۲۲ تير ۱۴۰۵ ۰۶:۳۳
سه‌شنبه ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۴
کد خبر: ۱۱۳۷۷۷

ازسرگیری پرواز‌های تهران-دبی، بازگشت به «عادی‌سازی» با دشمن استراتژیک | پای مافیای اقتصادی در میان است؟

امارات
در شرایطی که هنوز آثار و پیامد‌های تنش‌های نظامی اخیر و حملات متقابل میان ایران و اسرائیل بر فضای سیاسی و امنیتی منطقه سایه افکنده است، تصمیم برای ازسرگیری پرواز‌های مستقیم میان تهران و دبی در حالی اتخاذ می‌شود که بخش قابل توجهی از افکار عمومی هنوز خاطره خسارت‌های انسانی، اقتصادی و امنیتی این رویارویی را فراموش نکرده و پرسش‌های فراوانی درباره آینده دارد.

در حالی که زخم‌های حملات اخیر هنوز تازه است، مقامات ایرانی از، از سرگیری پرواز‌های مستقیم تهران-دبی از ۱۰ تیر خبر داده‌اند. رامین کشف‌آذر، رئیس فرودگاه امام خمینی، و مجید آخوان، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری، این تصمیم را «نتیجه هماهنگی‌های لازم» اعلام کرده‌اند و بلیت پرواز‌های برخی ایرلاین‌ها از هم‌اکنون قابل خرید است. این خبر در شرایطی منتشر می‌شود که تنها چند هفته پیش، گزارش‌هایی از مشارکت مستقیم امارات در حملات به خاک ایران منتشر شده بود.

امارات یا اسراییل دوم؛ عضو سوم ائتلاف علیه ایران

امارات متحده عربی نه تنها روابط کامل دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی را از طریق «توافق‌نامه‌های ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ برقرار کرد، بلکه در جریان درگیری‌های اخیر، به عنوان متحدی فعال با اسراییل عمل کرد.

گزارشی از وال‌استریت ژورنال فاش کرده که امارات ده‌ها حمله هوایی هماهنگ با آمریکا و اسرائیل علیه اهداف ایرانی انجام داده و به عنوان «سومین عضو ائتلاف» عمل کرده است. این حملات با پشتیبانی اطلاعاتی واشنگتن و تل‌آویو بوده است.

ازسرگیری پرواز‌های تهران-دبی؛ بازگشت به «عادی‌سازی» با دشمن استراتژیک یا تسلیم اقتصادی؟

مقامات ایرانی و بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران نیز بار‌ها اعلام کرده‌اند که امارات خاک خود را در برای استفاده علیه ایران در اختیار دشمن قرار داده و مستقیماً در عملیات شرکت داشته است. در نشست اخیر بریکس نیز مقامات ایرانی از استفاده از پایگاه‌های اماراتی برای حملات سخن گفتند.

هرچند امارات این اتهامات را رسماً انکار می‌کند، اما گزارش‌های متعدد رسمی و غیر رسمی خلاف آن را نشان می‌دهد.

نشست اخیر وزرای خارجه بریکس در دهلی نو علاوه بر مباحث اقتصادی و سیاسی به صحنه تنش لفظی میان ایران و امارات متحده عربی بر سر جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران تبدیل شد. ماجرا زمانی آغاز شد که نماینده امارات در سخنان خود ادعا‌هایی را علیه ایران مطرح کرد؛ ادعا‌هایی که با واکنش تند سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روبه رو شد.

عراقچی در پاسخ، امارات را «شریک فعال» تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران دانست و از ابوظبی خواست در سیاست‌های خود نسبت به تهران بازنگری کند.

علاوه بر همکاری‌های امارات با دشمنان ایران در ماه‌های اخیر، این کشور کوچک عربی، همچنان ادعا‌های خود نسبت به جزایر سه‌گانه ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را تکرار کرده و در مجامع بین‌المللی و روابط‌های دوجانبه مطرح می‌کند.

ازسرگیری پرواز‌های تهران-دبی؛ بازگشت به «عادی‌سازی» با دشمن استراتژیک یا تسلیم اقتصادی؟

اولویت سیاست خارجی ایران؛ اقتصاد یا ایدئولوژی؟

در بعد اقتصادی، اهمیت امارات برای تجارت خارجی ایران قابل انکار نیست. بخش قابل توجهی از واردات کالا‌های واسطه‌ای، تجهیزات صنعتی، قطعات، دارو، تجهیزات پزشکی و همچنین صادرات مجدد کالا از طریق بنادر و فرودگاه‌های امارات انجام می‌شود. هرگونه اختلال طولانی‌مدت در این مسیر، می‌تواند هزینه تجارت، حمل‌ونقل و تأمین کالا را برای اقتصاد ایران افزایش دهد.

امارات متحده عربی طی سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران بوده و بخش قابل توجهی از مبادلات کالا، خدمات، ترانزیت و فعالیت شرکت‌های ایرانی از طریق دبی انجام می‌شود. همچنین هزاران ایرانی مقیم امارات و فعالان اقتصادی دو کشور به برقراری پرواز‌های مستقیم وابسته هستند. دولت و مسئولان، ازسرگیری این پرواز‌ها را اقدامی در راستای بازگشت تدریجی حمل‌ونقل هوایی به وضعیت عادی، پاسخ به نیاز‌های اقتصادی، تجاری و کنسولی و کاهش فشار بر فعالان اقتصادی معرفی می‌کنند.

