۳۱ تير ۱۴۰۵ ۱۰:۴۷
شنبه ۲۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۰
کد خبر: ۱۱۲۴۵۷
فراز بررسی می‌کند

چرا پاکستان میانجی صلح است؟

چرا پاکستان میانجی صلح است؟
با تداوم جنگ رمضان و بسته شدن تنگه هرمز، پاکستان به شدت به دنبال تسریع دیپلماسی و پایان این جنگ است. هرچند پاکستان و شهباز شریف روابط خوبی با آمریکا و ایران دارد و دیپلماسی را بر جنگ ترجیح می‌دهد، اما یک دلیل مهم‌تر پشت خواسته او برای اتمام جنگ است.

پاکستان در روز‌های اخیر یکی از کشور‌های فعال به دنبال دیپلماسی و پایان جنگ ایران و آمریکایی صهیونی است. کشوری که حتی وزیر خارجه آن به چین سفر کرد تا با ابتکار جدیدی برای پایان این جنگ بتواند حرکت به سمت دیپلماسی را سرعت بخشد. اگرچه همواره این کشور روابط خوبی هم با ایران و هم با آمریکا داشته است، اما یک دلیل مهم‌تر برای میانجی‌گری پاکستان وجود دارد؛ اقتصاد آسیب پذیر این کشور از بسته شدن تنگه هرمز.

آسیب چندبرابری بسته شدن تنگه هرمز به این کشور‌ها

با بسته شدن تنگه هرمز، بسیاری از کشور‌ها از افزایش شدید قیمت نفت و اختلال در عرضه انرژی آسیب دیدند، اما شدت این آسیب برای همه کشور‌ها یکسان نیست. برای بررسی این موضوع اقتصاد‌های نوظهور را بر اساس دو معیار اصلی ارزیابی کرده‌ایم: میزان وابستگی آنها به انرژی خلیج فارس و توانایی اقتصادی آنها برای تحمل شوک‌های خارجی؛ چیزی که در این تحلیل از آن با عنوان «ضربه‌گیر‌های اقتصادی» یاد می‌شود.

کشور‌هایی که هم وابستگی بالایی به انرژی خلیج فارس دارند و هم از نظر مالی و اقتصادی شکننده‌اند، بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند. در این میان، پاکستان در صدر آسیب‌پذیرترین اقتصاد‌ها قرار می‌گیرد. اقتصاد این کشور از پیش نیز با مشکلاتی مانند تورم بالا، کمبود ارز خارجی و فشار‌های مالی دست‌وپنجه نرم می‌کند. ذخایر ارزی پاکستان نیز محدود است و تنها کفاف کمتر از سه ماه واردات را می‌دهد؛ وضعیتی که نشان‌دهنده شکنندگی شدید اقتصاد آن در برابر شوک‌های خارجی است. حتی در دوره‌هایی از بحران انرژی، دولت برای صرفه‌جویی ناچار شده مدارس را تعطیل کند و کلاس‌های دانشگاهی را به‌صورت آنلاین برگزار کند.

در کنار پاکستان، کشور‌هایی مانند اردن و اتیوپی نیز وابستگی بسیار بالایی به انرژی خاورمیانه دارند. حدود ۹۰.۶ درصد واردات نفت و گاز اردن، ۸۸.۸ درصد واردات انرژی پاکستان و ۹۷ درصد واردات انرژی اتیوپی از خاورمیانه تأمین می‌شود. همین وابستگی بالا باعث می‌شود هرگونه اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس به سرعت به اقتصاد این کشور‌ها منتقل شود.

اردن علاوه بر این وابستگی شدید انرژی، با سطح بالایی از بدهی نیز روبه‌رو است؛ عاملی که توانایی این کشور برای مقابله با شوک‌های اقتصادی را محدودتر می‌کند. مصر نیز با فشار‌های مالی سنگینی مواجه است. این کشور باید تنها در سال جاری حدود ۲۹ میلیارد دلار از بدهی خارجی خود را بازپرداخت کند؛ رقمی که بیش از نیمی از ذخایر دارایی‌های خارجی آن را تشکیل می‌دهد.

در کنار این عوامل، بسیاری از این اقتصاد‌ها از مسیر دیگری نیز به خلیج فارس وابسته‌اند: حواله‌های ارزی کارگران مهاجر. میلیون‌ها نفر از شهروندان کشور‌هایی مانند مصر، پاکستان، نپال و اردن در کشور‌های حوزه خلیج فارس کار می‌کنند و بخشی از درآمد خود را به کشورشان می‌فرستند. این حواله‌ها سهم مهمی در اقتصاد این کشور‌ها دارند؛ حدود ۵.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی مصر، ۸.۱ درصد در نپال، ۷.۵ درصد در اردن و ۵.۶ درصد در پاکستان.

به همین دلیل، بحران در خلیج فارس می‌تواند برای این کشور‌ها یک ضربه دوگانه ایجاد کند: از یک سو افزایش قیمت انرژی و فشار بر واردات سوخت، و از سوی دیگر احتمال کاهش حواله‌های ارزی از سوی کارگران مهاجر. حتی اگر این اقتصاد‌ها بتوانند از چنین بحرانی عبور کنند، هزینه و درد آن برایشان بسیار سنگین خواهد بود.

در سطحی گسترده‌تر، چنین شوکی می‌تواند پیامد‌های انسانی قابل‌توجهی نیز داشته باشد. افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی در کشور‌های آسیب‌پذیر ممکن است شمار افرادی را که با گرسنگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند افزایش دهد؛ تا جایی که این احتمال مطرح شده است که در سال ۲۰۲۶ تعداد افراد درگیر ناامنی غذایی در جهان به رکوردی تازه برسد.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی