سقفشکنی در شاخص بورس؛ آغاز روند صعودی یا پایان؟ | سرمایهگذاری در چه صنایعی جذابتر است؟
بورس تهران در ماههای اخیر فراز و فرودهای شدیدی را تجربه کرده است. با وقوع حوادث تلخ دی ماه ریزش شاخص کل بورس از محدوده ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار واحد آغاز شد و با تشدید تنشهای سیاسی و نزدیک شدن ناوهای آمریکا به خلیج فارس، شدت گرفت و با ۲۰ درصد ریزش به ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار واحد هم رسید.
با وقوع جنگ ایران و آمریکایی اسرائیلی، بورس تهران بیش از ۸۰ روز تعطیل بود. پس از تعطیلی ۸۵ روزه، بورس در ۲۹ اردیبهشت باز شد. بازگشایی غیرمنتظرهای که برخلاف تصور، نه تنها ریزش نکرد بلکه ریسک ژئوپلیتیک را در خود هضم کرد و با صف خرید همراه شد.
اکنون و با گذشت ۱۵ روز کاری از بازگشایی بورس، شاخص کل توانست سقف ۴ میلیون و ۵۴۵ هزار واحد خود را بشکند و به رکورد جدیدی دست پیدا کند. افزایش ۲۴ درصدی شاخص کل بورس در ۱۵ روز کاری با توجه به دامنه نوسان ۳ درصد، یک رکورد جدید برای بورس محسوب میشود. به همین علت برای درک بهتر شرایط بورس تهران با محمدرضا زارعی، کارشناس بازار سهام به گفتوگو پرداختیم.
آیا این سقفشکنی آغاز یک روند جدید مثل سالهای ۹۷ تا ۹۹ است یا آخرین فاز خوشبینی بازار؟
به نظر من رشد اخیر بازار را باید در چارچوب شرایط خاص ماههای گذشته تحلیل کرد. بازار سرمایه پس از بازگشایی بعد از جنگ، عملکردی بهمراتب بهتر از انتظارات فعالان بازار داشت و عملاً بسیاری از معاملهگران را غافلگیر کرد. در دورهای که بازار سهام متوقف بود، اقتصاد با تورم قابل توجهی مواجه شد و همزمان بازارهای موازی نیز رشد محسوسی را تجربه کردند. این موضوع باعث شد نوعی احساس عقبماندگی یا جاماندگی نسبت به سایر داراییها در بورس شکل بگیرد و بخشی از نقدینگی مجدداً به سمت بازار سهام حرکت کند.
از سوی دیگر، برخی اصلاحات اقتصادی و تغییرات در متغیرهای عملیاتی شرکتها، چشمانداز صنایع داخلی را بهبود بخشیده است. صنایعی مانند غذا، دارو، سیمان و سایر شرکتهای مرتبط با مصرف داخلی، در شرایط فعلی از منظر سودآوری و پایداری درآمدی وضعیت مطلوبتری دارند و همین موضوع به تقویت جریان تقاضا در بازار کمک کرده است.
مجموع این عوامل موجب شد بازار یک روند صعودی پرشتاب را تجربه کند. با این حال، در مقطع کنونی هنوز نشانههای کافی برای مقایسه شرایط با دوره ۹۷ تا ۹۹ مشاهده نمیشود؛ چرا که آن دوره با ورود گسترده نقدینگی و شرایط متفاوت اقتصادی همراه بود؛ بنابراین فعلاً نمیتوان از تکرار آن سناریو صحبت کرد.
با این وجود، در صورت عدم بروز ریسکهای سیاسی و تنشهای جدید، همچنان ظرفیت رشد در بازار وجود دارد و به نظر میرسد سهام بنیادی، بهویژه در صنایع ارزندهتر و دارای پشتوانه سودآوری، همچنان بتوانند مورد توجه سرمایهگذاران قرار گیرند.
این سقفشکنی بیشتر حاصل رشد واقعی سودآوری شرکتهاست یا ناشی از انتظارات تورمی و رشد نرخ ارز؟
به نظر من این رشد را نمیتوان صرفاً به بهبود سودآوری شرکتها یا صرفاً به انتظارات تورمی نسبت داد؛ بلکه حاصل برآیند عوامل بنیادی و مالی ـ رفتاری است.
از یک سو، در بسیاری از صنایع شاهد افزایش نرخهای فروش و تعدیل تدریجی قیمتها متناسب با شرایط تورمی اقتصاد بودهایم که طبیعتاً به بهبود درآمد و سودآوری شرکتها کمک کرده است. بهویژه در برخی صنایع داخلی، چشمانداز سودآوری نسبت به گذشته مطلوبتر ارزیابی میشود.
از سوی دیگر، نمیتوان نقش انتظارات تورمی و رشد نقدینگی را نادیده گرفت. در شرایطی که اقتصاد همچنان با تورم بالا مواجه است و بازارهای موازی طی ماههای اخیر بازدهی قابل توجهی داشتهاند، احساس جاماندگی در بازار سهام بهطور جدی در میان سرمایهگذاران شکل گرفته است. این موضوع باعث شده بخشی از جریان نقدینگی با هدف جبران این عقبماندگی وارد بورس شود؛ بنابراین معتقدم موتور محرک بازار در مقطع فعلی ترکیبی از بهبود متغیرهای بنیادی شرکتها و انتظارات تورمی فعالان اقتصادی است و وزن هر یک از این عوامل در صنایع مختلف میتواند متفاوت باشد.
آیا بازار برای ورود هنوز ارزنده است؟ کدام صنایع از جذابیت بیشتری برای ورود برخوردارند؟
۳ به نظر من نمیتوان درباره کل بازار یک حکم واحد صادر کرد. پس از رشد اخیر، طبیعتاً بخشی از سهام به ارزشهای منصفانه یا حتی بالاتر از ارزش ذاتی خود نزدیک شدهاند، اما همچنان در بسیاری از صنایع فرصتهای ارزندهای برای سرمایهگذاری وجود دارد.
در میان صنایع داخلی، گروههای دارویی، غذایی و سیمانی همچنان از منظر نسبتهای ارزشی و چشمانداز سودآوری، گزینههای قابل توجهی به شمار میروند و در این صنایع هنوز میتوان شرکتهایی را یافت که از ارزشگذاری جذابی برخوردار باشند.
در گروه پالایشی نیز با توجه به وضعیت سودآوری و ارزش جایگزینی داراییها، همچنان فرصتهای مناسبی مشاهده میشود. در صنعت فولاد، به نظر میرسد شرکتهای پاییندستی و انتهای زنجیره ارزش جذابیت بیشتری نسبت به حلقههای ابتدایی زنجیره دارند؛ زیرا بخشی از فشارهای قیمتی و سیاستگذاری در بخشهای بالادستی بیشتر نمود پیدا میکند.
در صنعت پتروشیمی نیز برخی زیرگروهها مانند تولیدکنندگان اوره، PVC و سایر محصولاتی که از مزیت نسبی در بازارهای داخلی و صادراتی برخوردارند، همچنان میتوانند مورد توجه سرمایهگذاران قرار گیرند.
همچنین در گروه بانکها و شرکتهای تأمین سرمایه نیز هنوز سهامی وجود دارد که با توجه به ارزشگذاری فعلی، ظرفیت کسب بازدهی بالاتر از نرخ سود بدون ریسک را دارند و میتوانند در سبد سرمایهگذاران میانمدت و بلندمدت جایگاه مناسبی داشته باشند.
در مجموع، اگرچه رشد اخیر بخشی از ارزندگی بازار را تخلیه کرده است، اما همچنان رویکرد انتخاب سهام و تمرکز بر صنایع و شرکتهای دارای پشتوانه بنیادی میتواند فرصتهای جذابی را پیش روی سرمایهگذاران قرار دهد.
بزرگترین ریسکی که میتواند این روند صعودی را متوقف کند چیست؟
ریسکهای متعددی میتوانند بر روند بازار سرمایه اثرگذار باشند؛ از تغییرات سیاستهای اقتصادی و پولی گرفته تا نوسانات نرخ بهره، قیمتهای جهانی و تحولات سیاسی. با این حال، در شرایط فعلی مهمترین و تعیینکنندهترین ریسک برای بازار را باید در حوزه ریسکهای ژئوپلیتیک جستوجو کرد.
به نظر میرسد وقوع یک درگیری گسترده و آسیب جدی به زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور، بزرگترین تهدید پیش روی بازار سرمایه باشد. در چنین سناریویی، زنجیره تأمین و تولید بسیاری از شرکتها دچار اختلال میشود، هزینههای عملیاتی افزایش مییابد و نااطمینانی به شدت در فضای کسبوکار و سرمایهگذاری گسترش پیدا میکند.
بازار سرمایه معمولاً توانایی تطبیق با بسیاری از متغیرهای اقتصادی از جمله تورم، نوسانات ارزی و حتی تغییرات سیاستی را دارد، اما ریسکهای امنیتی و جنگی از آن دسته ریسکهایی هستند که میتوانند به طور همزمان بر تولید، تجارت، سرمایهگذاری و انتظارات فعالان اقتصادی اثر منفی بگذارند.
به همین دلیل معتقدم تا زمانی که ریسک وقوع یک درگیری گسترده تشدید نشود، بازار میتواند به مسیر خود ادامه دهد؛ اما هرگونه تحول منفی در این حوزه میتواند روند صعودی فعلی را با چالش جدی مواجه کند.
اگر امروز یک میلیارد تومان برای سرمایهگذاری داشته باشید، در چه صنعتی سرمایهگذاری میکنید؟
پاسخ به این سؤال تا حد زیادی به افق سرمایهگذاری، میزان ریسکپذیری و اهداف هر فرد بستگی دارد و طبیعتاً نمیتوان برای همه سرمایهگذاران یک نسخه واحد پیچید. اما اگر بخواهم بر اساس تحلیل شخصی خودم تصمیم بگیرم، ترجیح میدهم سرمایه را میان چند سهم از صنایع مختلف غذایی، دارویی، سیمانی و زراعت که همچنان از منظر بنیادی و ارزشگذاری جذاب ارزیابی میشوند توزیع کنم.
دو کلمه حرف حساب، بخش بیست و دو
ادعای تازه رسانههای آمریکایی درباره مرگ مشاور جوان ترامپ
- تازهها
- پربازدیدها
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد