احمدی نژاد خود را برای پس از جمهوری اسلامی آماده میکند؟ | ساکت فتنه!
ناآرامیهای دیماه و پیامدهای سیاسی و اجتماعی پس از آن را شاید بتوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران قلمداد کرد. حدود ۶ ماه پس از آنکه خاک ایران برای نخستین بار پس از جنگ ۸ ساله مورد تجاوز دشمن قرار گرفت، اعتراضات اقتصادی خشونتپرهیز و مسالمتآمیز مردم، با وعدهها و وعیدهای مجازی نیروهای بیگانه، فضاسازی شبانهروزی یگانهای سایبری در شبکههای اجتماعی و پشتیبانی عملیاتی برخی سرویسهای اطلاعاتی خارجی به خشونت کشانده و نبردگاه خونین دیماه خلق شد.
سکوت، سرشار از حرفهای ناگفته و ...
تعداد جانباختگان، آسیبهای اقتصادی و همچنین پیامدهای حقوقی و سیاسی ناآرامیها به قدری گسترده بود که تمام چهرههای سیاسی و مقامات کنونی و پیشین، از پوزیسیون تا اپوزیسیون، با واکنشهایی صریح و اکید موضع سیاسیشان را روشن کردند. با این حال محمود احمدینژاد تصمیم گرفته است که درست مثل چند سال گذشته، در بزنگاههای سیاسی سکوت پیشه کند. سکوتی که میتواند محل پرسش و حتی حامل پیغام نیز باشد.
سکوت محمود احمدینژاد به عنوان یکی از ضداسرائیلیترین چهرههای زمان خودش، آنهم درست وقتی که گفتمان حاکمیت پیرامون تلفات جانی ناآرامیهای دیماه حول عباراتی مثل «فتنه اسرائیلی» میچرخد، بیشتر معنا پیدا کند. به ویژه آنکه در دولت احمدینژاد بود که نزدیکانش، با ابداع عباراتی مثل «ساکتین فتنه» تلاش کردند که هرگونه مخالفت چهرههای سیاسی وقت با دولت دهم را سرکوب کنند. «عباس سلیمی نمین»، یکی از فعالان سیاسی اصولگرا در گفتوگو با ایسنا گفته بود: «عمده این بحث را دولت آقای احمدینژاد راه انداخت و آقای لاریجانی را ساکت فتنه خواند و بعد هم وقتی این برچسب نگرفت، نوارسازی کردند. وقتی این وقایع را دنبال میکردیم، ارتباط آنها را با هم میدیدیم. مشخصا این طراحی مشایی بود».
وقتی موساد هم از احمدینژاد راضی بود
احمدینژاد در ۸ ساله ریاست جمهوریاش اسرائیل را با عبارتهایی مثل «رژیم نژادپرست»، «رژیم جعلی» و «جرثومه فساد» توصیف میکرد. او در آبان ماه سال ۱۳۸۴، در همایش «جهان بدون صهیونیسم»، اسرائیل را «لکه ننگی» خواند که باید از صفحه روزگار محو شود. این تندرویها تا جایی پیش رفت که احمدینژاد جنایت هولوکاست را هم یک «افسانه» خواند که «صهیونیستها» از آن برای اشغال فلسطین سوءاستفاده کردند.
به باور بسیاری، همین واکنشهای او در مجامع داخلی و بینالمللی بود که بهانه امنیتیسازی پرونده ایران در سازمان ملل را به دست اسرائیلیها داد. «رویترز» در واکنش به تاثیر اظهارات محمود احمدینژاد بر فرایند مذاکرات هستهای نوشت: «آلمان بخشی از تلاش اروپا برای متقاعد ساختن تهران به رها کردن برنامه هستهای این کشور است، اما اظهارات مرکل اشاره کرد که رویکردهای برلین ممکن است پس از اظهارات اخیر محمود احمدینژاد سختتر شود».
۲۸ خردادماه ۸۸، یک هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری آن سال، «مئیر داگان»، رییس وقت سازمان اطلاعاتی اسراییل، گفت: «وجود دولت تندرو محمود احمدی نژاد در ایران، موجب خواهد شد که اسرائیل بتواند آسانتر تهدید اتمی ایران را برای جهانیان توجیه کند».
