۱۸ شهريور ۱۴۰۵ ۱۵:۵۲
شنبه ۰۳ آبان ۱۳۹۹ - ۲۳:۳۲
کد خبر: ۲۶۵۶۴

۶۵ثانیه ای که ایران را تکان داد

مازیار خسروی_ عصر چهارشنبه ۳۰ مهرماه، ویدویی کوتاه در شبکه‌های اجتماعی و در میان کاربران ایرانی منتشر و دست به دست می‌شد که در زمانی اندک، تبدیل به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات جامعه ملتهب ایران شد؛ دختری با مقنعه و مانتوی مشکی، با چهره غرق در خون

مازیار خسروی_ عصر چهارشنبه ۳۰ مهرماه، ویدویی کوتاه در شبکه‌های اجتماعی و در میان کاربران ایرانی منتشر و دست به دست می‌شد که در زمانی اندک، تبدیل به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات جامعه ملتهب ایران شد؛ دختری با مقنعه و مانتوی مشکی، با چهره غرق در خون روی زمین افتاده، دو زن با لباس راحتی خانگی و بدون روسری، کنار او روی چمن نشسته‌اند. یکی روی سینه‌اش نشسته و دیگری مویش را دردست گرفته و بر آن چنگ می‌زند. از گوشه تصویر، دست و پای نوجوانی پیداست و چند لحظه بعد، یک جفت پای مردانه با شلوار نگهبانی شرکت نفت - که باتومی هم در دست دارد- به قاب دوربین اضافه می‌شود. زن‌ها فریاد می‌زنند: «یک ساعته داریم داد می‌زنیم، کجایین؟! دستبندش بزنید، فرار می‌کنه… با شوکر اومد تو خونه بچه‌هام غش کردن. زنگ زدیم۱۱۰. پسرم را با چاقو زده» نگهبان می‌پرسد : «این الان چی داره» صدا در صدا می‌پیچد که «چاقو»

نوک باتوم نگهبان روی بدن دختر حرکت می‌کند و پایش را روی بدن او می‌گذارد. زن‌ها هم‌زمان جیغ و داد می‌کنند طوری که تشخیص جمله‌هایشان ممکن نیست: «…دو روز پیش آقا…انداختمش تو جوب….زدمش…از کجا بیارم؟ من که نمی‌تونم…»

نگهبان روی دختر خم می‌شود و می‌پرسد «چی داری؟» دختر خون‌آلود چیزی می‌گوید که مفهوم نیست. درست در همین لحظه، نقطه اوج ماجرا رخ می‌دهد؛ دست نگهبان روی بدن دختراست و آن را لمس می‌کند. بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقد بودند نگهبان در آن لحظه سینه دختر را لمس کرده و او را مورد تعرض جنسی قرار داده است. همکاران نگهبان اما بعدا در دفاع از همکارشان گفتند چون زنان حاضر در صحنه دایم فریاد می‌زده‌اند دختر چاقو و شوکر دارد، او خواسته با بازرسی بدنی از غیرمسلح بودن دختر مطمئن شود. چند کاربر پرحوصله هم آنقدر فیلم را روی دور کند جلو وعقب کردند و نور صحنه را کم و زیاد کردند تا ثابت کنند که دست نگهبان نه روی سینه دختر، که روی بازوی راست اوست.

جیغ و داد زن‌ها تمامی ندارد. نوجوان ‌دستش را بالا می‌برد و می‌گوید: " آقا! زنگ زدن خونه، برادر کوچیکم در را باز کرد…" زنی که بالای سر دختر نشسته و موهایش را در چنگ دارد حرفش را می‌برد: "گه بخور! من زدمش…انداختمش تو جوب…دزد همین بود…" همزمان چند بار پشت سرهم با کف دست، بر سر دخترمی‌کوبد. نگهبان دست زن را می‌گیرد تا مانع ادامه کتک زدن شود و فیلم در همینجا تمام می‌شد؛ ۶۵ ثانیه خشونت و التهاب…

دختر آبادانی آبان

آنچه حالا با هشتک #دختر_آبادانی پربازدیدترین فیلم این روزهای شبکه‌های اجتماعی فارسی است ابتدا در کانال‌ها و سایت‌های محلی آبادان منتشر شد. اما داریوش معمار، مدیر مسوول یکی از رسانه‌های خوزستانی با آنچه در توییتر خود به عنوان شرح ماجرا ضمیمه آن کرد، در همه‌گیر شدنش بیش از هرکس دیگری نقش داشت. او نوشت: «به این دختر توسط یک مدیر در آبادان تجاوز شده و باردار شده. وقتی رفته منزل آن شخص و اعتراض کرده و صدایش را بلند کرده خانواده آن فرد با کمک کارمندان حراست پالایشگاه آبادان این بلا را بر سر دختر آورده‌اند. وجدان‌های خاموش و جامعه‌ای که به جای متجاوز، قربانی را تنبیه می‌کند» شاید خود معمار هم انتظار نداشت توییت او به این سرعت جنجالی شود و دامنه ماجرا به ناگهان از شهر آبادان و استان خوزستان فراتر برود و تبدیل به مساله‌ای ملی شود.

«دختر آبادانی» اما همه لوازم جلب احساسات و غلیان افکار عمومی را در نخستین روز از نخستین سالگرد آبان خونین 98 در خود جمع داشت؛ دختری تنها، بی‌پناه و ظاهرا قربانی تجاوز که هنگامی که برای گرفتن حق خود قد علم می‌کند، مورد ضرب و شتم و تعرض دوباره قرار می‌گیرد. ماجرا به سرعت بالاگرفت. ده‌ها هزار توییت در همدردی با دختر آبادانی نوشته شد. به همان میزان، سیل اظهار تنفر روانه مدیرهوسران و خانواده‌اش شد. چیزی نگذشت که اعتراض‌ها رنگ و بوی سیاسی و انتقاد از ساختار مردسالار جامعه یافت. دیگر روشن بود که ماجرا به این سادگی ختم نخواهد شد و مقامات مسوول ناگزیر هستند در این زمینه واکنش نشان بدهند. پنجشنبه شب بود که رییس دادگستری خوزستان به میدان آمد و از دستگیری مامور نگهبانی شرکت نفت خبر داد. او در توضیح چرایی ماجرا، آن را ناشی از اختلافات قدیمی و مالی با یکی از پرسنل شرکت نفت توصیف کرد که باعث می‌شود دختر با مواد آتش‌زا، اسید و تیزبر به خانه او برود و با همسر و خانواده‌اش درگیر بشود. او گفت مساله استخدام برادر دختر نیز در میان دلایل این درگیری مطرح است. درگیری که در نهایت منجر به ضرب و جرح متقابل میان آن‌ها شده و دستگاه قضایی برای هر دو طرف دعوا تشکیل پرونده داده است.

روشن بود که این توضیح و توضیح مشابهی که پلیس در این مورد منتشر کرد، برای بخش بزرگی از افکار عمومی قانع کننده نیست. اکنون صداهای بلند در شبکه‌های اجتماعی به دو بخش بزرگ حامیان و منتقدان حکومت تقسیم شده بود؛ اولی به بازنشر توضیحات مقامات رسمی بسنده می‌کرد و دومی روایت رسمی را - با توجه به تجربه‌های پیشین از جمله فاجعه سرنگونی هواپیمای اوکراینی- یکسره مردود و غیر قابل اعتماد تلقی می‌کرد. در این میان اندک صداهای میانه که خواستار تامل و بررسی دقیق هر دو روایت به قصد روشن شدن ماجرا بود از هر طرف آماج تندترین حملات قرار می‌گرفت و کمتر امکان بازگو شدن می‌یافت.

محله بریم، خانه جهان‌نژادیان

دوم آبان، دوربین صدا و سیمای مرکز آبادان به یکی از خانه‌های محله «بریم» رفت. محله‌ای مرفه‌نشین با ساختمان‌های ویلاییِ آجریِ بزرگ که یادگار دوران فعالیت شرکت نفت انگلیس است. جایی که سال‌هاست محل اسکان خانواده‌های کارمندان ارشد و مدیران شرکت نفت است. بریم محله‌ای به نسبت مجزا از سایر نقاط آبادان است و گرچه رفت و آمد به آن چندان به سختی کنترل نمی‌شود اما در ورودی‌هایش همیشه پرسنل حراست فیزیکی (نگهبانی) شرکت نفت حضور دارند واین پرسنل با خودروهای مخصوص در بیشتر ساعت‌های شبانه‌روز مشغول گشت‌زنی در محوطه هستند. احمد جهانیان‌نژاد مدیر اسبق حمل و نقل پالایشگاه آبادان است. گفته می‌شود به دلیل یک پرونده مالی تنزل رتبه پیدا کرده و مدیر بخش فضای سبز پالایشگاه شده. حتی شایع است اخیرا از این سمت هم کنارگذاشته شده و اکنون فقط کارشناس است. با این همه به نظر می‌رسد در شهری مانند آبادان به نسبت دارای نفوذ باشد. برای نمونه در «برزیل ایران» یک تیم فوتبال ساحلی لیگ برتری به نام «شهید جهان‌نژادیان» وجود دارد. مردی است فربه و حدودا 50 ساله با مو‌های یک دست سیاه که ظاهرا آن‌ها را رنگ می‌کند.

دوربین صدا و سیما از همان پشتِ در تصویربرداری را آغاز می‌کند. دو خانمی که در فیلم درگیری با لباس راحت خانگی دیده می‌شدند حالا لباس رسمی بر تن دارند. از خلال فیلم می‌فهمیم که یکی همسر و دیگری خواهر احمد جهان‌نژادیان است. همسر، روایت‌گر اصلی است: «در که می‌زنه، پسر من که در باز می‌کنه، هلِ بچه می‌ده بعد چاقو می‌ذاره زیرگلوش. من دقیقا توی هال نشسته بودم» صحنه را با پسر نوجوانش - ارسلان- بازسازی می‌کند؛ «چاقو را زیر گلوش گذاشته بود…می‌دود برای آناهیتا که اینجا (پشت میز ناهارخوری) نشسته بود، چاقو را می‌گذارد زیر گلوش می‌گه پول! طلا! دلار! (ارسلان) که میاد نجاتش بده، (با کاتر) می‌زند به دست برادرش. من دیدم آناهیتا را از موگرفته تاب می‌داد و با شوکر سمت بقیه…من که آمدم بچه را بگیرم، با شوکر زد افتادم روی زمین…» خبرنگار صدا و سیما می‌پرسد «با چه وسیله‌ای وارد خانه شد؟» پاسخ می‌شنود "شوکر، تیزبر، اسید، تینر. کامل کامل. گفت اینجا بنشنید اول شوکرمی‌زنم شل‌تان می‌کنم بعد با تینر (آتش می‌زنم) دردی هم ندارد!….دنبال پول و طلا بود. من چیزی که دم دستم بود بهش دادم… با شوکر سمت بچه‌ها می‌زد. پسرا می‌گفتند مامانمان را ول کن. شوکر را گذاشت روی سر من…" به اینجا که می‌رسد، صدا و تصویر خود جهانیان‌نژاد ظاهر می‌شود؛ "می‌گفت اگر فرار کردید چاقو را تا دسته تو گلوی مادرتان فرو می‌کنم مادرتان را می‌کشم. این دو تا پسر کنار مادرشان ایستادند. هراز گاهی حمله می‌کردند به اون طرف، اونم با شوکر توی هوا (می‌زد)"

بعد خواهرش رشته روایت را به دست می‌گیرد؛ در پشتی، راهی را که از آن به خیابان فرار کرده‌اند نشان می‌دهد و رد خونی را که روی یخچال است. پایان‌بندی هم کاملا رسمی است: خبرنگار صدا و سیما می‌گوید: «درباره رسانه‌های خارجی که قضاوت کردند این مساله را….» و همسر جهان‌نژادیان پاسخ می‌دهد «واقعا جای تاسف دارد. ایرانی جماعت باید پشت هم باشیم. نباید اجازه بدیم بیگانگان در مورد ما تصمیم بگیرند. من مادرم، شما اکثرتان مادرهستید، شما اجازه می‌دهید نوجوان‌تان، جوان‌تان جلوی چشم‌تان تکه‌تکه بشود و بنشینید نگاه کنید؟ این تهمت‌ها چیه؟ این حرفا چیه؟ آمده بود داخل خانه به قصد دزدی…»

بهاره چشم‌به‌راه و پدرش

همزمان با این فیلم، 2 فیلم دیگر نیز منتشر شد که در آن دختر خون آلود ویدئوی 64 ثانیه‌ای و پدرش نقش‌آفرینی کردند. اولی، شب‌هنگام در محوطه باز جلوی خانه جهان‌نژادیان فیلم برداری شده بود و در آن دختری که حالا می‌دانیم نامش بهاره چشم‌به‌راه است در حالی که ماسک سیاه چهره‌اش را پوشانده بود ‌گفت: «…رفتم در خونه‌ تا موضوعات را جلوی خودشان و همسرشان بگم…من زیر نظر دکتر مغز و اعصابم. آنقدر عصبانی بودم که حالت طبیعی نداشتم…جیغ جیغ می‌زد. من اگر می‌خواستم برم نباید نقشه خونه تو ذهنم باشه که در دیگه داره فرار می‌کنند؟ …از اون در دیگه زدند بیرون…» چند ثانیه‌ای هم از پدر بهاره منتشر شده که گفته دخترش پرونده پزشکی دارد، قرص اعصاب می‌خورد و اختلاف "بین خودشان" خانوادگی بوده.

صورت بهاره در فیلم دوم شطرنجی است. او در یک اتاق نشسته است: «…رفتم در خونه‌شون در زدم. پسرش آمد گفتم بابات خانه است؟ گفت نه. گفتم زنگ بزن بگو بیاد. با کفش رفتم داخل زنش شروع کرد داد زدن. من فرار کردم، دیدم یک ماشین میاد. گفتم آقا تو را به خدا برو. آن‌ها داد می‌زدند سارق! سارق! راننده شروع کرد به من مشت زدن. چون قبلا کیفم را زده بودند همیشه یک کاتر باهام هست. از آن طرف پسرش آمد به من مشت زد، من کاتررا زدم دستش برید. فقط کاتر را کشیدم که بره. از من فیلم گرفت به من فحاشی کرد و فیلم را پخش کرد. از مردم درخواست دارم لطفا به شایعات توجه نکنند، من نه از ایشون باردارم نه موضوع دیگه که شایعه درست کردند. نمی‌دانم این رسانه‌های خارجی چی میگن! چون گوشی من را ازم بردن. خیلی حرفها زده شده که مبنای موثق ندارد. این مساله را من دارم از راه قانونی پیگیری می‌کنم. خانواده من کاملا در جریان هستند و پشت من هستند. مطمئن باشید من حقم را می‌گیرم. نیازی ندارم کسی از جایی من را ساپورت کنه…»

جمعه جدال

در تمام طول روز جمعه، انتشاراین فیلم‌ها مهمات تازه‌ای به توپخانه رسانه‌ای هر دو طرف جبهه‌ای که درشبکه‌های اجتماعی و افکار عمومی تشکیل شده رساند و به هرکدام دستاویز تازه‌ای برای حمله به موضع دیگری عرضه کرد. از یک سو به روایت حامیان دخترآبادانی خدشه‌های جدی وارد شد؛ آن‌ها گفته بودند او یتیم است در حالی که پدرش بر صفحه تلویزویون ظاهر شد. گفته بودند مورد تجاوز قرار گرفته و آبستن است اما خودش چنین چیزی را انکار می‌کرد. گفته بودند کاملا در نزاع بی‌گناه و قربانی بوده در حالی که روشن شد دست کم یک نفر را با کاتر زخمی کرده است.

اما حامیان روایت رسمی نیز نمی‌توانستند خیلی روی داشته‌های خود حساب باز کنند؛ روایت خانواده جهان‌نژادیان از حمله بهاره به خانه‌شان بسیار اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید؛ در جایی که به گفته آنان صحنه زد و خوردی سنگین بوده، هیچ نشانه‌ای از تخریب دیده نمی‌شد. به جز پسر نوجوان، هیچ نشانی از جراحت بر تن هیچکدام از اعضای خانواده نبود. اصرار بر قصد دزدی داشتند در حالی که این کار در روز روشن در آن منطقه آبادان عاقلانه به نظر نمی رسید. نحوه پایان ماجرا هم که به صورت دختری خونین و به شدت مضروب ثبت شده بود با آنچه آنان از دختری کاملا مسلح و مهاجم روایت می‌کردند منطبق نبود. بالاتر از همه این‌ها، بی‌اعتمادی گسترده به کارکرد و بی‌طرفی صدا و سیما، باعث شد این گمان که سخنان دخترآبادانی و پدرش زیر فشار بیان شده باشد، دست کم به عنوان یک احتمال و شک جدی نزد افکار عمومی باز بماند.

چرا رفت؟

مهمترین ابهام و پرسش اما هیچکدام از این‌ها نیست. پرسش اصلی همان چیزی است که بهاره می‌گوید برای مطرح کردنش به خانه جهان‌نژادیان رفته اما در فیلم‌های صدا و سیما از بازگو کردنش خودداری شده. پاسخی که در صورت روشن شدن می‌توانست کلید روشن شدن ماجرا باشد اما صدا و سیما به عادت همیشگی از آن به عمد طفره رفت. ساده‌ترین راه برای یافتن پاسخ، تماس با خود بهاره بود. کاری که بارها و بارها انجام شد اما به نتیجه نرسید. تلفن بهاره خاموش بود و خاموش ماند؛ همانطور که در فیلم گفته بود: "گوشی من را ازم بردن…"

پس از به بن بست رسیدن این راه، تنها چاره تماس و اتکا به روایت شاهدان و مرتبطان با ماجرا بود. این شاهدان، به شرط فاش نشدن نامشان، اطلاعات شان را با من در میان گذاشتند. به گفته آنان، مادر بهاره چند سال پیش فوت کرده و او که پس از ازدواج مجدد پدرش، تنها زندگی می‌کرده، سالهاست به عنوان کارمند قراردادی بخش تعمیرات پالایشگاه مشغول به کار است. بهاره در محیط کار دختری خوب و با نزاکت شناخته می‌شده. رابطه خصوصی او با احمد جهان‌نژادیان از حدود 4 سال پیش آغاز شده و تا چند روز پیش ادامه داشته است. بسیاری از پرسنل شرکت از این رابطه اطلاع داشته‌اند و ظاهرا جهان‌نژادیان به دختر قول ازدواج داده بود. این در حالی است که به گفته برخی، جهان‌نژادیان در حال حاضر دو همسر رسمی دارد. این رابطه تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که بهاره متوجه می‌شود جهان نژادیان تصمیم ندارد به قول ازدواج خود عمل کند و کم کم ارتباط خود را با او قطع و حتی شماره تلفنش را بلاک می‌کند. این مساله در کنار تعدیل شغلی برادرش، موجب سرخوردگی و عصبانیت بهاره می‌شود تا جایی که تصمیم می‌گیرد ماجرا را به طور کامل با همسر او سهیلا مطرح کند. برخی مطلعان می‌گویند خود احمد جهان‌نژادیان هنگام درگیری در خانه حضور داشته و عامل اصلی ضرب و شتم بهاره اوست.

به گفته آگاهان، سناریوی دزدی که از سوی خانواده جهان‌نژادیان مطرح شده به طور کلی غلط است چون اولا او از نظر شخصیتی چنین آدمی به شمار نمی‌رفته و ثانیا به عنوان کارمند دارای مدرک تحصیلی لیسانس در شرکت نفت، از حقوق به نسبت مناسبی برخوردار بوده و به خوبی از عهده مخارج خود بر می‌آمده است.

منتشر کننده فیلم 64 ثانیه‌ای چه می‌گوید

داریوش معمار کسی است که نقش پررنگی در انتشار و تبدیل ماجرای دخترآبادانی به یک مساله همگانی داشته است. او که اکنون در آلمان اقامت دارد، می‌گوید پس از انتشار این فیلم، تحت فشار زیادی قرار گرفته و حالا از سوی برخی متهم به قلب واقعیت یا دست‌کم عدم امانت‌داری در نقل روایت واقعی است. معمار اما معتقد است که این ویدیو را با هدف دفاع از مظلوم و عمل به وظیفه اطلاع‌رسانیِ خود منتشر کرده است.

−شما چطور به فیلم دختر آبادانی دست پیدا کردید؟

+این ویدیو در همان ساعات ابتدایی چهارشنبه عصر، در گروه‌های خبری آبادان دست‌به‌دست شده بود و از طریق یکی از دوستانم در آبادان برای من ارسال شد. من تصمیم گرفتم که فیلم را در صفحه توییترم منتشر کنم اما نمی‌دانستم می‌تواند بازتابی به این گستردگی داشته باشد.

−چرا تصمیم به انتشار فیلم گرفتید؟

+من متوجه شدم که این خانم جلب شده در حالی‌که هیچکدام از طرف‌های دیگر ماجرا جلب نشده‌اند. نکته مهم این است که قبل از اینکه من فیلم را منتشر کنم چه اتفاقی افتاده بود؟ این دختر بازداشت و برایش پرونده پرونده‌ای تحت عنوان ورود به عنف و سرقت مسلحانه تشکیل شده بود. آقای جهان‌نژادیان که عامل اصلی بوده و خانواده‌اش که اینطور او را ضرب‌وشتم کردند دستگیر نشده بودند. تفهیم اتهامی نیز به آنان انجام نشده بود و بازداشت کارمند حراست هم بعد از انتشار فیلم صورت گرفت. چرا برخی از این اتفاق که موجب احقاق یک مظلوم شده است ناراحت هستند؟ چرا ما باید جای ظالم و مظلوم را عوض کنیم؟ این فیلم باعث شد که دست‌کم بخشی از حق این زن مظلوم بازستانده شود. این ویدئو را منتشر کردیم که حق یک زن پایمال نشود. این ویدئو برملا کننده یک حقیقت و ظلم است.

چه اطلاعاتی درباره اصل ماجرا دارید؟

+اطلاعات اولیه‌ای که من به دست آوردم این بود که این آقا با این خانم ارتباط داشته و از این آقا آبستن شده و در نهایت آقا مسولیت این کار را به عهده نگرفته. این همزمان شده با اینکه این آقا برادرش را که نیروی قراردادی شرکت نفت بوده تعدیل کرده. همه این‌ها موجب این شده که این خانم در شرایط روحی و روانی بدی قرار بگیرد و حتا کارش به بستری شدن در بیمارستان بکشد. در این شرایط در نهایت تصمیم می‌گیرد برای گرفتن حقش به آنجا برود.

برخی منابع مدعی شده‌اند که این خانم و آقا ازدواج موقت کرده بودند.

در خصوص این که در رابطه ازدواج موقت بوده یا نه اطلاع ندارم اما آن چیزی که مطمئن هستیم این است که آقا از پذیرش مسولیت سرباز زده و زن را به آن شرایط رسانده است.

گفته می شود این خانم در هنگام ورود به منزل همراه با خودش اسید و کاتر داشته است.

اسید و چاقو با خودش داشته اما نه برای آسیب زدن به خانواده جهان‌نژادیان بلکه این‌ها را با خودش برده بود که اگر موفق نشد حقش را بگیرد از سرناچاری و بی‌پناهی، خودش را بزند و در واقع خودزنی کند. اگر چاقو گذاشته زیر گلوی آن دخترو به بقیه حمله کرده، چرا هیچ ردی در بدن او نیست؟ چرا همه آن‌ها سالم هستند و این دختر اینطور آش‌ولاش شده؟!

روایت شما از اتفاقی که در آنجا رخ داده بر چه اساسی استوار است؟ آیا با خود خانم چشم‌به‌راه صحبت کردید؟ یا با شاهدی که خودش مستقیم حاضر بوده صحبت کردید؟

این که من می‌گویم، روایت یک شاهد موثق است. این روایت با فیلمی که منتشر شده هم مطابقت دارد. و البته در تضاد با روایت خانواده جهان‌نژادیان است. ماجرا روشن است؛ ما یک دختر کتک خورده داغان داریم که می‌گویند همه را زده است! و یک «همه» خیلی سالم داریم!

بعد از انتشار ویدیوی اول، چند فیلم دیگر از مصاحبه با طرفین دعوا منتشر شد که در تضاد با برخی گفته‌های شما از جمله آبستنی و تجاوز است

چرا فردی باید زیر فشار قرار بگیرد که چیزی بگوید جز حقیقت! برای مصلحت؟! کدام مصلحت؟ چرا احمد جهان‌نژادیان هنوز بیرون این پرونده است؟ ما انتظار داشتیم به جای اینکه این دختر را بیاورند توی ویدئو حرف برند و مورد پرسش قرار بدهند، آقای جهان‌نژادیان را بیاورند و به پرسش بگیرند. کسی که عامل اصلی جریحه‌دار شدن افکار عمومی است، آن آدمی است که با استفاده از موقعیت دولتی خود، جوری از یک دختر سو استفاده کرده که خروجی این سواستفاده، به این حادثه تلخ منجر شده است.

انتقادی دیگری که از سوی برخی به شما می‌شود این است که واژه‌های تجاوز، اغفال و رابطه را به کرات به جای هم و بدون توجه به معانی متفاوت آن استفاده می‌کنید. شما در پرسش نخست گفتید که با هم رابطه داشتند اما آن آقا حاضر به پذیرش مسوولیت نشده در حالی که در توییت نخست که سرآغاز ماجرا بود از واژه تجاوز استفاده کردید و همین منجر به برانگیختگی وجدان عمومی و بازتاب گسترده ماجرا شد.

اول یک رابطه ایجاد می‌شود، بعد یکی از دو نفر با استفاده از موقعیتش اقدام به اغفال می‌کند و سپس تجاوز اتفاق می‌افتد. خب من توییت زدم، در توییت‌ها به یک روند اشاره داشتم. در یک توییت ممکن است به مرحله آخر پروسه اشاره کرده باشم که منجر به تجاوز شده، یک جا ممکن است به اول پروسه اشاره کرده باشم که رابطه بوده و در یک توییت به مرحله اغفال. این خرده‌ای که دوستان به من می‌گیرند واقعا بی‌مورد است. می‌گویند تو گفته‌ای این خانم یتیم است در حالی که پدر دارد. خب من روز اول به خانواده دسترسی نداشتم. حالا معلوم شده پدرش زنده است و مادرش فوت شده. خب، یتیم نیست، یسیر است! حالا این در قبح ظلمی که به این دختر شده تغییری ایجاد می‌کند؟

منتقدان می‌گویند انتشار این ویدیو افکار عمومی را جریحه‌دار کرده است.

چرا کسی از آقای جهان‌نژادیان نمی‌پرسد موضوع رابطه‌ات با این خانم چیست؟ آقای دادستان گفتند با منتشر کننده ویدیو برخورد می‌شود. ویدیو را خود خانواده جهان‌نژادیان گرفتند. برخی می‌گویند این ویدیو منجر به جریحه‌دار شدن افکار عمومی شده است. درحالی‌که یک جرم و ظلم اتفاق افتاده و فیلم باعث افشای آن شده است. آیا اولین نفری که موضوع تجاوزهای آقای کیوان امام را افشا کرد، افکار عمومی را جریحه‌دار کرد؟ نخیر! فرصتی ایجاد کرد که افراد متجاوزجامعه به خودشان بیایند. جریحه‌دار کنننده افکار عمومی، آقای جهان‌نژادیان است. به جای برخورد با فرد قربانی، با کسی که عامل ظلم بوده برخورد کنید تا افکار عمومی آرام بگیرد. چرا اجازه نمی‌دهیم این دختر آزادانه روایت واقعی آنچه بر او گذشته است را بیان کند؟ فکر می‌کنم چالش اصلی این ماجرا عوض شدن جای ظالم و مظلوم است. چرا ما باید ازآقای جهان‌نژادیان دفاع کنیم؟ امیدوارهستم که آقای دادستان آبادان، آقای دادستان خوزستان و دادستان کل کشورکه روی این پرونده دستور پیگیری دادند، این پرونده را طوری پیگیری بکنند که این خانم بتواند آزادانه روایت خودش را از ماجرا بیان کند تا فضا برای امثال این آقا ناامن بشود.

دختر آبادانی در دسترس نیست

برخی منابع از فشار مسوولان صاحب نفوذ آبادان به خانواده بهاره چشم‌به‌راه برای صرف‌نظر کردن از شکایت او از احمد جهان‌نژادیان و خانواده‌اش خبر داده‌اند. گفته می‌شود بهاره چشم‌به‌راه، تحت عنوان انجام یک سری آزمایش‌های پزشکی و درمانی، از روز جمعه صبح در بیمارستان شرکت نفت به سر می‌برد. تلاش برای تماس با او به این پیام تکراری ختم می‌شود: «دستگاه مشترک مورد نظر، خاموش می‌باشد». این در حالی است که ابهامات افکار عمومی، تا زمان امکان دسترسی بدون مانع رسانه‌های مستقل به او، برطرف نخواهد شد.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
حمایت بانک تجارت از طرح‌های زیرساختی، انرژی‌های تجدید پذیر و زنجیره تأمین پروژه‌های استانی
«نبرد هرمز» روز شصت و یکم | گزارش درحال به روز رسانی
تابستان داغ صنایع بورسی؛ درآمد شرکت‌ها از تورم جلو زد!
مدیریت مصرف تهرانی‌ها جواب داد! | به اندازه سد کرج آب صرفه‌جویی شد
ایران خودرو گران می کند، شورای رقابت نظاره می کند؛ مردم تاوان کدام تصمیم را می‌دهند؟
با حضور وزیر میراث فرهنگی و به یاد شهدای مدرسه شجره طیبه میناب برگزار شد؛ رونمایی از بسته فرهنگی «با هم برای ایران» توسط بانک ملی
قدردانی وزیر نیرو از نقش‌آفرینی ملی «بانک دی»
«نبرد هرمز» شصتمین روز | واکنش قالیباف به شکار زیرسطحی آمریکایی در تنگۀ هرمز: ناک اوت!
قدردانی وزیر نیرو از نقش‌آفرینی ملی «بانک دی»
جوایز برندگان نظرسنجی رضایت مشتریان واریز شد
هزار وعده‌ی «احمد» یکی وفا نکند! | وعده افزایش دستمزد کارگران در نیمه دوم سال محقق می‌شود؟
سطح یک نسبت توانگری مالی
افزایش سرمایه ۱۰۷۲ درصدی شرکت پارس خودرو / سرمایه پارس‌خودرو به بیش از ۱۳۳ همت می‌رسد
مهسا بهشتی: طرح حمایت بانک اقتصادنوین از ورزشکاران، فاصله میان «می‌توانم» و «نمی‌توانم» است
رئیس کمیسیون اقتصادی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام: بانک اقتصادنوین مسیر درستی را انتخاب کرده است
عضو کمیسیون اقتصادی: بانک اقتصادنوین، حرمت اولین بودن را نگه داشت
مدیرعامل: «اعتماد» مهمترین سرمایه بانک اقتصادنوین است
جهش درآمد بانک تجارت با ورود به بانکداری مدرن
اعلام اولویت‌های پژوهشی سال ۱۴۰۵ بانک دی
یک مقام آگاه به فراز: روسیه و چین اعلام آمادگی کرده‌اند | همه چیز معطل تامین ارز است
بازآفرینی مراکز رشد در عصر هوش مصنوعی؛ حرکت از استقرار استارتاپ‌ها به پلتفرم ارزش‌آفرین
اولویت مدیرعامل پتروشیمی فارابی در شرایط جنگی: سود بیشتر به قیمت کاهش تولید! | مدیران تاپیکو و تامین اجتماعی از اولویت‌های بهزاد قلی‌پور مطلع‌اند؟
*ساعات ارائه خدمات شعب بانک گردشگری از تاریخ ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ اعلام شد. *
توقیف نفتکش توسط نیرو‌های یمنی در بندر عدن
اعلام اولویت‌های پژوهشی سال ۱۴۰۵ بانک دی
«نبرد هرمز» روز پنجاه و نهم | معاون اول رئیس جمهور: جنگ ما تمام نشده است
نیرو‌های ویژه نیروی دریایی آمریکا عملیات مخفی چهارماهه‌ای را برای پاکسازی مین‌های تنگه هرمز انجام دادند
افزایش بی‌سابقه قیمت سوخت در ایالات متحده به دلیل جنگ ایران و مشکلات پالایشگاهی
کاهش ترافیک تنگه هرمز به کمترین میزان از ماه می‌در پی حملات آمریکا و ایران به شناور‌ها
پیشنهاد سردبیر
زندگی