میاندورهای ۲۰۲۶؛ رأیگیری جهانی در لباس انتخابات داخلی آمریکا
در ظاهر، رقابتهای میاندورهای کنگره ایالات متحده تنها هماوردی میاندوره برای بازتوزیع کرسیهای مجلس نمایندگان و سنا به نظر میرسد، اما در ژرفای ساختار نظام سیاسی آمریکا، این آوردگاه یکی از معدود گرهگاههای تاریخی است که میتواند شریان حیاتی سیاست خارجی واشنگتن را از پایتختهای اروپایی تا گلوگاههای راهبردی خاورمیانه دستخوش دگرگونی بنیادین کند. در معماری نهادی ایالات متحده، قوه مقننه هرگز صرفاً یک ماشین امضای قوانین داخلی نبوده است؛ کنگره در قامت «ترمز و فرمان» قوه مجریه عمل میکند و انحصار کلیدی بودجههای فدرال، مجوزهای استقرار و مداخله نظامی، نظارت استصوابی بر معاهدات بینالمللی و توان پیشبرد راهبرد کلان رئیسجمهور در دو سال پایانی دولت را در دست دارد. هرگونه جابهجایی موازنهها در این نهاد، بهطور اتوماتیک به معنای بازتنظیم اجباری رفتار بینالمللی واشنگتن و محدودسازی اختیارات اجرایی کاخ سفید خواهد بود.
ریشههای این تقابل ساختاری عمیق را باید در موج تازه فرسایش پایگاه اجتماعی کاخ سفید و بهویژه گسست میان سیاستهای اعلامی و واقعیتهای معیشتی جامعه جستوجو کرد. تازهترین برآیند آماری وبگاه معتبر «ریلکلیرپالیتیکس» از ارزیابی عملکرد شغلی دونالد ترامپ، شکافی عمیق و شکننده را بازتاب میدهد؛ جایی که نرخ نارضایتی عمومی تا سطح نگرانکننده ۶۰.۳ درصد صعود کرده و میزان رضایت در عدد محدود ۳۸.۶ درصد متوقف مانده است. ابعاد ساختاری این ریزش پایگاه رأی در گزارش اختصاصی ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ خبرگزاری رویترز و مؤسسه ایپسوس به قلم جیسن لانگه با وضوح بیشتری عیان شده است؛ پیمایشی میدانی که نشان میدهد محبوبیت کلی رئیسجمهور تا کف بیسابقه ۳۱ درصد سقوط کرده و در شاخص حیاتی «رأی سراسری کنگره» (Generic Ballot)، حزب دموکرات با کسب برتری ۴۷ درصدی در برابر ۳۵ درصد جمهوریخواهان، فاصله معنادار ۱۲ درصدی را به ثبت رسانده است. این بحران آماری هنگامی معنای تمامعیار خود را مییابد که با دادههای نظرسنجی اقتصادی شبکه سیانبیسی تلفیق شود؛ یافتههایی که گواهی میدهند ۶۸ درصد از پاسخدهندگان، مدیریت اقتصادی کاخ سفید، هزینههای تورمی فزاینده و بهویژه بحران قیمت حاملهای انرژی را منفی ارزیابی میکنند؛ نارضایتی عمیقی که حتی بخش قابلتوجهی از پایگاه سنتی رأیدهندگان محافظهکار را نیز از اردوگاه حاکم جدا کرده و فضا را برای یک تغییر موازنة پارلمانی آماده ساخته است.
این وضعیت، ساختار سیاسی واشنگتن را ناخواسته به درون آینه تمامنمای تاریخی پاییز ۲۰۰۶ پرتاب میکند؛ مقطعی که در دوره دوم ریاستجمهوری جرج دبلیو بوش، انباشت هزینههای سنگین و فرساینده جنگهای خارجی، تورم پنهان اقتصادی و فرسایش اعتماد عمومی، به شکستی کمسابقه در میاندورهای و واگذاری همزمان هر دو مجلس به حزب دموکرات انجامید؛ رویدادی که به استعفای فوری دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت، و تغییر معنادار ریل سیاست خارجی کاخ سفید منتهی شد. با این حال، تفاوت ماهوی بحران کنونی در این است که واشنگتن امروز همزمان با شکنندگی مزمن بازار جهانی انرژی، گسستهای بنیادین نژادی و طبقاتی در داخل، و همپوشانی پروندههای امنیتی چندلایه در عرصه بینالمللی روبهروست. وقتی رأیدهنده آمریکایی فشار هزینههای تنشهای برونمرزی را با تمام وجود در معیشت روزمره، قیمت سوخت و خدمات عمومی لمس میکند، رفتاری بهشدت تنبیهی در قبال کرسیهای کنگره بروز میدهد و ساختار سیاسی را به سمت بازنگری اجباری در تعهدات خارجی سوق میدهد.
منطق تصمیم در چنین ساختاری، دولت مستقر را پس از انتخابات با معضل وخیم «فلج پارلمانی و استهلاک نهادی» روبهرو خواهد کرد. از دست رفتن کنترل اکثریت حزب حاکم در کنگره به معنای آغاز زنجیرهای از تحقیقات فرسایشی کمیتهای، استیضاحهای پیدرپی، مسدودسازی اعتبارات کلان نظامی برای متحدان خارجی، و وتوی بستههای تحریمی یا توافقات امنیتی جدید خواهد بود. در غیاب اجماع دوحزبی، کاخ سفید دیگر نه توان پیشبرد مداخلات پرهزینه یکجانبه را خواهد داشت و نه میتواند منابع مالی نامحدودی برای حفظ ائتلافهای راهبردی فراهم کند؛ در نتیجه، دولت ناگزیر است از جایگاه یک بازیگر تهاجمی و مهارناپذیر به سطحی از «انقباض اجباری و مهار پارلمانی» تن در دهد. این دگرگونی داخلی، به سرعت به سطح معادلات جهانی سرریز میکند و موازنههای کلان را تحتالشعاع قرار میدهد. در اروپا و درون ساختار ناتو، رهبران قاره سبز با این فرض راهبردی که واشنگتن ممکن است در دو سال پایانی دوره ریاستجمهوری گرفتار بحرانهای فلجکننده حزبی و انزوای تحمیلی شود، به سمت تقویت استقلال دفاعی و کاهش اتکا به تضمینهای متزلزل کاخ سفید حرکت میکنند. در خاورمیانه و گلوگاههای حیاتی انرژی نیز، بازیگران منطقهای محاسبات امنیتی خود را بر این مبنا تنظیم میکنند که هرگونه سناریوی پرریسک یا مداخلهجویانه نیازمند پشتیبانی مالی پایدار و اجماع دوحزبی در کنگره است؛ مؤلفهای که در سایه ظهور یک دولت اقلیت و کنگره ناهمسو، رنگ میبازد و بازیگران را وادار میسازد تا برای پر کردن خلأ احتمالی قدرت، به دیپلماسی منطقهای و توازنسازیهای جدید روی بیاورند. میاندورهای پیشرو از این منظر، نه یک آوردگاه صرفاً جناحی در حاشیه رودخانه پوتوماک، بلکه آزمونی تعیینکننده برای سنجش ظرفیت بقا، فرسایش یا عقبنشینی ساختاری ایالات متحده در نظم در حال گذار جهانی است.
در گفتوگو با کورش احمدی، دیپلمات پیشین در سازمان ملل
ناترازی بنزین حل شد
امیرعلی ابوالفتح در گفتوگو با فراز
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با کورش احمدی، دیپلمات پیشین در سازمان ملل
یک نماینده مجلس به فراز گفت:
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: