گزارش بیبیسی جهانی از معاملات مشکوک در بازارها بمب تنش در خلیج فارس بر سر اقتصاد جهان!
این تحول نه تنها قیمت نفت را در سطوح بالا نگه داشته، بلکه با تزریق ریسک و عدمقطعیت بیشتر به اقتصاد جهانی، بازارها را نسبت به هر خبری از هرمز، واشنگتن، تهران و تلآویو بهشدت حساس ساخته است.
چرا مذاکرات شکست خورد
بنا به آنچه از مذاکرات اسلامآباد تاکنون مخابره شده است، با وجود نشست و مذاکرات فشرده طرفین سه مانع اصلی مانع حصول توافق شد.
• نخست آنکه مسئله هستهای همچنان حلنشده باقی ماند؛ کاخ سفید بر موضع پیش از جنگ خود از جمله عدم پذیرش حق غنیسازی در داخل ایران و انتقال اورانیوم با غنای بالا به خارج مصرانه ایستاده است. در مقابل مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر این نکته که «آنچه آمریکا با جنگ به دست نیاورده را در عرصه دیپلماسی تقدیم نمیکنند» این خواست واشنگتن را قویا رد کردهاند.
• دوم آنکه، ایران خواستار توافقی فراگیر است نه محدود؛ جمهوری اسلامی ایران بر این مورد پافشاری داشته که هر توافقی باید جبهههای گستردهتر از جمله متحدان منطقهای ایران را در برگیرد و عدمتخاصم گستردهتری از مرزهای ایران را منعکس کند.
• موضوع سوم، مسئله ترتیب و توالی اجرای موضوعات توافق است؛ دولت ترامپ تعهدات زودهنگام ایران را میخواهد و تخفیف تحریمها را ببه بعد از آن موکول میکند حال آنکه تهران با توجه به تجربه بدعهدیهای مانند خروج یکجانبه از برجام، این نامتقارنی را اساس غیرقابلپذیرش میداند.
واکنش رئیس جمهوری آمریکا: محاصره دریایی ایران
پس از بینتیجه بودن مذاکرات اسلام آباد، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) روز یکشنبه اعلام کرد که از ساعت ۱۰ صبح دوشنبه ۱۳ آوریل به وقت شرق آمریکا (۱۷:۳۰ به وقت تهران) ترافیک ورودی و خروجی همه بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان را محاصره خواهد کرد. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا شامگاه یکشنبه ضمن تایید بیانیه سنتکام، گفت: «از ساعت ۱۰ صبح فردا محاصره ما اعمال میشود. کشورهای دیگری هم همکاری میکنند. ایران دیگر قادر به فروش نفت نخواهد بود و این محاصره تاثیر بسزایی خواهد گذاشت.»
آنچه تا کنون از سوی آمریکا اعلام شده این است که هدف از این اقدام، بستن کامل تنگه به روی همه ترافیک کشتیرانی نیست، بلکه محدود کردن شناورهای مرتبط با تجارت و صادرات نفت ایران است. واقعیت این است که از زمان شروع درگیری در خلیج فارس در واقع، عمده ترددی کشتیها از تنگه هرمز مرتبط با ایران یا حامل محمولههای ایرانی بوده است؛ بنابراین محاصره دریایی از سوی نیروی دریایی آمریکا با هدف اختلال در این روند و به دست آوردن برگ برندهای برای بازی تقابل با ایران است.
آمریکا به دنبال چیست؟ منطق راهبردی اقدام برای محاصره دریایی
از منظر راهبردی، محاصره دریایی شکل ساختاریافته و کمهزینهتری از فشار در مقایسه با ازسرگیری فوری حملات نظامی یا تهدید به تصرف زیرساختهای ایرانی است. این اقدام میکوشد جریان نقدی جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دهد؛ اهرم فشار اصلی تهران در درگیری جاری، از تواناییاش برای اختلال در جریان تردد ازطریق هرمز یا اخذ عوارض از آنها حاصل شده است. آمریکا میکوشد با محاصره دریایی این اهرم را به چالش بکشد و بدون یک جنگ تمامعیار، از طریق فشار بر درآمدهای ایران، تهران را وادار به نرمش سازد.
نکته زیرکانه در این قدام، تمسک به ژست آزادی کشتیرانی است که میتواند وجهی دیپلماتیک آمریکا را ارتقا داده و به بازسازی چهره مخدوش شده آن در جنگ فعلی کمک کند؛ واشنگتن میتواند این اقدام را بهعنوان واکنشی برای بازگرداندن جریان ترانزیت آزاد ارائه دهد، نه تشدید درگیری. این روایت، در مناسبات بینالمللی چهره موجهتری نسبت به تهاجم نظامی آشکارا برای ترامپ ایجاد میکند. مضاف اینکه، محاصره طولانیمدت، چنانچه بتواند موفقیت آمیز اجرا شود، هزینه اقتصادی و دیپلماتیک را به صورت اخص برای پکن افزایش میدهد؛ چین هنوز مهمترین مشتری نفت ایران است و از حفظ جریان پایدار انرژی بسیار منتفع میشود. تلاش برای محاصره دریایی این بدان معناست که واشنگتن نهتنها تلاش کند مستقیما تهران را تحت فشار بگذارد، بلکه هزینه پشتیبانی منفعلانه یا دور زدن تحریمها برای چین را در صورت تداوم فشار بر هرمز افزایش دهد.
آسان نمود اول ولی...
استراتژی محاصره دریایی ایران مسیر بیخوف و خطری نیست. تهران میتواند با گسترش حملات به زیرساختهای خلیجفارس، افزایش فشار بر کشتیرانی تجاری یا به چالش کشیدن مستقیم داراییهای آمریکا در منطقه، پاسخ دهد. پاسخهایی از این دست خطر چرخه تشدید تنش را به شدت افزایش میدهد. مهمتر آنکه اعمال محاصره آبی، آن هم در نزدیکی آبهای ایران از نظر عملیاتی بسیار پیچیده است؛ اقدام به بازرسی دریایی و توقیف شناورها توأم با تلاش برای پاکسازی مینهای دریایی مستلزم نزدیکی بیشتر نیروهای آمریکایی به سرزمین ایران است.
هرچه نیروهای آمریکایی به مناطق تحت کنترل ایران نزدیکتر عمل کنند، فضای مانور کوچکتر و هزینه هر خطلایی بسیار سنگینتر میشود. همچنین واشنگتن فاقد ابزار لازم برای کنترل شرایط مطابق میل خود در صورت از سرگیری جنگ است. نگرانی رو به رشدی وجود دارد که اگر جنگ ازسر گرفته شود، این فاز میتواند گستردهتر، سریعتر و منطقهایتر باشد. حفظ تعادل شکننده فعلی که در حال حاضر برقرار است، ممکن است در صورت هر اشتباهی از سوی آمریکا به طور فزایندهای دشوارتر شود.
پیامدها برای بازارها و اقتصادهای جهان
برای بازارها شکست مذاکرات قطعا علامت خوشایندی نیست چرا که بسیاری از داراییها در بازارهای جهان، با امید به حصول توفق قیمتگذاری و مورد داد و ستد قرار میگرفتند. تنها دلیل عدم رشد سرسامآور قیمتها بعد از بینتیجه ماندن مذاکرات اسلامآباد، آن است که فعالین اقتصادی و سیاسی معتقدند هنوز دیپلماسی بهطور کامل کنار گذاشته نشده و تمام روزنهها بسته نشده است. این وضعیت سطوح قیمتی بسیار ناپایداری را رقم زده است که هر آن ممکن است دچار نوسان شدید شوند.
در مورد قیمت نفت، حتی بدون ازسرگیری کامل جنگ، قیمت احتمالا تا زمانی که تنگه نقطه تقابل باقی بماند، انتظار کاهشی ندارد. بازارهای سهام بورسهای بزرگ خصوصا بورسهای آسیایی، همچنان میتوانند از غیبت جنگ و تنش فوری در آرامش باشند، هرچند با شروع نشانهای تشدید درگیری به وضعیت نابسمان قبلی بازخواهند گشت. از همه مهمتر داستان نرخ بهره بانکهای مرکزی بزرگ جهان است.توقعات و انتظارات کاهش نرخ بهره با شرایط فعلی بسیار پیچیدهتر شده است؛ تقابل ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی با جمهوری اسلامی ایران دیگر فقط یک موضوع ژئوپلیتیک نیست، بلکه داستان تورم نیز هست. اگر نفت در سطوح بالا باقی بماند، بازارها ممکن است مجبور شوند برخی از انتظارات خوشبینانهتر درباره کاهش نرخ بهره را کاهش دهند که اثر مهمی بر بازارها خواهد داشت.
چه خواهد شد؟
در افق کنونی دو مسیر میتوان متصور شد. ره اول تجدید قوای دیپلماتیک و تلاش دیگری برای مذاکرات است. طی این مسیر ولو با گامهای کوتاه برای تثبیت اوضاع و قیمت در بازارها و حذف بخشی از ریسک ژئوپلیتیک بازار نفت کافی خواهد بود.
مسیر دوم اما همان درگیری مجدد طرفین است. اگر گام بعدی درگیری دریایی، حملات به زیرساختهای انرژی خلیجفارس یا گسترش عملیات نظامی منطقهای باشد، آنگاه بازار شروع به قیمتگذاری سناریویی بسیار خطرناکتر خواهد کرد. به همین دلیل است که این لحظه نباید بهعنوان حل مسئله تلقی شود؛ بهتر است بهعنوان توقفی در درگیری حلنشده، توصیف شود.
کلام آخر
بهترین توصیف موضع امریکا و اسرائیل در مقابل ایران در وضعیت کنونی، «نه جنگ، نه صلح» است. مذاکرات شکست خورده اما مسیر دیپلماسی هم بهطور کامل فرو نپاشیده، که به این معناست بازارها هنوز در حال قیمتگذاری افراطیترین نسخه درگیری نیستند. نفت خام همچنان در سطوح فعلی حمایت میشود و هر تیتر از هرمز، واشنگتن، تهران یا تلآویو همچنان قدرت حرکت سریع بازارها را دارد. سؤال کلیدی اکنون ساده است: کدام یک اول از همه ازسر گرفته میشود، دیپلماسی یا تشدید؟
اگر دیپلماسی فرصتی دیگر بیابد، بازارها میتوانند به سرعت اعتماد به نفس خود را بازیابند. اما اگر جنگ از سرگرفته شود، فاز بعدی میتواند گستردهتر و خطرناکتر از آنچه سرمایهگذاران فکر میکنند باشد که به معنای شوک بزرگ به اقتصاد جهان خواهد بود. اقدام نسنجیده دولت ترامپ و نتانیاهو شرایطی را در خلیج فارس برای اقتصاد جهانی رقم زده که بسیار شبیه بمبهای عمل نکرده است! آسیب وارد شده اما انفجار و تخریب اصلی هنوز اتفاق نیفتاده و خوف و رجای حاصل از آن به خوبی در سردرگمی برای هدفگذاری نرخ بهره، از سوی بانکهای مرکزی بزرگ جهان هویدا است.
اقتصاد و معیشت میلیاردها انسان در جهان این روزها دستخوش تصمیمات سیاستمدارانی شده که نه تنها خواست عمومی، بلکه توصیه اقتصاددانان و حتی ارشدترین فرماندهان و ژنرالهای نظامی را در نظر نمیگیرند(مثلا همین اخراج ژنرالهای باتجربه ارتش آمریکا به دلیل هشدارهای آنها نسبت به خطرات جنگ با ایران). روزهای آینده نشان خواهد داد آیا عقلانیت قادر به مهار مسالمتآمیز جاهطلبی آنها خواهد بود یا حرارت آتش جنگ نهایتا جهانیان را مستاصل خواد ساخت.
گفتوگوی فراز با دکتر مهدی عربصادق
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی؛ نسخه کامل
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
- تازهها
- پربازدیدها
چرا اینترنشنال، کاهش مصرف برق را بیتاثیر جلوه میدهد؟
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
تفسیر سیاسی روز
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد