یک بام و چند هوای اصلاح‌طلبانه برای ۱۴۰۰

محسن هاشمی: فکر نمی‌کنم هیچ آدم عاقلی کاندیدا شود نگاهی به وضعیت جریان اصلاحات و کاندیداهای بالقوه ریاست جمهوری 1400

«فکر نمی‌کنم هیچ‌ عاقلی کاندیدا شود.» این اظهارنظر محسن هاشمی رفسنجانی درباره انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ است. درست یک روز بعد از اینکه محمدرضا عارف گفته که اگر برای ریاست‌جمهوری نیاز باشد، «راحت می آیم». دو موضع کاملا متضاد از دو سیاست‌مدار که البته در مشی سیاسی خود نیز با یکدیگر متفاوت هستند. اگر کمی به عقب بازگردیم همین تضاد در رویکرد خود را در انتخابات مجلس یازدهم نیز به صورت آشکار نشان می‌دهد. البته با این تفاوت که حزب مطبوع هاشمی یعنی کارگزاران سازندگی در این انتخابات با انتشار فهرست انتخاباتی مشارکت کرد. عارف اما که امروز برای ریاست‌جمهوری اعلام آمادگی کرده، در آن مقطع رییس شورای سیاست‌‌گذاری اصلاح‌طلبان بود و اعلام کرد که این شورا برای شرکت در انتخابات فهرستی نخواهد داد. حزب اتحاد ملت نیز که در انتخابات قبلی از عدم امکان شرکت در انتخابات صحبت می کرد دوباره تاکید کرده که حیات سیاسی وابسته به شرکت در انتخابات است. همین مواضع ضدونقیض باعث شده تا بسیاری وضعیت امروز جریان اصلاحات را «آشفته» تلقی کنند. شورای سیاست‌گذاری تقریبا منحل شده و فعالیت شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیز مدت‌ها است که متوقف است. از سوی دیگر نکته اینجاست که به اعتقاد بسیاری این شوراها مرجعیت خود را از نیز دست‌ داده‌اند. در چنین شرایطی هر طیف از جریان اصلاحات در ساز خود می‌دمد و از کاندیداهای احتمالی سخن می‌گوید. از علی لاریجانی رییس پیشین مجلس که می‌تواند نقش روحانی سال ۹۲ را بازی کند تا محمدجواد ظریف، مصطفی معین و عباس آخوندی. به تازگی هم بعضی از رسانه‌های اصلاح‌طلب پای رضا خاتمی نایب رییس مجلس ششم و برادر رییس دولت اصلاحات را به این فهرست عریض باز کرده‌اند. به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان باز همچنان درگیر وضعیت خود هستند و برنامه مشخصی در این جریان برای مواجهه با وضعیت کنونی دیده نمی‌شود. موضوعی که رییس دولت اصلاحات نیز در سخنرانی‌های اخیر خود به آن اشاره کرد.

هاشمی کنار می‌رود، لاریجانی می‌ماند؟

اغلب کاندیداهای احتمالی ۱۴۰۰ به سوال‌ها در این باره پاسخ مشخصی نداده‌اند. علی لاریجانی که نام او در جریان اصلاح‌طلب و حتی اصول‌گرا شنیده شده گفته پس از مجلس به دانشگاه برمی‌گردد و فعلا برنامه‌ای برای ریاست‌جمهوری ندارد. محسن صفایی فراهانی و مصطفی معین از مدیران سرنشاس اصلاح‌طلب نیز تاکنون در این زمینه اظهارنظر نکردند اما می‌توان گفت که آن‌ها گزینه‌های نزدیک به جریان حزب اتحاد ملت هستند. نام آن‌ها نیز از اعضای همین حزب شنیده شده است. در این میان نام حسن خمینی نیز شنیده است که هرچند هرگز مسوولیت اجرایی نداشته اما در این سال‌ها همواره نزدیک به اصلاح‌طلبان قلمداد شده است. رضا خاتمی نایب رییس مجلس ششم و دبیرکل جبهه مشارکت نیز می‌تواند از کاندیداهای بالقوه‌ای باید که مورد وثوق طیف اتحاد ملت در جریان اصلاحات است. همین اظهارنظر نکردن کاندیداهای بالقوه و البته سدی به نام شورای نگهبان پیش‌رو باعث شده تا اغلب تحلیل‌ها درباره انتخابات پیش‌رو بدون پشتوانه باشند. به طور مثال محسن هاشمی پیش از این به عنوان کاندیدای جدی کارگزاران در کنار اسحاق جهانگیری محسوب می‌شد. رییس فعلی شورای شهر تهران اما در مصاحبه‌ای این احتمال را منتفی دانسته است: «من برنامه‌ای ندارم. با وضعیتی که الان هست فکر نمی‌کنم هیچ عاقلی کاندیدا شود.» هاشمی وضعیت فعلی را هم اینطور ارزیابی کرده است: «خیلی سخته مدیریتش . اوضاع میزونی نیست و فکر می‌کنم کسی که کاندیدا می‌شود باید به قول غربی‌ها خیلی سوپرمن باشد. من متاسفانه سوپرمن نیستم.» هاشمی تاکید کرده که این کار سختی است و او که نزدیک شصت سال سن دارد به فکر بازنشستگی است. او درباره گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال کاندیداتوری‌اش اضافه کرد: «بعضی‌ها لطف داشتند به بنده. آن هم به دلیل فعالیت‌های ابوی آیت‌الله هاشمی رفنسجانی در سال‌های گذشته نگاهی به من داشتند. اما من خودم هیچ‌وقت چنین چیزی را مدنظر قرار ندادم. هنوز هم فکر می‌کنم نمی‌توانم از پس این مسوولیت بربیایم.» هاشمی البته در ادامه به این اشاره کرده که گاهی ممکن است طرفداران به کسی فشار بیاورند تا وارد انتخابات شود. او گفته امیدوار است «گول نخورد و ان‌شاءالله نیاید» تا پایان نسبتا بازی را برای موضع خود انتخاب کرده باشد.

از فرمانده جنگ تا فرمانده دیپلماسی

وضعیت دشواری که هاشمی از آن سخن می‌گوید موجب شده تا این روزها گزینه نظامی برای انتخابات ریاست‌جمهوری نیز بیش از پیش جدی باشد. محمدباقر قالیباف که به ریاست‌مجلس رسیده همچنان نامش در میان علاقه‌مندان پاستور دیده می‌شود. محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز که دو بار بخت خود را برای رسیدن به پاستور آزموده دیگر فرمانده ناکام ریاست‌جمهوری محسوب می‌شود. البته هیچ‌یک از این گزینه‌ها به صورت مشخص برای ریاست‌جمهوری اعلام آمادگی نکردند و فقط یک چهره نظامی است که گفته پا به عرصه ۱۴۰۰ خواهد گذشت. حسین دهقان که در دولت‌ اول اصلاحات و دولت اول روحانی وزیر دفاع بوده است. دهقان به عنوان گزینه نظامی بعید است که بتواند مورد اجماع جریان اصلاحات قرار بگیرد و در جبهه اصول‌گرایان نیز کاندیداهای بالقوه زیادی به چشم می‌خورد. با این همه به نظر می‌رسد ایده رییس‌جمهوری نظامی که بتواند به اوضاع سامان ببخشد همچنان تا انتخابات پیش‌رو مطرح خواهد بود.

محمدجواد ظریف نیز در چند سال اخیر نامش برای ریاست‌جمهوری آتی مطرح بوده است. چه زمانی که کشور در دوران پسابرجام بود و ظریف به محبوبیت زیادی دست یافت و چه حالا که به نظر می‌رسد افکار عمومی نگاه سابق را به وزیرخارجه ندارد. البته ظریف نیز در همه این مقاطع بارها احتمال کاندیداتوری خود را در انتخابات آتی رد کرده و تاکید کرده که در فقط در زمینه سیاست‌خارجی تخصص دارد. محمدمهاجری فعال سیاسی اصول‌گرا به تازگی در توییتی درباره در این باره نوشته: «هرچه ظریف می‌گوید در انتخابات ۱۴۰۰ نخواهم بود دلواپسان وحشت شأن کم نمی‌شود. دلیلش روشن است. نظرسنجی‌های خود دلواپسان نشان می‌دهد حتی در یک مشارکت متوسط هم ظریف خطر بزرگی است برای ما اصولگراها.» با این حال با توجه به مواضع سفت و سخت ظریف درباره احتمال کاندیداتوری‌اش بعید است که او هفت ماه دیگر در وزارت کشور برای ثبت‌نام حاضر شود. البته همچنان حمایت او از کاندیداهای آتی می‌تواند در اندازه خود تاثیرگذار باشد.

آخوندی؛ تکنوکرات توسعه‌گرا

دیگر گزینه‌ای که بر خلاف ظریف موضع روشنی برای شرکت در انتخابات ۱۴۰۰ دارد عباس آخوندی است. آخوندی گفته که برای شرکت در انتخابات برنامه نیز دارد و نام آن را هم «ایده ایران» گذاشته است. او در توضیح این «ایده» گفته: «با این ایده در ایران، یک گفتمان جدید می‌تواند شکل بگیرد. این ایده عناصر اقتصادی و سیاسی و امنیتی هم دارد. ایده ایران، فراتر از دولت رفاه است. از نظر من ایده ایران ایده‌ای است که بنیان‌های معرفتی دارد و هم تجربه تاریخی در ایجاد نظم اجتماعی اعم از نظم سیاسی و امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حتی دفاعی.» آخوندی در دولت‌های سازندگی حضور داشته و وزیر دولت یازدهم و دوازدهم روحانی که با استعفا کنار رفت. او سیاست‌مداری توسعه‌گرا است که مسیر توسعه را نیز از تکنوکراسی قابل تحقق می‌داند. اختلاف‌نظرهای او با رییس‌جمهوری در همین زمینه هم بود که باعث از دولت دوازدهم کناره‌ بگیرد. او حتی گفته کسانی که نامشان برای ریاست‌جمهوری مطرح شده «هیچ کدام چنگی به دل نمی‌زنند چون هیچ ایده‌ای برای اداره حکومت در این شرایط ندارند و قاعدتا اگر بخواهد در ۱۴۰۰ اتفاقی رخ دهد باید اجازه دهند که یک ایده‌ی جدید بیاید.» آخوندی اما از حداقل تاکنون حمایت بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلبان برخوردار نبوده است. این در جریان تلاش او برای شهردار تهران شدن نیز مشخص بود. نزدیک‌ترین حزب به مواضع آخوندی را باید کارگزاران دانست که اختلاف راهبرد اساسی با دیگر نیروهای جریان اصلاحات دارد و باید دید در نهایت کفه کدام طیف سنگین‌تر خواهد شد.

هنوز ۹ ماه به برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ باقی مانده است. کمتر از یک ماه دیگر نیز انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا برگزار می‌شود که نتایج فرامرزی زیادی از جمله بر ایران خواهد داشت. در چنین شرایطی اصلاح‌طلبان حداقل بر این موضوع اتفاق نظر دارند که پایگاه رای آن‌ها در جامعه تاحدود زیادی مخدوش شده  و مشارکت در انتخابات آتی ممکن است حتی کمتر از مجلس یازدهم باشد که کم‌ترین میزان مشارکت در انتخابات پس از انقلاب اسلامی را به خود اختصاص داد. به این ترتیب به نظر می‌رسد همچنان برای روشن شدن سپهر سیاسی ۱۴۰۰ باید منتظر اتفاقات زیادی ماند.

 

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.