يکشنبه ۰۹ آذر ۱۴۰۴ 30 November 2025
يکشنبه ۰۹ آذر ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
کد خبر: ۱۰۷۵۹۳

تصویر واقعی از اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۵

تصویر واقعی از اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۵
در سال ۲۰۲۵، اقتصاد ایران با رشد اقتصادی پایین و تورم بالا دست و پنجه نرم می‌کند. بر اساس برآوردهای صندوق بین‌المللی پول (IMF)، رشد واقعی تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران در این سال تنها ۰.۶ درصد پیش‌بینی شده است، در حالی که نرخ تورم مصرف‌کننده به ۴۲.۴ درصد می‌رسد.
 

 

به گزارش روزنامه اینترنتی فراز، روزنامه آرمان امروز در گزارشی با این عنوان نوشت: اقتصاد ایران، همچون کشوری با تاریخ کهن و منابع غنی، در تقاطع چالش‌ها و فرصت‌ها قرار گرفته است. در سال ۲۰۲۵، این اقتصاد نه در ورطه فروپاشی کامل است و نه در آستانه شکوفایی بی‌سابقه. تحریم‌های بین‌المللی، نوسانات جهانی انرژی، و مسائل داخلی مانند تورم مزمن، تصویری خاکستری از وضعیت کنونی ترسیم می‌کنند. با این حال، ذخایر عظیم هیدروکربنی، نیروی کار جوان و تحصیل‌کرده، و موقعیت ژئوپلیتیکی استراتژیک، پتانسیل‌هایی را برای رشد پایدار فراهم می‌آورند. این گزارش، با تکیه بر داده‌های معتبر بین‌المللی، به بررسی واقع‌بینانه اقتصاد امروز ایران می‌پردازد. وضعیت فعلی را با آمار کلیدی واکاوی می‌کند، به پتانسیل‌های آینده نگاهی امیدوارانه اما محتاطانه می‌اندازد، و بخش‌های ضعیف نیازمند اصلاح را برجسته می‌سازد. هدف، ارائه تصویری متوازن است که سیاست‌گذاران و شهروندان را به سوی راهکارهای عملی هدایت کند. در نهایت، اقتصاد ایران نیازمند تعادل میان مقاومت در برابر فشارهای خارجی و اصلاحات داخلی است تا از این برهه گذر کند.

وضعیت فعلی اقتصاد ایران
در سال ۲۰۲۵، اقتصاد ایران با رشد اقتصادی پایین و تورم بالا دست و پنجه نرم می‌کند. بر اساس برآوردهای صندوق بین‌المللی پول (IMF)، رشد واقعی تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران در این سال تنها ۰.۶ درصد پیش‌بینی شده است، در حالی که نرخ تورم مصرف‌کننده به ۴۲.۴ درصد می‌رسد. بانک جهانی نیز وضعیت را تیره‌تر توصیف می‌کند و انقباض ۱.۷ درصدی GDP در سال جاری و ۲.۸ درصدی در ۲۰۲۶ را گزارش می‌دهد، که عمدتاً ناشی از تحریم‌ها و رقابت جهانی در بازار نفت است. تولید ناخالص داخلی اسمی ایران حدود ۴۵۱ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، که با توجه به جمعیت ۸۷.۵ میلیونی، سرانه GDP را به حدود ۴ هزار دلار می‌رساند – رقمی که با پتانسیل‌های کشور همخوانی ندارد.


وابستگی شدید به بخش هیدروکربن، که حدود ۵۶ درصد صادرات را تشکیل می‌دهد، اقتصاد را آسیب‌پذیر کرده است. صادرات نفت در سال‌های اخیر به دلیل تحریم‌های آمریکا و رقابت با نفت ارزان روسی به چین، کاهش یافته و به کمتر از ۱ میلیون بشکه در روز رسیده است. با این حال، رشد ۳.۸ درصدی GDP در سال ۲۰۲۲/۲۳، عمدتاً از بخش خدمات پساکرونایی و افزایش فعالیت‌های نفتی، نشان‌دهنده نوعی محدود است. صادرات غیرنفتی، از جمله پتروشیمی، پسته، و محصولات کشاورزی، به حدود ۵۰ میلیارد دلار رسیده و تجارت با همسایگان (مانند ترکیه و عراق) و چین را تقویت کرده است. تراز حساب جاری مثبت (۱.۶ درصد GDP) و ذخایر ارزی حدود ۸۵ میلیارد دلار (هرچند دسترسی به بخش عمده آن محدود است)، از نقاط قوت نسبی هستند. تورم مزمن، که از سال ۲۰۱۹ بیش از ۴۰ درصد بوده، قدرت خرید خانوارها را فرسوده و نرخ فقر را به ۳۰ درصد رسانده است. بیکاری کلی حدود ۹ درصد است، اما نرخ بیکاری جوانان (۱۵-۲۴ سال) به ۲۰ درصد و زنان جوان به ۳۵ درصد می‌رسد، که با نیروی کار جوان (بیش از ۳۸ میلیون نفر غیرفعال) تناقض دارد. نابرابری درآمدی (ضریب جینی ۳۸.۸) و تمرکز ثروت در دست eliteها (۱۰ درصد برتر ۵۲.۷ درصد درآمد را کنترل می‌کنند)، تنش‌های اجتماعی را تشدید کرده است. بخش بانکی با وام‌های غیرنجام (بالای ۱۵ درصد) و حملات سایبری دست به گریبان است، در حالی که یارانه‌های ناکارآمد (۵ درصد GDP برای غذا) فشار بر بودجه را افزایش داده‌اند. بحران انرژی، با قطعی‌های برق و آب از سال ۲۰۲۴، تولید صنعتی را مختل کرده و مهاجرت داخلی را به دنبال داشته است. در مجموع، اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۵، مقاوم اما خسته است؛ مقاوم به دلیل تنوع نسبی تجارت، خسته از فشارهای مداوم.

پتانسیل‌های اقتصاد ایران برای سال‌های آینده
ایران، با دارایی‌های طبیعی و انسانی، پتانسیل تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای را دارد، مشروط بر مدیریت هوشمندانه چالش‌ها. ذخایر نفت (۱۰ درصد جهانی) و گاز (۱۵ درصد) نه تنها منبع درآمد فعلی، بلکه پایه‌ای برای توسعه پتروشیمی و صادرات فرآورده‌ها هستند. بر اساس گزارش استنفورد (Iran 2040)، رشد اقتصادی ایران در نیم قرن گذشته الگویی از نوسان اما با روند صعودی در بخش‌های غیرنفتی نشان می‌دهد، که می‌تواند به GDP PPP بیش از ۱.۸ تریلیون دلار در ۲۰۲۵ برسد. موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان پل ارتباطی خاورمیانه، آسیای مرکزی و اروپا، فرصت‌های ترانزیتی عظیمی ایجاد می‌کند؛ کریدورهای شرق-غرب و شمال-جنوب می‌توانند درآمد سالانه ۲۰۰ میلیارد دلاری از ترانزیت کالا فراهم آورند، به ویژه با عضویت در سازمان‌هایی مانند شانگهای و بریکس.


نیروی کار جوان (میانگین سنی ۳۲ سال) و نرخ سواد ۸۵ درصدی، بستری برای نوآوری است. بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در حال رشد است، با بازار موبایل پررونق و صادرات خدمات مهندسی (۲.۷ میلیارد دلار در ۲۰۰۷، با پتانسیل بیشتر). گردشگری، با میراث فرهنگی غنی، می‌تواند از رتبه ۶۸ جهانی به درآمدهای میلیاردی برسد اگر زیرساخت‌ها بهبود یابد. کشاورزی، با ۱۶ درصد اشتغال و صادرات میوه و آجیل (پسته به تنهایی ۱ میلیارد دلار)، پتانسیل دوبرابر شدن با مدیریت آب بهتر دارد. صنعت خودرو (رتبه ۱۲ جهانی در ۲۰۱۰) و فولاد (خودکفایی) نیز می‌توانند با سرمایه‌گذاری خارجی، رقابتی شوند.


در میان‌مدت، اگر تحریم‌ها کاهش یابد، رشد GDP می‌تواند به ۴-۵ درصد سالانه برسد، با تمرکز بر تنوع (پتروشیمی ۷۰ درصد تجهیزات داخلی) و انرژی تجدیدپذیر (هدف ۲۳ هزار مگاوات هسته‌ای تا ۲۰۲۵). تجارت با چین (۳۶ درصد صادرات) و همسایگان (۵۰ درصد کل تجارت) می‌تواند به عنوان لنگر عمل کند. در نهایت، پتانسیل ایران نه در آرمان‌شهر، بلکه در بهره‌برداری واقع‌بینانه از این دارایی‌ها نهفته است – از انرژی پاک تا هاب دیجیتال منطقه.


بخش‌های ضعیف و نیاز به اصلاحات
با وجود پتانسیل‌ها، اقتصاد ایران با ضعف‌های ساختاری روبرو است که بدون اصلاح، رشد را فلج می‌کنند. تحریم‌های آمریکا، که از ۲۰۱۸ تشدید شده، صادرات نفت را ۸۰ درصد کاهش داده و دسترسی به ۵۰ میلیارد دلار ذخایر را مسدود کرده است. این فشارها، همراه با سقوط ۹۵ درصدی ارزش ریال از پیش از انقلاب، تورم را به سطح بحران رسانده و قدرت خرید را نابود کرده است. نرخ تورم ۴۳ درصدی در می ۲۰۲۵، بدون اصلاحات ساختاری، پایدار خواهد ماند و رفاه عمومی را تهدید می‌کند.


فساد و مدیریت ناکارآمد، نقاط ضعف کلیدی هستند. شاخص ادراک فساد ایران در رتبه ۱۴۹ جهانی قرار دارد. بحران انرژی، ناشی از هدررفت ۶-۷ میلیارد دلاری سالانه و شدت مصرف سه برابر جهانی، قطعی‌های مکرر را به بار آورده و رشد صنعتی را ۱۶ درصد در ۲۰۲۵ کاهش داده است. یارانه‌های ناکارآمد (مانند سوخت ارزان) تحریف‌کننده بازارند و کسری بودجه را به ۲.۷ درصد GDP رسانده‌اند.


نابرابری و بیکاری جوانان، بمب ساعتی اجتماعی است. ۲۷ میلیون نفر زیر خط فقر، و فرار مغزها (۱۰ میلیارد دلار سرمایه سالانه)، استعدادها را هدر می‌دهد. بخش بانکی، با وام‌های بد و حملات سایبری، نیاز به نظارت مستقل دارد. اصلاحات ضروری شامل احیای برجام برای دسترسی به بازارها، پیوستن به FATF برای شفافیت مالی، و هدفمندسازی یارانه‌ها است. کاهش وابستگی به نفت از طریق تنوع (هدف ۲۰ درصدی صادرات غیرنفتی تا ۲۰۳۰)، مبارزه با فساد از طریق قوانین ضداحتکار، و سرمایه‌گذاری در آب و انرژی (۱۵ میلیارد دلار برای پالایشگاه‌ها) کلیدی هستند. بدون این‌ها، اقتصاد در چرخه رکود-تورم گرفتار می‌ماند.


اقتصاد ایران در ۲۰۲۵، نه سیاه مطلق است و نه سفید ناب؛ تصویری خاکستری که با اراده سیاسی و همکاری بین‌المللی، می‌تواند به رنگ‌های روشن‌تر گرایش یابد. وضعیت فعلی، با رشد نزدیک به صفر و تورم بالای ۴۰ درصد، هشداردهنده است، اما پتانسیل‌های عظیم در انرژی، تجارت منطقه‌ای و نیروی انسانی، نویدبخش آینده‌ای بهتر هستند. ضعف‌ها – از تحریم‌ها تا فساد و بحران انرژی – نیازمند اصلاحات جسورانه مانند تنوع‌بخشی، شفافیت مالی و مدیریت منابع هستند. اگر ایران مسیر دیپلماسی و اصلاح داخلی را پیگیری کند، می‌تواند تا ۲۰۳۰ به رشد ۴ درصدی دست یابد و طبقه متوسط را بازسازی کند. این گزارش، دعوتی است به واقع‌بینی: نه تسلیم به ناامیدی، نه غرق در خیال‌پردازی، بلکه عمل‌گرایی برای اقتصادی و عادلانه.

 

ارسال نظر
captcha
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی