کودک اینفلوئنسرهای اینستاگرامی، یکی از مصادیق کودک آزاری است!

بررسی آسیب‌های روان‌شناختی اینفلوئنسر شدن فرزندان در اینستاگرام

نازنین خودی: دیدن تصاویر و فیلم‌های کودکان در اینستاگرام تقریبا برای همه کسانی که در این شبکه اجتماعی عضو هستند، به امری عادی تبدیل شده است. ما ‌از دیدن آن‌ها لذت می‌بریم و با لایک یا کامنتی از حضور تصاویر آن‌ها استقبال می‌کنیم. اما کافی است بدانیم ادامه این روند چه مشکلاتی را می‌تواند برای آن‌ها بدل کند. مشکلاتی که از نبود قوانین مدون در خصوص فعالیت کودکان در شبکه‌های مجازی ناشی می‌شود و حالا آن‌ها را در دسته کودکان کاری قرار می‌دهند که نه از روی فقر بلکه به دلیل بهره مالی والدین مورد استفاده قرار می‌گیرند.

امری که خود بر آن آگاه نبوده و از همین رو «فاطمه قاسم‌زاده»، روان‌شناس کودک آن‌را مصداق بارز «کودک‌آزاری» می‌داند. او به «فراز» می‌گوید: «دوران کودکی نیازهای خاص خود را دارد. این نیاز فقط احتیاجات مادی نیست. نیاز اصلی دوره کودکی، «کودکی کردن» است. ما نباید اجازه دهیم کودکان فعالیت‌های خارج از توانایی خود را انجام دهند. بسیاری اوقات دیده‌ایم که والدین کودک را وادار به زدن حرف‌هایی می‌کنند که اصلا مناسب سن آن‌ها نیست. این موارد به لحاظ روانی و جسمی به  کودک آسیب می‌زند و از همین رو مصداق کودک آزاری است.

ما اگر رشد کودک را در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که رشد شناختی، جسمی، عاطفی و اجتماعی کودک روند تدریجی و پیوسته و مستمر است و طبق قوانین مربوط به همان سن حاصل میشود. اگر ما در هر یک از این زمینه‌ها ورود کنیم، و او را وادار به رفتار نامناسبش کنیم، به کودک فشار زیادی وارد خواهد شد».

نیاز به توجه عادی است، اما نه به هر شرطی

«علیرضا تبریزی»، روان‌شناس کودک از بعد دیگری به ماجرای کودکان تاثیرگذار اینستاگرامی می‌پردازد. از منظر این روان‌شناس انسان موجودی بایوسایکوسوشیال است. یعنی هم مسائل بیولوژی در آن تاثیر دارد و هم مسائل روانی در او تاثیر دارد و هم مسائل اجتماعی. از همین رو خواه ناخواه یکی از نیازهای ما بودن در اجتماع و گرفتن توجه است.به باور تبریزی، این نگاه به خودی خود نیست.  از همین رو اگر والدینی بتواند تمام نیازهای کودک از جمله نیاز به بازی کردن را در نظر بگیرد، ایرادی ندارد که صفحه‌ای برای کودکش در نظر بگیرد. بنابراین اگر «سبد نمایش» و «بانک توجه» افراد از منابع مورد نیاز تامین باشد، بخشی از آن می‌تواند از سوی شبکه اجتماعی صورت بگیرد.

او در ادامه به فراز می‌گوید: «اما آن چه ما در شبکه‌های مجازی می‌بینیم، خلاف این است. والدین کودکان خود را درگیر این موضوع می‌کنند. طوری که خود فرزندانشان پیگیر پست‌های خود هستند تا ببیینند چقدر لایک و کامنت دریافت کرده است. روندی که آسیب‌زا بوده و اگر به هر دلیلی اینستاگرامی وجود نداشته باشد، آن‌ها نیز سرخورده می‌شوند و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند».

این روان‌شناس کودک ادامه این زنجیره این‌طور بیان می‌کند: « با درگیر شدن کودکان، دنبال  کننده جذب می‌کنند و سپس به همین دلیل تبیلغات انجام می‌دهد و وقتی پولی را به دست آوردند، هر روز بر مقدار آن افزوده می‌شود. در نهایت نیز ان والد همه چیز را رها کرده و آن را تنها به کودک وصل می‌کند».

زن و کودک دو حوزه پر مشتری بازار نظام سرمایه‌داری

اما پس از بعد روان‌شناختی ماجرای کودک اینفلوئسرها، این بعد اجتماعی ماجراست که می‌تواند در مرکز توجه قرار بگیرد. چه چیزی در آینده جوامع خواهد بود؟ این اطلاعاتی شدن به طور عام و نمایشی شدن به طور خاص تا کجا خواهد رفت؟

پرسشی که «کامل دلپسند»؛ جامعه شناس در پاسخ به آن اولا شیوع کرونا را موجب تشدید آن و دوم در نگاهی کلان‌تر آن را از ویژگی‌های بازار نظام سرمایه‌داری می‌داند. او در این باره به فراز می‌گوید: «دو حوزه است که در بازار نظام نظام سرمایه‌داری همیشه مشتری‌های خاص خود را دارد. یکی حوزه زنان و دیگری حوزه کودکان است. در زمینه کودکان می‌توان گفت الگوی پوشش، الگوی رفتاری و بصری آنان برای بسیاری از زنان خانه‌دار مهم است. نظام سرمایه‌داری نیز در این زمینه با استفاده از فرصت نمایش اجتماعی اینستاگرام خود را بازنمود می‌کند. در این مورد حتی با کاهش سن  استفاده از شبکه‌های اجتماعی، ممکن است کودکان دیگر نیز به الگوبرداری از آن بپردازند.»

بر اساس اظهارات این جامعه‌شناس بروز پدیده کودک اینفلوئسری نیز دقیقا در همین راستا شکل گرفته است. مسیری که به استفاده از ابزاری از کودکان و قربانی شدن آنان منجر شده و با دارا شدن همه شاخصه‌های کار کودک آنان نیز کودکان کار  محسوب می‌شوند. شاخص‌هایی مانند ارتباط گسترده با افرادی که مشخص نیست چه کسانی هستند!

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.