چرا محاصرهی دریایی ترامپ، تیر خلاص به توهم قدرت آمریکا است
در روانشناسیِ اعماق، هر ساختارِ قدرتی که خود را «کامل» بپندارد، در آستانهی برخورد با «سایه» (Shadow) قرار میگیرد. ایالات متحده اکنون نه با موشکهای ایران، بلکه با «سایهیِ سرکوبشدهیِ خویش» روبروست: حقیقتِ آسیبپذیری که سالها پشتِ نقابِ (Persona) «شکستناپذیری» پنهان کرده بود.
کهنالگویِ نمرود و استراتژیِ محاصره: عقبنشینی به پیلهیِ ترس
اعلام آتشبس و رو آوردن به محاصره دریایی توسط ترامپ، در نگاه اول شاید یک تصمیمِ عملگرایانه به نظر برسد، اما در ساحت اسطوره، این «عقبنشینی به حصار» است. نمرود وقتی دید آتش بر ابراهیم سرد شده، به جای پذیرش حقیقت، به دور خود حصار کشید. محاصره دریایی، آخرین تقلایِ یک «منِ» (Ego) تورمیافته است که جراتِ رویاروییِ مستقیم را از دست داده و میخواهد با فاصله گرفتن از کانونِ بحران، توهمِ کنترل را حفظ کند. این نه یک کنشِ تهاجمی، بلکه یک «واکنشِ پارانوئید» است؛ اعتراف به اینکه «آسمانِ ایران» دیگر قلمروِ خدایانِ واشینگتن نیست.
فروپاشیِ روایتِ «واحد» و تکثرِ زبانها در روانشناسیِ تودهها
بابل زمانی سقوط کرد که «زبانِ واحد» جایش را به «آشفتگیِ لسان» داد. از منظر جامعهشناسیِ سیاسی، زبانِ واحدِ آمریکا همان «دلار» و «سیادتِ تکنولوژیک» بود. وقتی سیستمهای هشدار زودهنگام (AWACS) که قرار بود گوش و چشمِ مطلقِ جهان باشند، در شنهای عربستان به تلی از خاکستر بدل میشوند، «زبانِ قدرت» دچار لکنت میشود. دیگر کسی در جهان به یک زبان با آمریکا سخن نمیگوید. این تشتت، نشاندهندهی فروپاشیِ «اعتبارِ نمادین» (Symbolic Capital) است. بزرگترین اقتصاد جهان وقتی نمیتواند امنیتِ یک تاکسیوی را تامین کند، در واقع «معنایِ ثروت» را از دست داده است. سکوتِ ماهوارههای تجاری و سانسور تصاویر، همان لکنتِ بابل است؛ تلاشی بیهوده برای پنهان کردنِ این واقعیت که «خداوندگارِ دیتاسنترها» در برابر «ارادهیِ خاک» کم آورده است.
اضمحلالِ تدریجی: وقتی «تکنولوژی» به باری گران بدل میشود
در اسطورهشناسی، ابزارهایِ جادوییِ قهرمان وقتی او از مسیرِ عدالت خارج میشود، علیه او عمل میکنند. آمریکا دچار «تصلبِ ابزار» شده است. ارتشِ بزرگِ آنها، مثلِ یک دایناسورِ عظیمالجثه، زیر بارِ وزنِ خود در حال له شدن است. جامعهشناس میبیند که چگونه این اقتصادِ عظیم، دیگر نمیتواند هزینهیِ «بودن در نقشِ پلیسِ جهان» را بپردازد. عقبنشینی به محاصرهی دریایی، یعنی پذیرشِ این حقیقت که «ما دیگر نمیتوانیم هزینه بدهیم». این آغازِ مرحلهیِ «فرسودگیِ کهنالگویی» است؛ جایی که قهرمانِ پیر، جایش را به نیروهای جوان و بیباکِ حاشیه میدهد.
بتشکنی در عصرِ رئالیتیشو: سقوطِ بتِ ماگا (MAGA)
ترامپ خود را به عنوانِ «بنیانگذارِ اقتدارِ نوین» معرفی کرد، اما او در واقعِ تجسمِ «ابتذالِ شر» در عصرِ رسانه است. او با تبدیلِ جنگ به یک نمایش، قداست و هراسِ نهفته در قدرتِ نظامی آمریکا را از بین برد. از منظر روانشناسیِ سیاسی، او بتی را ساخت که تنها از دور زیبا بود. برخوردِ پهپادهای ایرانی با دیتاسنترهای آمازون، برخوردِ «واقعیتِ فیزیکی» با «وهمِ دیجیتال» بود. این بت دیگر شکسته است. محاصرهی دریایی، آخرین پرده از نمایشی است که در آن کارگردان متوجه شده سناریویش دیگر خریداری ندارد.
فروریختنِ برج: از قدرت به اضطراب
بابلِ مدرن فرو میریزد، چون دیگر نمیتواند «امنیت» صادر کند. وقتی بزرگترین ارتش دنیا در برابر ارادهی ایران به لاکِ دفاعی فرو میرود، «نقشهیِ روانیِ جهان» تغییر میکند. ملتها دیگر نه از قدرتِ آمریکا، بلکه از «بیثباتیِ» آن میترسند. این شکست، فیزیکی نیست؛ این یک «جابه جاییِ عظیمِ پارادایم» است. ما در حال تماشایِ لحظهای هستیم که در آن «روحِ زمانه» (Zeitgeist) از کالبدِ غرب خارج شده و در کالبدِ شرقِ مقاوم حلول کرده است. محاصرهی دریایی ایران، در واقع محاصرهیِ خودِ آمریکاست در بنبستِ استراتژیکی که خودش ساخته است.
این است حکایتِ برجی که از آجرِ دلار و ملاتِ پهپاد ساخته شده بود؛ برجی که در برابرِ عطسهیِ یک پیرمرد (صبرِ تاریخیِ شرق) لرزید و با جرقهیِ ارادهیِ یک ملت، خاکستر شد. بابل سقوط کرد، چون از یاد برده بود که بادها، فرامینِ هیچ امپراتوری را امضا نمیکنند.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد