۲۹ مهر ۱۴۰۵ ۲۰:۴۲
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۱
کد خبر: ۱۱۵۱۲۷
از شعبون بی‌مخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا الگو‌سازی‌های مشابه معاصر

مهندسی کودتا | ردیابی تکرار الگوی عملیات آمریکایی «آژاکس» و انگلیسی «چکمه» در رویدادهای اخیر

کودتا
۲۸ مرداد
الگوی نفوذ عناصر مزدور و اوباش در تجمعات و اعتصابات قانونی مردمی، دقیقاً همان متدی است که در آشوب‌های سال‌های اخیر نیز توسط شبکه‌های پشت‌پرده‌ی حامی مداخله خارجی تکرار شد؛ جایی که با نشر فراخوان‌های تحریک‌آمیز و بهره‌گیری از عوامل سازمان‌یافته برای تخریب اموال عمومی و خون‌ریزی خیابانی، تلاش شد اعتراضات مدنی و به حق معیشتی مردم مصادره شده و بستر لازم برای توجیه دخالت‌های خارجی فراهم گردد.

ارزیابی اسناد ازمحرمانه‌خارج‌شده آرشیو ملی بریتانیا، گزارش‌های رسمی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا موسوم به تاریخچه عملیات آژاکس (سند مکتوب دونالد ویلبر) و تحلیل‌های ساختاری اقتصاددانان سیاسی و تاریخ‌نگارانی همچون یرواند آبراهامیان در آثاری، چون ایران بین دو انقلاب و کودتا، نشان می‌دهد که رویداد‌های منتهی به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فراتر از یک مناقشه صرفاً جناحی یا تقابل زودگذر سیاسی بود. این رویداد، نقطه تلاقی یک پروژه استعماری برای فلج‌سازی اقتصاد ملی با آسیب‌پذیری‌های ساختاری درون جامعه ایران بود.

در این میان، بازیگران خارجی با آگاهی از ناترازی‌های عمیق اقتصادی ناشی از تحریم نفت، بستر لازم برای فروپاشی معیشتی را فراهم ساختند و با هماهنگی شبکه‌های داخلی دربار و به‌کارگیری شبکه‌های سازمان‌یافته اوباش و عناصر حاشیه‌ای نظیر بدنه پیرامونی چهره‌هایی، چون شعبان جعفری (مشهور به شعبون بی‌مخ)، فرآیند براندازی دولت قانونی را تکمیل کردند.

این الگوی مداخله‌ی ترکیبی، بعد‌ها نیز به انحای مختلف به عنوان یک الگوی تکرارپذیر در رویکرد جریانات وابسته به کانون‌های قدرت خارجی مورد توجه قرار گرفت؛ چنان‌که در تحولات و ناآرامی‌های سال‌های اخیر نیز بخش‌هایی از اپوزیسیون خارج‌نشین با محوریت مهره‌های وابسته‌ای نظیر رضا پهلوی، با تمسک به فشار حداکثری دولت‌های غربی و رایزنی با بازیگرانی، چون اسرائیل و ایالات متحده، کوشیدند مطالبات برحق و معیشتی اقشار مختلف را به مسیر امنیتی و تخریب ساختار‌ها بکشانند تا بستر مداخله خارجی هموار شود.

ساختار وابستگی و ضربه مهلک تحریم نفت بر پیکره اقتصاد ملی

برای درک فرآیند بحران‌سازی در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲، باید پیش از هر چیز به معماری اقتصاد ایران در دوران پیش از ملی‌شدن صنعت نفت توجه کرد. بر اساس تبیین یرواند آبراهامیان، اقتصاد ایران به شکلی ساختاری و نفس‌بُر به درآمد‌های ارزی حاصل از فروش نفت تحت انحصار شرکت نفت ایران و انگلیس وابسته بود.

بودجه جاری دولت، تأمین کالا‌های اساسی، توازن تجاری و چرخه حیات اقتصادی شهر‌های بزرگ به طور مستقیم به قطره‌چکان این درآمد‌های نفتی وصل بود. با ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق و امتناع دولت بریتانیا از پذیرش شرایط جدید، لندن، راهبرد تحریم همه‌جانبه اقتصاد ایران را کلید زد.

شرکت نفت انگلیس با اعمال فشار بر بازار‌های جهانی، دادگاه‌های بین‌المللی و شرکت‌های کشتیرانی، مانع از صادرات نفت ایران شد و مراودات بانکی کشور را مسدود کرد. این محاصره دریایی و مالی، درآمد‌های ارزی دولت را عملاً به صفر رساند و دولت را با کسری بودجه فلج‌کننده‌ای مواجه ساخت.

اقتصاد ایران که تاب‌آوری لازم را در برابر قطع ناگهانی این شریان حیاتی نداشت، به سرعت دچار تورم سرسام‌آور، رکود عمیق، و کمیاب شدن اقلام بنیادین معیشتی شد؛ روندی که دقیقاً مشابه آن را در دهه‌های بعد و در قالب سیاست تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی با هدف ایجاد نارضایتی عمومی و فرسایش معیشت مردم شاهد بوده‌ایم.

استراتژی «فروپاشی از درون»؛ از اتاق‌های فکر لندن و واشنگتن تا معیشت به خون‌نشسته

اسناد وزارت خارجه بریتانیا به صراحت گواهی می‌دهند که دولت انگلیس پس از قطع امید از سازش، استراتژی موسوم به ایجاد فروپاشی از درون را در پیش گرفت.

تحلیلگران اقتصادی و دیپلماتیک بریتانیایی بر این باور بودند که اگر دولت مصدق نتواند حقوق کارکنان دولت را بپردازد، بازار از کالا‌های اساسی خالی شود و تورم ناشی از تحریم نفت به نقطه اشتعال برسد، جامعه خودبه‌خود علیه دولت مستقر طغیان خواهد کرد و نیاز به مداخله مستقیم نظامی نخواهد بود.

در این میان، طراحان عملیات مشترک سیا و اینتلیجنس سرویس - که در بریتانیا با نام عملیات «چکمه» و در ایالات متحده تحت عنوان عملیات «تی‌پی آژاکس» شناخته می‌شد - به رهبری چهره‌هایی، چون کرمیت روزولت با رصد دقیق جامعه ایران دریافتند که طبقات متوسط سنتی و نخبگان شهری به دلیل ترس از آشوب و انارشی، از تغییرات خشونت‌آمیز حمایت نمی‌کنند.

بنابراین، تمرکز ابزار‌های مداخله‌گر بر نقطه اشتعال دیگری معطوف شد: لایه‌های حاشیه‌ای و ازدست‌رفته اقتصادی که بیشترین و سنگین‌ترین ضربه اقتصادی ناشی از تحریم نفت و تورم ویرانگر را متحمل شده و زندگی‌شان به خط قرمز رسیده بود.

سیاست غرب بر این مبنا شکل گرفت که از این استیصال معیشتی به عنوان سوخت اصلی برای ایجاد ناآرامی‌های خیابانی استفاده شود؛ مشابه‌سازی تاریخی این سناریو را در دوره‌های مختلف تحرک‌آفرینی برای مصادره به مطلوبِ اعتراضات اصناف و اقشار معیشت‌زده توسط جریان‌های برانداز و مدعیان سلطنت به وضوح می‌توان دید که چگونه با چراغ سبز نشان دادن به سناریو‌های تهاجمی خارجی، تلاش کرده‌اند مطالبات اقتصادی را به بحران امنیتی تبدیل کنند.

اقتصاد سیاسی لمپنیزم؛ تفکیک توده‌های مولد از شبکه‌های اوباش

وقتی تحریم‌های اقتصادی بستر لازم را برای فرسایش تاب‌آوری اجتماعی فراهم کرد، بدنه‌های حاشیه‌ای و عناصر لمپن شهری وارد صحنه شدند. در تحلیل‌های تاریخی و اسناد مکتوب مربوط به اواخر مرداد ۱۳۳۲، نام شبکه‌های سازمان‌یافته اوباش به سرکردگی چهره‌هایی همچون شعبان جعفری (ملقب به شعبان بی‌مخ) و دارودسته‌های وابسته به آنان به عنوان ابزار‌های اجرایی میدانی برجسته می‌شود.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، تفکیک دقیق این گروه‌ها از بدنه عمومی طبقات فرودست و کارگران مولد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چرا که توده‌های کارگر و دستفروشان عاصی هرچند زیر فشار شدید معیشتی قرار داشتند، اما به بدنه سازمان‌یافته تخریب و آشوب تبدیل نشدند. در مقابل، اوباش و لمپن‌های خیابانی از لابه‌لای لایه‌های رهاشده و حاشیه‌ای فاقد پیشه پایدار برخاسته بودند که سفارت آمریکا، عوامل دربار پهلوی و شبکه‌های نظامی وابسته با تزریق منابع مالی پنهان، آنان را خریداری و سازماندهی کردند.

دارودسته شعبان جعفری با چوب و چماق، ایجاد رعب و وحشت و حمله به مراکز عمومی و دفاتر مطبوعاتی، به بازوی خیابانی کودتا تبدیل شدند تا با ایجاد ناامنی مصنوعی، چهره‌ای از هرج‌ومرج و ناتوانی از دولت وقت به نمایش بگذارند.

این الگوی نفوذ عناصر مزدور و اوباش در تجمعات و اعتصابات قانونی مردمی، دقیقاً همان متدی است که در آشوب‌های سال‌های اخیر نیز توسط شبکه‌های پشت‌پرده‌ی حامی مداخله خارجی تکرار شد؛ جایی که با نشر فراخوان‌های تحریک‌آمیز و بهره‌گیری از عوامل سازمان‌یافته برای تخریب اموال عمومی و خون‌ریزی خیابانی، تلاش شد اعتراضات مدنی و به حق معیشتی مردم مصادره شده و بستر لازم برای توجیه دخالت‌های خارجی فراهم گردد.

الگوی ساختاری مداخله؛ از بحران فرسایشی تا کودتای قهرآمیز

بررسی اسنادی و ساختاری وقایع منجر به ۲۸ مرداد، از یک الگوی سه مرحله‌ای دقیق در مهندسی براندازی حکایت دارد که نشان می‌دهد چگونه بحران‌های اقتصادی به آشوب‌های خیابانی و در نهایت سقوط سیاسی منجر می‌شوند.

نخستین مرحله، فرآیند فلج‌سازی اقتصادی و انجماد معیشت بود که با تحریم همه‌جانبه نفتی توسط بریتانیا آغاز شد و با قطع درآمد‌های ارزی و ایجاد تورم فلج‌کننده، لایه‌های آسیب‌پذیر جامعه را در تنگنای شدید قرار داد تا فاصله میان ملت و دولت ملی به بیشترین حد برسد و جامعه از نظر روان‌شناختی مستعد اعتراضات شدید شود.

دومین مرحله از این الگوی ساختاری، مهندسی آشوب با استفاده از عناصر حاشیه‌ای و لمپن‌های شهری بود که در آن طراحان خارجی، شبکه نظامی دربار و عوامل میدانی نظیر دارودسته شعبان جعفری با بهره‌گیری از بستر پرفشار اقتصادی و تزریق پول‌های پنهان به خیابان آمدند تا با ایجاد درگیری‌های خشونت‌آمیز، کنترل معابر و راه انداختن ارعاب عمومی، این‌گونه وانمود کنند که دولت قانونی کنترل اوضاع را از دست داده و جامعه در آستانه فروپاشی امنیتی قرار دارد؛ راهبردی که نمونه‌های به‌روزرسانی‌شده‌ی آن را در تلاش مستمر چهره‌هایی نظیر رضا پهلوی برای گره زدن مطالبات داخلی به گزینه‌ی جنگ نظامی و فشار‌های امنیتی خارجی مشاهده می‌کنیم.

سومین و آخرین مرحله، مداخله قطعی نظامی و استقرار مجدد استبداد بود که در جریان آن، ارتش شاهنشاهی با هدایت فرماندهان نظامی وابسته به دربار و پشتیبانی مستقیم سرویس‌های اطلاعاتی سیا و بریتانیا در شرایط فلج‌کننده‌ای ناشی از بحران اقتصادی و آشوب‌های خیابانی وارد میدان شد و با در هم شکستن مقاومت دولت قانونی، روند سقوط را با بازگرداندن قدرت به دربار تکمیل کرد تا مدل مداخله ترکیبی غرب به سرانجام برسد و ساختار قدرت سیاسی بار دیگر در خدمت منافع بیگانگان قرار گیرد.

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نمونه کلاسیکی از پیوند میان استعمار خارجی، تحریم‌های اقتصادی ویرانگر، شبکه‌های داخلی دربار و بهره‌برداری از شکاف‌های درونی جامعه است. در این فرآیند، تحریم‌های نفتی بریتانیا بستر لازم برای فروپاشی معیشتی را فراهم ساخت و طراحان کودتا با سوءاستفاده از این بحران، فعال‌سازی فرماندهان وابسته شبکه نظامی داخلی و به‌کارگیری شبکه‌های میدانی، موازنه سیاسی کشور را به سود بازگشت استبداد و انحصار مجدد منابع ملی تغییر دادند.

بازخوانی این الگوی تاریخی نشان می‌دهد که جریان‌های وابسته و چهره‌هایی نظیر رضا پهلوی با الگوبرداری آشکار از همین متدولوژی قدیمی، در پی پیوند زدن مطالبات و اعتراضات به حق معیشتی مردم با پروژه‌های مداخله‌جویانه‌ی خارجی و امنیتی‌سازی فضا هستند تا با تکرار سناریوی وابستگی، راه را برای استقرار مجدد مهره‌های دست‌نشانده هموار سازند.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
معمای آماری در تنگه هرمز؛ چرا آرامش روی کاغذ با اضطراب بازار همخوان نیست؟
شتاب درآمدی بانک پاسارگاد ؛ رشد ۹۵ درصدی در شهریورماه
رشد ۶۰ درصدی سود خالص بانک پاسارگاد در نیمه نخست ۱۴۰۵
رشد ۶۰ درصدی سود خالص بانک پارسیان در نیمه نخست ۱۴۰۵
رشد ۶۰ درصدی سود خالص بانک پارسیان در نیمه نخست ۱۴۰۵
به گفته آنکارا، ترکیه، قطر، پاکستان و اندونزی توافق‌نامه همکاری دفاعی امضا کردند
کالابرگ یا کوپن؟ کدام کمک بیشتری به مردم می‌کند؟
زور افزایش درآمد به هزینه‌ها نرسید | کاهش سود زیرمجموعه پتروشیمی آبادان با وجود افزایش درآمد‌ها
آزمون بازدارندگی در ریاض؛ پدافند فرامنطقه‌ای در آسمان شبه‌جزیره
رشد درآمد بانک پارسیان فراتر از نقدینگی | تراز مالی از منفی به مثبت رسید
سوءاستفاده از تجمعات شبانه برای دفاع از رسایی یا حمله به دستگاه قضا درست نیست
تلاش واشنگتن برای افزایش تولید گازوئیل همزمان با اوج‌گیری قیمت‌ها
هشدار صریح محسنی‌اژه‌ای به متهم پرونده تراستی‌ها: ادعای ریسک نکنید، از سود‌های کلان‌تان بگویید
چه کسی ترمز استیضاح وزیر کار را کشید؟ استیضاح احمد میدری در هیأت رییسه مجلس بلاتکلیف است!
زینی‌وند: اولویت دستگاه دیپلماسی پیشگیری از تحمیل جنگ جدید است؛ آمادگی کامل برای دفاع از کشور داریم
عراق گذرگاه مرزی شیب با ایران را برای بررسی امنیتی بست
گلوی تولید زیر تیغ تورم | تولید ۱۱۷ درصد گران‌تر شد
اجرای طرح «تأمین‌رفاه» بانک رفاه کارگران آغاز شد
نتانیاهو برنامه‌ریزی حمله‌ای گسترده به ایران را داشت، اما ترامپ مانع آن شد
بازگشت گازوئیل روسیه به ترکیه و برزیل پس از لغو ممنوعیت صادرات
افزایش قیمت نفت به دلیل نگرانی‌های مربوط به عرضه در خاورمیانه
وعده عاصم منیر درباره بازگشایی مرزهای ایران و پاکستان محقق نشد | گمرک پاکستان همچنان بسته است
رشد شش‌برابری شاخص هم‌وزن؛ سهام کوچک بورس تهران پیشتاز شدند
پزشکیان: آمریکا پیش از مذاکره باید تهدیدها و تحریم‌ها را بردارد
بسنت بار دیگر برای فروپاشی اقتصاد ایران ضرب‌الاجل تعیین کرد؛ وعده قبلی محقق نشد
سرلشکر ایزدی: کنترل عملیاتی تنگه هرمز تا زمانی که ایران بخواهد ادامه دارد
موج اعتراضات معیشتی در ۷ کشور اروپا
فرانسه محدودیت‌های منع آمدوشد را گسترش می‌دهد
قالیباف در دیدار با عاصم منیر: آمریکا فقط با اجرای شروط هفت‌گانه می‌تواند اعتماد ایران را جلب کند
پیشنهاد سردبیر
زندگی