهکیلویه و بویراحمد هستم و مردمی هم که به من رای می‌دهند توقع دارند کارهایشان را جلو ببرم و عقب ماندگی هایشان را جبران کنم. اگر غیر از این باشد خب هر آدم عادی دیگری می‌تواند بیاید مجلس، و شاید هم آمدند و شاید هم خواهند آمد. قاعدتا من به واسطه تجربه‌ام بهتر می‌توانم در این امور کار کنم.

یعنی مثلا برای طرح امامزاده جعفر بیشتر بودجه بگیرید.

آبرسانی امام زاده جعفر؟ طرح آبرسانی امام زاده جعفر یک طرح عمرانی عقب مانده و بر زمین مانده ای است. من همه جا هم عرض کردم، که افتخارم در این است که در دوران نمایندگی‌ام توانستم به انجامش برسانم. گچساران آخرین نقطه‌ای است کهآب بعد آن به خلیج فارس می رود ، میلیاردها مترمکعب آب بعد از شهرستان من به بطالت می‌رود به خلیج فارس. آب شیرینی که آب از کنار مردم فقیر و گرسنه و  همچنین زمین‌های مستعد کشاورزی آن منطقه می‌گذرد. آیا غلامرضا تاجگردون، چه رئیس کمیسیون برنامه باشد یا هر کاره دیگر، نباید یک کاری برای مردمش انجام ده که امید به او دارند؟

این بخشی‌نگری نیست بودجه‌ای  که ممکن است برای جای دیگری لازم باشد شما فقط به یک منطقه خاص تخصیص دادید؟

برای کجا لازم باشد؟

مثلا برای سیستان و بلوچستان.

اگر سیستان و بلوچستان بگوید که تاجگردون به ما توجه نداشته است، من حرفشان را قبول می‌کنم، اما حتما عدالت در این است که بودجه بیشتر به گچساران که در حدود 20 تا 25 درصد از نفت کشور را تامین می‌کند ، اختصاص داده شود. چرا نباید پول داشته باشد؟ چرا نباید به این بخش توجه شود؟ من زمانی که نماینده شدم  از شهردار گچساران سوال کردم که اعتبارات عمرانی شهرم چقدر است؟ یک شهر 100 هزار نفری فکر می‌کنید چقدر اعتبارات عمرانی داشته باشد؟

من نمی‌توانم حدس بزنم.

یک میلیارد تومان. وقتی من نماینده شدم رقمی در حدود 850 میلیون تومان اعتبار شهرداری شهر من بود. حتی اگر آلایندگی نفت  را آن سال داده بودند می‌شد 20 میلیارد تومان. مجاری قانونی را طوری تعریف کرده بودند که حق این مردم ادا نمی‌شد. خب من به عنوان یک فرد با تجربه باید یک کاری برای مردم خودم انجام دهم. چرا در یک شهر بزرگ با فاصله هزار کیلومتر گازی که از منطقه من خارج می‌شود می‌روند در یک منطقه‌ای که هیچ چیز نیست پالایشگاه می‌زنند، چرا در شهر من نباید پالایشگاه باشد؟

یعنی شما در شهرتان ممکن است از نفوذتان استفاده کنید و پالایشگاه بزنید؟

حتما همین است و این حق مردم من است. حق خودم است و آمایش سرزمین هم همین را می‌گوید. می گوید آب است به دریا می‌رود زمین کشاورزی‌اش را حل کن. این نفتی است که دود آن را مردم می‌خورند. آالایندگی‌اش هم یک درصد است.

خب مردم خوزستان هم همین حرف را می‌زنند.

اتفاقا برای مردم خوزستان هم همین کار را کردیم.

شما برای مردم خوزستان چکار کردید؟

من مثال ساده  عرض کنم؛ من تا به حال نگفته بودم و حالا می‌گویم . این موضوع را خوزستانی‌ها بشنوند خوب است. من آمدم حساب کردیم که یک درصد از تولید نفت، هزینه آلایندگی است که باید بدهند به آن منطقه، من پیش خودم حساب کردم مثلا گچساران 650 هزار بشکه در روز نفت تولید می‌کند، حالا 400 هزار بشکه در حوزه شهر گچساران است من این میزان تولید را با احتساب قیمت نفت 60 دلاری و دلار 3 هزار تومان و ضربدر یک درصد (هزینه آلایندگی) عدد بزرگی در می‌آید. میدیدم که اعتبار آلایندگی گچساران رقمی در حدود 200 میلیارد تومان است. اما  خوزستان که  حجم تولید نفتش روزانه 2 میلیون و 200 تا 2 میلیون و 400 هزار بشکه  در روز است، هزنیه آلایندگی‌اش رقمی در حدود 2 تا 3 میلیارد تومان در می‌آمد. ما این فرمول‌ها را درست کردیم و در مجلس رای آورد. خوزستان در دوره نهم مجلس اعتبار همان سالش از یک سوم نفت  از 1000 میلیارد تومان به 2 هزار میلیارد تومان رسید.

این اعتبار تصویبی است و تخصیصی آن فرق می‌کند.

نه این همان تصویبی است که خدمت شما عرض می‌کنم

گفته می‌شود شما اعتبار گچساران را تصویب می‌کنید و تخصیص می‌دهید.

تخصیص که دست من نیست!

به هرحال گویا با لابی تخصیص می‌دهید.

نفت که متناسب با واریزی است.

یعنی به همان نسبتی که گچساران می‌گیرد، خوزستان هم می‌گیرد؟

من یک سری اسناد مربوط به کهکیلویه و بویراحمد دارم می‌توانم به شما نشان بدهم. حالا به هرحال تخصیصی به عواملی از جمله پیشرفت پروژه بستگی دارد . متناسب با صورت وضعیت پیمانکار است. البته من نمی‌توانم منکر این نشوم که بالاخره توجه نکردم، پیگیری نکردم یا اینکه به من توجه نکردم. کار من همین است. فرض کنید شما نماینده شدید! اصلا می‌دانید فرق بین تخصیص و مصوب چیست؟ شاید ندانید!

من می‌دانم، اما نمی‌دانم نماینده‌های این دوره مجلس این تفاوت را بلدند یا نه!

یعنی می‌خواهم بگویم که شاید ندانید و اصراری هم نیست که بدانید. اما من می دانم اگر کسی از من سوال کند برایش توضیح می‌دهم اما نمی‌توانم بگویم که من نمی‌دانم کی باید بروم تخصیص بگیرم. تخصیص 3 ماه می‌دهند طرف برج 5 می‌رود و می‌گوید من تخصیص می‌گیرم. می‌گویند خب تخصیص سه ماهه است باید بروید تا برج 6 … دستگاه اجرایی استانم را مامور می‌کنم می‌گویم برو 3 ماهه تخصیص خودت را بگیر. ببینید از من اگر می‌خواهند خرده بگیرند باید بگویند آقای تاجگردون شما با نگاه بخشی نگری نقش ملی خودت را ایفا نکردی! من نقش ملی خودم را ایفا کردم و به مسائل محلی هم توجه کردم. اینکه نباید مورد نقد واقع شود.

منتقدان شما اینطور فکر نمی‌کنند. آن ها بر این تصور هستند که شما با تیم لرها هستید در کمیسیون، لابی می‌کنید و  هرچه می‌خواهید را در کمیسیون می‌برید، تصویب می‌کنید و تخصیص می‌دهید.

در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نهم اصلا نبود، در این دوره فقط یک نفر لر بود.

خب می‌گویند ممکن است در صحن این لابی انجام شود

اصلا فرآیند تصویب قانون به این شکل نیست که مثلا لرها بیایند به شما رای دهند.

در منطقه آدم هایی که با شما بد هستند هم کم نیستد، این سردار خورشیدی هم همشهری شما است؟ مساله شخصی دارید با یکدیگر؟ ایشون داماد فامیل آقای احمدی‌نژاد است و شما هم یک نطق تندی علیه احمدی نژاد کرده بودید.

به نظر می‌رسد ربطی به احمدی‌نژاد ندارد چرا که اولین رانده شده از درگاه احمدی‌نژاد، همین احمد خورشیدی است. من فکر می‌کنم در آن دوره آقای احمدی‌نژاد من را بیشتر از خوردشیدی تحویل می‌گرفت.

چرا تحویل می‌گرفت؟

در مسائل کارشناسی من را بیشتر تحویل می‌گرفت.دو سال اولی که من مجلس بودم آقای احمدی‌نژاد رییس جمهور بودند و من 2 تا از پروژ ه‌های بزرگ خودم را با او توانستم به نتیجه برسم. در بحث کارشناسی و اغنایی بحث می‌کنند و کمک می‌کنند.

مشکل شما با خورشیدی چه بود؟

خب به هر حال ایشان رقیب من بودند. دو و سه دوره تلاش کرده و آمده و به هر دلیلی که بوده رای نیاورده است. نه هیچ مشکل خانوادگی نداریم.

شما خان زاده بودید در منطقه؟

خان نیستیم ولی خب از آدم های مطرح اجتماعی در آن منطقه بودیم. خان ما نه این که فکر کنید چیز خیلی مهمی است.

زمین دار بودن پدرانتان؟

مالک بودیم،اما اینکه بگویید خان بودید نه، پدر من خان نبود. آدمهای سرشناس دارای منصب اجتماعی بالا بودند.

اسمتان هم طاغوتی است.

ربطی به الان ندارد، اولین شناسنامه‌ای که گرفتند اسم ما شد «تاجگردون».

 به نظر می‌رسد تنش‌ها در منطقه است  و هر چند وقت یک بار عمده می‌شود و به سطح کشوری کشیده می‌شود.

ما یک گروه عوام و یک گروه خواص داریم. خانواده من یک خانواده عشیره ای است که طی سال‌ها این تنش‌ها و مخالفت‌ ها بین شان بوده است. خواص هم دوست دارند تاثیرگذاری داشته باشند. خب برآیندش چیست؟ کسی بپرسد شما که این همه مخالف داری چرا 75 درصد در انتخابات رای می‌آوری؟

این دفعه چقدر در انتخابات شرکت کردند؟

این دفعه من حدود 39 هزار تا یعنی بالای 50 درصد رای آوردم.یعنی با وجود 4 گروه رقیب جدی باز من از سر جمع آن ها بیشتر رای آوردم. سال قبل جامعه دو قطبی شد من 75 درصد رای آوردم.

در مجلس یکی می‌گفت که شما از تله شورای نگهبان فرار می‌کنید و تایید صلاحیت را می‌گیرید

خب من الان 5 دوره است که تایید صلاحیت را می‌گیرم. میگه ملخک یه بار پریدی، 2 بار پریدی خب یک جا باید بخوری دیگه.

خودتان شنیدید که می گویند؟

بله و من هم در جواب می‌گویم از چند تله می‌توانم بگذرم! در همین دوره جدید مدام دارند استعلامم می کنند. شورای نگهبان  روی مسائل اقتصادی بسیار حساس هستند. حال شاید سیاسی ها مساله شان فرق داشته باشد. مگر من چه کسی هستم؟ من به چه کسی وصل هستم؟

مشکل این است که ما نمی‌توانیم حدس بزنیم کی به کی وصل است.

بعضی وقت ها می‌گویند این داماد آن است این خواهر آن است.

خوب جایی آمدید، من می‌خواستم بحث را روی فامیلی بیاورم. شما چند فرزند دارید؟

من 3 تا بچه دارم.

می توانید بگویید چند ساله هستند؟

من خیلی دوست ندارم در بحث خانوادگی وارد شوم.

فرزندانتان چکاره هستند؟

امیررضا متاهل است و بیکار.

واقعا بیکار است؟

واقعا بیکار است.

دوست دارید من باور کنم که پسر آقای تاجگردون بیکار است؟

بیکار یعنی چه ؟

یعنی کار و منصب دولتی ندارند؟

اتفاقا یک دفتری پایین هست و من معرفی‌شان هستم برای رد کردن بیمه ایشان. تا سال 90.

اگر ما در هیات مدیره‌ای، جایی پیدایش کردیم چه؟

همین که می گویم ایشان تا سال 90 بیمه شان رد می شد و.. حالا هم بیکار است جایی نمی‌توانید پیدایش کنید

آن یکی پسرتان چی؟

آن پسرم هم بیکار است.

کمی باورش سخت است آقای تاجگردون.

اون که در حال اتمام فوق لیسانش است .سربازیش هم تمام نشده است که بخواد جایی باشد.

خب من یک اسم‌هایی برای شما می‌خوانم. آقای ساسان تاجگردون چه نسبتی باشما دارند؟

برادرم هستم.

شغل شان چیست؟

خب این سوال بارها از من پرسیده شده است. ما یک خانواده 12 نفری هستیم. من پسر کوچک هستم. این ساسان که می‌گویید 2 سال از من بزرگتر است و 25 سال سابقه فعالیت دارد. اولین پست خود را هم زمان آقای احمدی‌نژاد در استان فارس گرفت و معاون استاندار فارس شد و در همین بودجه و اداری و مالی است این ها فعالیت می‌کند.

الان چکار می‌کنند؟

الان معاون سازمان گردشگری هستند.

شما تاثیری نداشتید در گرفتن این سمت برای ایشان؟

خب اگر بگویم از نظر روانی تاثیر نداشتم دروغ می‌گویم. اما این که بگویم من توصیه کرده باشم نه.

محسن تاجگردون کیست؟

ایشان پسر برادر من هستند.

شغل ایشان چیست؟

ایشان کارشناس شرکت پتروشیمی گچساران هستند که در حال ساخت است و در سال 84 تا حالا در حال ساخت است و ایشان هم از همان سال در این پتروشیمی کار می‌کنند.

عضو هیات مدیره نیستند؟

نخیر، نیستند.

رقبا می‌گفتند عضو هیات مدیره هستند

خدا کند باشد ولی نیست

آقای یاسر فرزین ؟

پسر دختر دایی من هستند.

شغلشان؟

در نفت پاسارگاد کار می‌کنند. پسر بسیار خوب و سالم. دارای فوق لیسانس است. بچه دارد. هرچی هم ازش پیدا کردند که خلاف کرده یا دست کجی کرده است من تضمین می‌کنم.

خانم لیلا تاجگردون ؟

خواهر من هستند. 24 سال سابقه کار دارد و 10 – 15 سال هم مدیر ارشد محیط زیست در استان فارس است.

چند سال است که ایشان مدیر کل هستند؟

مدیر کل نیستند. معاون مدیر کل هستند. یک مقطعی خودشان را مامور کرده بودند که بروند آموزش و پرورش.

مثلا در باره همین لیلا وقتی که خانم ابتکار رئیس سازمان محیط زیست شد من گفتم تازه اگر صلاحیت ندارد بندازنش بیرون.در یک خانواده خیلی بزرگ ما گشتند و 3 نفر را پیدا کردند.

به هر حال مردم حساس هستند.

الان شما پسر دختر دایی تان را می شناسید؟

بچه اس مدرسه می رود. ببینید من دارم از حساسیت افکار عمومی می‌گویم. در این شرایط که به دلیل اوضاع بد اقتصادی فشار زندگی و بیکاری هست، مردم حق دارند که حساس شوند.

بله مردم حق دارند.اما باید بررسی شود که آیا اعمال نفوذی شده، آیا از این منصب در جهت منافع شخصی استفاده شده است یا خیر؟ آن موقع حرف شما درست است.

ما موارد دیگری هم داریم. مثل شرکت «پترو امید آسیا»، شما آن جا چکاره هستید؟

می‌گویند که من مالک این شرکت هستم.

هستید؟

من 2 سال پیش در یکی از شبکه ها دیدم که برایم یک کلیپی درست کردند که بله تاجگردون یک سری خط لوله استراتژیک نفت در گناوه دارد که از آن جا منابع را ( نفت و گاز ) را می‌فرستد به قطر و پول هایش هم در ابوظبی است. من ابتدا این حرف‌هارا به شوخی گرفتم. بعد دیدم که در رسانه آمد که «پتروامیدآسیا» و فلان یک شرکتی است متعلق به بانک سپه و صد در صد سهام ان متعلق به بانک سپه است.

 ما این را از شما مدارک می‌خواهیم که به ما بگویید متعلق به بانک سپه است

بزنید در اینترنت و مدارک را پیدا کنید. مگر متعلق به من است که به شما مدارک بدهم.من یه اشباهی کردم که در سال 90 که قبل از نمایندگی ام هشت، نه ماه یا یک سال، عضو غیر موظف هیات مدیره آنجا شدم. این پروژه راه افتاد و من آمدم بیرون و به مجلس رفتم.

از «پترو امید آسیا» بر اساس گزارش دیوان محاسبات تخلفات زیادی دارد.

اصلا بگیرند اعدامشان کنند. اتفاقا یکی از نماینده ها سوال کرد که بر اساس گزارش دیوان محاسبات پتروامیدآسیا تخلف کرده است.گفتم کی؟ گفتند : 98. گفتم مسئول دیوان محاسبات در کشور کیه؟ مگر من نیستم؟ خب اگر مال خودم بود که نمی گذاشتم این پرونده اش بیرون بیاید. بابا یک شرکت دولتی، مخازن نفت وزرات نفت را می ریزند آن جا و می دهند برود.

یعنی شما می‌گویید در دوره‌ای که شما بودید تخلفی رخ نداده است؟ 

اصلا من کاره‌ای نبودم. اصلا فرض کنید در زمان من تخلفی هم رخ داده باشد سال 90.خب بگیرند متخلف را بلا سرش بیاورند. چرا اینقدر حاشیه می‌روند. اصل موضوع این شرکت به من ربطی ندارد.  این شرکت دولتی است و بانک سپه فایده اش را می‌برد. مدیر آنجا سودش را می‌کند. من چند سال پیش رفتم آن شرکت یه عکسی گرفتم گذاشتم روی صفحه اینستاگرام خودم. گفتم من یک وکالت نامه به مدیر عامل دادم که هرکس آمد سهمی، چیزی پیدا کرد مال خودش. دیگر از این راحت‌تر که نمی‌توانم بگویم.

چرا پتروشیمی گچساران افتتاح نمی‌شود و به نتیجه نمی‌رسد؟

شما از دولت بپرسید. من نجات دهنده پتروشیمی گچساران بودم. این پروژه که حق مردم بود روی زمین مانده بود. خلاصه دولت لطف کرد، صندوق توسعه ملی هم کمک کرد توانستیم فاینانس بگیریم و الان هم فکر می کنم پیشرفتش روی 60 تا 70 درصد باشد. امیدوار هستم که بتوانند سال آینده این پروژه را به اتمام برسانند.

شما گفته بودید که یکی 2 سال پیش باید به نتیجه می‌رسید.

البته من که نه. من از قول آن ها می‌گویم

خب چرا به نتیجه نمی‌رسد؟

چون تحریم جلوی کارشان را گرفته و حتی در گرفتن فاینانس هم مشکل دارند.

در انتخابات گذشته شما چقدر هزینه کردید؟

خودم یا مردم یا همگان؟

این که نمی‌شود.

نه در واقعیت می‌خواهم این را بگویم که مثلا در تهران کاندیدا باید شام بدهد. در شیراز باید شام بدهد. من اصلا در این فاز نیستم. مثلا امسال 10 تا طایفه ایل باوی یک همایش برگزار کرد. یک هفته طول کشید که ما میان آن ها حمایت کنیم که کدام طایفه میزبان باشد. فرهنگ را باید دقت کرد. لر یا طایه عشیره‌ای دوست دارد سربلند باشد.

به خاطر شما هزینه می‌کنند؟

نه به خاطر خودشان.

چه نفعی برایشان دارد؟ یعنی چه که برای خودشان هزینه می‌کنند؟

ببینید تفاوت نگاه شما با آن ها این است. شما می‌گویید به خاطر شما هزینه می‌کنند. نه آن ها به خاطر خودشان هزینه می‌کنند.

خب برای این است که شما بروید در مجلس و برای آن ها کاری انجام دهید؟

بله برای این است که من را بفرستند مجلس برایشان کار کنند. پس نگاه شخصی نیست.

خب آن عشیره از شما توقع خاصی پیدا نمی‌کنند؟

نه منطق من اصلا اینطوری نیست. اصلا. بخصوص من. این شعار من است این نگاه من است که می‌گویند تاجگردون کار شخصی انجام نمی‌دهد یا به ندرت انجام می‌دهد. این ها که هزینه‌های عمومی است. در باره هزینه ستادی که من کاملا شفاف هستم. حدود 240 تا 250 میلیون تومان خرج کرد.

250 میلیون تومان را برای چه کاری خرج کردید؟

این پول را خرج پوستر، ستاد، بنر، حمل‌و‌نقل کردم.

من یک تصیری دیده بودم که یک خانم سوار اسب شده بود؟ مربوط به شما بود؟

بله. خب الان آن خانم سوار اسب شده جرم است. چه مشکلی دارد؟

*من مشکلی ندارم. یکم غیر معمول است و تا به حال ندیده بودم.

خب حالا ببینید. برای شما غیر معمول است. برای ما و منطقه ما خیلی طبیعی است. منطقه من عشایری است. من وقتی می روم یک جایی برای استقبال من تیراندازی می‌کنند. اصلا ناراحت می‌شوند اگر تیر نندازند. عشایر همین است. فرهنگ این است.

مساله اصلا اسب سوار شدن خانم ها نیست. اما از بیرون طوری به نظر می‌آید که نمی‌تواند خودجوش باشد این ماجرا.

اتفاقا خودجوش است. این یک رقابت طایفه است. می‌گویند باید چادر بزنید.. استقبال کنیم. می‌گویند چرا تبلیغ می‌کنید؟ مگر بدون تبلیغ کسی به من رای می‌دهد. مشکل این است کسی که مرا نقد می‌کند حتی یک روز هم نرفته ببیند عشایر چطور زندگی می‌کنند. قوم یعنی چی؟ طایفه یعنی چی؟ عشیره یعنی چی؟

نکته این است که مخالفان من دست به قلم و گزارش دادنشان خوب است.همه کاندیداهای اصول‌گرای رقیب من همه اسب و فشفشه و تفنگ را دارند. اما من دنبال گزارش نیستم. همیشه کسی که پیروز است بر علیه اش زیاد می‌نویسند و کسی که جلو است را بیشتر به او حمله می‌کنند. منم سال‌ها به این عادت کردم. نظام هم به این عادت کرده است.

خب شما در حال ورود به مجلسی هستید که شرایط متفاوت تری دارد. اصول گرایان دست بالا تری دارند و به دلیل تحریم مردم در شرکت در انتخابات ترکیب مجلس عوض شدهاست. تفاوت را حس می‌کنید؟

بله

چه تفاوتی حس می‌کنید؟

به هر حال یک گروهی با شعارهایی آمدند که ایده و سطح آن ها با مجلس‌های قبلی بسیار متفاوت است. این شعارها را باید بهش احترام گذاشت. چون آمدند که کاری انجام دهند.170 نفرشان کلا جدید هستند، یعنی تا به حال مجلس نبوده‌اند. مابقی شان هم در مجلس قبل یا قبل تر بودند.

انتظار داشتید به اعتبار نامه تان اعتراض شود؟

شنیده بودم اما توقع داشتم کمی مسولانه تر رفتار شود.

مهم ترین محورهای اعتراض در شعبه چه بود؟

در شعبه معترضین باید بیایند به همراه مستندات اعتراضات خود را ارائه دهند. که تعدادی از نمایندگان محترم با مستندات به این شعبه آمدند. حالا باید بفرستند شورای نگهبان و روال هم بر این بود اگر اعتراضی وجود دارد شورای نگهبان اعلام کند.  شورای نگهبان به من جواب داد که من این موضوع را قبلا دیده‌ام و قاعدتا موضوع باید منتفی می‌شد. باز هم دوستان عزیز خارج از روال و خارج از قانون و آیین نامه یک نامه به هیات ریسه فرستادند و ۱۴ بند به همراه مستندات دیگری تقدیم شورای نگهبان کردند و همزمان هم جلسات شعبه برگزار شد و شورای محترم نگهبان دوباه اعلام کرد من این چهارده  بند را دیده‌ام .

در شعبه چه مواردی مطرح شد؟

موارد بسیار و متعدد.

چه مواردی بود؟

حوصله دارید که من همه این موارد را بگویم ؟

به قول معروف درشت‌هایش را سوا کنید.

سوا کردنی نیست درهم است.موقعی که شورا شروع کرد نماینده محترم گفت:« بسم الله رحمان رحیم. جناب آقای غلامرضا تاجگردون …» پدر بزرگ ایشان فلانی …

کی؟

اسم پدربزرگ من بارانی بود. بعد من گفتم شما می دانید پدربزرگ من کی فوت کرده؟ پدر بزرگ من سال ۱۲۹۰ فوت کرده است. این که می‌گویم همه چی در هم است به این دلیل است. این ها از سال ۱۲۹۰ شروع کردند.پدرخود من در بچگی اش پدرش را دیده است. من چه چیزی باید از ایشان یادم باشد که به شما پاسخ بدهم؟ شروع کردند  از گذشته من گفتن. در باره پدر بزرگ من گفتند خان بودند و یاغی.
گفتند خانواده شما بعد از کودتای ۲۸ مرداد به کمپ انگلیسی‌ها رفته و آنجا زندگی کردند و به سفارش انگلیس به گچساران برگشتند. یعنی برای اولین بار بود که من چنین حرف‌هایی می‌شنیدم.

مگر انگلیسی‌ها در گچساران و در سال ۱۳۳۲ کمپ داشتند؟

خانه ما که در ده بود. من متولد نشده بودم. من تنها چیزی که از دوران پدرم می دانم این است که ایشان در سال ۱۳۳۳ پیاده به کربلا رفتند. اصلا اینکه ۲۸ مرداد ۱۳۳۳ به من و پدربزرگم ربطی داشت نمی‌دانم.
مثلا در باره مادر من نوشتند که مادرش کبری کرمی از خانواده وابسته به حکومت طاغوت بود که بعد از انقلاب به منافقین پیوستند و چند نفر از آن ها به خارج فرار کردند و هم اکنون در خارج از کشور با آن ها در ارتباط هستند!یعنی مادر من.

گفتم من از همه حرف‌هایی که زدید بگذرم اما از این موضوع نمی‌گذرم. شما بی انصاف هستید. مادر من مادر شهید است. مادر من خانه‌اش جانبازی است. مادر من کسی است که در سن ۱۵ سالگی من را می‌برد پای اتوبوس و می‌فرستد جبهه. برادر من شهید شد. من یادم است که جلوی خانه ما درگیری با منفقین شد. اینقدر برادر من را زدند که مادر من مجبور شد خودش را روی برادرم بندازد تا از دست آن ها نجاتش دهد. بهترین دارالقرآن ها ( درگچساران) مربوط به کبری کرمی است. در محله زندگی ما بهترین حسینه‌ها را مادر من ساخته است. شما این قدر بی مروت هستید که فکر نمی‌کنید مادر من ۱۰ سال است که از دنیا رفته اما شما می‌نویسید که او هنوز با منافقین در ارتباط است و زیرش را امضا می‌کنید. این حرف‌ها را اگر همشهری‌های من بشنوند تنشان می‌لرزد. مادر من هر پنجشنبه حداقل هزار نفر می‌آیند بر سر مزارش فاتحه می‌خواهند. بعد این ها خیلی وقیحانه درباره مادر و پدر من می‌گویند.

من می‌گویم اصلا بگذریم، پدر من جانی، مادر من منافق، پدر بزرگ من فلان. بینید من کی هستم! گفتند حضرت آیت‌الله فلانی زاده‌اش منافق می‌شود اعدامش می‌کنند. من زاده هرکسی باشم غلامرضا تاجگردون هستم. چرا نمی‌گویید این آدم 12 سالش بود انقلاب شد، 15 سالش بود در جبهه جانباز شد. بدون هیچ رانتی در دانشگاه قبول شد، درس خواند. در 24سالگی توانست خودش را نشان دهد. چرا نمی‌گویید یک بچه بسیجی رشد کرد. اصلا همه این ‌ها درست. من کی هستم؟

به غیر از مسائل خانوادگی چه چیزهای دیگری گفتند؟

درباره خودم و اینکه چرا در 24 – 25 سالگی مدیر شدم. پرسیدم اول بگویید این عیب است یا حسن؟

ببینید به نظر من این عیب است. ولی خب گر حکم شود که مست گیرند است…

ببنید این اتفاق مربوط به سال 68 است که جمعیت کم بود و در دوران جنگ تحصیل کرده خیلی زیاد نبود. بله شما الان کسی را در سن 25 سالگی مدیر کنید زیر سوال می‌روید. ما اولین گروه فارغ‌التحصیلان بعد از انقلاب در مقطع فوق لیسانس هستم. مثل امروز نبود که فوق لیسانس فراوان وجود داشته باشد. فوق لیسانس اقتصاد و برنامه مگر چند نفر بودند؟ 100 نفر بودند. اولین مقطع و اولین خروجی به دانشگاهها ما بودیم.

من می‌گویم این نقصی بود که همه‌تان داشتید.

نقص نبود الزام بود.

نقص بود چرا که مدیران با تجربه تر اوایل انقلاب به دلیل مشکلات عقیدتی رد شدند.

بله این اتفاق وجود داشت. من درباره این  نمیخواهم صحیت کنم. من درباره خودم حرف می‌زنم. گفتم چرا یک مقاطعی از زندگی من، جوانی و نوجوانی من که در جبهه و خدمت گذشت نمی‌گویید. همه همان 8 یا 9 سالی را می‌گویید که من در استان فارس بودم . خب 8  یا 9 سال من مدیر نمونه کشور بودم. لوح می‌گیرم. آیا جناح چپ حاکم بود؟ من به جایی وصل بودم؟ نه خودم بودم دیگر.

درباره فعالیت‌های سیاسی‌تان چه گفتند؟

گفتند اصلاح طلب لیبرال منش.

یعنی اصلاح طلبی را به عنوان جرم تلقی کردند؟

به عنوان جرم مطرح نکردند

می شود بندش را بخوانید؟

دیدگاه سیاسی؛ اصلاح طلب است و لیبرال منش. در تمام اغتشاشات، البته آنها با «خ » نوشته بودند اختشاشات … تکرار کردند. نه اینکه اشتباه تایپی باشد. دبیر خانه و نمایندگان امضا کردند.

خب در اغتششاشات چه شده بوده؟

شرکت کردم

مگر در گچساران اعتراض بود؟ چه زمانی را می‌گویند من چون نمیدانم می‌پرسم.

خب من هم نمیدانم. چیزهایی است که در این گزارش نوشته شده است. گفته بودند من از سران فتنه سال 88 بوده‌ام.

شما طرفدار میرحسین موسوی بوده‌اید.

بله من طرفدار میرحسین بودم و حالا هم که تمام شد.

در ستاد آقای موسوی چکاره بودید؟

در ستاد بودم دیگر .

در کهکیلویه و بویراحمد؟

نه همین جا بودم ، در شهرستان نبودم. در ادامه گزارش نوشته بودند که در جریان حمله داعش به سوریه نامی از داعش بر زبان نیاورده است و در نامی از عراق هم بر زبان نیاورد. او معتقد است که داعش گروه تندور مسلمان است. تاجگردون اسراییل را به رسمیت می‌شناسد و از این موارد. من گفتم چیزی که می نویسید اول بخوانید و و به آن اعتقاد داشته باشد و بعد آن را امضاء کنید. من هشت سال محرم نظام بودم در خصوص مسائل بودجه‌. حالا  نمی‌خواهم برخی مسائل را مطرح کنم و اینجا خرج کنم. ولی مگر می‌شود من اسراییل را به رسمیت بشناسم. من خاطرم هست در جریان حمله داعش به مجلس اولین عکسی که از اینستاگرام منتشر شد متعلق به من بود. به من انتقاد کردند که چرا لبخند زدی، گفتم منظورم این بود که ما هستیم بیا، گفتند مردم شهید می‌شوند تو لبخند میزنی.

یک خاطره یادم آمد. یکی از نماینده‌ها کنار یک جانباز روی ویلچر.

بله آن عکس را من منتشر کردم.

درست است که آن نماینده فرار کرد و آن جانباز را روی ویلچر تنها گذاشت؟

نه جعفر زاده همیشه از یک در خارج می‌شد. آن در مخصوص را به خاطر داعش نمی‌توانستند باز کنند.حالا انتقاد بر سر لبخند زدن من درآن عکس بود. من یادم می‌آید در جبهه وقتی یکی مان شهید می‌شد عکسش را می‌گذاشتیم و می‌گفتینم بسیجی لبخند بزن. بسیجی که نمی‌آید خودش را وا بدهد پیش داعش.

آقای  تاجگردون، در خصوص بحث‌های مالی که در شعبه مطرح شد . گفته شده است شما با هیات مدیره 72 شرکت ارتباط دارید.

ببینید. من در پیوست‌هایی که از آنها خواستم، یک لیست 72 شرکتی به من دادند که من با آن ها ارتباط داشتم.

گفتید ارتباطی نداشتم، مگر می‌شود؟

ببینید. من لیست 72 شرکت را گرفتم و روی موضوع کارکردم که این 72 شرکت چه کسانی هستند. یک اینفوگرافیک آماده کردم. 21 شرکت فقط اسم تاجگردون در آن ها است. یکی یکی سرچ کردم. دیدم مثلا فاطمه تاجگردون هست که دختر من است. یکی هم حمیدرضا تاجگردون. هرکسی که نگاه کند می‌گوید حتما خودش است دیگر. من زنگ زدم برادرم که فرهنگی بازنشسته است که نکند شرکتی ثبت کرده است و دختر من را گذاشته بازرسی.

یعنی فاطمه تاجگردون به شما ارتباطی ندارد؟

نه ندارد. دیدم این شرکتی در جهرم ثبت شده و به ما ارتباطی ندارد. اسم من فقط در هشت شرکت بوده است.

یعنی شما در شرکت پتروشیمی گچساران نیستید

نخیر نیستم. فقط یک سال بودم در سال 86. الان همه را می‌گویم اگر وقت هست.

ببینید، یا هست یا نیست.

یه جدول به شما دادم. اسم من در هشت شرکت است. بقیه به نام آقای محسن دلاویز است.

نسبت ایشان با شما چیست؟

هیچ نسبتی با من ندارد.

پس چرا اسمشان در لیست است؟

یه چیزی جا افتاد که محسن دلاویز پسرخواهر من است. بعد گفتند که پسرخاله من است.

نمی شناسیدش؟

چرا همشهری من است. من یک سوالی از آقای زاکانی پرسیدن این که محسن دلاویز زمانی که من نماینده مجلس بودم شد عضو هیات مدیره شستا سا زمان دولت آقای احمدی‌نژاد؟ شما این افراد را راه دادید به من چه ربطی دارد.

شما بالاخره این اشخاص را می‌شناسید؟

بسیاری از همشهری‌های من خودشان رشد کردند و ربطی به غلامرضا تاجگردن نداشته است.

همه مردم ایران فکر می‌کنم اینقدر باهوش هستند. چرا گچسارانی‌ها پیشرفت می‌کنند؟

حالا یک نفر بوده به اسم محسن دلاویز. هوش دارد یا ندارد به من مربوط نیست. اگر جرمی کرده است اورا بگیرید. من درباره خودم و خانوادم می‌توانم حرف بزنم. هشت بند را گفتند که «بودند». اتاق تعاون جمهوری اسلامی ایران. چه سالی ؟ سال 1384. چکاره بودم ؟ هیچکاره. بنگاه اقتصادی بوده است؟ خیر.اتاق تعاون یک نهاد مدنی است.

به هرحال نیمه دولتی است. 

اصلا دولتی هم باشد.

خب…

بنگاه اقتصادی که نبوده است. مال من نبوده است.

بالاخره با تعاونی‌های روستایی در ارتباط است.

من که آن زمان منسبی نداشتم . بیکار بودم و نه معاون سازمان برنامه بودم و نه نماینده، می‌توانستم برم در اتاق تعاون کار کنم. میتوانستم بشوم عضو هیات مدیره و به من رای دادند و شدم. از خداشان هم بود. که معاون سابق برنامه و بودجه، غلامرضا تاجگردون در هیات مدیره اتاق تعاون باشد.

چقدر حقوق می‌گرفتید؟

حقوق نمی‌گرفتم. حق‌الجلسه بود. در ماه 100 تا 200 هزار تومان بابت جلسه‌ها به من می‌دادند. اصلا من فرض کنید ماهی 10 میلیون تومان حقوق می‌گرفتم. به کسی چه ربطی دارد که من آن موقع که منسبی هم نداشتم کجا کار می‌کردم و چقدر حقوق می‌گرفتم؟

خب جدیدتر ها چه بوده است؟

کمیته ایرانی اتاق بازرگانی جمهوری اسلامی ایران سال 1386. اتاق بازرگانی هم مثل اتاق تعاون.

البته مثل اتاق تعاون نیست.

البته ما در ICC بودیم

این ها همزمان بود؟

نه اگر هم بود منع قانونی نداشت.

درست است که منع قانونی ندارد اما درکشوری که با فشار مشکلات اقتصادی سیل عظیمی از بیکاران وجود دارد چند شغله بودن برخی افراد مردم را حساس می‌کند.

بله ایراد دارد. من که خودم دارم می‌گویم ایراد دارد .

جدیدترین موردی که در گزارش آمده کجا بوده است. مربوط به همین سال‌های اخیر ؟

جدیدترین موضوعی که در گزارش آمده بود حضور من در موسسه غیر تجاری فرهنگی مشک و ملارد بوده است. موسسه غیر تجاری. یک ریال هم گردش مالی ندارد. تازه تاسیس کرده‌ایم. اگر شما گشتید و اسمی و نامی از این موسسه پیدا کردید بیایید گردن من را بزنید. جالب آنکه همه کسانی که به من اعتراض کرده‌اند همه‌شان باهم یک موسسه دارند که حالا نام نمی‌برم. من یک حرفی در شورا زدم. گفتن اگر یک سهم، یک ریال …

آقای تاجرگردون، اگر شما اینقدر که می‌گویید تمیز باشید الان مملکت باید گل و بلبل شده باشد!

مگر همه مملکت من هستم؟

یعنی هیچ گردو خاکی روی شما نیست؟ الان یادم افتاد که شما گفتید پسرتان بیکار است و متاهل؛ پس خرج زندگی اش را چه می‌کند؟

خرج زندگی که بالاخره باباش من هستم. من بهش پول می دهم و می‌گویم در بورس کار کن. اما این که شغلی داشته باشد وااله بالله تالله، جایی نیست. سه تا 4 جا هم جور شد که نرفت حاشیه ایجاد نشود.از خودش بپرسید من که هرچه می‌گویم شما باور نمی‌کنید.

تهران است یا شهرستان؟

همین تهران.

خب در تهران هزینه زندگی یک خاناده 4 نفره، زیر 8 میلیون تومان نیست؟!

نه به هرحال من هستم و حالا خداخواسته یا ارث پدری بوده، توان این را دارم که خانوده ام را به لحاظ مالی اداره کنم.

یعنی شما می‌گویید از اموال شخصی این زندگی را دارید؟

بله  هیچ اتهامی به من نمی‌چسبد.

اما آن خان زاده به شما می‌چسبد.

خیر خانزداه بئودن سلسله مراتب دارد. الکی نیست. الان من همین طوری به شما بگویم که خان زاده هستم بچه‌های خان منطقه ما به آنان بر می‌خورد. در مجلس ششم من شده بودم معاون سازمان برنامه. یک روزی کسی پیش آقای ستاری فر، به ایشان حمله کرد که شما هر بچه چوپانی را می‌آوری در سازمان برنامه می‌گذارید سرکار. بعد من گفتم آن زمان که دوره چوپان ها بود به من گفتید خان، حالا می‌گویید چوپان، بالاخره تکلیف ما را مشخص کنید. من حرفی می زنم می‌گویم اگر کسی را دیدید که ساعت رولکس می‌بندد و کفشش را نیم‌تخت می‌زند حتما بدانید که دزد است. عده‌ای به من گفتند من نباید این حرف را در جمهوری اسلامی بزنم.

به عزیزی گفتم به من می‌گویید رانت‌خواری و بچه خانی. آن موقع که شما وزیر بودید من دانش‌آموز بودم . می‌گفتند وزیر گفته من با موتور گازی می‌آیم. حالا بعد از 30 سال بیا اموالمان را عوض کنیم.من بدم می‌آید از این که بگویم نون شب ندارم. نه من زندگی ام را می‌فروشم و نمی‌گذارم بچه‌هایم گشنه بمانند.

خب الان اعتبار نامه شما از شورای نگهبان به صحن می‌رود. آیا تلاش می‌کنید که رای بیاورد.

من تلاش می‌کنم اما خودم خانواده ام و اعتبارم را به آب و آتش نمی‌زنم.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.