يکشنبه ۰۹ شهريور ۱۴۰۴ 31 August 2025
سه‌شنبه ۲۴ تير ۱۴۰۴ - ۱۶:۵۹
کد خبر: ۹۷۴۶۸
قاسم میرزایی نیکو در یادداشتی درباره سیدمصطفی تاجزاده و زندانیان سیاسی:

همه آن‌ها که ای ایران خواندند را آزاد کنید!

همه آن‌ها که ای ایران خواندند را آزاد کنید!
یک سال شمسی معمولی ۳۶۵ روز، ۸۷۶۰ ساعت، و ۵۲۵۶۰۰ دقیقه است. در سال‌های کبیسه، یک روز اضافی به سال اضافه می‌شود و در نتیجه ۳۶۶ روز، ۸۷۸۴ ساعت، و ۵۲۷۰۴۰ دقیقه؛ و «مصطفی» همان «تاجزاده»، «سید»، «برادر» و... هرکس مخصوصا مردان قانون! که خیلی این روز‌ها به او نزدیک‌تر هستید! هرچه شما صدایش می‌کنید.
نویسنده :
قاسم میرزایی نیکو

ده سال است! او پشت دیوار‌ها نفس می‌کشد؛ زندان! چرا؟ نمی‌دانم! این به ما ربطی ندارد! ما حق نداریم بدانیم! تکرار می‌کنم ده سال است! در حبس! است.

مصطفی را خیلی دیده‌ام؛ مصطفی را خیلی خیلی شنیده‌ام؛ اما مصطفی را بسیار خوانده‌ام.

چشمانم را می‌بندم؛ بغض و خشم. به قول آن بیت: «مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمی‌کنه قدم می‌زنه». دستم به نوشتن نمی‌رفت؛ ۱۸ تیر ۷۸ همین حوالی بود که گذشت؛ علیه فراموشی.

برای من نام مصطفی با این روز گره خورده؛ روزی که همه باهم شدیم؛ به خاطر صداقت و حقیقت خود مصطفی تاجزاده.

تاجزاده دروغ نمی‌گوید!

ماه محرم است؛ ترومای جنگ را پشت سر گذاشته‌ایم؛ این روضه را «برای ایران بخوان!». ده سال گذشت! و دوباره حبس روی حبس! دومینوی حبس...

ما انسانیم؛ احساس داریم؛ تاجزاده یک مرد است! تاجزاده همسر است؛ پدر است! یک روز مرخصی نیامده! شما به همه‌ی مجرمین از هر طیف و دسته‌ای مرخصی داده‌اید! حتی آنها را بخشیده‌اید! «عفو»! پرونده را بسته‌اید!

جرم تاجزاده چیست؟! زندانی سیاسی! چرا؟! خودتان اعتراف کنید با صدای بلند! دانستن حق مردم نیست؟! حق ایرانی؟! حق ایران؟!

وقتی بازی شد سیاسی، دیگر نه هویت مبنا است نه ملیت زیربنا نه دیانت معیار! چون «سیاست» همه چیز است.

سنگین‌ترین سلاح تاجزاده «کلمه» است؛ خدای ما مسلمان‌ها، ما امام‌حسینی‌ها در قرآن به قلم و آن‌چه می‌نویسد سوگند یاد کرده.

اما ما به شما اهالی روزنه‌گشا اعتماد کردیم؛ مطالبه ملی سخن دانایانی است که خواستار اصلاحات در پارادایم حاکم بر نظام حکمرانی کشور شدند تا بتوانیم شرایط را برای ایجاد صلح پایدار و امنیت، فراهم و با مشارکت مردم فرصت را برای هم‌بستگی و اقتصاد پویا ایجاد کنیم.

پس من به‌عنوان یکی از جمع ما مردم حق رأیم را از تمامی مدعیان وفاق و در رأس آن برادر دکتر مسعود پزشکیان، آقای رییس جمهور، عمل به وعده‌های داده‌شده را مطالبه می‌کنم:

تاجزاده و همه‌ی زندانیان سیاسی و حتی آنان‌که سال‌ها در تبعید، خوره روحشان را ساییده بود و چشم‌به‌راه وطن، دست‌به‌دست هم جلوی دشمن تا بیخ و بن مسلح که پایش روی رگ گردنمان بود، پشت هم ایستادند و به نام ایران،‌ای ایران خواندند را آزاد کنید! الان نوبت شماست! بسم‌الله!

«بی دلیل نیست اگر، باز نمی‌شود دری که می‌کوبیم»؛ یا کسی پشت آن نیست!

یا هست و باز نمی‌کند... یا که اصلا در نیست، دیوار است!

به قول آن خواجه‌ی شیرازی:

«چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند...

شاه‌بازانِ طریقت به مقامِ مگسی!»

ارسال نظر
captcha
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی