۲۷ تير ۱۴۰۵ ۱۸:۰۳
پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۲
کد خبر: ۱۱۳۴۶۹

پیمان ورسای ۲۰۲۶؛ آزمون تازه ترامپ

امضای تفاهم ایران و آمریکا ترامپ
در نخستین روز‌های جنگ، هدف اعلامی و پنهان واشنگتن چیزی کمتر از تغییر نظام جمهوری اسلامی نبود. حملات نظامی، فشار‌های گسترده سیاسی و محاصره اقتصادی همگی با این تصور طراحی شده بودند که ایران در برابر فشار حداکثری ناچار به عقب‌نشینی خواهد شد. اما اکنون، در صحنه‌ای که به شکلی نمادین در کاخ ورسای رقم خورده، تصویری کاملاً متفاوت در برابر افکار عمومی جهان قرار گرفته است؛ جایی که آمریکا نه در موقعیت دیکته کردن شروط، بلکه در جایگاه پذیرش توافقی ایستاده که بخش مهمی از مطالبات و خطوط قرمز ایران را در خود جای داده است.

پیمان ورسای ۲۰۲۶

در تاریخ معاصر جهان، کمتر مکانی به اندازه کاخ ورسای با مفهوم پیروزی، شکست و تغییر موازنه قدرت گره خورده است. در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ و پس از پایان جنگ جهانی اول، قدرت‌های پیروز جهان در همین کاخ، پیمان مشهور ورسای را به آلمان تحمیل کردند؛ توافقی که بر اساس آن آلمان مسئول جنگ شناخته شد، بخش‌هایی از سرزمین خود را از دست داد، مجبور به پرداخت غرامت‌های سنگین شد و محدودیت‌های گسترده‌ای بر توان نظامی آن اعمال شد.

از آن زمان، نام ورسای تنها یک مکان تاریخی نبود؛ بلکه به نمادی از لحظه‌ای تبدیل شد که یک قدرت بزرگ ناچار به پذیرش واقعیت‌های جدید و تن دادن به شرایط طرف مقابل می‌شود. به همین دلیل، هر رویداد مهمی که در این کاخ رخ دهد، ناخواسته با حافظه تاریخی پیمان ورسای و مفاهیم مرتبط با آن مقایسه می‌شود.

اکنون و بیش از یک قرن بعد، امضای تفاهم ۱۴ بندی ایران و آمریکا در همان کاخ، باعث شده است بسیاری از تحلیلگران و فعالان رسانه‌ای از «ورسای ۲۰۲۶» سخن بگویند. این تشبیه تنها به دلیل یکسان بودن مکان نیست. عدد ۱۴بند در هر دو توافق، فضای نمادین مراسم و مهم‌تر از همه فاصله میان اهداف اولیه جنگ و نتیجه نهایی آن، موجب شده است برخی ناظران این رویداد را بازتابی معکوس از همان صحنه تاریخی بدانند.

شکست ترامپ در آمریکا

آنچه این توافق را به موضوعی بحث‌برانگیز در داخل آمریکا تبدیل کرده، فاصله معنادار میان اهداف اولیه جنگ و نتایج نهایی آن است. واشنگتن جنگ را با وعده تغییر نظام ایران، محدودسازی نفوذ منطقه‌ای و افزایش فشار‌های اقتصادی آغاز کرد، اما اکنون منتقدان دولت ترامپ معتقدند خروجی نهایی نه تنها هیچ‌یک از این اهداف را محقق نکرده، بلکه به تقویت موقعیت ایران نیز انجامیده است.

کریس مورفی، سناتور ارشد آمریکایی، این توافق را «جنون‌آمیز» توصیف کرده و گفته است: «این یک پرداخت چند میلیارد دلاری به ایران در ازای هیچ چیز است. ما تحریم‌های نفتی را لغو می‌کنیم و ایران هیچ کاری انجام نمی‌دهد. این یک تحقیر است. من از پایان یافتن جنگ حمایت می‌کنم، اما این توافق تنها ثابت می‌کند که این جنگ هیچ دستاوردی برای آمریکا نداشته است.»

اظهارات مورفی تنها نمونه‌ای از موج انتقاد‌ها در واشنگتن نیست. تد کروز، از شناخته‌شده‌ترین حامیان سیاست خارجی ترامپ، نیز با اشاره به مفاد تفاهم‌نامه گفته است که آمریکا عملاً کنترل دائمی ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت شناخته و این توافق نقش پایدار جمهوری اسلامی در مدیریت این گذرگاه راهبردی را تثبیت می‌کند؛ موضوعی که به اعتقاد او یافتن منفعتی برای آمریکا در آن دشوار است.

سناتور اندی کیم نیز با اشاره به هزینه‌های جنگ، از ۱۳ کشته، ده‌ها میلیارد دلار خسارت و آسیب به امنیت ملی آمریکا سخن گفته و تأکید کرده است که توافق نهایی نه تنها ایران را تضعیف نکرده، بلکه آن را قدرتمندتر و ثروتمندتر ساخته است، در حالی که ابهامات مربوط به پرونده هسته‌ای و وضعیت تنگه هرمز همچنان پابرجاست.

چرا ورسای به یک نماد تبدیل شد؟

اهمیت این توافق صرفاً به مفاد آن محدود نمی‌شود. کاخ ورسای در حافظه سیاسی جهان نماد لحظه‌ای است که موازنه قدرت به صورت رسمی به نمایش گذاشته شد. به همین دلیل، انتخاب این مکان از سوی بسیاری از تحلیلگران نه یک اتفاق تشریفاتی، بلکه حامل پیامی سیاسی تلقی شده است.

اگر پیمان ورسای در سال ۱۹۱۹ نماد تثبیت نظم جدید پس از جنگ جهانی اول بود، تفاهم ۲۰۲۶ نیز برای بسیاری از ناظران نشانه پذیرش واقعیت‌های جدید خاورمیانه است؛ واقعیتی که در آن، برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن، نه ساختار سیاسی ایران تغییر کرده و نه نقش منطقه‌ای آن حذف شده است. برعکس، آنچه از متن توافق و واکنش منتقدان آمریکایی برمی‌آید، پذیرش بخشی از واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه از سوی آمریکا و حرکت از مسیر تقابل به سمت سازوکار‌های توافقی است.

شاید به همین دلیل باشد که تصویر ترامپ در حال امضای توافق در ورسای، چنین بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده است. برای موافقان این توافق، این تصویر نماد پایان جنگی است که اهداف اعلامی خود را محقق نکرد. برای منتقدان، یادآور عقب‌نشینی از مواضعی است که زمانی با شعار قدرت و فشار حداکثری آغاز شده بود. اما فارغ از این دو روایت، یک واقعیت قابل انکار نیست؛ ورسای بار دیگر به صحنه ثبت یک تحول سیاسی مهم تبدیل شده و نام آن پس از بیش از یک قرن، دوباره در کانون یکی از مهم‌ترین منازعات بین‌المللی قرار گرفته است.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی