کیشِ نیهیلیستیِ مرگ؛ وقتی پنتاگون به صحنهی «رئالیتیشو» تبدیل میشود
ستایش عریان از کشتار؛ فراتر از فاشیسم کلاسیک
برخلاف فاشیسم قرن بیستم که دستکم مفاهیمی، چون «ایثار» و «فداکاری» را برای توجیه خشونت ترویج میکرد، ماشین تبلیغاتی فعلی در کاخ سفید با محوریت پیت هگست، نوعی از کشتار را ستایش میکند که بیشتر به بازیهای ویدئویی شباهت دارد. در این رویکرد جدید، جنگ نه وسیلهای برای رسیدن به اهداف راهبردی، بلکه بستری برای تخلیه «خشم» و عطش انتقام است. هگست با انتشار ویدئوهایی که پیش از این در هیچ دولت متمدنی سابقه نداشته، عملاً اعلام میکند که قواعد بینالمللی جنگ و حقوق بشر، مانعی برای لذتِ ناشی از قدرتنمایی محسوب میشوند.
شکاف میان ژنرالهای سنتی و تکنوکراتهای رسانهای
بزرگترین بحرانِ پیشروی پنتاگون، نه در جبهههای نبرد، بلکه در راهروهای این ساختمان و در شکاف عمیق میان «ژنرالهای سنتی» و «تیم سیاسی جدید» نهفته است. ژنرالهای باسابقه که دههها بر اساس دکترینهای کلاسیک و رعایت سلسلهمراتب قانونی آموزش دیدهاند، اکنون خود را در برابر لایهای از مدیران سیاسی میبینند که فاقد هرگونه درک راهبردی از «هزینههای انسانی و ژئوپلیتیک جنگ» هستند.
این شکاف زمانی عمیقتر میشود که دستورات هگست، مستقیم یا غیرمستقیم، اصول بنیادین «فرماندهی و کنترل» را دور میزند تا عملیاتها را با منطق «جذابیت رسانهای» هماهنگ کند. برای ژنرالهای پنجستاره، جنگ یک «ضرورت تلخ ملی» است، اما برای تیم هگست، جنگ یک «فرصت طلایی برای تولید محتوا» (Content Creation) محسوب میشود. این برخوردِ دو جهان متفاوت، ارتش آمریکا را با خطر دوقطبی شدن و فلجشدن در تصمیمگیریهای حیاتی روبهرو کرده است.
سرمستی از عملیاتهای کمهزینه و پرزرقوبرق
تجربه مداخلات اخیر و تصور کشتار از راه دور با هزینه جانی صفر برای آمریکاییها، هگست و تندروهایی، چون مارکو روبیو را دچار نوعی «سرمستی استراتژیک» کرده است. آنها جنگ را کالایی برای مصرف رسانهای میبینند؛ تصویری که در آن خونریزی باید با کیفیت بالا (HD) ضبط شود تا خوراک بهتری برای شبکههای تلویزیونی فراهم کند. این وسواس به تصویرسازی، ریشه در نگاه ترامپ به سیاست دارد که همهچیز را از دریچه «رِیتینگ» و میزان دیده شدن میسنجد، حتی اگر به قیمت هتک حرمتِ اجساد سربازان خودی برای نمایشهای سیاسی تمام شود.
جنایت جنگی به مثابه استراتژی
تأکید وقیحانه هگست بر شعار «امان ندهید»، تنها یک لفاظی سیاسی نیست؛ بلکه چراغ سبزی رسمی به نیروهای عملیاتی برای نادیده گرفتن کنوانسیونهای ژنو است. این رویکرد، پنتاگون را در وضعیتی قرار میدهد که فرامین صادر شده از سوی عالیترین ردههای غیرنظامی، مستقیماً با «قانون جرایم جنگی» در تضاد قرار میگیرند. چنین وضعیتی نه تنها باعث ریزش نیروهای متخصص و اخلاقمدار در بدنه ارتش میشود، بلکه مشروعیت هرگونه اتحاد نظامی بینالمللی با ایالات متحده را در آینده با چالشی بنیادین روبهرو خواهد کرد.
ابتذال شر؛ از آیشمن تا هگست
اگرچه قیاس افراد با مهرههای نازی حساسیتبرانگیز است، اما نمیتوان شباهت میان هگست و توصیف هانا آرنت از «آدولف آیشمن» را نادیده گرفت. هگست نیز همچون آیشمن، نشانههایی از «ناتوانی در اندیشیدن» را بروز میدهد. او به جای تحلیل واقعیتهای پیچیده ژئوپلیتیک، سیلابی از کلیشههای توخالی و لفاظیهای متکلف را به راه میاندازد. در فضای گلخانهای که او در پنتاگون ساخته، نشستهای خبری واقعی جای خود را به گفتوگوهای فرمایشی با رسانههای همسو داده است تا ایگوی شکننده او و همفکرانش از مواجهه با تلخیِ واقعیت مصون بماند.
مشروعیتزدایی از نظم جهانی
پرسش اساسی اینجاست که آیا این نمایش رسانهای میتواند به جنگهای غیرقانونی مشروعیت ببخشد؟ به نظر میرسد هگست در جهانی خیالی زندگی میکند که در آن مطبوعات منتقد، دشمن و جنایات عریان، افتخار محسوب میشوند. تداوم این مسیر نه تنها جایگاه اخلاقی ایالات متحده را در سطح بینالملل ویران میکند، بلکه ارتش را به ابزاری برای ارضای امیال شخصی و سیاسی تبدیل خواهد کرد؛ مسیری که پایان آن چیزی جز خاکستر و ویرانی برای تمامی طرفها نخواهد بود.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد