اقتصاد آمریکا زیر سایه جنگ رمضان | از شوک انرژی تا کاهش نرخ رشد
اقتصاد ایالات متحده در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ رشدی در حدود ۲ درصد را ثبت کرده است؛ نرخی که نهتنها کمتر از پیشبینیهای ۲.۲ درصدی بازار است، بلکه در مقایسه با میانگینهای تاریخی نیز نشانهای از کاهش شتاب رشد به شمار میرود. در نگاه نخست، این عدد ممکن است همچنان بیانگر تداوم فعالیت اقتصادی باشد، اما بررسی دقیقتر اجزای این رشد، تصویر متفاوتی را آشکار میکند؛ تصویری که در آن، پایههای سنتی اقتصاد آمریکا در حال فرسایش تدریجی هستند.
مهمترین نشانه این تغییر، کاهش محسوس در سرعت رشد مصرف خانوارهاست. مخارج مصرفی که ستون اصلی تولید ناخالص داخلی آمریکا محسوب میشود، در این دوره تنها ۱.۵ درصد رشد داشته، در حالی که این رقم در فصل قبل حدود ۱.۹ درصد بود. این افت نشاندهنده تغییر رفتار مصرفکنندگان در مواجهه با نااطمینانیهای اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی است.
همزمان، کاهش نرخ پسانداز شخصی نیز زنگ خطر دیگری برای اقتصاد آمریکا محسوب میشود. خانوارها برای حفظ سطح مصرف خود، ناچار به استفاده از منابع پساندازی یا حتی افزایش بدهی شدهاند. این الگو در کوتاهمدت میتواند ظاهر رشد اقتصادی را حفظ کند، اما در بلندمدت بهشدت ناپایدار است و خطر کاهش ناگهانی تقاضا را افزایش میدهد. در شرایطی که هزینههای انرژی بهویژه بنزین در پی جنگ رمضان روندی صعودی گرفته، فشار بر بودجه خانوارها بهمراتب بیشتر شده است.
برآوردها نشان میدهد افزایش قیمت انرژی ناشی از تنشهای نظامی، سالانه دهها میلیارد دلار بار اضافی بر مصرفکنندگان آمریکایی تحمیل میکند. این هزینههای تحمیلی، بهطور مستقیم از قدرت خرید خانوارها میکاهد و مصرف اختیاری را محدود میکند؛ موضوعی که در نهایت به کاهش رشد اقتصادی منجر خواهد شد.
رشد سرمایهگذاری؛ محرکی ناپایدار در اقتصاد جنگزده
در مقابل ضعف مصرف، دادهها از رشد قابلتوجه سرمایهگذاری خصوصی خبر میدهند؛ رشدی که عمدتاً در حوزه فناوری و بهویژه هوش مصنوعی متمرکز شده است. شرکتهای آمریکایی در حال افزایش هزینههای خود برای توسعه زیرساختهای دیجیتال، خرید تجهیزات پیشرفته و ارتقای نرمافزارها هستند. این روند، در ظاهر بهعنوان نقطه قوت اقتصاد آمریکا مطرح میشود، اما در واقعیت با ابهامات جدی همراه است.
بخش مهمی از این سرمایهگذاریها به واردات وابسته است. تجهیزاتی مانند تراشهها و سختافزارهای پیشرفته، عمدتاً از خارج تامین میشوند و در محاسبه تولید ناخالص داخلی، اثر کاهنده دارند. بنابراین، تاثیر خالص این سرمایهگذاریها بر رشد اقتصادی، کمتر از آن چیزی است که در نگاه اولیه به نظر میرسد.
از سوی دیگر، تجربه تاریخی نشان میدهد که سرمایهگذاری و مصرف بهطور معمول در یک مسیر حرکت میکنند. در دهههای گذشته، هر زمان که مصرفکننده قوی بوده، سرمایهگذاری نیز با اطمینان بیشتری افزایش یافته است. اما در شرایط کنونی، این همراستایی در حال از بین رفتن است. سرمایهگذاری در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، در حالی در حال رشد است که مصرفکننده نشانههایی از عقبنشینی بروز میدهد.
این واگرایی، پایداری رشد اقتصادی را زیر سوال میبرد. در نهایت، هر سرمایهگذاری باید به تولید کالا و خدماتی منجر شود که توسط مصرفکننده خریداری شود. اگر تقاضای مصرفی به اندازه کافی قوی نباشد، بازده این سرمایهگذاریها کاهش یافته و حتی ممکن است به زیانهای گسترده منجر شود. در چنین شرایطی، رشد فعلی سرمایهگذاری را نمیتوان بهعنوان یک موتور پایدار برای اقتصاد آمریکا در نظر گرفت.
شوک جنگ و انرژی؛ فشار مضاعف بر اقتصاد آمریکا
نقش جنگ رمضان در تشدید این روندها قابلچشمپوشی نیست. هزینههای مستقیم نظامی، افزایش قیمت انرژی و نااطمینانیهای ژئوپلیتیک، همگی بهعنوان عوامل تضعیفکننده اقتصاد آمریکا و به خصوص مصرف مردم عمل کردهاند. این هزینهها نهتنها فشار مستقیمی بر بودجه دولت وارد میکند، بلکه از طریق افزایش بدهی عمومی، بار مالی بیشتری را به اقتصاد تحمیل میکند. در حال حاضر، بدهی ملی آمریکا در سطوحی بیسابقه قرار دارد و افزایش نرخ بهره نیز هزینه تامین مالی این بدهی را بالا برده است. در چنین شرایطی، هرگونه افزایش در مخارج نظامی، بهمعنای تشدید فشار بر بودجه عمومی و کاهش فضای سیاستگذاری اقتصادی خواهد بود.
در سطح جهانی نیز، پیامدهای این جنگ بهوضوح قابل مشاهده است. افزایش قیمت انرژی، اقتصادهای اروپا و بریتانیا را با شوک عرضه مواجه کرده و بانکهای مرکزی این کشورها را در موقعیتی دشوار قرار داده است. تثبیت نرخهای بهره در این کشورها، نشانهای از نگرانی نسبت به تضعیف رشد اقتصادی است؛ نگرانیای که ریشه آن تا حد زیادی به تنشهای ژئوپلیتیک و سیاستهای آمریکا بازمیگردد.
در اروپا، وابستگی بالا به واردات انرژی باعث شده افزایش قیمتها بهسرعت در اقتصاد منعکس شود. در بریتانیا نیز، فشار بر خانوارها در حال افزایش است و انتظار میرود با تعدیل سقف قیمت انرژی، این فشارها تشدید شود. در چنین شرایطی، بانکهای مرکزی ناچارند میان کنترل تورم و حفظ رشد اقتصادی تعادل برقرار کنند؛ تعادلی که دستیابی به آن روزبهروز دشوارتر میشود.
در مجموع، آنچه از این دادهها برمیآید، تضعیف تدریجی بنیانهای اقتصاد آمریکا در سایه جنگ و شوکهای بیرونی است. اگرچه رشد اقتصادی هنوز در محدوده مثبت قرار دارد، اما این رشد بیش از آنکه نشانهای از قدرت باشد، بیانگر مقاومتی شکننده در برابر فشارهای فزاینده است.
ادامه این روند میتواند به کاهش بیشتر مصرف، افزایش بدهی و در نهایت افت محسوس رشد اقتصادی منجر شود. در چنین سناریویی، اقتصاد آمریکا نهتنها با چالشهای داخلی مواجه خواهد شد، بلکه اثرات آن بهسرعت به اقتصاد جهانی نیز سرایت خواهد کرد. جنگ رمضان، نهفقط یک درگیری نظامی، بلکه یک شوک اقتصادی عمیق برای بزرگترین اقتصاد جهان به شمار میرود.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد