۱۵ شهريور ۱۴۰۵ ۱۸:۲۲
چهارشنبه ۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۶
کد خبر: ۱۱۱۹۹۲
تحلیل سعید حجاریان از وقایع دی‌ماه

باید مراقب صحنه‌آرایی‌های خطرناک باشیم!

باید مراقب صحنه‌آرایی‌های خطرناک باشیم!
به گزارش روزنامه اینترنتی فراز، سعید حجاریان با تأکید بر اینکه شرایط کنونی کشور نیازمند تغییرات عمیق و بنیادین است، می‌گوید حاکمیت تاکنون هیچ پیام روشنی برای ترمیم و اصلاح مخابره نکرده است؛ وضعیتی که به باور او دو پیامد خطرناک در پی دارد: نخست، تقویت گرایش‌های تسلیم‌طلبانه و پررنگ شدن ایده مداخله خارجی، دوم، گسترش فرسودگی، افسردگی و درخودرفتگی اجتماعی که هرگونه تحرک جمعی را ممتنع می‌کند.

این تئوریسین جریان اصلاحات معتقد است، نظام سیاسی ایران در سال‌های اخیر قدرت پیش‌بینی و پیشگیری خود را از دست داده و تا زمانی که افق اصلاحات درون‌زا مسدود باشد باید در انتظار تکرار امواج اعتراضی بود. به گفته او، حل بحران‌های پیچیده اجتماعی و سیاسی با رویکرد‌های تبلیغاتی و پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده ممکن نیست و مستلزم بازنگری‌های جدی در ساختار تصمیم‌گیری است. در پی وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ و گسترش اعتراضات در شهر‌های مختلف، حجاریان در گفت‌وگویی تفصیلی با تابناک به بررسی ریشه‌های اقتصادی و سیاسی نارضایتی‌ها، نسبت جامعه و حاکمیت، جایگاه قوه مجریه در ساخت قدرت، مسئله جنگ روانی، نقش رسانه‌ها و چشم‌انداز پیش‌روی جامعه ایران پرداخته است.

در ابتدای این گفت‌و‌گو حجاریان ضمن تسلیت به خانواده‌های سوگوار اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و آرزوی بهبودی برای زخمی‌های این وقایع و نیز کسانی که به‌لحاظ روحی دچار آسیب شده‌اند، تأکید کرد که بعید است رخداد‌های این دی‌ماه خونین به‌سادگی از حافظه جمعی ما پاک شود. حجاریان در ادامه درباره عوامل مؤثر بر وضعیت کشور توضیح داد و گفت: «وضعیت کشور ما به‌لحاظ ژئوپلیتیک، روند‌های جهانی همچنین تحولات درونی از چندین متغیر متأثر است. بخشی از تحولات جبری هستند و هر حکومتی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند که از جمله آنها می‌توان به «گذار‌های منطقه‌ای» و «تغییرات نسلی» و «تحولات ارزشی» اشاره کرد. نظام سیاسی ایران باید با تبعیت از نوعی «عقل سرد» درک روشنی از این سه مؤلفه می‌داشت سپس وارد تصمیم‌های سیاستی می‌شد، اما متأسفانه این‌گونه عمل نکرد. یعنی حاکمیت نه گذار‌های منطقه‌ای را به‌درستی درک کرد و نه تغییرات نسلی و گسست در تحولات ارزشی را».

او بخش دیگری از مشکلات را محصول عملکرد حاکمیت دانست و توضیح داد: «نظام سیاسی ایران طی روندی، زمین سیاست را به‌حدی ناهموار کرد که عملاً فضای سیاست‌ورزی در آن از میان رفت و چیزی نماند جز کاریکاتوری از سیاست». او با اشاره به تغییر ماهیت سیاست‌ورزی افزود: «اگر به دوره پهلوی یا حتی همین دوره جمهوری اسلامی نگاه کنید، درمی‌یابید که سیاست‌ورزی تا مقطعی مبتنی بر نوعی هویت بوده است…، اما اکنون چیزی به‌نام هویت باقی نمانده و مشخص نیست، حاکمیت با چه کسانی طرف شده است».

حجاریان درباره ایده‌هایی، چون «سامانه ملی اعتراضات» گفت: «تصور کنید جمعیت معترضی که شماره ملی و تلفن‌شان را در سامانه‌ای که من آن را «سامانه ملی اعتراضات» می‌نامم، ثبت کنند و بعد در یک نقطه مشخص جمع شوند! نتیجه حیرت‌انگیز خواهد بود و این نشان می‌دهد، تجویزکننده‌های چنین ایده‌هایی، پای‌شان روی زمین سیاست نیست و اساساً درکی از روند‌ها ندارند». او به نظام معرفتی جامعه اشاره کرد و گفت: «من مخالف فحاشی هستم، اما به شما بگویم در شرایط فعلی ایراد را متوجه جوانی که کلمات رکیک به‌کار می‌برد، نمی‌دانم… زمانی که به افرادی مانند دکتر سروش هتاکی می‌شد، یا زمانی که آتش به‌اختیار‌ها دفاتر نشریات را محاصره می‌کردند… تصور این بود که همه چیز تحت کنترل است تا اینکه از مقطعی تیر‌ها کمانه کرد!». حجاریان به اهمیت رسانه‌ها نیز پرداخت و خاطرنشان کرد: «در میدان رسانه کشور ما دو نگاه وجود دارد؛ نگاه اول، ملی است و نگاه دوم محفلی… اکنون نگاه دوم غلبه پیدا کرده و طبیعی است، رقیب خارجی با بودجه بیشتر و محتوای جذاب‌تر میدان‌داری کند».

اهمیت مرزبندی اصلاح‌طلبان

حجاریان درباره اهمیت مرزبندی در میان اصلاح‌طلبان و نیرو‌های تحول‌خواه گفت: «یکی از نقیصه‌های بزرگ اصلاح‌طلبان پیشرو و تحول‌خواهان نداشتن مرزبندی است. یک نیروی سیاسی، فارغ از عنوانی که دارد حتماً باید روشن و صریح مرزبندی داشته باشد و پیوسته مرزهایش را به‌روز کند. این مرز‌ها فراوان است و لزوماً به اعتراضات اخیر مربوط نمی‌شود. اجمالاً من معتقدم یک نیروی سیاسی در موازنه میان جامعه و حاکمیت باید نگاهش به سوی جامعه باشد. زیرا نخست باید مردم وجود داشته باشند تا دستگاه حاکمیت بر آنها حکومت کند». او با اشاره به خطرات فقدان مرزبندی گفت: «چنانچه نیرو یا نیرو‌های سیاسی‌ای در دوگانه‌ای انگشت اتهام را به‌سوی جامعه گرفتند و آنها را تحمیق و تخفیف و تحقیر کردند باید به‌صراحت با آنها مرزبندی کرد. حالا ممکن است عده‌ای علاوه بر مرزبندی قائل به «فاش‌گویی» هم باشند و وارد جزئیات شوند و بگویند چرا چنین نیرو‌هایی علیه مردم سخن می‌گویند، که این بسته به رویکرد افراد دارد. می‌توان به مناظره دعوت‌شان کرد و یا ماهیت آنها و محافل هدایت‌کننده‌شان را افشا کرد».

حجاریان در پاسخ به این پرسش که آیا نگاهش ممکن است به پوپولیسم نزدیک شود، توضیح داد: «دست‌کم این برچسب را درباره خودم قبول ندارم. به اعتقاد من فعال سیاسی باید آگاهی محیطی داشته باشد. یعنی بداند در چه شرایطی، چگونه موضع بگیرد. این موضع طبیعتاً محصول چندین مؤلفه است از جمله شناخت تاریخی باور‌ها و اعتقادات، تئوری‌ها و روند‌های موجود».

حجاریان با اشاره به انتخابات ۱۴۰۳ و با تأکید بر فاصله‌گذاری خود حتی با برخی اصلاح‌طلبان سابق افزود: «من در آستانه انتخابات ۱۴۰۳ از سوی برخی دوستان تحت فشار قرار گرفتم تا موضع ایجابی بگیرم و از آقای پزشکیان حمایت کنم. اجمالاً از ایشان شناخت داشتم، اما تشخیص‌ام این بود نباید چنین موضعی بگیرم ولی همزمان گفتم، موضع انتخاباتی‌ام را براساس ترند‌ها و هشتگ‌ها اتخاذ نکرده و نمی‌کنم؛ اگر در برهه‌ای صندوق رأی آزاد شود حتماً آن را روش مناسبی برای اظهارنظر می‌دانم؛ بنابراین دنباله‌روی پیشه نکردم. چه آنکه درباره جنگ ۱۲ روزه موضع خودم را گرفتم. اکنون معتقدم جامعه مسیر متفاوتی پیش گرفته و اولین وظیفه ما فهم دقیق این مسئله است. ما نباید همه چیز را به چند اطلاعیه رسمی و چند موضع هماهنگ‌شده افراد تقلیل بدهیم و بگوییم تروریست‌هایی آمدند و کشتند و رفتند. باید مشخص شود، مرزبانی و ضدجاسوسی کشور چگونه عمل کرده‌اند که تروریست‌ها آمده‌اند و کشته‌اند و رفته‌اند. اینجا نقطه فاصله‌گذاری من است حتی با برخی اصلاح‌طلبان سابق! به قول آن ظریف نکته‌سنج باید مراقب صحنه‌آرایی‌های خطرناک باشیم!»

ضرورت تحلیل عقلانی اعتراضات دی ماه

حجاریان در تحلیل اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و درباره پاسخ‌دهی نیرو‌های سیاسی به این حوادث با تأکید بر اینکه «بنیاد سیاست باید بر عقلانیت نقاد باشد نه تجویز‌های یک‌خطی و موهوم» افزود: «فهم اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در گرو پاسخ به چند پرسش است: اول: جرقه اعتراضات چگونه زده شد و ماهیت اعتراضات چه بود؟ دوم: چرا اعتراضات دامن‌گیر قوه مجریه نشد و فراتر از آن رفت؟ سوم: چه عواملی باعث پراکندگی اعتراضات در شهر‌های متعدد کشور شد؟ و چهارم: چرا اعتراضات با خشونت همراه شد؟»

حجاریان در ادامه به نقد برخی تبیین‌های رایج درباره اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ پرداخت و تأکید کرد که نسبت دادن همه حوادث به «جنگ روانی دشمن» یا سازوکار‌های تبلیغاتی اغلب گمراه‌کننده است. او گفت: «زمانی من یادداشتی نوشتم و در آن توضیح دادم برخی مفاهیم و عناوین رهزن و گمراه‌کننده شده‌اند. به اعتقاد من «جنگ روانی» از جمله مفاهیمی بوده که به‌رغم اهمیت آن، باعث گمراهی شده است. برخی گمان می‌کنند، جنگ روانی حاصل دورهمی چند فرد است که بدون توجه به واقعیت میدان اثرگذار خواهد بود. حال اینکه این‌طور نیست».

حجاریان با مثالی توضیح داد: «فردی بگوید از فردا به‌مدت ۷۲ ساعت خورشید طلوع نخواهد کرد و این به علت بی‌کفایتی حاکمیت است. خب، جمع این گزاره‌ها حتماً موجد جنگ روانی تخریبی نخواهد شد، زیرا حتی اگر حاکمیت بی‌کفایت باشد، منشاء طلوع و غروب به بی‌کفایتی او ارتباطی پیدا نمی‌کند، اما ممکن است برخی بگویند، معلق نگه داشتن وضعیت تعامل با جهان، سیاست ارزی، نظام دسترسی به منابع و… باعث می‌شود، کاسب‌های چند صنف وابسته به ارز خارجی نتوانند کالای جدید خریداری کنند و در نتیجه به‌زودی ورشکسته خواهند شد. اینها همه کمی هستند و قابلیت ارزیابی دارد و اگر رسانه‌ای روی آن مانور بدهد حتماً توفیق پیدا می‌کند. پس برای اثرگذاری جنگ روانی باید بستری فراهم باشد. متعاقباً درباره سازوکار‌های تبلیغی هم چنین است».

او به آثار استفاده نادرست از این مفاهیم هشدار داد و گفت: «باید توجه کنیم جنگ روانی که لقلقه زبان‌هاست با توجه به برخی اقدامات غیرعقلانی اثرگذاری‌اش بیشتر خواهد شد. مثلاً هنوز تکلیف آن جنگنده اف-۳۵ و خلبان زن مشخص نشده و این قبیل محتوا‌ها باعث می‌شود هیمنه دستگاه رسانه فرو بریزد؛ لذا باید توجه کرد، صحبت مکرر از جنگ روانی تبعاتی دارد که ازجمله آن برجسته شدن ناکارآمدی‌هاست. علاوه بر «جنگ روانی» باید در به کار بردن مفاهیمی مانند «انقلاب»، «کودتا» و… هم دقت به خرج دهیم».

ماهیت اعتراضات

حجاریان در ادامه ابعاد اقتصادی، صنفی و سیاسی اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را تشریح کرد و گفت: «بحث درباره ماهیت اعتراضات نیازمند اطلاعات میدانی و تحلیل ثانویه آمار نهاد‌های بی‌طرف است. اما آنچه مسلم است برخی نظرسنجی‌ها و بعضی کارشناسان مبرز اقتصادی پیش‌تر هشدار داده بودند که تاب‌آوری جامعه، دست‌کم از بعد اقتصادی پایین آمده و اتفاقاتی در پیش است. ضمن آنکه جامعه حقیقتاً افق‌اش را از دست داده بود: چه به‌لحاظ مناسبات خُرد اقتصادی، چه از نظر تغییرات رفتاری حاکمیت. این مربوط است به اعتراضات بازار و مواردی که جنبه صنفی داشته است. اما بعد دیگر کاملاً به سیاست راجع است و تصویر انسداد سیاسی را بر پرده نمایش افکنده است».

حجاریان درباره دلیل فراتر رفتن اعتراضات از قوه مجریه توضیح داد: «ریشه این مسئله به ساخت قدرت کشور ما مربوط است. برخی رؤسای‌جمهور، فارغ از مناسبات حقوقی و آنچه در نهاد‌ها می‌گذرد، تمایل داشتند خود را در عرض رهبری تعریف کنند. به عبارتی برای قوه مجریه، اصالت قائل بودند و همین امر باعث می‌شد در جامعه نیز به‌عنوان هویتی مستقل خطاب قرار بگیرند. اگر کارنامه آقایان هاشمی‌رفسنجانی، خاتمی و روحانی را ببینید، همگی در این سنت تعریف می‌شوند. حتی آقای احمدی‌نژاد نیز به‌زعم خود تلاش داشت برای قوه مجریه اعتباری دست‌وپا کند مثلاً او بر سر وزیر اطلاعات وقت مدتی خانه نشست». او در ادامه افزود: «اما سنتی از سال ۱۴۰۰ بنا گذاشته شد که رئیس‌جمهور را در طول رهبری تعریف می‌کرد. مثلاً آقای رئیسی گفته بود، من سرباز امام خامنه‌ای هستم و مطالبی از این دست. نتیجه این شد که در اعتراضات ۱۴۰۱ اصلاً کسی ایشان را خطاب قرار نداد. این مسئله تا حدودی درباره آقای پزشکیان هم صادق است. ایشان هم بار‌ها گفته است من آمده‌ام ذیل همان سیاست‌ها فعالیت کنم. یعنی زمانی که مدام به سیاست‌های کلی همچنین «دعوا نکردن» ارجاع می‌دهد این پیام را مخابره می‌کند که رئیس‌جمهور در طول رهبری است و انتظار خلاقیت نداشته باشید. تداوم حضور برخی وزرای کابینه آقای رئیسی هم مؤید این موضوع است».

حجاریان در پاسخ به این سوال که آیا آقایان رئیسی و پزشکیان را در یک قاب قرار می‌دهد، گفت: «این دو حتماً با هم تفاوت‌های جدی دارند و در مواردی غیرقابل مقایسه هستند، زیرا حوزه کارشان تفاوت داشته؛ یکی حاکم شرع و دیگری پزشک قلب بوده است. مسئله، اما اینها نیست. مردم به‌شکل عینی شباهت‌ها و تفاوت‌ها را تشخیص می‌دهند. مهم‌ترین شباهت تعریف کردن خود در طول رهبری است». او با ارجاع به گفته مهندس بازرگان افزود: «مسئله ابتکار عمل هنوز حل ناشده باقی مانده و حتی صورت جدیدی به خود گرفته است».

حجاریان در ادامه درباره علت پراکندگی اعتراضات توضیح داد: «سابقاً برحسب نگاهی غلط تصور بر این بود که ایران یعنی تهران. بعدتر کمی این نگاه غیراجتماعی تغییر کرد و برخی دیگر از مراکز استان‌ها به‌رسمیت شناخته شدند، درحالی که واقعیت به‌گونه‌ای دیگر بود. زیست روزمره و شبکه ارتباطات باعث می‌شود، مسائل به‌سرعت در کشور پراکنده و مرز‌ها برداشته شود».

او به نمونه‌های ملموس اشاره کرد: «کسانی که با پیچیدگی‌های نظام اداری سروکار دارند حتماً در نقطه‌ای اشتراک نظر پیدا می‌کنند و آن اینکه بروکراسی کشور، پاسخگوی شماری از درخواست‌های‌شان نیست. به همین سیاق در پرونده‌های قضایی نیز چنین مسئله‌ای مطرح است؛ کسانی هستند که به هر نحو در دستگاه قضایی وقت‌شان گرفته می‌شود یا گرفتار احکام ناعادلانه می‌شوند. این موارد فاصله مرکز و پیرامون را از بین برده و باعث شده یک‌باره خبر جان‌باختن دادستان یک شهرستان را بشنویم. همین مسئله درباره صداوسیما هم صادق است. زمانی‌که صداوسیمای یک شهر مورد حمله واقع می‌شود و خسارت جدی می‌بیند حتماً مسئله تولیدات استانی نیست بلکه بحث بر سر نمادهاست؛ یعنی جماعتی در شهرستان‌ها صداوسیما را نماد وضع موجود می‌دانند».

حجاریان درباره علت خشونت در اعتراضات گفت: «من از واقعیت میدان خبر دقیق ندارم…، اما بر دو نکته تأکید دارم؛ اول و مهم‌تر از همه اینکه نظام سیاسی ما، قدرت پیش‌بینی و پیشگیری‌اش تحلیل رفته است. دیگر آنکه معضل «کنترل خیابان» و پلیس ضدشورش همچنان در کشور ما لاینحل باقی مانده، زیرا اعتراض خیابانی، پدیده جدیدی نیست و دنیا آن را هضم کرده و راه کنترل آن را آموخته است». او افزود: «مادام که نظام سیاسی کشور می‌خواهد، معضلات و بحران‌ها را به شکل تبلیغاتی حل کند، دائماً باید منتظر امواج اعتراضی باشد. زمانی که تنها فهم حاکمیت از جوانان، «زیست کافه‌ای» و «فعالیت فضای مجازی» آنهاست و حیات اجتماعی و سیاسی را از آنها سلب کرده باید منتظر باشد در نقاط آستانه‌ای، چه با تبلیغات و فراخوان و چه با تصمیم شخصی، آنها را در خیابان ملاقات کند».

حجاریان یادآور شد: «اساس این مسئله به مهندسی اجتماعی و تولیدات دست‌ساز حاکمیت بازمی‌گردد؛ زمانی من بر اصلاح‌طلبان دست‌ساز تأکید داشتم و گفتم این چنین نیرو‌هایی هم اصلاح‌طلبی را به‌لحاظ کارکردی از خاصیت می‌اندازند و هم اعتبار خود را از بین می‌برند. اما الان باید آن گزاره‌ها را به‌روز کنم و بگویم: هر موجودیت دست‌سازی اعم از جوان و پیر، شهری و غیرشهری، مؤمن و غیرمؤمن، در نقطه‌ای به ضد خود تبدیل می‌شود».

چشم‌انداز جامعه ایران

سعید حجاریان درباره افق جامعه ایران و کارایی کمیته‌های حقیقت‌یاب به نکات مهمی اشاره کرد و گفت: «متأسفانه ما در مثلث پیچیده‌ای محصور شده‌ایم. ضلع اول، موجودیتی به‌نام اسرائیل است که با تمام توانش به فکر افق‌زدایی از جامعه ماست و حتی، نگاهی به تمامیت ارضی ایران دارد. ضلع دوم، دولت دونالد ترامپ است که فشار‌های خویش را حداکثری کرده و درحالی که دستی روی ماشه دارد، گوشه‌چشمی به توافق نشان می‌دهد. ضلع سوم مثلث، اما در داخل است. ما با حاکمیتی مواجه هستیم، که افق اصلاحات درون‌زا را مسدود کرده و هیچ نشانه‌ای از تغییرات ملموس و مفید نشان نمی‌دهد. یعنی هیچ پیامی، به هیچ قشری از جامعه به‌جهت ترمیم و اصلاح مخابره نمی‌شود حال آنکه شرایط ما تغییرات عمیق و بنیادین می‌طلبد».

حجاریان درباره پیامد‌های این وضعیت توضیح داد: «زندگی در چنین شرایطی دو پیامد دارد: اولین پیامد تسلیم‌طلبی و پررنگ شدن گزاره‌هایی در حمایت از مداخله خارجی است… دومین پیامد فرسودگی و افسردگی و درخودرفتگی است که هر نوع تحرک اجتماعی را ممتنع می‌کند. یعنی ما وارد شرایطی می‌شویم که عوامل انگیزاننده و همبسته‌ساز یک به یک از حیات فردی و اجتماعی حذف می‌شوند و این مسئله تبعات بلندمدتی برای ایرانیان دارد». او در پاسخ به پرسش درباره کارایی کمیته حقیقت‌یاب گفت: «من اولاً معتقدم کمیته حقیقت‌یاب بین‌المللی ره به جایی نخواهد برد… هیچ کشوری این آراء را به‌رسمیت نمی‌شناسند. کمیته حقیقت‌یاب داخلی هم شاید در دعوا‌های عشیره‌ای کارساز باشد، اما فراتر از آن خیر؛ حتی تجربیات پرونده قتل‌های زنجیره‌ای و کوی دانشگاه تهران هم نشان داد، ساختار حقیقت‌یابی ایران فشل است و در نقطه‌ای به صخره‌های ستبر برخورد می‌کند!»

او افزود: «علاوه بر بحث کمیته حقیقت‌یاب و امثال ذلک یک مسئله را ما باید به‌درستی کالبدشکافی کنیم. در اعتراضات دی‌ماه، خوانش چند گزاره مهم است: اولین آنها مربوط به ترامپ است که گفت اگر جمهوری اسلامی همچون گذشته مردم‌اش را بکشد، آمریکا در موضوع مداخله خواهد کرد. دیگری، فراخوان رضا پهلوی است که به پشتوانه پیام ترامپ، مردم را برای دو روز ۱۸ و ۱۹ دی به سر دادن شعار دعوت کرد؛ چه خیابانی، چه از منازل. سوم، حضور مردم در خیابان در دو روز مورد اشاره است که سپس کشتار اتفاق افتاد و با تقریب بالایی مشخص است چه کسانی قاتل بوده‌اند».

حجاریان پرسش اساسی را اینگونه مطرح کرد: «ترامپ بعد از آن دو روز، چندین نوبت اعلام موضع کرده، اما اقدامی نکرده است. حال باید پرسید، چه کسی مقصر است و باید پاسخگوی خون‌های ریخته شده باشد؟ ترامپ، نتانیاهو، رضا پهلوی، نیروی امنیتی یا روشنفکرانی که می‌توانستند، مردم را از خیابانی شدن مضاعف سیاست بازبدارند یا رسانه‌هایی که مردم را تشویق کردند به خیابان بروند؟ اگر در این اعتراضات یک فرد کشته شده بود باید سراغ مباشر می‌رفتیم یعنی کسی که واقعه قتل به او انتساب پیدا می‌کند، اما اگر تعداد زیادی کشته شوند باید سراغ چه کسی برویم؟»

منبع: سازندگی
ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
تداوم فشار‌های اقتصادی آمریکا بر ایران و چالش‌های تهران در تنگه هرمز
زمستان امسال کمبود گاز ۶۰ درصدی داریم! | ناترازی بنزین تنها با افزایش قیمت حل نمی‌شود | ده سازمان دیگر مثل «سازمان بهینه‌سازی انرژی» ایجاد شود، مسئله بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود! | وزارت نیرو آدرس غلط می‌دهد | ۸۰ درصد چاه‌های گازی کشور، در نیمه دوم عمر خود هستند
شاخص محیط کسب‌وکار رکورد ۸ ساله را شکست | قم، بهترین استان برای کسب و کار
تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل برای تغییر نقشه‌های جهانی
جنگ نفتکش‌ها میان ایران و آمریکا: این منازعه طولانی به کجا می‌انجامد؟
سلاجقه: امیدواریم مجوز میدان نفتی سهراب برگردد؛ کارشناس محیط زیست پروژه هورالعظیم، صلاحیت و سواد لازم را ندارد
جنگ ایران احتمالاً شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت
افزایش سرمایه ۲۲.۵ درصدی «ونوین» ثبت شد
شعب بانک تجارت تا پایان شهریورماه از ساعت ۰۷:۰۰ تا ۱۳:۰۰ به مشتریان خدمت‌رسانی می‌کنند
فراخوان نخستین رویداد هنری بانک دی
۵ ربع‌سکه بهار آزادی به برندگان قرعه‌کشی سان در الکامپ رسید
پشتوانه‌ای برای روزهای پیش‌بینی‌نشده
‌سایپا از مرز تولید روزانه ۶۰۰ خودروی کامل عبور کرد/ آغاز تولید عبور مستقیم هم‌زمان با تکمیل خودروهای ناقص
اتصال حساب‌های وکالتی بانک ملی ایران به «معاملات برخط برق» در بورس انرژی
اوپک‌پلاس سیاست تولید نفت خود را در نشست یکشنبه بدون تغییر نگه می‌دارد
سرنوشت صد‌ها نفر در منطقه مرزی نابودشده چین همچنان نامشخص است
پیام مدیرعامل بانک صادرات ایران به مناسبت هفتاد وپنجمین سالروز تأسیس بانک
مدیرعامل شفادارو مطرح کرد: رشد ۴۱ درصدی تولید و افزایش سهم بازار شفادارو در سال گذشته/ افزایش سهم بازار هلدینگ پس از ۱۴ سال روند کاهشی
جهان توسط قلدران و دیکتاتور‌ها به پرتگاه رانده می‌شود، اما راهی به سوی آینده‌ای روشن‌تر وجود دارد
اولین اقدام مالی بزرگ ترامپ برای انتخابات میان‌دوره‌ای: کمپین تبلیغاتی ۱۰ میلیون دلاری برای سنای تگزاس
نیرو‌های یمنی مدعی بازپس‌گیری منطقه استراتژیک در میان تشدید درگیری‌ها با حوثی‌ها شدند
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
«نبرد هرمز» روز پنجاه و هشتم | گزارش درحال به روز رسانی
رونمایی بانک دی و صندوق توسعه فناوری‌های نوین از سوپر اپلیکیشن «نُوینو» در نمایشگاه اینوتکس
تأمین مالی زنجیره تولید در بانک ملی ایران ۴۰درصد افزایش یافت
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
پیشنهاد سردبیر
زندگی