ورود پول های سرگردان به بورس در بحران پولی دولت

«فراز» از آسیب‌شناسی و دلایل اقبال مردم به بازار سرمایه گزارش می دهد

بازار سرمایه به تنهایی یکه‌تاز اقتصاد کشور شده؛ چند هفته‌ای است هر حرکتی در این بازار بلافاصله صدر اخبار رسانه‌ها قرار می‌گیرد. همه نگاه‌ها  به بورس خیره مانده تا شاید حالا که کرونا تکلیف اقتصاد کشور را با درآمدهای نفتی مشخص کرده است دست معجزه‌گری از بازار سرمایه بیرون بیاید و با یک اشاره هم مشکل کسری بودجه دولت را حل کند و هم مردمی که دیگر امیدی به بازارهای ارز و طلا و سکه ندارند را  به نان و نوایی برساند.
بسیاری از آگاهان اقتصادی مدام درباره عواقب تشویق مردم به سرمایه‌گذاری بی چون و چرا در بازار سرمایه هشدار می‌دهند. به باور آن ها دولت مقصر اصلی هجوم سرمایه‌ها به بورس است. کارشناسان معتقد هستند اشتباه دولت از زمانی که اصرار به تصویب بودجه سال ۹۹ در شورای نگهبان داشت آشکار بود.

اما کدام احتمال واقعی‌تر است؟ بازار سرمایه قرار است به داد سرمایه‌گذاران نگران از شرایط اقتصادی خود برسد یا هوای دولت را داشته باشد؟ روشن شدن پاسخ این پرسش می‌تواند بسیاری دیگر از ابهام‌ها را هم روشن کند.

مثلا اینکه چرا فقط ظرف چند ماه ( تا پایان سال گذشته) حجم نقدینگی وارد شده به بورس که رقمی در حدود ۲ هزارو ۵۰۰ هزار میلیارد  تومان برآورد شده بود با حجم نقدینگی در کل کشور که آنهم دقیقا ۲رقم  هزارو ۵۰۰ هزار میلیارد تومان بود برابری کرد؟ آیا بازار سرمایه عمق کافی برای پذیرایی از این همه تازه وارد را  دارد؟  قیمت‌ همه سهام‌ها در این بازار واقعی است؟

بسیاری از آگاهان اقتصادی مدام درباره عواقب تشویق مردم به سرمایه‌گذاری بی چون و چرا در بازار سرمایه هشدار می‌دهند. به باور آنها دولت مقصر اصلی هجوم سرمایه‌ها به بورس است. کارشناسان معتقد هستند اشتباه دولت از زمانی که اصرار به تصویب بودجه سال ۹۹ در شورای نگهبان داشت آشکار بود. بودجه ای که بر اساس اصول اقتصادی همه اعدادش به دور از منطق  بود  و حالا این بی منطقی گریبان‌گیر خود دولت شده است.

درآمد ۴۸ هزار میلیارد تومانی از نفت ممکن بود؟

برای مصداقی شدن آنچه کارشناسان اقتصادی به آن باور داشتند می‌توان به پیش‌بینی تحقق ۴۸ هزار میلیارد تومان درآمد  از محل صادرات نفت اشاره کرد.  آنهم در شرایطی که فشار تحریم نفتی غرب علیه ایران بر هیچکس پوشیده نبود. اما از کارشناسان انکار که این درآمد قابل تحقق نیست و باید به راه دیگری اندیشید و از دولت اصرار که دیگران قصد سیاه نمایی در خصوص  وضعیت اقتصادی  را دولت دارند. درست در همان گیرو دار اعداد و ارقامی که پیش‌بینی می‌کرد دولت در سال ۹۹ با کسری بودجه‌ای در حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار میلیارد تومان مواجه شود دررسانه‌ها خبر ساز شد.

نهم دی ماه سال گذشته بود که مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام کرد دولت  در سال ۹۹ رقمی در حدود ۱۳۱ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد. اما  در همان زمان هم دولت اعلام کرد که همه تخمین‌هایش برای دخل و خرج سال ۹۹ بر اساس اصول اقتصادی است.

حالا اما نه از نفت خبری هست نه بازار ارز دیگر اقبالی از سوی سرمایه‌گذاران خرد و خانگی دارد. اگر تا سال ۹۷ مردم رقمی در حدود ۲۰  میلیارد دلار ارز را با هدف حفظ ارزش دارایی خود در خانه‌ها پنهان کرده بودند اما حالا اعتماد خود را به این بازار نیز از دست داده و روانه تالار شیشه‌ای شده‌اند.

حالا کارشناسان نگرانند. بسیاری از صاحب نظران و حتی دست‌اندرکاران بازار سرمایه  تعارف را کنار گذاشته و پیش‌بینی می‌کنند دولت به جای اندیشیدن تدبیری برای بهبود نسبی اوضاع معیشتی مردم خواسته یا ناخواسته بر جمعیت فقرایی که در آینده‌ای نزدیک به جمع مالباختگان و معترضان خواهند پیوست اضافه می‌کند.

کارشناسان چه می‌گویند؟ 

«حمیدرضا میرمعینی» تحلیلگر بازار سرمایه هم همین  نظر را دارد. او در گفت‌و‌گو با سایت فراز می‌پرسد «باید دید چه کسی به دولت چنین مشاوره اشتباه و خطرناکی داده است»؟ منظور این آگاه اقتصادی از مشاوره اشتباه دعوت مردم به بازاری است که میزبان امکان پذیرایی از آنها را ندارد.

آن طور که «میرمعینی» توضیح  می‌دهد: «در این میان هم مردم ضرر خواهند کرد و هم شرکت‌هاُ قیمت برخی سهام حتی ۲۰ برابر بالاتر از ارزش واقعی آنها اعلام شده و زمانیکه اوضاع به حال عادی برگردد تازه ماجرا آغاز خواهد شد.»

به باور این آگاه اقتصادی بازار سرمایه در ایران نه به لحاظ عمق و نه ساختار و قوانینن ظرفیت مدیریت ورود این حجم از نقدینگی را ندارد. حتی زیرساخت‌های نرم افزاری نیز در بورس برای این منظور فراهم نیست.

او حتی در خصوص عرضه سهام شستا و سهام عدالت نیز در بورس نگران است. با این استدلال که معتقد است همه این اتفاق‌ها در کوتاه مدت رخ داده و هیچ چشم‌انداز بلند مدتی برای روی پا ماندن بازار سرمایه در ایران وجود ندارد. میرمعینی دراین باره بیشترتوضیح می‌دهد و می‌گوید: «در یک کلام بازار سرمایه در ایران مدیریتی کاملا دولتی دارد و تا زمانیکه خصوصی‌سازی به مفهوم واقعی رخ ندهد این واگذاری ها فقط قرار است بی‌پولی دلت را جبران کند و بس. »

اما «حسین خزلی خرازی» از دیگر تحلیلگران بازار سرمایه در این‌باره نظر دیگری دارد. او معتقد است: «نباید مردم را از سرمایه‌گذاری در بازار سزمایه هراسان کرد باید فرهنگ سرمایه‌گذاری در کشور نهادینه شود و حالا این فرصت طلایی در اختیار ما قرار گرفته است. »

او در بخش دیگری از اظهار  نظر خود از اقدامات اخیر دولت دفاع می‌کند و می‌گوید: « دولت با عرضه ۱۰ درصدی سهام شستا در بورس ثابت کرد که در مسیر شفاف سازی قدم برداشته است و حالا زمان آن رسیده که سرمایه‌گذاران هم به تصمیمات دولت اعتماد کنند.»

با این اوصاف باید منتظر ماند و دید آیا قرار است سرنوشت سهامداران تازه وارد بورس به سرگذشت مال باختگان موسسات مالی و اعتباری گره بخورد؟

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.