جنگ رمضان چگونه ستونهای سلطه مالی آمریکا را لرزان کرد؟
برخلاف روایت سنتی، نفت تنها یکی از اجزای قدرت دلار بوده و ستون اصلی این برتری، عمق بازارهای مالی آمریکا، نقدشوندگی اوراق خزانه و اطمینان جهانی به نظام مالی واشنگتن است. با این حال، استمرار تنشهای ژئوپلیتیک و تبدیل دلار به ابزار فشار سیاسی، اکنون این اعتماد را با چالشهای تازهای روبهرو کرده است.
ریشه شکلگیری مفهوم پترودلار به دهه ۱۹۷۰ بازمیگردد؛ زمانی که «ابراهیم عویس» اقتصاددان مصری، نسبت به انباشت بیسابقه دلارهای نفتی در کشورهای عربی هشدار داد و برای نخستینبار واژه پترودلار را وارد ادبیات اقتصادی کرد. در آن دوران، جهش قیمت نفت باعث شد کشورهای صادرکننده انرژی با مازاد عظیم ارزی روبهرو شوند و بخش عمده این منابع نیز به بازارهای مالی آمریکا بازگردد. تنها در سال ۱۹۷۴، عربستان سعودی توافقی محرمانه با وزارت خزانهداری آمریکا امضا کرد که بر اساس آن، ریاض میتوانست خارج از مزایدههای عمومی، اوراق خزانه آمریکا خریداری کند. همزمان آرامکو نیز دلار را به ارز انحصاری معاملات نفتی خود تبدیل کرد و پوند انگلیس را کنار گذاشت.
این چرخه، به واشنگتن امکان داد کسری بودجه و بدهیهای خود را با سهولت بیشتری تامین مالی کند. در واقع، فروش نفت با دلار به معنای ایجاد تقاضای دائمی برای ارز آمریکا بود؛ تقاضایی که به مرور، سلطه دلار را بر تجارت جهانی تثبیت کرد. اما اکنون شرایط جهان تغییر کرده است. اگر در دهه ۱۹۷۰ بزرگترین مشتریان نفت خلیج فارس کشورهای غربی بودند، امروز بخش عمده صادرات انرژی منطقه راهی آسیا میشود. چین، هند و دیگر اقتصادهای نوظهور نهتنها سهم بیشتری در تجارت جهانی نفت پیدا کردهاند، بلکه بهدنبال کاهش وابستگی خود به دلار نیز هستند.
فرسایش آرام امپراتوری دلار
چین طی سالهای اخیر بخشی از خرید نفت ایران را با یوآن انجام داده و همزمان استفاده آزمایشی از یوآن دیجیتال در تجارت بینالمللی را توسعه داده است. روسیه نیز پس از تحریمهای گسترده غرب، بخش مهمی از مبادلات انرژی خود را از مدار دلار خارج کرد و هند نیز بهدنبال سازوکارهای تسویه با ارزهای محلی رفته است. این تحولات اگرچه هنوز به معنای فروپاشی سلطه دلار نیست، اما نشانهای از روند تدریجی کاهش انحصار ارزی آمریکا به شمار میرود.
برخی تحلیلگران غربی حتی از احتمال شکلگیری «پترویوآن» سخن میگویند؛ مفهومی که بر پایه افزایش سهم چین در تجارت جهانی انرژی تعریف میشود. با این حال، واقعیت آن است که یوآن هنوز فاصله بسیار زیادی با دلار دارد. سهم دلار در ذخایر ارزی جهان همچنان حدود ۵۸ درصد برآورد میشود، در حالی که سهم یوآن هنوز در محدودهای کمتر از ۴ درصد قرار دارد. علاوه بر این، بازارهای مالی چین از نظر شفافیت، آزادی جریان سرمایه و عمق مالی هنوز قابل مقایسه با آمریکا نیستند.
اما تهدید اصلی برای دلار شاید نه از سوی یوآن، بلکه از داخل سیاست خارجی آمریکا باشد. واشنگتن طی سالهای اخیر به شکلی بیسابقه از دلار و شبکه مالی جهانی بهعنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کرده است. مسدودسازی داراییهای کشورها، تحریم بانکهای مرکزی و محدودیت دسترسی به سوئیفت، باعث شده بسیاری از دولتها به این نتیجه برسند که نگهداری ذخایر دلاری میتواند آنها را در معرض ریسک سیاسی قرار دهد.
جنگ خاورمیانه و تشدید تنشها با ایران نیز این نگرانی را تشدید کرده است. در شرایطی که آمریکا بهطور فزایندهای از تحریمهای ثانویه و محدودیتهای مالی برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک خود استفاده میکند، کشورها بهدنبال ایجاد مسیرهای جایگزین پرداخت هستند. حتی متحدان سنتی واشنگتن در خلیج فارس نیز به تدریج سیاست تنوعبخشی ارزی را دنبال میکنند تا وابستگی مطلق خود به دلار را کاهش دهند.
نکته مهم اینجاست که سلطه دلار صرفا به تجارت نفت وابسته نیست. در حال حاضر روزانه بیش از ۷.۵ تریلیون دلار معامله در بازار ارز جهانی انجام میشود و حدود ۸۸ درصد این تراکنشها به نحوی با دلار در ارتباط هستند. همچنین بازار اوراق خزانه آمریکا با ارزشی بیش از ۲۷ تریلیون دلار، همچنان بزرگترین و نقدشوندهترین بازار بدهی جهان محسوب میشود. همین عمق مالی است که تاکنون اجازه داده دلار، حتی در دورههای بحران، جایگاه برتر خود را حفظ کند.
دلار؛ از دارایی امن تا ابزار گروگانگیری
با این حال، استفاده تهاجمی آمریکا از تحریمها، مفهوم تازهای را وارد ادبیات اقتصادی کرده است؛ مفهومی که ابراهیم عویس دههها پیش آن را «سرمایه گروگان» نامید. منظور از این اصطلاح، داراییهایی است که کشورها در حوزه قضایی آمریکا نگهداری میکنند، اما در شرایط تنش سیاسی، ممکن است مسدود یا مصادره شوند.
این نگرانی پس از توقیف داراییهای روسیه و محدودسازی ذخایر ارزی برخی کشورها شدت گرفت. اکنون بسیاری از بانکهای مرکزی جهان، بخشی از ذخایر خود را به سمت طلا، یوآن، درهم و حتی ارزهای دیجیتال سوق دادهاند. آمار شورای جهانی طلا نشان میدهد بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۵ بیش از هزار تن طلا خریداری کردهاند که یکی از بالاترین سطوح تاریخی محسوب میشود. این روند، نشانهای از کاهش اعتماد به امنیت مطلق داراییهای دلاری است.
از سوی دیگر، وضعیت مالی خود آمریکا نیز بر نگرانیها افزوده است. بدهی ملی ایالات متحده اکنون از ۳۶ تریلیون دلار عبور کرده و هزینه پرداخت بهره بدهیها به یکی از سنگینترین اقلام بودجه فدرال تبدیل شده است. تنها در سال جاری، دولت آمریکا بیش از یک تریلیون دلار صرف پرداخت بهره بدهی خواهد کرد؛ رقمی که حتی از بودجه دفاعی این کشور نیز فراتر رفته است. تداوم جنگها و افزایش هزینههای نظامی در خاورمیانه میتواند این فشار را تشدید کند.
در چنین شرایطی، سلطه دلار دیگر مانند گذشته بدیهی و بدون رقیب به نظر نمیرسد. اگرچه هیچ ارزی در کوتاهمدت توان جایگزینی کامل دلار را ندارد، اما روندهای کنونی نشان میدهد جهان بهتدریج در حال حرکت به سمت نظامی چندقطبیتر است؛ نظمی که در آن، دلار همچنان مهمترین ارز جهان باقی میماند، اما انحصار مطلق خود را از دست میدهد.
جنگ خاورمیانه شاید هنوز نتوانسته پایههای دلار را فرو بریزد، اما بدون تردید شکافهایی در دیوار اعتماد جهانی به نظام مالی آمریکا ایجاد کرده است؛ شکافهایی که اگر با تداوم تحریمها، بدهی فزاینده و ماجراجوییهای ژئوپلیتیک همراه شود، میتواند در دهههای آینده هزینهای سنگین برای اقتصاد آمریکا به همراه داشته باشد.
گفتوگوی فراز با دکتر مهدی عربصادق
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی؛ نسخه کامل
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
- تازهها
- پربازدیدها
چرا اینترنشنال، کاهش مصرف برق را بیتاثیر جلوه میدهد؟
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
تفسیر سیاسی روز
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد