۱۵ شهريور ۱۴۰۵ ۱۷:۱۳
چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۱ - ۱۶:۳۲
کد خبر: ۶۰۴۹۱

پردیس؛ چند ساعت بعد!

پردیس؛ چند ساعت بعد!
مسمومیت ۳۵ دانش‌آموز دبیرستان دخترانه خیام در پردیس تهران در ظهر روز سه‌شنبه ۹ اسفندماه، زنجیره مسمومیت‌های سریالی در مدارس را به پایتخت کشاند. فیلم‌ها و تصاویر مربوط به حادثه، نخستین موج خبر را در شبکه‌هایی اجتماعی و رسانه‌ها آغاز کرد. اخباری که در غیبت خبرنگاران، مثل همیشه، ضدونقیض و پرابهام بودند. به همین دلیل و برای کسب اطلاعات بیشتر،‌ به محل حادثه در شهرستان پردیس رفتیم.
نویسنده :
سینا جهانی

از مدرسه خیام، جز این‌که در فاز یازده پردیس است، نشانی دقیق دیگری نداشتم. به بافت شهری که رسیدم، وارد یکی از فرعی‌ها شدم تا پرس‌وجو کنم. یک خودرو آمبولانس، پایین سربالایی ایستاده بود. پیاده شدم و از راننده، آدرس مدرسه را خواستم. گفت: «۱۰۰متر بالاتر». مدرسه همان‌جا در سربالایی «طراوت»‌ بود. گزارش‌هایی که در چند روز اخیر از مسمومیت‌های سریالی خوانده بودم، این انگاره را در ذهنم خلق کرده بود که آن اطراف، باید ردِ بوی نعنا یا برف‌شادی را بگیرم. البته چندساعتی از حادثه گذشته بود اما شاید باور نکنید، احساس ناامنی در من آنقدر بود که چند ماسک هم محض اطمینان در جیبم گذاشته بودم. نمی‌دانستم ماجرای مسمومیت‌ها چه بود. همه این اخبار با ابهاماتی که در ۳ ماه اخیر داشته، مثل غولی است که فقط صدایش از آن‌سوی دیوار به گوش می‌آید. پرادعا، خوفناک و پرسروصدا!

 

ساعت حوالی ۱۸:۳۰ است. آسمان پشت برج‌های یک‌دست پردیس، رنگ غروب گرفته است. ماشین را کمی بالاتر از مدرسه پارک کردم. در آبی‌رنگ مدرسه قفل بود. آب از زیر در ‌جاری می‌شد و توی جوی خیابان می‌ریخت. انگار داشتند حیاط مدرسه را می‌شستند. مردهایی با ماسک و پیراهن روی شلوار، پیاده‌رو را بالا و پایین می‌کردند. یکی‌شان که شال‌گردن با طرح‌های مشبک سفید و آبی داشت، گاه جلوی در مدرسه می‌ایستاد. به پراید سیاهی تکیه می‌داد، نگاهی به اطراف می‌کرد و می‌رفت.

 

چند قدم پایین‌تر مغازه‌ای بود. پسر جوانی گونی برنج را بغل کرده بود و داد می‌زد: «اینقدر به من نگو چیکار کنم! من دارم کارم رو انجام می‌دهم خودت هم این رو می‌دونی!» شاگرد مغازه بود. سر مرد پشت دخل داد می‌زد. روی شیشه مغازه نوشته بود: «تعمیر انواع کیف مدرسه و اداره». به سرم زد که به هوای تعمیر کیفم، جزییات اتفاقی را که برای دخترهای مدرسه خیام افتاده بپرسم. اما گویا آگهی برای فرد دیگری بود. از مرد پشت دخل، یک بسته سیگار خواستم. گفت: «از دیروز ۴هزار تومان گران شده. اگر مطمئنی بگو بدم». شاگرد مغازه، بیرون در، هنوز زیر لب گلایه می‌کرد. رفتم بیرون و پرسیدم «از این بچه‌ها چه خبر؟» گفت نمی‌داند اما عده‌ای می‌گویند ۵ نفرشان مُرده و عده‌ای می‌گویند حالشان خوب است. مکالمه را قطع کرد و با لحن دستوری به شاگرد مغازه گفت: «چرا هنوز نچیدیشون بیرون؟» می‌گفت حوالی ظهر درگیری در اطراف مدرسه شدت گرفته و از ترس، هرچه بیرون مغازه بوده را برده‌اند داخل. گویا تجمعی در اعتراض به مسمومیت دختران مدرسه خیام شکل گرفته بود.

 

پایین‌تر رفتم. مردها، از جوان تا میان‌سال، به گروه‌های چندنفره بیرون محوطه ایستاده بودند و خوش‌وبش می‌کردند. اولین چیزی که داخل محوطه مسجد توجهم را جلب کرد، پسربچه‌ای بود که باتون سیاه را مثل اسباب‌بازی توی دستش می‌چرخاند.  باتون کمی از قدش کوتاه‌تر بود. مرد جوانی از توالت توی حیاط بیرون آمد؛ بلند اسمش را صدا زد و گفت: «اون رو اینجا اونجوری نچرخون توی دستت!» رفت‌وآمد زیادی در محوطه بود. آمدم بیرون و به سمت ماشین راه افتادم. توی پیاده‌رو دیدم یک مرد با ماسک و پیراهن سیاه، از دیوار مدرسه بالا رفته؛ روی لبه دیوار، دنبال جایی می‌گشت که بپرد توی حیاط مدرسه و پرید! فکر می‌کنم در بین تمام آدم‌هایی که در همان حوالی مستقر بودند، فقط من داشتم به این اتفاق توجه می‌کردم. چرا از در مدرسه نه و از دیوار؟! نمی‌دانم...

 

خبری دیگری نبود و یا حداقل، کسی نبود که بتواند یا بخواهد خبر بیشتری از حادثه بدهد. طبق تجربه‌ای که در شهریورماه از مقابل بیمارستان کسری داشتم، می‌دانستم اگر کمی بیشتر بمانم، ممکن است برایم دردسرساز شود. در گزارش‌ها خوانده بودم که دانش‌آموزان را به بیمارستان الغدیر پردیس منتقل کرده‌اند. ماشین را آتش کردم. هوا تاریک بود. از مدرسه تا بیمارستان، حدود ۲۵ دقیقه در مسیر بودم. نزدیک که شدم،‌ تابلوی بیمارستان توی چشم می‌زد. کمی بالاتر از ورودی اورژانس پارک کردم. نرسیده، مردی با روپوش سفید، ایستاده بود. به نظر می‌رسید پیراهن فرم آمبولانس باشد. پرسیدم «مال این بیمارستانید؟» و تایید کرد. از حال دانش‌آموزان دبیرستان خیام پرسیدم؛ گفت نمی‌داند و اصلا بعید است چنین افرادی را به بیمارستان آورده باشند. گفتم اطلاع دارم اینجا هستند یا بودند و فقط جویای حالشان هستم. دستم را گرفت و آرام سمت خیابان کشید. با انگشت زد روی شیشه پژو پارس مشکی که بالاتر پارک بود. در ماشین نیمه باز شد و مرد سفیدپوش گفت: «خبرنگاره». از پشت همان در نیمه‌باز،‌ کلاه پشمی روی سرش را کمی جابجا کرد و با لبخندی روی صورتش گفت: «برید استراحت کنید پسرم. همه چی آرومه به امید خدا، شما هم آروم باشید».

 

مولف : سینا جهانی
ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
زمستان امسال کمبود گاز ۶۰ درصدی داریم! | ناترازی بنزین تنها با افزایش قیمت حل نمی‌شود | ده سازمان دیگر مثل «سازمان بهینه‌سازی انرژی» ایجاد شود، مسئله بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود! | وزارت نیرو آدرس غلط می‌دهد | ۸۰ درصد چاه‌های گازی کشور، در نیمه دوم عمر خود هستند
شاخص محیط کسب‌وکار رکورد ۸ ساله را شکست | قم، بهترین استان برای کسب و کار
تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل برای تغییر نقشه‌های جهانی
جنگ نفتکش‌ها میان ایران و آمریکا: این منازعه طولانی به کجا می‌انجامد؟
سلاجقه: امیدواریم مجوز میدان نفتی سهراب برگردد؛ کارشناس محیط زیست پروژه هورالعظیم، صلاحیت و سواد لازم را ندارد
جنگ ایران احتمالاً شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت
افزایش سرمایه ۲۲.۵ درصدی «ونوین» ثبت شد
شعب بانک تجارت تا پایان شهریورماه از ساعت ۰۷:۰۰ تا ۱۳:۰۰ به مشتریان خدمت‌رسانی می‌کنند
فراخوان نخستین رویداد هنری بانک دی
۵ ربع‌سکه بهار آزادی به برندگان قرعه‌کشی سان در الکامپ رسید
پشتوانه‌ای برای روزهای پیش‌بینی‌نشده
‌سایپا از مرز تولید روزانه ۶۰۰ خودروی کامل عبور کرد/ آغاز تولید عبور مستقیم هم‌زمان با تکمیل خودروهای ناقص
اتصال حساب‌های وکالتی بانک ملی ایران به «معاملات برخط برق» در بورس انرژی
اوپک‌پلاس سیاست تولید نفت خود را در نشست یکشنبه بدون تغییر نگه می‌دارد
سرنوشت صد‌ها نفر در منطقه مرزی نابودشده چین همچنان نامشخص است
پیام مدیرعامل بانک صادرات ایران به مناسبت هفتاد وپنجمین سالروز تأسیس بانک
مدیرعامل شفادارو مطرح کرد: رشد ۴۱ درصدی تولید و افزایش سهم بازار شفادارو در سال گذشته/ افزایش سهم بازار هلدینگ پس از ۱۴ سال روند کاهشی
جهان توسط قلدران و دیکتاتور‌ها به پرتگاه رانده می‌شود، اما راهی به سوی آینده‌ای روشن‌تر وجود دارد
اولین اقدام مالی بزرگ ترامپ برای انتخابات میان‌دوره‌ای: کمپین تبلیغاتی ۱۰ میلیون دلاری برای سنای تگزاس
نیرو‌های یمنی مدعی بازپس‌گیری منطقه استراتژیک در میان تشدید درگیری‌ها با حوثی‌ها شدند
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
«نبرد هرمز» روز پنجاه و هشتم | گزارش درحال به روز رسانی
رونمایی بانک دی و صندوق توسعه فناوری‌های نوین از سوپر اپلیکیشن «نُوینو» در نمایشگاه اینوتکس
تأمین مالی زنجیره تولید در بانک ملی ایران ۴۰درصد افزایش یافت
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
پارس‌خودرو سهند CNG را کلید زد/ پیمایش ۷۰۰ کیلومتری با ترکیب بنزین و گاز
پیشنهاد سردبیر
زندگی