تاریخ مشروطه در ایران، تاریخ تلاشهای مکرر برای استقرار «قانون» در سرزمینی است که «قدرت» همواره در پی بلعیدن آن بوده است. این گزارش بر آن است که استبداد داخلیِ مانع دموکراسی، نه محصول ذاتی «استبداد شرقی» (در معنای ویتفوکلی آن)، بلکه فرآوردهی مهندسیشدهی استعمار خارجی در ایران بوده است. اغلب پژوهشهای موجود در باب مشروطه و تاریخ معاصر، توسط نهادهای آکادمیک و اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا تولید شده و پژوهشهای داخلی نیز با استناد به آنها شکل گرفتهاند؛ امری که موجب «اشغال» اندیشه ایرانی شده تا غرب نقش مستقیم خود را در خلق و حمایت این استبدادها پنهان کند.
فرمانده کل قوا، مأموریت ۶ تَن از فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح را ابلاغ کردند. به نظر میرسد آرایش چیده شده توسط فرمانده جوان کل قوا آرایشی تهاجمی است.
اسراییل با نقض مداوم آتش بس به دنبال چیست؟ دکترین ایران در مقابل این نقض چیست؟ چرا ایران از پاسخ مستقیم، مانند آنچه در نخستین نقض آتشبس از سوی این رژیم رخ داد، عمل نمیکند؟
وقتی تحولات جاری در خلیج فارس و میز دیپلماسی مسقط مورد ارزیابی قرار میگیرد، رویکردهای سطحی رسانهای معمولا تلاش میکنند همهچیز را به نوسانات دیپلماتیک لحظهای، محاسبات انتخاباتی واشنگتن یا تنشهای مقطعی تقلیل دهند. با این حال، اگر ورق تاریخ تحولات امنیتی و راهبردی دهههای اخیر را به عقب برگردانیم، درمییابیم که دست برتر جمهوری اسلامی ایران در این کارزار، معلول یک پدیدهی ساختاری، عمیق و چندلایه به نام «محور مقاومت» است؛ شبکهای بههمپیوسته که از دل بحرانهای انباشتهی منطقهای سر برآورد تا موازنهی قوا را در غرب آسیا به نفع منافع راهبردی تهران بازتعریف کند.
به تازگی محمدباقر خرازی دبیر تشکل موسوم به حزبالله، حملات تندی علیه پزشکیان و دیگر مقامات جمهوری اسلامی آغاز کرده است. خرازی که مدعی ارتباط با عالم غیب است، با تحریک احساسات اقشار مذهبی، خواستار تشکیل لشکر ۲۵۰هزار نفری برای سرنگونی دولت و عبور از جمهوری اسلامی شده است. اما پشت حملات او به دولت، در لباس مذهب چیست؟
مذاکرات فشردهی ایران و عمان برای تعیین ترتیبات جدید کشتیرانی در تنگهی هرمز پس از یک هفته رایزنیِ پیاپی به نقطهی عطفِ تدوینِ پیشنویس و نقشهی مسیرهای ایمن رسیده است؛ روندی که در سایهی میانجیگریِ مسقط پیش رفته و اکنون برای اجرایی شدن، در انتظارِ تصمیمگیری و تأیید نهایی در سطوح عالیرتبه در تهران است.
قلمروها و مرزها روی نقشههای کاغذی با خطکشهای استعمارگران کشیده میشوند، اما در جغرافیای واقعی، مرزها با خون، اسطوره، زبان و حافظهی مشترک انسانها جوش میخورند.