همچنین برخی کارشناسان حوزه اقتصاد و روابط بین‌الملل بر این باورند که حفظ کانال‌های ارتباطی و تجاری، حتی در شرایط تنش سیاسی، الزاماً به معنای تغییر مواضع سیاسی نیست. به اعتقاد آنان، بسیاری از کشور‌ها در نظام بین‌الملل هم‌زمان که اختلافات سیاسی و امنیتی عمیقی دارند، مناسبات اقتصادی و حمل‌ونقل خود را حفظ می‌کنند تا از تشدید خسارت‌های اقتصادی جلوگیری شود. از این منظر، ازسرگیری پرواز‌های تهران–دبی بیش از آنکه نشانه تغییر راهبرد سیاسی باشد، اقدامی برای مدیریت هزینه‌های اقتصادی و پاسخ به نیاز‌های شهروندان و فعالان اقتصادی ارزیابی می‌شود.

پیامدهای سیاسی بازگشت به روابط عادی‌ با امارات بدون تغییر مواضع

از منظر سیاسی نیز این تصمیم می‌تواند دارای پیام‌های متفاوتی باشد. برخی آن را نشانه‌ای از عمل‌گرایی و تلاش برای مدیریت واقعیت‌های اقتصادی منطقه تفسیر می‌کنند، در حالی که گروهی دیگر معتقدند چنین اقدامی ممکن است از شدت پیام‌های بازدارنده جمهوری اسلامی در قبال کشور‌های همسو با اسرائیل بکاهد و این تصور را ایجاد کند که ملاحظات اقتصادی در نهایت بر مواضع اعلام‌شده سیاسی غلبه می‌کند.

منتقدان این اقدام معتقدند که ازسرگیری سریع پروازها، آن هم در فاصله کوتاهی پس از بحران نظامی، می‌تواند این پیام را به طرف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی منتقل کند که جمهوری اسلامی در عمل به سمت عادی‌سازی روابط اقتصادی با کشوری حرکت کرده است که از دیدگاه رسمی تهران، روابط راهبردی و امنیتی گسترده‌ای با اسرائیل برقرار کرده است.

منتقدان همچنین یادآور می‌شوند که امارات پس از توافق‌های عادی‌سازی روابط با اسرائیل، همکاری‌های امنیتی، اطلاعاتی، فناوری و اقتصادی خود را با تل‌آویو به شکل محسوسی توسعه داده است؛ موضوعی که همواره از سوی مقامات ایرانی مورد انتقاد قرار گرفته و به عنوان تهدیدی برای امنیت منطقه معرفی شده است. از نگاه این گروه، ازسرگیری پرواز‌های مستقیم بدون تغییر محسوس در این معادلات، ممکن است با ادبیات رسمی سیاست خارجی جمهوری اسلامی در تعارض تلقی شود.

کارشناسان هشدار می‌دهند که اتکای گسترده اقتصاد ایران به مسیر‌های تجاری امارات، خود نشانه‌ای از آسیب‌پذیری ساختار تجارت خارجی کشور است. آنان معتقدند توسعه مسیر‌های جایگزین، تنوع‌بخشی به شرکای تجاری و کاهش وابستگی به یک مرکز منطقه‌ای باید در دستور کار قرار گیرد تا در شرایط بحران، اقتصاد کشور با شوک‌های ناگهانی مواجه نشود.

هرچند برخی مسئولان گشایش خطوط هوایی را «نشانه ثبات» می‌خوانند، اما منتقدان می‌پرسند: آیا باز کردن آسمان به روی پرواز‌های دبی، امنیت ملی را فدای منافع کوتاه‌مدت تجاری برخی «تراستی‌ها» نکرده است؟ آیا ممکن نیست بازگشایی خطوط هوایی در شرایط بی‌ثباتی منطقه‌ای ریسک حملات یا سوءاستفاده اطلاعاتی دشمن را افزایش دهد.

بدون تضمین‌های امنیتی واقعی، حل اختلافات ارضی و بازنگری در عمق روابط، این «عادی‌سازی» بیشتر شبیه عقب‌نشینی تا پیروزی دیپلماتیک به نظر می‌رسد. از سرگیری پرواز‌های تهران-دبی می‌تواند برای مسافران عادی و برخی تاجران مفید باشد، اما در سطح استراتژیک، پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند. افکار عمومی حق دارد پاسخ دقیق‌تری از مسئولان دریافت کند؛ اینکه چه‌کسانی بر بازگشایی این خط هوایی اصرار داشته و دارند؟ سود آن دقیقاً به جیب چه کسانی می‌رود؟ هزینه‌های امنیتی این پرواز‌ها چیست؟ چگونه کشوری که خاکش برای حمله به ایران استفاده شد و خود نیز مستقیماً مشارکت داشت، حالا شریک «عادی» تلقی می‌شود؟

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی