بورس تهران در تعطیلی هفته هفتم؛ بسته بماند یا باز شود؟
سرگردانی طولانی بورس و چرخش سرمایهگذاران به پناهگاههای کمریسک
تعطیلی کمسابقه معاملات بورس تهران که اکنون هفته هفتم خود را پشت سر میگذارد، فضای تازهای در رفتار سرمایهگذاران ایجاد کرده و آنها را بیش از پیش به سمت ابزارهای مالی کمریسک سوق داده است. در این دوره طولانی رکود معاملاتی، صندوقهای درآمد ثابت بیشترین ورود پول حقیقی را تجربه کردهاند و توانستهاند نقش محل امن نگهداری نقدینگی را برای بسیاری از سرمایهگذاران ایفا کنند؛ درحالیکه صندوقهای طلا و سایر ابزارهای وابسته به بازارهای جهانی، رفتاری نوسانی داشتهاند. این اتفاق پرسشی اساسی را در فضای کارشناسی کشور مطرح کرده است: تعطیلی طولانی بورس در نهایت به سود چه گروههایی تمام شد و چه بخشهایی بیشترین آسیب را از این تصمیم دیدند؟
مسدود شدن بیش از پنجاهروزه معاملات سهام، تحلیلگران را به دو دسته اصلی تقسیم کرده است. گروهی معتقدند این اقدام در شرایط پرریسک سیاسی و اقتصادی، سپری برای جلوگیری از افتهای شدید و موجهای هیجانی فروش بوده است. به باور آنان، بازار در زمانی که تصویر روشنی از آینده نداشت، میتوانست ظرف چند ساعت با موجی از ترس، سقوطهای غیرقابل کنترل را تجربه کند و توقف معاملات نوعی وقفه حفاظتی به شمار میرفت. در مقابل، گروه دیگری از کارشناسان، این تصمیم را عاملی برای تشدید ابهام، تعویق کشف قیمت و تخریب اعتماد جمعی میدانند. به گفته آنان، بازار سرمایه زمانی معنا پیدا میکند که امکان معامله و نقدشوندگی برقرار باشد و هرگونه انسداد طولانیمدت، جوهره کارکرد بازار را زیر سؤال میبرد. در مرکز این مناقشه، یک پرسش کلیدی قرار دارد: این تعطیلی چه پیامدهایی برای گروههای مختلف بازار داشته و چه کسانی از آن ضرر یا منفعت بردهاند؟
پیامدهای پنهان تصمیمی اضطراری
با بررسی رفتار سرمایهگذاران طی هفتههای اخیر میتوان دریافت که برخی از آنها در این دوره موفق شدهاند موقعیت نسبتاً باثباتی برای داراییهای خود ایجاد کنند. صندوقهای درآمد ثابت، مهمترین مقصد سرمایه در این دوران بودند؛ ابزارهایی که با اتکای کمتر به نوسانات روزانه بازار سهام، توانستند جریان نقدینگی را جذب و بازدهی کمنوسانی برای دارندگان خود فراهم کنند. این گروه از سرمایهگذاران در شرایطی که افق اقتصادی مبهم بود، تمایل بیشتری به حفظ سرمایه و آرامش روانی نشان دادند و در نبود معاملات سهام، پارکینگ مناسبی برای پول خود یافتند.
اما در سمت دیگر بازار، سهامداران خرد که دارایی اصلی آنها سهام شرکتهاست، بیشترین آسیب را از این توقف دیدند. امکان معامله، فروش، مدیریت پرتفوی و پاسخدادن به تغییرات بنیادی شرکتها از آنان گرفته شد و در وضعیتی معلق قرار گرفتند. این بلاتکلیفی برای برخی از آنها هزینهبر بوده، زیرا قادر نبودهاند هیچ واکنشی نسبت به تحولات اقتصادی و حتی اخبار جنگی نشان دهند. از سوی دیگر بسیاری از شرکتهای بزرگ و بنیادی نیز در نبود سازوکار کشف قیمت، نتوانستهاند برآورد جدیدی از ارزش واقعی خود ارائه دهند. عملاً بازار در حالت انجماد قرار گرفته و تفسیر درستی از اثر تحولات بر سودآوری شرکتها وجود نداشته است.
بخش مهمی از ابهامات موجود، ریشه در فضای سیاسی و امنیتی کشور دارد. در هفتههای اخیر هرگونه سیگنال مرتبط با تنشهای منطقهای، مذاکرات سیاسی یا تحرکات در حوزه جنگی، توانسته جهت انتظارات سرمایهگذاران را تغییر دهد. در بازارهای فعال دنیا، چنین شرایطی معمولاً به نوسانات شدید کوتاهمدت و واکنشهای لحظهای منجر میشود؛ اما در ایران، بهدلیل توقف بازار سهام، این نوسانات تنها به برخی ابزارهای بازگشاییشده مانند صندوقهای طلا، نقره و صندوقهای درآمد ثابت محدود شده است. همین موضوع موجب شده سرمایهگذاران بیشتری ترجیح دهند در چنین فضایی، داراییهای کمریسک را برگزینند؛ داراییهایی که دستکم امکان معامله دارند.
جستوجوی راهی برای بازگشت بورس
با بازگشایی تدریجی برخی ابزارها پس از شروع جنگ، ارزیابیهای کارشناسی نشان میدهد که صندوقهای درآمد ثابت و صندوقهای کالایی بهطور نسبی عملکرد مناسبی داشتهاند. ارزش داراییهای صندوقهای درآمد ثابت اکنون به حدود ۸۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده و صندوقهای کالایی نیز نزدیک به ۶۰۰ هزار میلیارد تومان دارایی تحت مدیریت دارند. این دو بازار که مجموعاً نزدیک به ۱۴۰۰ همت از سرمایههای بازار را دربرمیگیرند، طی هفتههای اخیر توانستهاند ثبات نسبی خود را حفظ کنند. صندوقهای کالایی بر اساس نوسان نرخ ارز و قیمتهای جهانی حرکت کردهاند و صندوقهای درآمد ثابت نیز پس از برقراری دوباره معاملات، سریعا به تعادل برگشتهاند.
اما با وجود این موفقیت نسبی، بزرگترین چالش هنوز پابرجاست: بازار سهام. بیش از پنجاه روز است که معاملات آن متوقف مانده و هنوز زمان روشنی برای بازگشایی اعلام نشده است. آسیبهای وارده به برخی صنایع کلیدی کشور، بهویژه فولاد و پتروشیمی، پرسشهای جدی درباره آینده سودآوری شرکتها ایجاد کرده است. حمله به زیرساختهای صنعتی، اختلالهایی در مسیر تولید، صادرات و تأمین مواد اولیه به وجود آورده و تحلیلگران معتقدند تا زمانی که شرکتها بهطور رسمی اثر این خسارتها را گزارش نکنند، امکان کشف قیمت واقعی وجود نخواهد داشت. انتشار گزارشهای تحلیلی دقیق در سامانههای رسمی، نخستین شرط بازگشایی امن بازار به شمار میرود؛ زیرا تنها در این صورت سرمایهگذاران میتوانند اطمینان یابند که قیمتها بر مبنای اطلاعات معتبر تعیین خواهد شد.
در کنار شفافیت اطلاعات، بحث دیگری نیز مطرح است: نمیتوان بازار را برای همیشه بسته نگه داشت. تجربه بازارهای جهانی نشان داده که حتی در شرایط جنگی و بحرانهای بزرگ، توقف معاملات تنها برای مدت کوتاهی قابل پذیرش است. نمونه آمریکا در این زمینه بارها مورد استناد کارشناسان قرار گرفته است؛ بازاری که در بحرانهای مختلف تاریخی، در کوتاهترین زمان ممکن فعالیت خود را از سر گرفته و سقوطهای اولیه را در یک بازه منطقی جبران کرده است. اگرچه ساختار بازار ایران با بازارهای جهانی تفاوت دارد، اما اصل تداوم کارکرد بازار، موضوعی غیرقابلچشمپوشی است.
کارشناسان پیشنهاد میکنند بازگشایی بورس باید مرحلهای و همراه با بستههای حمایتی هدفمند باشد؛ بهگونهای که از بروز شوکهای شدید در روزهای ابتدایی جلوگیری کند. در صورت اجرای هوشمندانه این فرآیند، امکان بازگشت آرام بورس و احیای اعتماد سرمایهگذاران وجود دارد. در غیر این صورت، ادامه وضعیت فعلی نهتنها به کاهش ریسکها کمک نمیکند، بلکه میتواند به شکلگیری ذهنیتی نگرانکننده در میان فعالان منجر شود؛ ذهنیتی که میگوید بازار سهام دیگر نقش اصلی خود را از دست داده و دارایی سهامداران در فضای مبهمی معلق مانده است.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد