فراز و فرود یک جریان؛ پایان سناریو پهلوی؟!
نغییر موضع بسیاری از طرفداران سابق، افزایش انتقادات از رضا پهلوی و اطرافیان او، تغییر رویکرد برخی رسانهها از جمله صدای آمریکا در حمایت از رضا پهلوی و درگیری با دیگر گروههای اپوزسیون نشان میدهد این جریان با مشکلات شدیدی روبرو شده است. جریانی که فراز و فرود کوتاه چند ماهه اما پرهزینهای داشت. مجموعهای غیرمنسجم و ناهمگون از اشخاص که شاید تنها در یک چیز اشتراک داشتند و آن نبود جمهوری اسلامی بود.
رضا پهلوی که تا پیش از این در تکاپوی سیاسی خود کنگرهها و دیدارهای مختلفی در کشورها برگزار میکرد اکنون برای حفاظت خود از هوادارانش درخواست کمکهای مالی کرده است. درخواست کمک مالی از هواداران نشان میدهد این جریان علاوه بر مشکلات ساختاری و سازمانی با مشکلات مالی نیز مواجه شده و احتمالا حمایت های مالی سابق را از دست داده است.
اما علاوه بر اینها برخورد تند و خشن طرفداران رضا پهلوی، فحاشی، تهدید و تخریب مخالفان در فضای مجازی و غیر از آن بیش از هرچیزی بیانگر وجود مشکلات شدید در جریان پهلوی است. رضا پهلوی و طرفدارانش اکنون خود و هوادارانش متهم به تکرار همان رفتارها و برخوردهایی است که ادعا میکرد بخاطر آنها علیه جمهوری اسلامی ایران برخاسته است.

در آخرین مورد از این حمله به منتقدان،منوچهر بختیاری مورد هجمه قرار گرفت. منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری (یکی از کشتهشدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸)، از فعالان سیاسی و معترضان به جمهوری اسلامی بوده است. او از حامیان رضا پهلوی بود، اما اخیراً پیامی صوتی از زندان هرمزگان منتشر کرد که حاوی انتقادهای صریح از عملکرد رضا پهلوی و اطرافیانش است اما سلطنتطلبان اظهارات منوچهر بختیاری را که زمانی او را میستودند برنتابیدند.
منوچهر بختیاری در پیام حدود ۸ دقیقهای خود، به رضا پهلوی میگوید که او بیش از دیگر مدعیان، از سوگندها و تعهداتش فاصله گرفته است.
بختیاری اطرافیان پهلوی را به دنبال سهمخواهی، کسب قدرت و تحمیل اهداف شخصی از طریق «دفترچه گذار» (برنامه یا منشور) میداند؛ افرادی که به گفته او هزینهای برای مبارزه پرداخت نکردهاند. و وعدههایی مانند «۱۵۰ هزار نیروی ریزشی» از درون حاکمیت یا تشکیل «ارتش گارد جاویدان» را نمونههایی از «وعدههای بیپشتوانه» و «عملیات فریب» میخواند.
بختیاری از «خاموش کردن صدای منتقدان» با اتهام «نفوذی بودن» انتقاد میکند و آن را ادامه روند سرکوب میخواند.
او در فایل صوتی خود تأکید میکند که حاکمیت مردم مقدم است و اراده مردم بر هر چیز دیگری ارجحیت دارد و هشدار میدهد که نمیتوان روی بیگانه حساب کرد.
خانواده بختیاری (از جمله خواهرش صبا بختیاری) در بیانیهای تأکید کردهاند که این پیام واقعی است و تحت فشار رژیم منتشر نشده. آنها ادعاهای برخی کاربران درباره «فشار» یا «نفوذی بودن» را رد کردهاند.

واکنش طرفداران پهلوی به منوچهر بختیاری
انتشار این پیام واکنشهای گسترده و مطابق چندوقت گذشته عمدتاً تند در میان طرفداران رضا پهلوی ایجاد کرد. بسیاری از حامیان سابق بختیاری که او را «قهرمان» یا «سردار راه دفاع از ایران» میدانستند، به سرعت تغییر موضع دادند و او را هدف حملات قرار دادند. انتقادها اغلب شامل واژههایی مانند «پاچهورمالیده»، «بیاصالت»، «نفوذی» و «سستعنصر» بوده است.
برخی اعلام کردند که در زندان تحت تأثیر قرار گرفته یا برای اختلافافکنی عمل میکند. رسانههایی نزدیک به این جریان (مانند منوتو) نیز بدون پخش کامل پیام، آن را در راستای اهداف جمهوری اسلامی تفسیر کردند.
رضا پهلوی واکنشی نشان نداده اما برخی نزدیکانش مانند ایرج مصداقی، انتقادها را به فشار زندان نسبت داده و گفته بختیاری «صلاحیت استراتژیک» ندارد و رضا پهلوی نباید به «فردی که عَلَم دشمنی برداشته» پاسخ دهد.
سعید قاسمینژاد (مشاور ارشد رضا پهلوی) یکی از کسانی بود که واکنش تند و صریحی نشان داد. او در پستی، جنبش انقلابی را پدیدهای دانست که فراز و فرود دارد و این فرودها فرصتی برای شناسایی «نفوذیها» و «سستعنصرها» است. بسیاری این پست را مستقیماً اشاره به بختیاری تفسیر کردند.
در فضای مجازی، قاسمینژاد را که با یک انتقاد، فردی را که قبلاً ستایش میکرد، به شدت تخریب میکند مورد انتقاد قرار دادند. منتقدان این رفتار را نشانهای از عدم تحمل نقد در حلقه اطراف پهلوی دانستند. برخی کاربران نیز به سابقه قاسمینژاد (از جمله همکاریهای گذشته) اشاره کرده و واکنش او را بخشی از الگوی کلی «برچسبزنی به جای پاسخگویی» خواندند.

مسجودی و الگوی رفتار خاندان پهلوی با منتقدان
مسعود مسجودی (۴۵ ساله، مدرس سابق دانشگاه سیمون فریزر در کانادا) از مخالفان جمهوری اسلامی بود و همزمان یکی از مخالفان تند رضا پهلوی و جریان سلطنتی محسوب میشد. او بهمن ۱۴۰۴ در ونکوور کانادا ناپدید گشت و سپس جسدش کشف شد. پلیس کانادا دو نفر ایرانیتبار را به اتهام قتل درجه یک بازداشت کرد. این دو نفر با مسجودی آشنا بودند. مسجودی از سال ۲۰۲۴ شکایتهای حقوقی متعددی در دادگاههای کانادا (ونکوور) علیه رضا پهلوی، برخی اطرافیانش و شبکههای مرتبط ثبت کرده بود. شکایت اصلی او شامل انتشار مطالب افتراآمیز و آسیبزا، توطئه و آزار سازمانیافته (به ویژه در فضای مجازی)، تحریک به خشونت و تهدید به قتل بود.
او حتی از دولت کانادا خواسته بود که رضا پهلوی و برخی هوادارانش را در فهرست گروههای تروریستی قرار دهند و ادعاهایی درباره ارتباط نزدیک برخی جریانهای اپوزیسیون با نهادهای امنیتی ایران مطرح میکرد.
مسجودی پیش از ناپدید شدن، علناً از دریافت تهدیدهای جدی جانی از سوی برخی هواداران پهلوی سخن گفته بود. او در ویدیوها و مصاحبهها جزئیات ترسناکی از این تهدیدها را بیان کرده بود، از جمله اینکه تهدیدکنندگان «سایز خنجر، نوع آن و محل دقیق فرود آن روی بدن» را برایش مشخص کرده بودند. او این تهدیدها را به پلیس کانادا نیز گزارش داده بود.
قبل از قتل نیز مسجودی هدف حملات گسترده، توهینهای شدید و تهدیدهای سازمانیافته در فضای مجازی و حتی تجمعات (مانند تظاهرات ونکوور) قرار داشت. بسیاری از هواداران پهلوی او را «نفوذی رژیم»، «تجزیهطلب» (به دلیل نزدیکی ادعایی به برخی جریانهای قومی) یا «دشمن وحدت اپوزیسیون» میخواندند و با لحن بسیار خشن علیه او موضع میگرفتند.
ماجرای مسجودی نمونهای از الگویی است که در اپوزیسیون ایران (بهویژه در جریان پادشاهیخواهی) دیده میشود؛ هرگاه فردی (حتی اگر قبلاً همسو یا بیطرف بوده) انتقاد جدی از عملکرد رضا پهلوی، تیمش، وعدههای محققنشده، یا روشهای برخورد با مخالفان مطرح کند، سریعاً با فحاشی، برچسبهایی مانند «نفوذی» یا «عامل رژیم» مواجه میشود. این برچسبزنی اغلب با حملات هماهنگ سایبری، تهدید، تخریب شخصیت و گاهی تحریک به خشونت همراه است.
پایان پروژه پهلوی؟!
در هفتههای اخیر، نشانههایی از تغییرات و فاصلهگیری در حلقههای مرتبط با پروژه پهلوی مشاهده شده است. صدای آمریکا حمایتهای خود از پهلوی را نه تنها محدود کرده بلکه به سانسور نیز دست زده است تا آنجا که صدای هواداران رضا پهلوی نیز درآمد و به تشکیل کمپینی علیه صدای آمریکا تصمیم گرفتند.
موضوع دیگر اینکه نیک استوارت (از مدیران اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسیها -FDD- اندیشکدهای که رضا پهلوی با آن همکاری نزدیک داشته) به تیم مذاکرهکننده دولت ترامپ در امور ایران اضافه شد. این حرکت، برخی تحلیلگران را به این نتیجه رساند که تمرکز FDD بیشتر به سیاستهای واقعی آمریکا (مانند فشار حداکثری یا مذاکره) معطوف است تا حمایت بیقیدوشرط از پروژه شخصی پهلوی.
بنیاد دفاع از دموکراسیها، که سالها به عنوان بازوی لابی و فشار علیه جمهوری اسلامی عمل کرده، در عمل نشان داده که اولویتهایش با اهداف یک «رهبری فردی» همخوانی کامل ندارد و بیشتر در چارچوب منافع سیاست خارجی آمریکا حرکت میکند.
با نگاهی کلی، آنچه تحت عنوان «پروژه پهلوی» یا پروژه متمرکز بر رضا پهلوی ارائه میشد، در عمل به یک پروژه شکستخورده تبدیل شده است. دلایل اصلی آن را میتوان نبود بنیانهای فکری، خلأ برنامه علمی و عملی، فرقه گرایی بجای گفتمانسازی، بی مسئولیتی در قبال سرمایه اجتماعی، تکرار روشهای سرکوب، پیگیری منافع شخصی در لوای منافع ملی، وابستگی به شبکههای خارجی، عدم استقلال و ... توصیف کرد.
پروژه رضا پهلوی در نهایت، بیش از آنکه یک نیروی سیاسی بوده باشد، ابزاری برآمده از عقدههای حلقهای محدود برای کسب ثروت و بهانهای برای حمله خارجی برای غارت ثروت ایران بود که به قیمت خون جوانان و ویرانی وطن تمام شد.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد