هفت دهه جستوجو برای یک پاسخ: چرا دولت مصدق سقوط کرد؟
اما مرور این آثار نشان میدهد که اختلاف اصلی تاریخنگاران امروز دیگر صرفاً بر سر این پرسش نیست که «آیا آمریکا و انگلیس در سقوط مصدق نقش داشتند یا نه؟»؛ چراکه به عنوان امری مسجل پذیرفته شده است، بلکه پرسش پیچیدهتر این است که مداخله خارجی در کنار کدام ضعفها و بحرانهای داخلی امکان موفقیت پیدا کرد و وزن هرکدام از این عوامل چقدر بود؟
از روایتهای سیاسی تا اسناد محرمانه
کتابهای مربوط به ۲۸ مرداد تقریباً از همان سالهای پس از کودتا شروع به انتشار کردند. خاطرات سیاستمداران، روایتهای رسمی حکومت پهلوی، نوشتههای طرفداران مصدق و بعدها پژوهشهای دانشگاهی، به تدریج مجموعه بزرگی از ادبیات مربوط به این رویداد را شکل دادند. اما تاریخنگاری ۲۸ مرداد در دهههای اخیر یک تغییر اساسی کرده است: دسترسی به اسناد محرمانه آمریکا و انگلیس.
اسناد وزارت خارجه آمریکا و اسناد منتشرشده درباره عملیات CIA، برنامهریزی برای سرنگونی دولت مصدق و نقش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و انگلیس را مستند کردهاند. یکی از اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا سال ۱۹۵۳ نیز به موضوع عوامل دخیل در سرنگونی مصدق پرداخته بود. اسناد منتشرشده درباره عملیات TP-AJAX جزئیات بیشتری از برنامه آمریکا برای برکناری مصدق در اختیار پژوهشگران گذاشته است.
به همین دلیل، ادبیات جدید ۲۸ مرداد با نوشتههای دهههای نخست پس از کودتا تفاوت زیادی دارد. آثار نویسندگان ایرانی و غیرایرانی دورههای مختلف، شامل پژوهشهای تاریخی، مطالعات دانشگاهی و خاطرات، رویکردهای متفاوتی به این رویداد تاریخی داشتهاند.
روایت غالب و مقبول: آمریکا و انگلیس نقش اساسی داشتند
بررسی آثار نشان میدهد که نقش آمریکا و انگلیس در درصد بالایی از آثار، برجسته است. این شاید مهمترین وجه مشترک بخش بزرگی از تاریخنگاری جدید درباره یک رویداد تاریخی باشد.
پژوهشگرانی مانند مارک گازیوروسکی، یرواند آبراهامیان و مالکوم برن، با وجود تفاوتهای جدی در روش و استدلال، نقش قدرتهای خارجی را در سرنگونی دولت مصدق اساسی میدانند.
کتاب «محمد مصدق و کودتای ۱۹۵۳ در ایران» نوشته گازیوروسکی از مهمترین آثار دانشگاهی در این زمینه است. این کتاب در عین تأکید بر نقش آمریکا و بریتانیا، فصلهای جداگانهای را نیز به نیروهای داخلی، حزب توده، بحران نفت و وضعیت سیاسی ایران اختصاص داده است.
یرواند آبراهامیان نیز در کتاب «کودتا»ی خود با تکیه بر اسناد و منابع ایرانی و غربی، کودتا را در پیوند با نفت، سیاست خارجی آمریکا و بریتانیا و ساختار سیاسی ایران بررسی میکند؛ بنابراین در روایت غالب دانشگاهی امروز، ۲۸ مرداد را نمیتوان صرفاً یک تغییر قدرت داخلی دانست.
اما علاوه بر نقش عیان آمریکا و انگلیس چه عوامل دیگری در کودتا علیه مصدق موثر بودند. اینجا اختلاف اصلی آغاز میشود درباره عوامل داخلی که در توضیح موفقیت کودتا مورد توجه جدی قرار گرفتهاند.
این عوامل بسیار متنوعاند؛ اختلاف مصدق با برخی متحدان سابق، تیره شدن رابطه با آیتالله کاشانی، اختلاف با بخشی از نمایندگان مجلس، بحران رابطه دولت و ارتش، ضعف ساختار سیاسی، بحران اقتصادی ناشی از مناقشه نفت، نگرانی از نفوذ حزب توده و فعالیت شبکههای مخالف دولت.
بنابراین در بخش مهمی از تاریخنگاری جدید، این دو گزاره در تضاد با یکدیگر نیستند: آمریکا و انگلیس برای سرنگونی مصدق مداخله کردند؛ و همزمان دولت مصدق با مشکلات و شکافهای داخلی مواجه بود.
مصدق؛ قربانی کودتا یا خطاهای سیاسی؟
در آثار نویسندگان درباره کودتای ۲۸ مرداد عملکرد سیاسی مصدق نیز مورد بررسی قرار گرفته است. این یکی از حساسترین موضوعات در تاریخنگاری ۲۸ مرداد است. در این آثار موضوعاتی مانند رابطه مصدق با مجلس، اختلاف او با کاشانی، رابطه دولت با ارتش، تصمیمهای او در بحران سیاسی و وضعیت اقتصادی کشور بررسی شده است. این رویکرد لزوماً به معنای رد کودتا نیست. .
نفت و تهدید منافع استعمار
نفت یکی دیگر از پرتکرارترین موضوعات کتابهای مربوط به ۲۸ مرداد است. بحران نفت و پیامدهای اقتصادی آن یکی از عوامل مهم معرفی شده است.
ملی شدن صنعت نفت، منافع اقتصادی انگلیس را به شکل مستقیم تهدید کرد و اختلاف ایران و انگلیس را به یک بحران بینالمللی تبدیل کرد. تحریم نفت ایران و دشواری فروش نفت، درآمد دولت را کاهش داد و فشار اقتصادی ایجاد کرد.
از این منظر، نفت دو نقش همزمان داشت: از یک طرف، انگیزه مهمی برای مخالفت انگلیس با دولت مصدق بود و از طرف دیگر، بحران اقتصادی ناشی از مناقشه نفت، دولت مصدق را در داخل آسیبپذیرتر کرد.
ارتش، دربار و شبکه مخالفان
در بخشی از آثار نیز نقش ارتش، دربار یا شبکه نیروهای مخالف مصدق برجسته شده است. این مسئله یک سؤال اساسی ایجاد میکند: اگر آمریکا و بریتانیا عملیات را طراحی کردند، چه نیروهایی در داخل ایران امکان اجرای آن را فراهم کردند؟
بخش مهمی از پژوهشها پاسخ را در همکاری بخشی از نیروهای نظامی، دربار، سیاستمداران مخالف دولت و شبکههای اجتماعی مخالف مصدق جستوجو میکند. از این منظر، عملیات خارجی بدون وجود شرایط و نیروهای داخلی مناسب الزاماً نمیتوانست به نتیجه برسد.
حزب توده؛ حلقهای بحثبرانگیز
حزب توده یکی از عناصر مهم تحلیل ۲۸ مرداد بوده است. حزب توده در آن زمان یکی از سازمانیافتهترین نیروهای سیاسی کشور بود، اما رابطهاش با دولت مصدق پیچیده بود. پرسش اصلی در این آثار این است که چرا حزب توده، با وجود سازمانیافتگی و نفوذ قابل توجه، نتوانست در روزهای سرنوشتساز مانع سقوط دولت شود. در کتاب گازیوروسکی و نیز مازیار بهروز فصل مستقلی را به میراث حزب توده در کودتا اختصاص داده است.
روایت متفاوت؛ برجستهسازی عوامل داخلی
یکی از مهمترین چالشها علیه روایت غالب، پژوهش داریوش بایندر است. او در کتاب «ایران و سازمان سیا» بر عوامل داخلی تأکید بیشتری دارد و نسبت به روایت «کودتای کاملاً طراحیشده و اجراشده از سوی آمریکا» پرسشهایی مطرح میکند.
این دیدگاه با نقد جدی مارک گازیوروسکی روبهرو شده است. گازیوروسکی استدلال میکند که بایندر نقش CIA و نیروهای نظامی مرتبط با آن را کمرنگ کرده و بیش از حد بر نقش روحانیون و نیروهای خیابانی تمرکز کرده است.
بایندر نیز در پاسخ، بر اهمیت عوامل داخلی تأکید کرده و معتقد است روایتهای رایج، پیچیدگی شرایط سیاسی ایران را بیش از اندازه ساده میکنند. این مناظره نشان میدهد که اختلاف میان پژوهشگران امروز عمدتاً بر سر وزن عوامل مختلف است، نه صرفاً وجود یا عدم وجود بحران سیاسی.
آیا روایت «کودتای خارجی» امروز اجماع دارد؟
اگر منظور از «کودتای خارجی» این باشد که آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق برنامهریزی و اقدام کردند، شواهد اسنادی موجود پشتوانه بسیار قدرتمندی برای این دیدگاه فراهم کردهاند. اما اگر منظور این باشد که هیچ عامل داخلی در سقوط مصدق نقشی نداشت، چنین روایتی با بخش قابل توجهی از ادبیات پژوهشی سازگار نیست. این تفاوت بسیار مهم است. اسناد CIA نشان میدهند که عملیات برای سرنگونی مصدق طراحی شده بود؛ اما موفقیت عملیات به شرایط سیاسی و اجتماعی داخل ایران نیز وابسته بود. به همین دلیل، روایت غالب امروز را میتوان چنین خلاصه کرد: ۲۸ مرداد حاصل مداخله خارجی در بستری از بحران و شکاف داخلی بود.
پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷
یک تفاوت مهم در تاریخنگاری ۲۸ مرداد به زمان انتشار آثار بازمیگردد. در دوره پهلوی، انتشار روایتهای انتقادی درباره نقش شاه، دربار و قدرتهای خارجی محدودتر بود و روایت رسمی حکومت نیز بر ادبیات موجود تأثیر داشت. پس از انقلاب ۱۳۵۷، انتشار خاطرات و آثار انتقادی افزایش یافت و در دهههای بعد، انتشار اسناد محرمانه آمریکا و انگلیس امکان بررسی دقیقتر کودتا را فراهم کرد؛ بنابراین بخش مهمی از تاریخنگاری اسنادی و انتقادی جدید ۲۸ مرداد پس از انقلاب ۵۷ شکل گرفته است.
اما این به معنی نبود پژوهش خارجی پیش از انقلاب نیست. پژوهشگران خارجی از دهههای پیش از انقلاب نیز درباره ملی شدن نفت، مصدق و بحران ایران پژوهش کرده بودند. تفاوت اصلی در دورههای مختلف، بیش از آنکه صرفاً مبتنی بر تعداد کتابها باشد، در دسترسی به اسناد و تغییر فضای سیاسی برای پژوهش بوده است.
چرا دولت مصدق سقوط کرد؟
پس از بیش از هفت دهه پژوهش و انتشار اسناد، شاید دیگر پاسخ دقیق این نباشد که «کودتا کار چه کسی بود؟» پرسش دقیقتر این است که چرا یک عملیات خارجی توانست در ایران موفق شود؟ پاسخ بخش بزرگی از ادبیات تاریخی این است که چند عامل همزمان به هم رسیدند. از یک سو، آمریکا و انگلیس تصمیم به براندازی دولت مصدق گرفتند و برای آن برنامهریزی کردند. از سوی دیگر، دولت مصدق در داخل با بحران اقتصادی، اختلاف سیاسی، شکاف میان نیروهای سابقاً متحد، اختلاف با برخی روحانیون، مشکل رابطه با مجلس و دربار و ارتش و مسئله حزب توده مواجه بود. به عبارت دیگر، مداخله خارجی و بحران داخلی دو توضیح مقابل هم نیستند بلکه مکمل هماند.
مرور این آثار یک نکته دیگر را هم نشان میدهد. روایت ۲۸ مرداد ثابت نمانده است. در دهههای نخست، خاطرات و روایتهای سیاسی غالب بودند. پس از انقلاب، روایتهای انتقادی و خاطرات بیشتری منتشر شد؛ و با انتشار اسناد محرمانه آمریکا و بریتانیا، پژوهشگران توانستند بخشی از آنچه پیشتر در حد ادعا یا خاطره بود را با اسناد رسمی مقایسه کنند. در نتیجه، تاریخنگاری ۲۸ مرداد از روایتهای سیاسی و خاطرهای به سمت پژوهش سندمحورتر حرکت کرده است. با این حال، اختلاف درباره وزن عوامل داخلی همچنان ادامه دارد.
اگر بخواهیم حاصل بیش از هفت دهه کتاب و پژوهش درباره ۲۸ مرداد را در چند جمله خلاصه کنیم، شاید دقیقترین جمعبندی این باشد: ۲۸ مرداد نه در خلأ سیاسی ایران اتفاق افتاد و نه بدون مداخله قدرتهای خارجی قابل توضیح است.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد