جواد امام: قدرت اصلاحات در مشارکت شهروندان است

مدیرعامل بنیاد باران معتقد است اگر قرار باشد که مردم در انتخابات حاضر نشوند نشان از این است که حاکمیت مردم را کنار گذاشته است و به طبع آن اصلاحات را نیز حاکمیت کنار گذاشته است. اما اینکه اصلاحات امروز آن جایگاه قبلی خود را ندارد به جهت اتفاقات اخیر که هزینه آن متوجه اصلاحات شده است.

جواد امام در گفت‌وگوی تفصیلی که با روزنامه فراز داشت به نکاتی در مورد انتخابات، کنش و واکنش اصلاح‌طلبان و … اشاره کرد که در ادامه می‌خوانید.

  • آیا شما رای می دهید؟

حتما.

  • شما براساس متن هایی که در کانال تلگرامتان گذاشته اید و گفته اید که در کشور چندین حذب وجود دارد اما حذب های خاصی می توانند کاندید معرفی کنند و یا درباره انتخابات آزاد نقدی داشته اید. آیا با این حال باز هم تصمیم دارید که رای دهید؟

بله. بنده این را حق طبیعی خودم میدانم که رای دهم و برای سرنوشت خودم تصمیم بگیرم اما آنچه که مورد نقد قرار دارد این است که حق تعیین بر نوشت حقی است که خدا به انسان داده است و در قانون اساسی نیز صرفا به آن تسریع شده است و در واقع این حقی نیست که قانون به من داده باشد اما قانون آن را محترم شمرده است و در آن تاکید کرده است. اما نقد من این است که من این حق انتخاب را آزادانه ندارم و در به نوعی این حق در مفهوم واقعی از من سلب و یا محدود شده است و من در واقع محکوم هستم که رای دهم و بین انتخاب شده های شورای نگهبان یکی را انتخاب کنم در صورتی که اگر نظارت استصوابی ، نامزد ها از شرایط لازم برخوردار، موانع بصورت قانونی و نیازی به تقسیر و اعمال سلیقه وجود نداشت همه می توانستند در معرض رای قرار گیرند و مردم باید تشخیص میدانند که فردی که کاندید شده است آیا صلاحیت، قابلیت و توانمندی پذیرش آن جایگاه را دارد یا خیر و درواقع نقد من بر همین است وگرنه رای دادن من یک حق طبیعی، قانونی و شهروندی من است که به هیچکس هم برنمیگردد بنابراین بنده برهمین اساس اراده ام به رای دادن است که در مواقعی این اراده را از ما سلب می کنند که این مسئله دیگر به من رای دهنده برنمی گردد بلکه کسانی باید پاسخگوی این موضوع باشند که محدودیت و موانع را ایجاد کرده اند که من احساس کنم که یا خودم نمی توانم در معرض رای دادن قرار گیرم و یا امکان حضور به آن دسته ازکاندیدانی که فکر می کنم می توانند نماینده افکار و سلایق من یا جمع بزرگتری باشند نداده اند و در واقع اینجاست که موانع رای دادن و رای ندادن به شخص و یا  نهاد های حاکمیت برمی گردد که اگر آن موانع وجود نداشته باشد به خود شخص برمی گردد و اگر آن موانع وجود داشته باشد و توسط سیاست گذاران، مجریان و ناظران برطرف نشود، به نهاد ها برمی گردد.

  • یعنی شما خودتان را موظف و محکوم به رای دادن می دانید؟

من عرض کردم که رای دادن حق طبیعی من است اما اکنون محکوم شده ام به انتخاب کسی که برایم انتخاب کرده اند.

  • اگر شما از این حق خود استفاده کنید و بعدها مشکلی از لحاظ اقتصادی، سیاسی و یا…. در جامعه بابت انتخابتان ایجاد شود وجدانتان ناراحت نمی شود؟

در واقع همه مردم در این تصمیم سهیم باشند حتی به اشتباه این تصمیم به خودشان برمی گردد اما اگر محکوم به رای دادن به کسی باشند که دیگران آن را برگزیده اند در این شرایط باید خود را مورد مواخذه قرار دهند که چرا به کسی رای دادند که آن را قبول نداشته اند.

  • پس درواقع انتخابات آزادی وجود ندارد که مردم بخواهند رای دهند؟

عرض کردم که این انتخاب آزاد باید شرایطش فراهم شود و اینکه من از همین حالا بگویم که هیچ انتخابات آزادی وجود ندارد صرفا یک قضاوت است و من اکنون نباید این قضاوت را بکنم. البته محدودیت هایی که از قبل بوده است انتخاباتی که در طراز قانون اساسی وجود داشته است را شاهد نبوده ایم. در واقع یک اقلیتی تایید صلاحیت شده اند و اقلیتی هم به آن رای داده اند و براکثریتی حاکم شده اند که معنای آن دیگر دموکراسی نیست چراکه معنای دموکراسی حضور حداکثر است. ما امروز درحال تلاش هستیم و تصور می کنیم که این مشکلات و موانع متوجه جمهوریت نظام است و به نهاد ها، مجریان و ناظران حاکمیت برمی گردد و اگر اکنون هم دوباره با تغییر رویکرد مواجه نشویم وظیفه و تکلیف خودمان را انجام می دهیم اما اگر همان رویکرد های گذشته پیش آید اتفاقی که رخ می دهد، انتخابات معنا و مفهوم خود را پیدا نخواهد کرد.

  • آیا حسن خمینی به اراده خودش از سمت اصلاحات قصد داشت که کاندید شوند یا جناح اصلاح صلب ها از او این درخواست را کرده اند؟

قاعدتا از او دعوت شده بود و همچنین اصرار شخص ها، احزاب و گروه های مختلفی از جمله اصلاح طلب ها که در واقع به جهت توانمندی ها و دانشی که در او دیده بودند و همچنین عقبه ای که میراث دارش است و خیلی از آیتم های دیگر تشخیصشان در این بود که وی در شرایط فعلی می تواند در انتخابات تحولاتی را رغم بزند. اما انتخاب وی در حال بررسی بود که باتوجه به فرمایشات رهبری که فرمودند کاندید شدن به مصلحت وی نیست اعلام کرد که کاندید نمی شود.

  • آیا حمایت نکردن خاتمی از حسن خمینی قبل از فرمایش رهبر باعث رنجش وی شد یا خیر؟

این موضوع در مرحله ای نبود که خاتمی از خمینی حمایت کند. حمایت را معمولا بعد از اینکه شخصی اعلام نامزدی می کند صورت می گیرد. اما وی هنوز نامزدی خود را اعلام نکرده بود و وارد عرصه انتخابات نشده بود بلکه در مرحله مشورت قرار داشت.

  • آقای رهامی گفته اند که قرار است از طرف اصلاح طلب ها کاندید شوند و شعاری که می دهند این است که (من یک روحانی با حرف های جدید و یک خاتمی بادیدگاه حقوقی و اجتماعی جدید هستم). شما چقدر رهامی را قبول دارید و در اصلاحات چه جایگاهی دارد؟

این اظهارات خود رهامی است اما اینکه قرار است از طرف اصلاح طلب ها کاندید شود معلوم نیست چرا که آنها هنوز هیچ نامزدی را معرفی نکرده اند. در واقع کسانی که علاقه مند هستند که از طرف احزاب‌شان کاندید شوند بحث دیگری دارد. از جمله آقای رهامی و بنده هیچ اظهار نظری در مورد این عبارات ندارم. اما اینکه خودشان را با آقای خاتمی مقایسه می کنند بهتر است که خود را مستقل از خاتمی به تصویر بکشند تا مورد قضاوت دقیق تر جامعه قرار گیرند. جبهه اصلاحات هنوز وارد بررسی مصادیق نشده است و کسی را برای کاندیدای خود معرفی نکرده است.

  • تقریبا یک ماه و نیم دیگر به انتخابات مانده است و هنوز اصلاح طلب ها کسی را به عنوان نامزد انتخاب نکرده اند. بنظر شما برای معرفی نامزد از سمت اصلاحات دیگر نشده است؟

نکته اول این که هنوز جریانات دیگر هم به نتیجه ای نرسیده اند و نکته دوم اینکه حتی اگر جریانات دیگر هم به جمع بندی رسیده باشند برای آنها هیچ مخاطره ای به عنوان شورای نگهبان و رد صلاحیت وجود ندارد. قاعدتا اصلاح طلب ها یکی از کاندید های حداکثریش که می توانست اقبال جدی را رغم بزند حسن خمینی بود که این فرصت به عقیده من از جریان اصلاحات و مردم سلب شد و یک خسارتی را به مردم و انتخابات که بنظر می آید انتخابات سردی است وارد شد. اما جبهه اصلاحات یک فرایندی را تعریف کرده است که احزاب در آن فرایند رایزنی ها و مطالعات خود را انجام می دهند و کاندید های خود را در جبهه پیشنهاد می دهند و انشالله تا قبل از روز ثبت نام اصلاح طلب ها کاندید های نهایی خود را به مردم معرفی می کنند.

  • آیا امکان دارد که اصلاح طلب ها مانند طرحی که در گذشته هم داشته است افرادی که هیچ تعصبی نسبت به اصلاحات ندارند را به عنوان کاندیدهای اصلی خود معرفی کنند؟

جریان اصلاحات به دلیل شرایطی که در سال 92 و رد صلاحیت هاشمی و اقتضا شرایط کشور برای داشتن کاندید واحد، مشورت هایی را داشته ایم و آقای عارف با ایثاری که انجام داد باعث شد که پراکنده نشویم و عارف اقبال نشان داد که از روحانی حمایت کند و این حمایت نه برای اصلاح طلبان که برای کشور بود چرا که منافع کشور اقتضا می کرد ترجیح پیدا کند بر یک جریان سیاسی آن هم به دلیل هزینه ها و مسیری که ما در دوران احمدی نژاد و تحریم ها و تهدیدهایی که پیش روی کشورشاهدش بودیم لازم می دانستیم که از آن مسیر عبور کنیم و براساس تشخیص و مصلحتی که در آن ایام صورت گرفت ما روحانی را بنا به این مسائل برای کشور انتخاب کردیم و ما از انتخاب و کرده خودمان پشیمان نیستیم اما انتقادهایمان هم بجای خودش باقی است.

  • فکر نمی کنید که جریان اصلاحات با عملکردی که روحانی داشت زیر سوال رفته است؟

حتما برای ما هزینه ای داشته است اما من فکر میکنم که اگر این اتفاق رخ نمی داد کشور هزینه های بیشتری را شاهد می شد از جمله اینکه در دوره اول دولت موفق شد برجام را به سرانجامی برساند و ما از مسیر حمله به کشورمان جلوگیری کردیم. من فکر می کنم که یک بخشی از نقدهای وارد شده بر تیم و رفتار روحانی است و بخش اعظم آن برای تحریم های خارجی و موانعی است که تندرو ها جلو او قرار داده اند که نتواند توفیق پیدا کند و همه این موارد را باید باهم ببینیم.

  • چرا در دوره دوم که خود روحانی متوجه شده بود خیلی از توانمندی ها و قدرت هارا ندارد، اصلاح طلبان باز هم از او حمایت کردند؟

چراکه در در دوره پنج ساله روحانی جای دفاع وجود دارد اما مشکلات در این 2الی3 سال اخیر شدت گرفته است و دولت در دوره اول به لحاظ اقتصادی به دلیل کنترل تورم موفق عمل کرده است و بحث برجام یکی از موفقیت های دولت و این چهل سال حکومت نظام بشمار می آید که همه این موارد را باید دید.

اما روحانی کارهای اقتصادی یا بین المللی متفاوتی را انجام می داد حداقل فقط بخاطر برجام او را نمی دیدند.

اکنون یکی از بحث های جدی بحث اقتصادی است که یکی از موانع جدی آن عدم تعامل با دنیا و تحریمی است که ما با آن روبه رو هستیم و درهای کشور های دنیا به روی ما بسته شده است. کشور ما با کمبود منابع مواجه است و ما برای خروج از این بن بست هیچ راهی جز سرمایه گذاری نداریم که یکی از بحث های اساسی در این حوزه، سرمایه گذاری خارجی است که اگر این اتفاق نیفتند امکان اینکه ما بتوانیم در چرخه تولید حرکتی بکنیم نخواهد بود. اکنون یکی از کارهای که ریاست قوه قضاییه انجام می دهد این است که از کارخانه‌ها بازدید کند و بصورت مستقیم در حوزه اجرا و جلسات شورای اداری وارد می شود در صورتی که این حوزه اجرایی است نه قضایی. اما خوشبختانه به تصویر کشیده می شود که ما مشکلات و ورشکستگی هایی که پیش روی تولید داریم آن هم به دلایلی مانند افزایش تورم، نبود نقدینگی و عدم بازپرداخت وام های کلانی که گرفته را ببینیم که یکی از بحث های جدی ما همان بسته شدن درهای کشور های دیگر بر کشورمان است و روحانی تا این مانع را برطرف نکند نمی تواند کار دیگری کند.

اف ای تی اف یک مقررات بانکی است که در کل دنیا حاکم شده است و اگر در هر بانکی در دنیا از این برنامه استفاده نشود امکان هرنوع جابجایی از آن گرفته می شود که دولت و مجلس دوره قبل به دنبال استفاده از آن بوده است اما شورای نگهبان مانع جدی آن شده است و اکنون هم همان کسانی که دراین  مورد مقابل دولت بوده اند در مجلس تشخیص مصلحت نظام دوباره مقاومت کرده اند و این خسارت هایی که متوجه کشور ، سرمایه گذاری و حتی عدم تعامل بخش خصوصی ما که با دنیا شده است همان اف ای تی اف است و اگر مشکل برجام برطرف اما مشکل اف ای تی اف برطرف نشود باز هم ما این محدودیت را داریم و به هیچ جای دنیا نمی توانیم پول جابجا کنیم.

  • پس شما 8 سال دوره ریاست جمهوری او و عملکردش را درست و صحیح می دانید؟

من عرض کردم که آقای روحانی مجموعه ای خدمات انجام داد که مثبت بود اما خیلی ایراد هم به او وارد است و ما انتقادمان را هم نسبت به وی داریم و بی چون وچرا تمام عملکردش را تایید نمی کنیم. ما از کارهای مثبت دولت روحانی دفاع و از اشکالات وی عملا انتقاد می‌کنیم.

  • آقای تاج زاده کاندیداتوری خود را اعلام کردند. برای اصلاحات خیر در چیست؟

تاج زاده شخصا با تصمیم و اراده خودش و شاید با مشورت خیلی از دوستان خود را به عنوان کاندید معرفی کرده است و این حق طبیعی شهروندی او است که بتواند خود را به عنوان کاندیداتوری معرفی کند و بعضی از دوستان می گویند که تاج زاده رد صلاحیت می شود و من عرضم این است که او بغیر از فعالیت سیاسی هیچ  نوع فعالیت خاص دیگری که به عنوان اتهام از آن استفاده و آن را از انتخابات محروم کنند نداشته است. محکوم شدن و زندان رفتن تاج زاده هم یک اتهام سیاسی بوده است نه اتهام دزدی ، امنیتی و یا سایر موارد دیگر.

خوشبختانه تاج زاده یک انسان سالم و پاکدست است و یک صراحت لهجه دارد که شاید مورد پسند دیگران واقع نشود اما این حق تاج زاده است که بتواند خودش را در معرض رای قرار دهد و از طرفی این مردم هم هست که با تشخیص خودشان به او رای دهند یا ندهند. در واقع اینجاست که ما می توانیم ببینیم این انتخابات آزاد است و شخصی مانند آقای تاج زاده خود را کاندید کرده است و این امکان برایش فراهم شده است که خود را در معرض رای قرار دهد و اگر مردم رای ندهند دلیل نمی شود که ما انتخابات و مسئولین را زیر سوال ببریم اما اگر مانعی ایجاد شود و تاج زاده نتواند خود را در معرض رای قرار دهد نقدها به کسانی که امکان برگزاری انتخابات آزاد را فراهم نکرده اند برمی گردد.

  • بنظر شما حضور تاج زاده در انتخابات عوارضی خواهد داشت؟

اگر حضور تاج زاده باعث ایجاد انگیزه در مردم و مشارکت حداکثری شود و مردم احساس کنند که تغییر رویکرد حاصل و به آنها داده می شود حتما خیر خواهد بود و ما از این فضا استقبال خواهیم کرد و آنهایی که مخالف نظام هستند امروز مخالفین تاج‌زاده شده‌اند که من فکر می کنم که تاج زاده با ورودش هم برای انتخابات و کشور و هم برای جریانات اصلاحات خیرهایی به همراه آورده است.

  • بنظر شما دلیل تاج زاده چیست که تصمیم گرفت امسال کاندید شود؟

به دلیل اینکه قبلا در زندان بود و این شرایط برایش فراهم نشده بود که کاندید شود. در آن زمان تشخیصش بر این بود که دیگرانی هستند و اکنون به این نتیجه رسیده است که می تواند ظرفیت دیگری را ایجاد کند و شرایط امروز کشور باعث شده است که خیلی ها تصور کنند که نباید رای دهند اما کسی که مانند تاج زاده هزینه ای هم پرداخته است امروز به این جمع بندی رسیده است که با آمدنش می تواند یک فضایی برای ترغیب و حضور مردم در انتخابات ایجاد کند.

اصلاحات برای ریاست جمهوری چه برنامه اقتصادی دارد که بتواند تغییراتی در اقتصاد جامعه ایجاد کند؟

هر کاندیدایی که اصلاحات معرفی کنند قطعا برنامه او را هم معرفی می کنند و یکی از تجربیاتی که پیش روی مردم است دوران ریاست جمهوری خاتمی است که یکی از موفق ترین دوران ها بود که مردم هم به نیکی از آن یاد می کنند. یکی از مورد های جدی که امروز قابل ارائه به جامعه است همان دوره ایست که خاتمی به درستی دولت اصلاحات را به دولت بعدی تحویل داده است.

  • دلیل پیشنهاد شما برای مناظره حسن خمینی با شورای نگهبان چیست؟

استنباط من این است که عدم تایید صلاحیت حسن خمینی در انتخابات خبرگان سیاسی بوده است و دلایل مشخصی هم دارد که مصاحبه های آن وجود دارد. او گفته بود افرادی که دارای کرسی درس خارج هستند و تعلیفات، آثار و سوابقی دارند لزوم حضور در امتحان را ندارند چرا که وی بیش از یک دهه در خارج از کشور تحصیل کرد و در این دوره مجتهدان زیادی تربیت کرده اند و آنها مجتهدینی بودند که از طریق حوزه علمیه بصورت رسمی تایید شدند و مدارج را طی کرده اند و سال به سال هم سطحشان ارتقا و مدارج رسمی را کسب کرده اند و کسانی که مرجعیت عام دارند اجتهاد وی را از هر نظر تایید کرده اند و مشخص است که رد کردند صلاحیت او از هیچ نظر علمی نیست و من فکر می کنم که حتی برای مردم جامعه هم این شائبه پیش آمده است و شورای نگهبان برای پاک کردن این شائبه مناظره ای را با حضور متخصصین و اهل فن ترتیب دهند و اگر در آن مناظره مشخص شود که حسن خمینی صلاحیت علمی ندارد، جامعه بپذیرد که او سیاسی نیست اما تا مادامی که این اتفاق نیفتد برداشت من و دیگران بر این است که دلیل تایید نکردن صلاحیت او سیاسی بوده است و هیچ دلیل علمی ندارد چراکه افرادی که در خبرگان هستند قابل مقایسه با وی نیستند چه رسد به اعضای شورای نگهبان.

  • چرا شما با رئیس جمهور نظامی مخالف هستید؟

رئیس جمهور تصریح امام و قانون است و وقتی یک نظامی شغلی را پذیرفته است اما وقتی که یک نظامی در یک شب از نظام وارد سیاست می شود خودش را در واقع در مقابل بخشی از جامعه قرار می دهد در صورتی که وظیفه یک نظامی در قبال کل کشور و جریانات سیاسی است و با وارد شدن به سیاست وظیفه نظامی بودن خود را تنزل می دهد و یک آفت می شود در برابر نیروهای مسلح. اگر واقعا یک نظامی می خواهد در حوزه سیاسی وارد شود بهتر است حداقل یک دهه تصویر دیگری از خود در خارج از حوزه نظامی نشان دهد و بعد وارد عرصه ریاست جمهوری شود. اما در کشورما شخص قبل اینکه از لباس نطامی خودش خارج شود می آید و اعلام کاندیداتوری می کند که این آفت است. و وقتی که در عرصه انتخابات قرار می گیرد خود را در مقابل یک جریان سیاسی قرار می دهد وچه  رای آورد و دوره خود را بگذراند و چه رای نیاورد به راحتی برمی گردد و دوباره لباس نظامی خود را برتن می کند و نکته این است که نگاه یک نظامی که سابقه آن در گذشته در کشور و کشور های همسایه وجود دارد و کشور را به سمت بسته شدن و تک صدایی به حرکت در می آورد و از آن قدرت نظامی برای محار جریانات اجتماعی، مدنی و سیاسی استفاده می کنند و در این رفتار چیزی که دیده نمی شود توسعه است و بجای آنکه امروز یک گامی به جلو داشته باشیم به حداقل 50 سال گذشته خودمان بازمی گردیم.

  • آیا درست است که ظریف قرار است از سمت اصلاحات کاندید های ریاست جمهوری شود؟

اصلاح طلب ها یکی از گزینه هایی که فکر می کنند بدرد شرایط موجود کشور می خورد و می تواند تعاملی با دنیا داشته باشد و موانع پیش رویش را به خصوص در سیاست های خارجی بردارد، ظریف است و خیلی از دوستان و گروهان اصلاح طلب هستند که از این موضوع استقبال می کنند که البته این موضوع هنوز در جریان اصلاحات نهایی نشده است.

  • شما می توانید نام کسانی که در جریان اصلاحات برای انتخابات مورد تایید واقع شده اند را نام ببرید؟

خیر. چراکه ما یک فرایندی تعریف کردیم و اجازه دهید که آن فرایند اسامی را معرفی کند و صحبت کردن و نام بردن از کسانی و نظر دادن شخصی درباره آن به عقیده بنده کار معقولی نیست و من هم سعی می کنم یک کار جمعی بکنم.

  • اصلاحات در انتخابات 1400 چه جایگاهی دارد؟

در انتخابات 1400 آنچه که باید جایگاه واقعی پیدا کند بحث حضور مردم در انتخابات است که آن هم در ابهام قرار دارد و اگر واقعا شرایطی ایجاد شود که مردم برای حضور در انتخابات استقبال کنند و حاضر شوند، در آن زمان جایگاه واقعی اصلاحات مشخص می شود.

  • یعنی فعلا نمی دانید که اصلاحات چه جایگاهی دارد؟

اصلاحات در واقع ضرورت بقای یک جامعه است. یک زمانی ما باید عملکرد اصلاح طلبان  را با بحث اصلاحات تفکیک کنیم و نکته دوم عملکرد دولت با اصلاح طلب ها است. ما اگر بخواهیم بدانیم امروز در چه شرایطی هستیم باید بگویم که ما در شرایط انتخابات 98 است اما اگر بخواهیم تصور کنیم که قرار است در همان نقطه باقی بمانیم پس دیگر ضرورتی نداشت که دیگر وارد انتخابات شویم و در این عرصه فعالیت کنیم. در واقع ما فکر می کنیم که جامعه باید به سمتی برود که خودش شرایطی را پیدا کند که از این بن بست خارج شود و من اصلاح  طلب نمی توانم خودم را به جامعه تحمیل کنم بلکه ابن جامعه باید من یا دیگری را به صلاح کشور تشخیص دهد. این در واقع وظیفه حاکمان، مجریان و برگزار کنندگان انتخابات است که شرایطی را فراهم کنند که آنجا مشخص شود مردم اصلاح طلبان را برمی گزینند یا خیر و اگر قرار باشد که مردم در انتخابات حاضر نشوند نشان از این است که حاکمیت مردم را کنار گذاشته است و به طبع آن اصلاحات را نیز حاکمیت کنار گذاشته است. اما اینکه اصلاحات امروز آن جایگاه قبلی خود را ندارد  به جهت اتفاقات اخیر که هزینه آن متوجه اصلاحات شده است.

  • اگر برفرض ظریف رئیس جمهور شود و بگوید که قدرت ندارد که کاری کند در آن زمان مردم باید چه کار کنند؟

بهرحال ما داریم تلاشمان را می کنیم و اگر که روحانی نمی آمد و کشور وارد جنگ میشد آن زمان آیا مردم نمی گفتند که چرا کسانی که می توانستند کاری کنند، برای این کشور تلاشی نکرده اند؟ اگر مردم در صحنه حضور پیدا کنند کسانی که مانع توسعه کشور و رای مردم هستند رفته رفته شرایط به گونه ای می شود کع آنها مجبور به تجدید نظر شوند و ما هر اندازه که  تلاش بکنیم به همان اندازه هم می توانیم نسبت به آینده امیدوار باشیم. اما اگر هیچ تحرکی نداشته باشیم نمی توانیم هیچ انتظاری از آینده داشته باشیم.

  • شما گفتید که روحانی آمد و از یک جنگ جلوگیری کرد. این جنگ چیست که روحانی جلوی آن را گرفت اما با حضور رئیسی رخ می داد؟

جریان سیاسی  که پشت رییسی بود همان جریانی است که ما در دوره 8 ساله احمدی نژاد شاهد بودیم و آن دوره هزینه و خسارت هایی به کشور تحمیل شد و کشور تا فصل هفتم شورای امنیت رفت. یعنی در مرحله بعد آن شورای امنیت نامه ای را صادر می کرد که به ما حمله نظامی شود و روحانی با ورودش ریاست جمهوری و مذاکراتی که تحت عنوان برجام صورت گرفت و نهایی شد باعث شد که پرونده ما از شورای امنیت خارج شود و بقول حسن روحانی ما فاتحان جنگ را می بینیم اما کسی که از وقوع جلوگیری کرد را نمی بینیم. یکی از گام های جریان اصلاحات این بود که ادامه آن مسیر و سیاست را به نفع کشور نمی دید و از آن جلوگیری کرد و این موضوع یکی از خشارت هایی بود که می توانست متوجه کشورمان شود و خارج شدن پرونده ایران از شورای امنیت یکی از دستاورد های برجام به حساب می آید. همچنین دوست ، دشمن و حتی یک سری از دیپلمات های خارجی اذعان دارند که ظریف یکی از شخص های حرفه ای در این حوزه و گفتگو و به ثمر رسیدن کشور است. اما یکی خسارت هایی هم با خود به همراه داشته است که باعث شده همه اصلاح طلب ها به آن نقد وارد کنند و به مدیریتی افتخار می کند که در آن شورای امنیت رسما اعلام کرده که برای اعتراضات گران شدن بنزین  230 نفر کشته شده اند. ماجرای 17 شهریور ما یک سوم این ماجرا بوده است و این دیگر قابلیت مدیریتی نیست اما آن رفتار مدیریتی در وزارت کشور به حساب دولت روحانی گذاشته می شود و آن را از چشم اصلاح طلب ها می بینند. اما واقعا اصلاح طلب ها دنبال بوجود آمدن یک همچین وضعیت و رویکردی  در کشور نبوده و نیستند. البته اینکه در آ« زمان شرایط اینگونه اقتضا کرده است یک بحث دیگر است اما نمی توان گفت که دولت روحانی هیچ کاری نکرده و دستاوردی نداشته است.

 

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.