همچنین بخوانید:
مهدی کروبی، دبیرکل وقت حزب اعتماد ملی و نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز در این باره گفته بود: «در میان دولتهای گذشته احمدینژاد با طرح مسئله هولوکاست بیشترین خدمت را به رژیم اسرائیل کرد و دنیا را به نفع اسرائیل بسیج کرد». کروبی بار دیگر در یکی از مناظرههای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ با اشاره به همین موضوع متنی را به نقل از رییس پیشین موساد خطاب به احمدینژاد خواند: «اگر صدها میلیارد دلار از سوی موساد خرج شده بود تا کسی منافع اسرائیل را تامین کند، احدی بهتر از احمدینژاد نبود. هیچ کس بهتر از احمدینژاد برای حیات اسرائیل نیست».
«دوستی با مردم اسراییل»!
این افراطیگری در دولت احمدینژاد اما روی دیگری هم داشت. «اسفندیار رحیممشایی»، از اعضای حلقه نزدیک به احمدینژاد که رییس دفتری و معاون اولی او را نیز در کارنامه دارد، از دیگر اطرافیان رییس وقت دولت بود که با موضعگیریهایش در مورد اسراییل حاشیهساز شده بود. «رحیممشایی» در تیرماه و مردادماه سال ۸۷، زمانی که رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران بود، با طرح نظریه «دوستی با مردم اسراییل»، گفته بود: «ایران امروز با مردم اسراییل و آمریکا دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست و این افتخار است».
این اظهارات با واکنش رهبری مواجه شد: «یک نفر پیدا میشود درباره مردمی که در اسراییل زندگی میکنند، اظهار نظر میکند. البته این اظهار نظر غلطی است. اینکه گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم، این حرف درستی نیست. حرف غیر منطقی است».
حتی «اپستین» هم نتوانست
سکوت محمود احمدینژاد آنقدر صلب و محکم است که نه تنها رخدادهایی مثل ۷ اکتبر و نخستین اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران در فروردینماه ۱۴۰۳، بلکه کشیده شدن نامش به پرونده جنجالی «اپستین» هم نتوانست آن را بکشند. در یکی از اسناد افشا شده از روابط «جفری اپستین»، ثروتمند بدنام یهودی، ادعای ارتباط میان اپستین و محمود احمدی نژاد و دوستی آنها مطرح شده است. در این سند شخصی با نام رابرت ترویرز خطاب به اپستین درباره احمدی نژاد میگوید: «...اگر تو را به عنوان بازتابی از کسانی که با تو هستند در نظر بگیریم تو یک سوسیالیست رادیکال هستی؛ همانطور که با فیدل کاسترو نشستهای ... تو یک اسلام گرای رادیکال هستی، زیرا احمدی نژاد پس از انتقاد از اسرائیل صهیونیستها و شاید یهودیان به عنوان یک گروه در شمال در نیویورک به دیدار تو میآید.»
همچنین بخوانید:
حسامالدین آشنا مشاور رئیس جمهوری در دولت روحانی به اخبار منتشر شده درباره دیدار محمود احمدینژاد با ابستین واکنش نشان داده و نوشته است: «خیلی فرق است میان ادعای آقای حسین شریعتمداری در مورد دیدار آقای محمد خاتمی با جورج سورس - که هزار بار تکذیب و هیچ وقت اثبات نشد - با سند مکتوب دیدار آقای احمدینژاد با ابستین- که هنوز تکذیب نشده است».
و پرسش پایانی: احمدی نژاد کجاست؟
حالا اما محمود احمدینژاد در قامت فردی مخالف با سیاستها و روندهای موجود در کشور، گویی که نه تنها از مواضع ضداسراییلیاش عبور کرده بلکه در محکوم کردن تجاوز نظامی اسراییل به خاک ایران نیز «خجالتی» رفتار میکند. سکوت او آن هم درست در بزنگاههایی که انتظار میرفت تندترین مواضع را داشته باشد شاید حامل این پیام است که احمدینژاد در تلاش برای جدا کردن صف خود و حامیانش از گفتمان حاکمیت جمهوری اسلامی است. به زبان سادهتر، او مدتها است که بر درخت اپوزیسیون تکیه کرده و چنانکه پیدا است، خود را برای «فردای جمهوری اسلامی» در قوطی کنسرو نگه داشته است.
حالا تنها باید دید که سکوت «معجزه هزاره سوم»، چه زمانی و با چه رخداد دیگری در ایران خواهد شکست...
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد