زرتشت؛ پیامآور خرد و آزادی
از اینرو امروزه بسیاری٬ اروپا را پیامآور «مردمسالاری» میدانند. این در حالی است که نشانههایی از این اندیشهها وجستارهای پیشگفته را میتوان در نسکها (کتابها) و نوشتارهای دینی ایرانیان جستوجو کرد.
آنجا که زرتشت پیامبر باستانی ایرانیان چهار هزار سال پیش در کتاب گاتاها بر جایگاه کارساز آزادی انسان در هر هازمانی (جامعهای) پافشاری میکند.
چنانکه در یسنا هات ۳۰ بند ۲ آمده است:
«مردم بهترین سخنان را به گوش هوش بشنوید و با اندیشهای روشن وژرفبینی آنها را بررسی کنید. هر مرد وزنی باید خودش راه نیک و بد را برگزیند، پیش از فرا رسیدن روز واپسین همه به پا خیزید و در گسترش آیین راستی بکوشید».
این سخن نشان میدهد در نگرش زرتشت «جبر» و پیروی کورکورانه جایی نداشته٬ انسانی ستوده است که شیوه و مشی زندگیاش و کارهایی چون: پذیرش دین و گزینش همسر با شناخت٬ آگاهی و از روی اراده انجام گیرد.
به زبانی دیگر٬ زرتشت انسان را باشندهای بیاراده نمیداند که سرنوشتش از پیش روشن شده باشد. به گفتهی او٬ اهورامزدا انسان را آزاد آفریده٬ به او توان گزینش داد تا راه زندگی را خود با آگاهی٬ دانایی و ارادهً خویش برگزیند و به خواست خود، خوشبختی و یا رنج را در زندگی بفهمد.
بیگمان این آزادی٬ که زرتشت بسیار از آن یاد میکند٬ گزینش دین را نیز در برمیگیرد٬ چرا که پرستش خداوند باید آزادانه و آگاهانه انجام شود
در همین راستا در یسنا هات ۵۳، بند ۲ میخوانیم: «برای خشنود ساختن مزدا باید از روی میل در اندیشه و گفتار و کردار در ستایش وی کوشا بود.
همچنین به گفتهی هرمان لومل خاورشناس نامدار آلمانی در رویه ۶۰ کتاب جهانبینی ایرانی:
«اهورامزدا را نیز باید برگزید یعنی پذیرش و وجود خداوند نیز بر کسی تحمیل نمیشود و با وجدان آزاد بشر باید او را پرستیده٬ با منش و کردار و گفتار نیک وابستگی خود را به درگاهش ارائه نماید».
در دیدگاه زرتشت٬ خداوند در نهاد آدمی نیروی نیک یا «سپنتامینو» و نیروی اهریمن یا «انگرهمینو» را جای داده است که بهرهگیری از هر کدام میتواند انسان را به خوشبختی یا سیهروزی برساند.
از اینرو وی در یسنا هات ۳۱ بند ۱۱ میگوید:
«ای خداوند هنگامیکه در روز نخستین٬ جسم وجان آفریدی و از منش خویش نیروی اندیشیدن وخرد بخشیدی٬ زمانی که به تن خاکی روان جان دمیدی وبه انسان نیروی کار کردن وسخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی خواستی تا هرکس به دلخواه ودر نهایت آزادی دین خود را برگزیند».
از اینرو با استواری باید گفت در باور زرتشت٬ آزادی ارزشمندترین آفریدهی اهورایی و والاترین آرمانی است که بهرهمندی از آن بالندگی انسان و شکوفایی هازمان (جامعه) را در پی خواهد داشت. (صفحه اول)
روژه گارودی فلیسوف فرانسوی در اینباره میگوید:
«آزادی گزینش میان خوبی و بدی٬ کلید آموزش و اوج آموزشهای زرتشت است»
به باوردکتر فرهنگ مهر نیز در رویه ۱۰۲ کتاب دیدی نو از دینی کهن: «دین زرتشت به هر فردی به عنوان فرد ارج میگذارد. آزادی آدمی٬ با ارزشترین داده خدائی است و هیچ کس حق گرفتن آن را ندارد این آدمی است که باید با رایزنی خود دینش را با آزادی انتخاب کند».
بیگمان در دیدگاه و رویکرد اشوزرتشت٬ آزادی به تنهایی راهگشا نبوده٬ میتواند بستری را برای کژی و ناراستی نیز فراهم سازد.
ازاینرو وی برای جلوگیری از این پیامدها همواره انسان را به درست اندیشیدن و یاری جستن از خرد سفارش میکند.
به باور زرتشت٬ آزادی آنگاه کارساز و سودمند است که با اندیشه و خرد رویینتن گردد.
زیرا «خرد» برترین توانایی در هر آدمی است که پیوسته در کار «شناختن» و «دانایی» بوده٬ او را به اندیشیدن وا میدارد.
همراهی خرد و اندیشه است که به انسان کمک میکند خود را در هر رویدادی از گمراهی و دودلی دور ساخته٬ سرنوشتش را در زندگی بسازد.
پافشاری زرتشت بر ارزشمندی و برجستگی «خرد» ریشه در این آموزه دارد که اهورامزدا٬ خدای بزرگ دین زرتشتی٬ خود نماد و نشانهی خرد است که همهی هستی را با خرد رهبری میکند.
مریبویس در رویه ۳۲ کتاب تاریخ کیش زرتشت در این باره مینویسد:
«جان کلام و هستة اصلی تعالیم زرتشت، معرفت به وجود یک نیکی مینوی است که ارباب خرد و عقل کل جهان هستی است»
جایگاه برجسته خرد که میتواند زیربنای آگاهی ٬ شناخت و اندیشیدن باشد٬ در بخشهای گوناگون اوستا بازتاب یافته و خداوند خود را سرچشمه دانش٬آگاهی٬ خرد و خردمندی دانسته است
چنانکه زرتشت در همین راستا میگوید: «ای مزدا اهوره! بیگمان این [پاداش آرمانی]را به تن و جان کسانی ارزانی میداری که با منش نیک کار میکنند و در پرتو اشه٬ آموزش خرد نیک٬ تو را به درستی پیش میبرند و خواست تو را برمیآورند و برای پیشرفت جهان میکوشند».
پس درمییابیم اگر چه اهورامزدا والاترین خردمند در استورهها و فرهنگ ایرانی است٬، اما خرد وی٬ دست نیافتنی نیست و انسان باید از خرد او بهرهمند شده٬ آن را در زندگی خود به کار برد٬
به باور جان هینلز در رویه ۹۷ کتاب شناخت اساطیر ایران «نماد زمینی اهورامزدا، مرد پارسایی است که انسان میتواند با پیروی از راه و اندیشه اهورامزدا، شریک او باشد».
بدینگونه در بخشهای گوناگون گاتاها واژههای خرد و اندیشه بارها به کار رفته، از جایگاه بلند اندیشیدن و کاربرد خرد در نگرش زرتشت همین بس که وی برای آفریدگار نام «اهورامزدا» به چم (معنی) دارندهی برترین هستی و بهترین اندیشه را برگزید و در گاتاها خداوند را با ویژگی «وُهومَن» یعنی اندیشه نیک یاد میکند.
در اورمزدیشت نیز ششمین نام پروردگار «خرد» و هفتمین نامش «خردمند» گفته شده است. همچنین در یسنا هات ۲۱ بند ۷ میخوانیم: «اوست اندیشهمندی که با روشنایی جهان را آکند و با نیروی خرد به هستی نظم بخشید»
بنابراین همپوشانی واژههای «آزادی انسان» ٬ «اندیشیدن» ٬ «خرد» و «دانایی» را میتوان به زبان امروزین «آزادی اندیشه» نامید که اشوزرتشت آموزش و پاسداری از آن را بنیادیترین نگرش وبرجستهترین خویشکاری (وظیفه) خویش میدانسته است.
به گفتهی هرتسفلد خاور شناس آلمانی در رویه ۱۲۱ کتاب زرتشت و جهان او «زرتشت نه تنها در مسائل اجتماعی٬ که حتی در عبادت نیز به یک پرستش مختار و آزاد نیز معتقد است». (صفحه دوم)
بنابراین از سخنان زرتشت میتوان چنین برداشت کرد که انسان باید دیدهها وشنیدههای خود را در آوند (ظرف) اندیشه جای دهد و درباره آنها به ژرف بیاندیشد و سپس بد و نیک را از هم باز شناسد دهد و آنگاه با اندیشیدن همراه با خرد که استوار کننده باور است آنچه که نیک است را برگزیند و آنچه که بد است دوری نماید و با پشتیبانی از «اندیشیدن» ازخواب سنگین کژاندیشی و کهنه پرستی بیدار شده٬ به جهان روشن و راستین گرایش پیدا کند.
ازاینرو نشانههای این مشی و رویکرد افزون بر نسکها (کتابها) و نوشتههای دینی در پیامها٬ آموزهها٬ نمادها و آیینهای دین بهی نیز نمایان است.
چنانکه پیکرهی فروهر٬ بازتابی از انسان آرمانی و اندیشهبرانگیز است و واژه هُومَت «Humat» به چم (معنای) اندیشهینیک که همان «نیک اندیشیدن» ٬ «درستاندیشیدن» و «ژرفاندیشیدن» را یادآوری میکند وخود زمینهساز بروز گفتار و کردار نیک نیز است را باید در این راستا جستوجو کرد.
زرتشت انسان را نیز با ترازوی «آزادی اندیشه» میسنجد. او اگر چه همهی انسانها را جدای از نژاد٬ رنگ پوست٬ دین٬ نرینگی و مادینگی ارجگزارده وبرابر میداند٬ چنانکه در یسنا هات ۷ به این نکته میپردازد: «امیدوارم برای مردم٬ شهریاران نیک چه مرد و چه زن راهنما باشند».
اما در نگاه وی آن کس که با گزینش بهتر و دانایی بیشتر راه راست را شناخته در کار پیشرفت جهان هستی کوشاتر بوده و نیکورزی کند٬ ممتازتر و شایشتهتر از دیگران است.
ویل دورانت رویدادنویس آمریکایی میگوید: «انسانها در نظر زرتشت فقط بصورت پیادههای شطرنج در این نزاع فلکی برداشت نمیشوند٬ بلکه شخصیتهایی دارای اراده آزاد واختیار بودند، چون اهورا مزدا میخواست که آنها دارای اصالت باشند».
پایبندی زرتشت به برابری انسانها به ویژه همسانی زن و مرد در امشاسپندان و ویژگیهای برشمرده برای خداوند نیز
نمایان است. چنانکه از میان امشاسپندان سه فروزه٬ به نامهای بهمن٬ اردیبهشت وشهریور٬ نرینه بوده و سه فرورهی دیگر یعنی اسفند٬ خرداد و امرداد مادینه هستند
نامیدن واژهی همسر برای زن و شوهر نشان از برابری و هم٬سری آنان در زندگی زناشویی دارد که بیگمان ریشه در باور دینی ایرانیان باستان دارد
اندیشههای ناب زرتشت درباره ارزشها٬ هنجارها و حقوق انسانی و اجتماعی آنچنان با تاروپود فرهنگ ایرانی درهم آمیخته که برآیند آن در فرمان کورش بزرگ هخامنشی٬ نبود بردهداری در ایران٬ برابری دستمزد و جایگاه زنان و مردان کارگر در تختجمشید٬ آشتیجویی٬ مداراگری و مهربانی با پناهجویانی که از دیرباز به این خاک اهورایی آمدهاند٬ دیده میشود.
در چامههای (شعرهای) ایرانی نیز واژههای خرد٬ دانایی و اندیشه به چشم میخورد. فردوسی این گونه درباره جایگاه کارساز خرد میگوید:
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد
ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
از او شادمانی و ز اویت غمی است
و زاویت فزونی و ز اویت کمی است
اندیشمندان و فیلسوفان انیرانی نیز در درازنای تاریخ ازآموزههای زرتشت بهرهی فراوان بردهاند.
چناتکه استفان پانوسی در کتاب (صفحه سوم)
«تأثیر فرهنگ و جهان بینی ایران بر افلاطون» از کارسازی اندیشههای زرتشت بر دیدگاه افلاتون و سقراط سخن میگوید.
بیگمان بیشترین فراگیری اروپاییان از بینش و گرایش زرتشت را باید در «عصر روشنگری» اروپا بدانیم آنجا که سه تن از پدیدآورندگان آن یعنی مونتسکیو در کتاب «نامههای ایرانی»، ولتر در کتاب «مدارا نزد گبرها» و دیدرو در دانشنامۀاش به نام «آنسیکلوپدی» و نوشتارهایی درباره زرتشت٬ زند اوستا٬ میترا٬ با دلبستگی به فرهنگ ایرانی٬ زرتشت و سعدی کهنهپرستی و بیدادگری را نکوهش کرده٬ با ستایش «مداراجویی» ٬ «خردگرایی» و «انسانباوری» خواهان آزادی و حقوق شهروندی شدند سه واژگانی که زرتشت در گفتار خود بارها آنها را بازگو کرده است.
به گفتهی جامعهشناسان مرز میان نوخواهی و سنتگرایی دو واژگان «حق» و «تکلیف» است.
انسان نوگرا با برخورداری از آزادی٬ دانش و آگاهی از «حقوق شهروندی» سخن میگوید٬ حال آنکه انسان سنتی٬ برپایهی غریزه و احساس خود را «مکلف» به پذیرش یا انجام کارها میداند.
شگفتآور است که زرتشت پیامبر باستانی ایرانیان٬ هزاران سال پیش به روزگار سنت با نگاهی نو به انسان نمیگوید «به چه بیاندیشید» او را راهنمایی میکند که «چگونه بیاندیشید»
به باور لورنس هیوررثمیلز «زرتشت برای ما سخنانی آورد که هر هجای آن از اندیشه انباشته است»
اوج آزاداندیشی زرتشت را به هنگام خواستگاری جاماسب وزیر دانای گشتاسب از دخترش چیستا میتوان دریافت که در یسنا هات ۵۳ چنین آمده است
«اینک توای چیستا از خاندان اسپیتمان و جوانترین دختر زرتشت هستی٬ من از روی پاکی و راستی و نیکمنشی، جاماسپ را که از راستکرداران و پشتیبانان آیین است جهت همسری تو برگزیدم پس اکنون برو و در اینباره بیاندیش و خردت را راهنما قرار بده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج بپرداز»
برپایهی آنچه گذشت زرتشت را باید «پیامآور خرد و آزادی» و کارساز در پیدایش «عصر روشنگری» اروپا و مردمسالاری دانست.
یارینامه:
زرتشت و تعالیم او؛ هاشم رضی
آشنایی با دین زرتشت؛ حسین وحیدی
زرتشت باستانی و فلسفه او؛ عبدالمحمدخان ایرانی
بینش زرتشت؛ خداداد خنجری
جهانبینی زرتشت؛ اردشیر خدادادیان
دیدی نو از دینی کهن؛ فرهنگ مهر
اندیشههای فلسفی ایرانیان؛ ابوالقاسم پرتو
زرتشت و جهان غرب؛ ژاک دوشنگیمن.
برگردان: مسعودرجب نیا
تاریخ کیش زرتشت؛ مریبویس
زرتشت و جهان او؛ ارنست هرتسفلد
جان هینلز؛ شناخت اساطیر ایران
(صفحه چهارم)
- تازهها
- پربازدیدها
گزارش تحقیقی فراز