زلزله اقتصادی در غرب آسیا | جنگ و آتشبس چطور بورسهای منطقه را تکان داد؟
از نخستین ساعات آغاز درگیری، بورسهای منطقه وارد فاز «قیمتگذاری لحظهای ریسک» شدند؛ به این معنا که هر خبر نظامی، هر سیگنال سیاسی و حتی شایعات دیپلماتیک، بلافاصله در شاخصها منعکس میشد. این رفتار، تصویری کمسابقه از شکنندگی بازارهای منطقه در برابر شوکهای ژئوپلیتیک ارائه داد. در چنین فضایی، ساختار اقتصادی کشورها و ترکیب شاخصهای بورسی، تعیینکننده میزان آسیبپذیری آنها شد.
در این میان، بازارهای مبتنی بر جریان سرمایه خارجی بیشترین ضربه را متحمل شدند. بورسهای امارات، که بهشدت به گردشگری، املاک و سرمایهگذاری بینالمللی وابستهاند، به کانون اصلی ریزش تبدیل شدند. شاخصهای دبی و ابوظبی در مجموع حدود ۱۸.۵ درصد سقوط کردند؛ رقمی که معادل از بین رفتن بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار از ارزش بازار بود. این افت، نهتنها یکی از شدیدترین سقوطهای یک دهه اخیر محسوب میشود، بلکه نشاندهنده خروج سریع سرمایههای کوتاهمدت در مواجهه با ریسک جنگی است. حتی نهادهای ناظر ناچار شدند برای مهار فروش هیجانی، معاملات را بهطور موقت متوقف کنند؛ اقدامی که خود نشانهای از عمق بحران بود.
وضعیت بورسهای منطقه در جنگ با ایران
برخلاف امارات، برخی بازارها توانستند تا حدی در برابر شوکها مقاومت کنند. بورس عربستان سعودی، بهدلیل تنوع نسبی اقتصاد و وجود مسیرهای جایگزین انتقال انرژی، افت محدودتری را تجربه کرد. وجود خطوط لولهای که وابستگی به تنگه هرمز را کاهش میدهند، نقش مهمی در کاهش ریسک اختلال صادرات ایفا کرد. به همین دلیل، شاخص این بازار در مقاطع مختلف پس از جنگ رمضان توانست مقاومت به خرج دهد و افتی کمتر از یک درصد را ثبت کرد.
کویت نیز با ساختار محافظهکارانهتر، رفتار باثباتتری از خود نشان داد. وزن بالای بانکها و شرکتهای خدماتی در این بازار، آن را به یک فضای تدافعی تبدیل کرده است؛ جایی که سرمایهگذاران داخلی کمتر به شوکهای کوتاهمدت واکنش نشان میدهند. این در حالی است که بازار قطر، با وجود اندازه کوچکتر، بهدلیل وابستگی مستقیم به صنعت انرژی، نتوانست از پیامدهای بحران مصون بماند.
در قطر، حمله به تاسیسات رأسلفان، بزرگترین هاب LNG جهان، بهعنوان یک نقطه عطف در تحولات اقتصادی منطقه تلقی میشود. این حمله، ظرفیت صادرات گاز مایع این کشور را حدود ۲۰ درصد کاهش داد؛ رقمی که نهتنها به معنای افت مستقیم درآمدهای ارزی دوحه است، بلکه شوک قابلتوجهی به بازار جهانی انرژی وارد کرد. در پی این رویداد، دولت قطر ناچار به اعلام وضعیت فورسماژور شد و بازار سهام این کشور نیز حدود ۶ درصد افت را از ابتدای جنگ ثبت کرد. این افت، اگرچه در ظاهر کمتر از امارات است، اما بهدلیل ماهیت استراتژیک صنعت انرژی، پیامدهای عمیقتری برای اقتصاد این کشور به همراه دارد.
در سوی دیگر، بورس تلآویو رفتاری کاملاً متفاوت از خود نشان داد و حتی بازدهی مثبت بیش از ۶.۵ درصدی را ثبت کرد. دلیل این واگرایی را باید در ساختار خاص اقتصاد این رژیم جستوجو کرد؛ جایی که شرکتهای نظامی، فناوری و سایبری سهم بالایی از شاخص را تشکیل میدهند. این بخشها نهتنها از جنگ آسیب نمیبینند، بلکه در دورههای تنش، بهعنوان مقصد جریان نقدینگی داخلی عمل میکنند و از جنگ نیز ارتزاق میکنند.
حمله به زیرساختهای انرژی، تنها محدود به قطر نبود و گزارشهایی از آسیب به تاسیسات نفتی و لجستیکی در عربستان، امارات و کویت نیز منتشر شد. این تحولات، نگرانیها درباره امنیت عرضه انرژی را بهشدت افزایش داد و اثر آن بهسرعت به بازارهای جهانی سرایت کرد. بورسهای اروپا و آسیا بین ۲ تا ۴ درصد افت کردند و قیمت انرژی بهعنوان یک متغیر کلیدی، بار دیگر به کانون توجه اقتصاد جهانی بازگشت.
افزایش قیمت نفت و گاز، نهتنها فشار تورمی را تشدید کرد، بلکه چشمانداز رشد اقتصادی در بسیاری از کشورها را تضعیف نمود. در چنین شرایطی، بازارهای مالی بهطور همزمان با دو ریسک مواجه شدند؛ از یکسو افزایش هزینههای تولید و از سوی دیگر کاهش تقاضای جهانی. این ترکیب، همان سناریوی رکود تورمی است که میتواند پیامدهای بلندمدتی برای اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
واکنش بورسهای منطقه به آتشبس
اعلام آتشبس دو هفتهای میان ایران و آمریکا، بهطور موقت فضای بازارها را تغییر داد و موجی از خوشبینی را ایجاد کرد. شاخصهای منطقه بهسرعت واکنش نشان دادند؛ بهطوری که بورس دبی جهشی حدود ۸ درصدی را تجربه کرد و بزرگترین رشد روزانه در بیش از یک دهه اخیر را ثبت کرد. شاخص ابوظبی نیز نزدیک به ۵ درصد افزایش یافت و بازار عربستان با رشد حدود ۱ درصدی، بخشی از افتهای قبلی را جبران کرد.
این واکنش سریع، نشاندهنده حجم بالای سرمایههای منتظر در حاشیه بازار است که در صورت کاهش ریسک، بهسرعت وارد معاملات میشوند. با این حال، این رشدها بیش از آنکه نشانه بازگشت به ثبات باشند، بیانگر ماهیت شکننده بازارها در شرایط بیثبات است.
این شکنندگی زمانی دوباره آشکار شد که گزارشهایی درباره احتمال ازسرگیری حملات نظامی منتشر شد. در واکنش به این اخبار، بازارها بار دیگر وارد فاز نزولی شدند. شاخص دبی حدود ۳ درصد و ابوظبی نزدیک به ۲ درصد افت کردند، در حالی که بازار قطر نیز کاهش حدود ۲ درصدی را تجربه کرد. حتی بازار عربستان، که پیشتر مقاومت بیشتری نشان داده بود، با افت حدود ۱ درصدی مواجه شد.
جنگ با ایران هزینهای سنگین برای بازارهای منطقه
آنچه از این تحولات برمیآید، این است که جنگ با ایران برای کشورهای عربی متخاصم، تنها یک بحران نظامی نیست، بلکه یک شوک اقتصادی گسترده با ابعاد چندلایه است. از نابودی بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار ارزش بازار در امارات گرفته تا کاهش نزدیک به ۲۰ درصدی ظرفیت صادرات LNG قطر، همگی نشاندهنده عمق آسیبها هستند.
اما فراتر از این مساله اصلی تغییر در ادراک ریسک است. سرمایهگذاران، چه داخلی و چه خارجی، اکنون منطقه را با سطحی جدید از نااطمینانی ارزیابی میکنند. این تغییر میتواند به خروج پایدار سرمایه، افزایش هزینه تامین مالی و کاهش رشد اقتصادی در میانمدت منجر شود. به خصوص در امارات متحده عربی که پایههای اقتصادی این کشور تماما براساس سرمایههای خارجی استوار شده است.
در نهایت، اگرچه برخی بازارها توانستند با تکیه بر ساختار اقتصادی خود بخشی از شوکها را جذب کنند، اما تصویر کلی نشان میدهد که منطقه با یکی از پرهزینهترین دورههای اقتصادی خود مواجه شده است؛ دورهای که اثرات آن، حتی پس از پایان درگیریها، برای سالها در شاخصهای مالی و متغیرهای کلان اقتصادی باقی خواهد ماند.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد