نماینده بازنشستگان باید امانتدار مطالبه باشد، نه صاحب آن | چه کسی صدای ۵ میلیون بازنشسته است؟
طبق اعلام سازمان تأمین اجتماعی، حدود ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار بازنشسته و مستمریبگیر این سازمان در سال ۱۴۰۵ مشمول احکام افزایش حقوق و متناسبسازیشدهاند. در اردیبهشتماه نیز سازمان تأمین اجتماعی از برگزاری جلسه با اعضای هیأتمدیره کانون کارگران بازنشسته و مستمریبگیران درباره افزایش سالانه و گام سوم متناسبسازی خبر داده بود.
محمدحسن زدا، سرپرست اسبق سازمان تأمین اجتماعی، در اظهار نظری بر ضرورت بازتعریف نمایندگی بازنشستگان تأکید می کند ومیگوید: صرفاً شناختهشدن یک فرد یا داشتن سابقه مدیریتی برای نمایندگی از یک جامعه بزرگ کافی نیست؛ نماینده مطالبهگران باید پیش از هر چیز اعتماد جامعه هدف را داشته باشد.
با این حال، در کنار این مسیر رسمی، گروههای مختلف بازنشستگان همچنان مطالبات خود را از مسیرهای دیگری دنبال میکنند؛ از تجمعهای اعتراضی تا ارسال نامههای جمعی به مسئولان.
وقتی ۱۸۰۴ امضا پای یک نامه مینشیند
یکی از نمونههای اخیر، نامهای است که در شهریورماه با ۱۸۰۴ امضای بازنشستگان خطاب به سرپرست سازمان تأمین اجتماعی ارسال شده است. در این نامه، موضوعاتی از جمله افزایش مزایا، اجرای دائمی متناسبسازی، شفافسازی درباره ماده ۵۴ و درخواست دیدار با مسئولان سازمان مطرح شده است.
از سوی دیگر، گزارشهای منتشرشده از تجمعهای بازنشستگان در ماههای اخیر نیز نشان میدهد مطالبات این جامعه محدود به یک موضوع نیست و مواردی مانند افزایش مستمری متناسب با تورم، پرداخت معوقات، اجرای متناسبسازی و مسائل درمانی در میان خواستههای مطرحشده قرار دارد.
همین تعدد مطالبات و گروههای مطالبهگر، پرسش درباره سازوکار نمایندگی را جدیتر میکند: نماینده واقعی بازنشستگان چگونه باید انتخاب یا شناخته شود و چه نسبتی با بدنهای داشته باشد که از آن سخن میگوید؟
نمایندهای که فقط پشت میز مذاکره دیده نشود
زدا معتقد است اعتماد به تنهایی کافی نیست. فردی که پای میز مذاکره مینشیند باید موضوع را بشناسد، مستندات را مطالعه کرده باشد، مطالبات جامعه هدف را دقیق منتقل کند و در کنار طرح مشکلات، درباره راهحلهای عملی نیز توان گفتوگو داشته باشد.
به گفته او، نماینده بازنشستگان نباید مطالبات عمومی این جامعه را با خواستههای شخصی یا گروهی مخلوط کند. اگر موضوع مذاکره حقوق و معیشت میلیونها بازنشسته است، محور گفتوگو باید منافع عمومی آنان باشد، نه اختلافات فردی یا جناحی.
اما مسئله تنها به قبل از مذاکره محدود نمیشود. زدا بر پاسخگویی نماینده پس از جلسه نیز تأکید دارد؛ بازنشستگان باید بدانند چه موضوعاتی مطرح شده، مسئولان چه پاسخی دادهاند، چه تعهدی داده شده، چه مطالبهای پذیرفته نشده و قدم بعدی چیست.
قانون چه میگوید؟
بحث نمایندگی ذینفعان در ساختار تأمین اجتماعی نیز صرفاً یک موضوع تشکیلاتی یا رسانهای نیست. در قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی، برای حضور «خدمتگیرندگان متشکل و سازمانیافته» در ترکیب برخی ارکان صندوقها پیشبینیهایی وجود دارد و در صورت نبود تشکل رسمی، قانون سازوکار موقت دیگری را در نظر گرفته است.
بنابراین، مسئله نمایندگی ذینفعان در ساختار تأمین اجتماعی سابقه قانونی دارد؛ اما آنچه در عمل محل بحث است، میزان ارتباط نمایندگان با بدنه بازنشستگان، نحوه انتقال مطالبات و میزان پاسخگویی آنان پس از مذاکرات است.
یک نفر نمیتواند درباره همه چیز بازنشستگان تصمیم بگیرد
زدا همچنین بر ضرورت کار جمعی تأکید دارد. مسائل بازنشستگان از موضوعات بیمهای و اقتصادی گرفته تا حقوقی، درمانی و بودجهای را دربرمیگیرد و به گفته او، بعید است یک نفر بتواند در همه این حوزهها صاحبنظر باشد.
راهکار پیشنهادی او، شکلگیری یک تیم کارشناسی و مشورتی در کنار نمایندگان بازنشستگان است؛ ساختاری که در آن مذاکرهکننده با پشتوانه اطلاعات تخصصی و نظر کارشناسان وارد جلسه شود و تصمیمگیریها نیز از حالت فردمحور خارج شود.
این نگاه در حالی اهمیت پیدا میکند که در اساسنامه سازمان تأمین اجتماعی نیز امکان تشکیل کارگروههای تخصصی برای بررسی و اظهارنظر درباره مسائل سازمان پیشبینی شده است.
نماینده، صاحب مطالبه نیست
زدا در نهایت یک اصل را مهمتر از سایر ویژگیهای نماینده بازنشستگان میداند: نماینده صاحب مطالبه نیست؛ امانتدار مطالبه بازنشستگان است.
از این منظر، نماینده باید صدای جامعه بازنشستگان را منتقل کند، نه اینکه صدای شخصی خود را جایگزین صدای آنان کند. پیش از مذاکره از بدنه بازنشستگان نظر بگیرد و پس از مذاکره نیز نتیجه را به آنها گزارش دهد.
اما شاید پرسش اصلی از اینجا آغاز شود: در جامعهای با میلیونها ذینفع و دهها گروه و تشکل مطالبهگر، چه سازوکاری میتواند نمایندگی را از حالت فردمحور خارج و به یک فرآیند شفاف، پاسخگو و متکی بر مشارکت بازنشستگان تبدیل کند؟
پاسخ به این پرسش میتواند تعیین کند که در مذاکرات آینده، چه کسی واقعاً پشت میز نشسته است؛ یک فرد با سابقه و عنوان، یا نمایندهای که پشتوانه روشن و قابل سنجشِ جامعه بازنشستگان را با خود دارد.
هوشنگ طالع در گفتگو با فراز:
چرا بنیاد شهید رئیسی ساختمان دولت را پس نمیدهد؟
یادماندههای ناخدا هوشنگ صمدی از دفاع مقدس
گفتوگوی فراز با مهدی نصرتی، اقتصاددان
- تازهها
- پربازدیدها
حقوق ۶۵ دلاری در برابر سبد معیشت ۳۶۱ دلاری
هوشنگ طالع در گفتگو با فراز:
چرا بنیاد شهید رئیسی ساختمان دولت را پس نمیدهد؟
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: