مناسبات بین المللی در مسیر منافع داخلی

حامد هدائی _ اقتصاددان رفتاری
تعلیم دهندگان حیوانات وحشی، از روش ساده و زیرکانه ای برای رام کردن نهنگ های قاتل استفاده می کنند. در مرحله اول، تا سرحد مرگ به نهنگ گرسنگی می دهند. بعد از این که مطمئن شدند نهنگ، از شدت گرسنگی قادر به حمله نیست، مرحله دوم را برای عادی سازی و کنترل خوی وحشی گری اش آغاز می کنند. در یک روز مشخص، به جای دادن چند عدد ماهی بزرگ، یک وانت ماهی جلو نهنگ می ریزند. دیدن چنین حجمی از ماهی بعد از چندین روز گرسنگی، اولین شوک بزرگ را به نهنگ قاتل وارد می کند. غریزه بقا به نهنگ حکم می کند که برای داشتن زندگی بهتر، وحشی گری اش را کنار بگذارد.

گیج و سردرگم به سرعت همه غذاهای پیشکش شده را می خورد و در وعده بعدی منتظر می ماند تا مجددا چنین پاداش بزرگی را از تعلیم دهنده دریافت کنند. در این بین رابطه تنگاتنگی در غالب یک قرارداد نامرئی میان مربی و نهنگ شکل می گیرد، اما نهنگ بخت برگشته از این موضوع خبر ندارد که در مرحله سوم، خبری از یک وانت ماهی نیست و تعلیم دهنده جدیدی قرار است او را وادار به رقصیدن روی آب کند. در این مرحله شرطی سازی نهنگ و یادگیری حرکات نمایشی شروع می شود، گرفتن چند ماهی کوچک از دستان مربی، نقطه عادی سازی روابط بین آنهاست و بعد از مدتی، نهنگ در خیال رسیدن به آن همه ماهی که در روز اول جلویش ریخته بودند، دست به هر کاری می زند تا چنین تجربه ای را دوباره و دوباره تکرار کند. با همین روش ساده نهنگ به سرعت دگرگون، رام و مطیع می شود.

واقعیت این است که اگر از راهش وارد شویم، ماهیت شگفت انگیز تغییر؛ یعنی همان شعار جادویی که باراک اوباما را پیروز میدان ریاست جمهوری امریکا کرد،تا سر سخت ترین انسان ها و کشورها را دگرگون کند. اوباما، با چنین مفهوم و فلسفه ای، توانست مواضعش را آرام آرام در ذهن سایر ملت ها فرو کند و اهدافش را به شیوه ای نَرم عملی کند. در خصوص ایران، وی معتقد بود که چنین کشور سرکشی را باید در پروژه تغییر رفتار، تبدیل به گاو شیرده ای کرد که بتوان منافع بین المللی را به واسطه منابع عظیمش تامین کرد. بعد از سال ها کشمکش میان ایران و امریکا، پروژه برجام، دستاوردی بود که در آخرین روزهای دوران ریاست جمهوری اوباما، کلید خورد.

برجام، با به رسمیت شماردن سازوکار صلح آمیز هسته ای ایران، برداشته شدن تحریم های تسلیحانی، نفتی و پولی و بانکی، خارج شدن ایران از لیست کشورهایی که ضد منافع حقوق بشر بودند و باز شدن مسیر روابط آزاد تجاری و بین المللی چهره جدیدی را از ایران در روابط بین الملل به نمایش می گذاشت. اولین جایزه این قرارداد، بازگشت کلی پول مصادره شده به ایران بود.

بازارهای داخلی، از هیجان چنین اتفاقی، شروع به رشد و بهبود کردند. با چنین تصوری که همه چیز حل شده است و دیگر خبری از گرانی نیست، عموم مردم با آرامش بیشتری به کارهای روزانه شان پرداختند. بعد از سال ها فشار های گوناگون بین المللی از هر سو، گویا قرار بود ایران روی خوش دیگری را هم ببیند. طی چهل سال گذشته، ایران توانسته بود در مناقشات بین المللی، با ابزار های محدودی که ایجاد کرده بود، جان سالم به دربرد، با گذر از جنگ و تحریم و فشارهای بین المللی قدم های بزرگی در راه گسترش امپراتوری خاورمیانه اش برداشته بود. نفوذ ایران به سایر کشور های هسایه با وجود قدرت استراتژیک منطقه ایش این گمان را به وجود آورده بود که ایران، قصد ایجاد نظم سیاسی و اقتصادی جدیدی را در خاور میانه دارد. وقتی پروژه فشار حداکثری قادر به جلوگیری از چنین ماهیت عجیبی نباشد، تغییر نَرم دموکراتیک، ایران را به جایی می کشاند که وارد مذاکره با امریکایی ها شود.
همه چیز به نفع ما بود تا این که با اتمام دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، دونالد ترامپ ماجرا جو، تاجر سرسخت و نام آشنا ، کرسی کاخ سفید را در دست گرفت. بوی خوشی از ادبیات تو اخراجی ترامپ به مشام نمی رسید، ترامپ قصد داشت روش فشار حداکثری را در برابر ایران پیش بگیرید. می خواست نهنگ وحشی خاور میانه را گرسنه تر کند، تا پروژه تغییر رفتار اوباما را به سرانجام رساند. دولت ترامپ توانست با لغو یک طرفه برجام و بازگشت تحریم ها، ایران را در یک گیجی  رها کند. در نتیجه چنین فشارهای بی سابقه ای اقتصاد ایران به کما رفت و الان همه می خواهند بداند که کدام یک می توانند ایران را نجات دهند؟ ترامپ یا بایدن؟ پاسخ ساده است. اگر دونالد ترامپ رییس جمهور شود، یک وانت بزرگ از ماهی روی میز مذاکره می ریزد و می گوید: «با این شرایط می خوری و اگر جو بایدن برنده انتخابات شود، ماهی های کوچک را برای حرکت ایران به سوی خود تخریبی بیشتر در دستانش می گیرد و بدون شرط تکان می دهد. در هر صورت ، اقتصاد ایران دچار نوعی بدحالی و یا خوشحالی موقتی می شود.»

شاید راه سخت و درست این باشد که بعد از سال ها کشمکش های داخلی و بین المللی، ایران به این سوال حیاتی پاسخ دهد که؛ چطور می تواند با طراحی نوعی مدل اقتصادی مبتنی بر فرهنگ ایرانی، قدرت عظیمش را شخصا کنترل و در راه شکوفایی به کار گیرد؟ به این شکل قادر است مناسبات بین المللی اش را در مسیر حفظ منافع داخلی، شفاف تر بگستراند.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.