۲۴ تير ۱۴۰۵ ۱۳:۳۴
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۱
کد خبر: ۱۱۳۴۶۸
چگونه کشور بازسازی می‌شود؟

تفاهم صلح، فرصت تغییر ریل اقتصاد ایران

بازسازی پس از تفاهم
تفاهم ایران و آمریکا پس از ماه‌ها جنگ، نااطمینانی و فشار اقتصادی، رقم خورده است. با پایان رسمی و حتی موقت جنگ، بحث بازسازی به یکی از مهم‌ترین موضوعات اقتصاد ایران تبدیل شده است. تجربه کشور‌های مختلف نشان می‌دهد بازسازی فقط به معنای تعمیر پتروشیمی‌ها، کارخانه‌ها و زیرساخت‌های آسیب‌دیده نیست. آنچه آینده اقتصاد را تعیین می‌کند، تصمیماتی است که در ماه‌های پیش رو درباره تورم، سرمایه‌گذاری، تجارت خارجی و نحوه حکمرانی اقتصادی گرفته خواهد شد؛ تصمیماتی که می‌توانند تفاهم سیاسی را به رونق اقتصادی تبدیل کنند یا آن را به فرصتی از دست رفته بدل سازند.
 سهیل شادی
نویسنده

در روز‌هایی که خبر امضای الکترونیکی تفاهم میان ایران و آمریکا به مهم‌ترین موضوع سیاسی و اقتصادی کشور تبدیل شده، یک پرسش اساسی نیز مطرح است؛ اقتصاد ایران پس از جنگ قرار است چگونه بازسازی شود؟

در نگاه نخست، پاسخ ساده به نظر می‌رسد. جنگ به بخشی از زیرساخت‌های کشور آسیب زده، برخی صنایع با اختلال مواجه شده‌اند و دولت باید منابع لازم برای بازسازی را تامین کند. اما تجربه تاریخی کشور‌ها نشان می‌دهد بازسازی موفق، بیش از آنکه پروژه‌ای عمرانی باشد، پروژه‌ای اقتصادی است. بسیاری از کشور‌ها پس از جنگ نه به دلیل ساختن جاده‌ها و کارخانه‌های جدید، بلکه به دلیل تغییر مسیر سیاستگذاری اقتصادی توانستند به رشد پایدار دست پیدا کنند.

امروز نیز ایران در نقطه‌ای مشابه قرار گرفته است. تفاهم اخیر با این نگاه خوشبینانه که به توافق هم منجر شود، می‌تواند پنجره‌ای تازه برای اقتصاد کشور باز کند؛ پنجره‌ای که اگر با اصلاحات اقتصادی همراه نشود، احتمالا دستاورد‌های آن کوتاه‌مدت خواهد بود.

بازسازی از بازار شروع می‌شود

یکی از مهم‌ترین درس‌های بازسازی پس از جنگ در جهان این است که سرمایه، پیش از آنکه به ساختمان‌ها وارد شود، به سمت ثبات حرکت می‌کند. سرمایه‌گذار داخلی یا خارجی زمانی تصمیم به سرمایه‌گذاری می‌گیرد که بتواند آینده را پیش‌بینی کند.

اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با تورم‌های سنگین، نوسانات ارزی، مقررات متغیر و نااطمینانی‌های سیاسی مواجه بوده است. نتیجه این وضعیت نیز کاهش سرمایه‌گذاری و فرسوده شدن ظرفیت تولید بوده است. حالا تفاهم ایران و آمریکا می‌تواند بخشی از این نااطمینانی را کاهش دهد؛ اما کاهش تنش سیاسی به تنهایی برای بازگشت سرمایه کافی نیست.

فعالان اقتصادی بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند. ثبات در سیاست ارزی، ثبات در مقررات، ثبات در تجارت خارجی و ثبات در تصمیمات اقتصادی. بدون این مؤلفه‌ها، حتی در صورت ورود منابع مالی جدید نیز امکان شکل‌گیری یک دوره رشد پایدار وجود نخواهد داشت.

تجربه اروپا پس از جنگ جهانی دوم نیز دقیقا همین موضوع را نشان می‌دهد. آنچه اقتصاد‌های اروپایی را احیا کرد صرفا منابع مالی خارجی نبود، بلکه ایجاد فضای رقابتی، بازگشت به تجارت جهانی و کاهش مداخلات دستوری در اقتصاد بود. در مقابل، کشور‌هایی که بر کنترل‌های گسترده دولتی، قیمت‌گذاری دستوری و محدود کردن بازار اصرار کردند، فرصت بازسازی را از دست دادند.

اولویت فوری؛ مهار تورم و احیای کسب‌وکار‌ها

اگرچه اصلاحات ساختاری اهمیت زیادی دارد، اما اقتصاد ایران در کوتاه‌مدت با مسائل فوری‌تری نیز مواجه است. مهم‌ترین آنها تورم است.

در ماه‌های اخیر، نرخ‌های تورم به سطوح کم‌سابقه‌ای رسیده و قدرت خرید خانوار‌ها به شدت کاهش یافته است. در چنین شرایطی، اولین مرحله بازسازی اقتصادی باید بازگرداندن ثبات به زندگی روزمره مردم باشد. مهار تورم، جلوگیری از رشد کسری بودجه و بازگرداندن آرامش به بازار ارز می‌تواند مهم‌ترین دستاورد کوتاه‌مدت دولت در دوران پساتفاهم باشد.

همزمان هزاران کسب‌وکار نیز در ماه‌های جنگ با اختلال مواجه شدند. از واحد‌های تولیدی گرفته تا شرکت‌های خدماتی و فعالان اقتصاد دیجیتال، همه به نوعی از نااطمینانی و محدودیت‌های ایجاد شده آسیب دیده‌اند. احیای این بخش‌ها نیازمند سیاست‌های حمایتی هدفمند است؛ نه سیاست‌های پرهزینه‌ای که خود به موج جدید تورم منجر شوند.

در این میان، بازگشت کامل زیرساخت‌های ارتباطی و اینترنت نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. اقتصاد امروز بدون اینترنت عملا قادر به فعالیت نیست. تجارت الکترونیک، خدمات مالی، استارتاپ‌ها و حتی بسیاری از کسب‌وکار‌های سنتی به این زیرساخت وابسته‌اند. به همین دلیل بازسازی اقتصادی بدون بازسازی زیرساخت‌های ارتباطی معنای چندانی نخواهد داشت.

تفاهم سیاسی کافی نیست

شاید مهم‌ترین چالش پیش روی اقتصاد ایران این باشد که تفاهم سیاسی را با اصلاح اقتصادی اشتباه نگیرد. تفاهم اخیر می‌تواند فضای جدیدی ایجاد کند، اما این فضا تنها یک فرصت است، نه تضمین موفقیت.

اقتصاد ایران در دهه‌های گذشته با مشکلات مزمنی مانند چندنرخی بودن ارز، قیمت‌گذاری دستوری، انحصارات گسترده، ضعف سرمایه‌گذاری و بی‌ثباتی مقررات مواجه بوده است. بسیاری از این مشکلات پیش از جنگ وجود داشتند و پس از جنگ نیز همچنان پابرجا هستند.

به همین دلیل بازسازی واقعی اقتصاد ایران در عمل در اتاق‌های تصمیم‌گیری اقتصادی رقم خواهد خورد. اگر تفاهم اخیر به اصلاح فضای کسب‌وکار، افزایش تعاملات بین‌المللی، تقویت بخش خصوصی و کاهش نااطمینانی منجر شود، می‌توان امیدوار بود که اقتصاد ایران وارد دوره‌ای تازه از رشد شود.

در غیر این صورت، حتی اگر تمام خرابی‌های جنگ نیز بازسازی شوند، اقتصاد کشور همچنان با همان مشکلاتی روبه‌رو خواهد بود که پیش از جنگ نیز مانع توسعه بودند. تفاهم ایران و آمریکا یک پایان نیست؛ آغاز آزمونی است که نتیجه آن مشخص خواهد کرد آیا ایران از فرصت پساجنگ برای بازسازی اقتصاد استفاده می‌کند یا صرفا به بازسازی خرابی‌ها بسنده خواهد کرد.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی