سنتز عهدشکنی؛ کارنامه تاریخی واشنگتن در انهدام معاهدات بینالمللی و پشت کردن به متحدان
نگاهی به تازهترین تحولات عرصه سیاست بینالملل، بهویژه چرخشهای ناگهانی و توافقات پشتپرده واشنگتن با مسکو بر سر تأمین انرژی و منافع اقتصادی، پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد؛ ایالات متحده که خود با سیاستهای مداخلهجویانه و تحمیلی، اروپا و اوکراین را به باتلاق جنگی فرسایشی کشاند، اکنون در مواجهه با واقعیتهای میدان، بهسادگی به متحدان خود پشت کرده و به دنبال معامله با رقیب است. این رویکرد بار دیگر این حقیقت راهبردی را عیان ساخته است که دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده در هیچیک از دورههای ریاستجمهوری خود پایبند به هیچپیمان، معاهده یا تعهد حقوقی و بینالمللی نبوده و ماهیت این ساختار امپریالیستی بر مبنای منفعتطلبی مطلق و زیر پا گذاشتن توافقات بنا شده است. این روند انحلال یکجانبه، مختص یک دولت یا فرد خاص نیست؛ بلکه سنتز تاریخی ایالات متحده در مواجهه با تمامی معاهداتی است که روزی با تشریفات کامل حقوقی به امضا رسانده است. مرور سیر زمانی این خروجهای یکجانبه از گذشته تا امروز، پرده از این حقیقت برمیدارد که مذاکره با این ساختار، نه راهی برای تفاهم، بلکه تلهای برای زمانخریدن است.
در دورههای مختلف تاریخ معاصر، رؤسای جمهور آمریکا هر زمان که منافع کوتاهمدت سرمایهداری کلان یا هیئت حاکمه نظامی اقتضا کرده، با امضای فرمانهای اجرایی یا لغو یکجانبه، زیر میز توافق زدهاند. این رویه در طول دههها ریاستجمهوری در واشنگتن، به عنوان یک ابزار دائمی اعمال فشار و سپس فرار از مسئولیتهای حقوقی به کار گرفته شده است. برای درک ریشهای و مستند این بیاعتباری، بررسی دقیق کارنامه خروج از معاهدات بینالمللی با ذکر اسامی رؤسای جمهور و تاریخها، ابعاد واقعی این ساختار عهدشکن را نمایان میکند:
۱. معاهده موشکهای ضدبالستیک (ABM):
در دسامبر ۲۰۰۱، دولت جورج دبلیو بوش پسر بهطور یکجانبه خروج ایالات متحده از این معاهده استراتژیک منعقدشده با اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۷۲) را اعلام کرد؛ اقدامی که سنگبنای تخریب معماری کنترل تسلیحات هستهای میانقارهای و تشدید تنش با مسکو را گذاشت.
۲. توافق شراکت ترنسپاسیفیک (TPP):
در ژانویه ۲۰۱۷، دونالد ترامپ بلافاصله پس از ورود به کاخ سفید، با امضای یک فرمان اجرایی دستور خروج رسمی ایالات متحده از این توافق تجاری گسترده را صادر کرد؛ توافقی که دولت باراک اوباما سالها برای شکلدهی به آن در حوزه اقیانوس آرام وقت صرف کرده بود.
۳. توافق اقلیمی پاریس:
در ژوئن ۲۰۱۷، دونالد ترامپ خروج ایالات متحده از این معاهده زیستمحیطی را اعلام کرد و فرایند حقوقی آن در نوامبر ۲۰۱۹ نهایی شد. اگرچه دولت جو بایدن در ژانویه ۲۰۲۱ به این توافق بازگشت، اما این رفتوبرگشتها بیثباتی مطلق تعهدات واشنگتن را به رخ جهانیان کشید.
۴. توافق هستهای برجام:
در مه ۲۰۱۸، دولت دونالد ترامپ برخلاف تمامی قطعنامههای شورای امنیت و تاییدیه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، خروج یکجانبه ایالات متحده از توافق جامع اقدام مشترک (برجام) را اعلام کرد و تحریمهای ظالمانه ثانویه را بازگرداند تا تعهدات امضاشده توسط دولت پیشین (باراک اوباما) را زیر پا بگذارد.
۵. معاهده موشکهای هستهای میانبرد (INF):
در اوت ۲۰۱۹، دولت ترامپ بهطور رسمی از معاهده تاریخی منع موشکهای هستهای میانبرد که در سال ۱۹۸۷ بین رونالد ریگان و میخائیل گورباچف امضا شده بود، خارج شد و بهای سنگینی بر امنیت اروپا تحمیل کرد.
۶. معاهده آسمانهای باز (Open Skies):
در نوامبر ۲۰۲۰، ایالات متحده فرایند خروج از این معاهده نظارت نظامی و اعتمادساز میان کشورهای عضو ناتو و روسیه را کلید زد؛ اقدامی که ستون دیگر نظارت امنیتی قارهای را فرو ریخت.
۷. نهادهای تخصصی جهانی و حقوق بشری (سازمان جهانی بهداشت، یونسکو و شورای حقوق بشر):
خروج از سازمان جهانی بهداشت (در دورههای مختلف از جمله تعلیق و اعلام خروج در ۲۰۲۰ و بازتولید آن در ۲۰۲۵)، خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد (فوریه ۲۰۲۵)، و اعلام خروج از یونسکو (تابستان ۲۰۲۵، مؤثر در ۲۰۲۶) بههمراه تعلیق گسترده مشارکت در دهها نهاد بینالمللی دیگر در ژانویه ۲۰۲۶، نشان داد که این ساختار حتی به نهادهای فرهنگی و بهداشتی ملل متحد نیز رحم نمیکند.
این رویکرد ساختارشکنانه، تنها به معاهدات دوجانبه با مسکو یا نهادهای بینالمللی محدود نمیشود، بلکه در قبال متحدان سنتی و شرکای منطقهای نیز با همین الگوی خیانت و پشتپا زدن اجرا شده است. برای درک ریشهای این عهدشکنی در قبال متحدان، کافی است به معاهده صلح پاریس در ژانویه ۱۹۷۳ نگاهی بیندازیم؛ توافقی حقوقی که ایالات متحده با تشریفات کامل آن را امضا کرد تا بهظاهر از باتلاق جنگ خارج شود، اما دیری نگذشت که با بلوکه کردن کمکهای مالی، تصویب قوانین محدودکننده در کنگره برای قطع بودجههای نظامیِ وعدهدادهشده به حکومت سایگون، و زیر پا گذاشتن تمامی اصول توافقنامه، شریک خود را در نیمه راه رها کرد و تعهدات مکتوب خود را لگدمال ساخت. با این حال، این عهدشکنی آشکار و بازی با سرنوشت متحدان، کارد را به استخوان ملت ویتنام رساند و چنان موج خروشی از مقاومت آفرید که ارتش خلق در بهار ۱۹۷۵ با تسخیر هفده شهر کلیدی و فتح سایگون، ماشین نظامی آمریکا را با فضاحت تمام و با فرار اضطراری جرارد فورد از بام سفارت، برای همیشه از خاک خود بیرون راند.
سرنوشت محتوم تمامی این عهدشکنیها و گسستهای حقوقی، نشان میدهد که در معادلات جهانی، اتکا به امضا و توافق با ساختاری که خمیرمایهاش بر پایه تجاوز و نقض عهد بنا شده، خطایی استراتژیک است. تاریخ زنده ویتنام، کارنامه قط قط شده معاهدات با مسکو و فهرست بلندبالای خروجهای واشنگتن از برجام، پیمانهای هستهای و سازمانهای جهانی، درس بزرگی برای ملتها به همراه دارد؛ با امپراتوری که زبان زور را تنها معیار بقا میداند، نه مذاکره راهگشا است و نه تعهد معنایی دارد، بلکه تنها راه مواجهه با آن، سد کردن مسیر طمعورزیاش از طریق مقاومت مستحکم و شکستن ماشین قدرت اوست.
آنچه خواندید خلاصهای بود از تحلیل حقوقی و تاریخی ارائه شده در پژوهش «چارچوب حقوقی خروج از توافقات بینالمللی: توافق پاریس و توافق هستهای» (بهانگلیسی: Withdrawal from International Agreements: Legal Framework, the Paris Agreement, and the Iran Nuclear Agreement) نوشته استیون پی. مولیگان (Stephen P. Mulligan)، تحلیلگر ارشد حقوق اساسی در سرویس پژوهشی کنگره ایالات متحده (CRS)، به همراه اسناد مکتوبِ خروج از معاهدات ABM، INF، آسمانهای باز و برجام در آرشیو وزارت خارجه ایالات متحده و اسناد تاریخیِ ثبت معاهده صلح پاریس در مجموعه معاهدات سازمان ملل (UNTS جلد ۹۳۵، شماره ۱۳۲۹۵).
در گفتوگو با کورش احمدی، دیپلمات پیشین در سازمان ملل
ناترازی بنزین حل شد
امیرعلی ابوالفتح در گفتوگو با فراز
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با کورش احمدی، دیپلمات پیشین در سازمان ملل
یک نماینده مجلس به فراز گفت:
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: