در جام جهانی ۱۹۸۶ علیرغم جنگ مشتاق دیدن تلویزیون عراق بودیم/ جام جهانی را از تلوزیون عراق میدیدیم
سال ۱۳۶۵ قرار بود سیزدهمین دوره مسابقات جام جهانی در مکزیک برگزار شود و نسل ما پسربچههای عاشق توپ گرد که با توپ پلاستیکی در کوچههای داغ اهواز در عطش گشودن راهی به تیردروازههای گل کوچک بودیم، با ذوق زدگی منتظر شروع جام بودیم. کیهان ورزشی و دنیای ورزش نقش شبکههای اجتماعی این عصر را بازی میکردند. تلویزیون، اما بخش اعظمش به اخبار و تبلیغات جنگ میگذشت و در وقت باقیمانده بسیار محدود، یک ساعت وقت برای چند برنامه کودک نصفه و نیمه ولی به شدت جذاب برای ما و برنامه دیدنیها و چند سریال رنگ و رو رفته داشت و اصلا خبری از پخش زنده مسابقات که در ان زمان پخش مستقیم نامیده میشد، نبود. البته برنامه اول یا همان شبکه یک فعلی هر روز یک ساعت برنامهها را زودتر شروع میکرد و در ساعت ۴ بعدازظهر خلاصهای از مسابقات روز قبل را نشان میداد که بهرام شفیع آن را گزارش میکرد.
عصرِ خاص و تکرارنشدنی بود و دیگر آن دوره هرگز برنخواهد گشت که این قاعده زمانه است. به هر روی جام در مکزیک شروع شد و این بار ایتالیا قهرمان دوره گذشته با ستارگان همان تیم که پیرتر شده بودند با انزوبیزورت پا به مکزیک گذاشت. برزیل با دکتر سوکراتس عرق خور و آن چهره چه گوارا مانند و جوانان پرشَر و شوری مانند زیکو و کاره کا، فرانسه قهرمان اروپا با میشل پلاتینی مقدس، مانوئل آموروس وژان تیگانای سیاه پوست که ما نمیدانستیم در یک تیم اروپایی چه میکرد و دروازه بان موفرفری اش ژول باتس، نوید مسابقات جذابی را میدادند.

به گفته بابک شهنی دارابی یکی از فوتبال دوستان قدیمی خوزستان در غیاب پخش مستقیم از تلویزیون ایران جنگزده، آنتن گردانها و بوسترهای یو اچ اف UHF در اهواز سال ۱۳۶۵ به سوی تلویزیونهای عربی میچرخید. تلویزیون کویت بهترین گزینه بود. سیستم نسبتا شفاف پال آن و در مرحله بعد تلویزیونهای عربستان، قطر و بحرین که البته سختتر قابل دسترس بودند و در نهایت تلویزیون عراق دشمن قدیمی با سیستم سکام که شبیه سیستم پخش تلویزیون خودمان بود ولی جهت آنتنش کاملا فرق میکرد، بازیها را مستقیم از مکزیک در آن سوی دریاها پخش میکردند. فریادگزارشگران عربی با واژههای الهدف، ملعب و لاعب فریق به هوا بلند بود و ما پسرکان عاشق، چشمانمان بدون پلک زدن به صفحه جادویی بود.

اما اوضاع همیشه خوب پیش نمیرفت. باید هوا شرجی میشد تا به قول معروف بشود کویت و عراق را آینه گرفت. هوای شرجی در آن زمان بسیار مطلوب بود و ما با خوشحالی فراوان تلویزیون را روشن میکردیم و با تنظیم آنتن و چرخاندن پیچ کانال سعی میکردیم برفکهای آن را کم و کمتر کنیم. داشتن بوستر یا تقویت شصت درصد سفید رنگ کالایی لوکس ولی لازم برای هر خانه بود و البته خانمهای خانه هم به طمع دیدن فیلم هندی و بچههای کوچکتر در عطش دیدن کارتن با خرید این کالای لوکس که از بندر میآمد، همراهی میکردند.

جهان فوتبال به وضع چنون آمیزی رسید و ما با چرخاندن آنتن تلویزیون به سمت کویت و عربستان سعی داشتیم در این ضیافت پرزرق و برق شرکت کنینم.
جام جهانی ۱۹۸۶، اما در ظهر گرم مکزیک برگزار میشد تا پخش تلویزیونی آن برای اروپا و خاورمیانه مناسب باشد. در حالیکه هواپیماهای عراقی بر آسمان اهواز میچرخیدند، امواج فرستندههای عربی نیز در آسمان اهواز حرکت میکردند و ما اگر از هواپیمای عراقی متنفر بودیم، اما مشتاق دیدن تلویزیون عراق بودیم و این پارادوکس دهه شصت اهواز و اهوازیها بود. نسل جدید هرگز چنین مطلوبی نداشته و نخواهد داشت. اما تلویزیون کویت همیشه دردسترسترین بود.
آلمان با کارل هاینس رومینگه، رودی فولر، پی یر لیت بارسکی و دروازه بان هیولامانندش هارولد شوماخر تحت هدایت فرانتس بکن باوئر به مکزیک میآمدند. از تیم ایران خبری نبود. یکی از بهترین نسلهای تاریخ ایران پس از ناکامی رسیدن به فینال جام ملتهای آسیا در ۱۹۸۴ و با تحریم خودخواسته در جام رنگارنگ ۱۹۸۶ مکزیک غایب بود.

انگلستان با گری لینه کر، پیتر شیلتون به مکزیک پرواز کرده بودند و سرانجام آرژانتین به رهبری دیگه مارادونا پا به مکزیک گذاشت. او با قد کوتاهش در میان ستارگان قدبلند و خوش تیپ و مو بلند آرژانتینی مانند یک ژنرال منحصر بفرد بود.

جام با ۲۴ تیم در شش گروه چهارتیمی از ۱۰ خرداد ۱۳۶۵شروع شد و ایتالیا وآرژانتین به دیدار هم رفتند در شامگاه غروب پائولو روسی و صبحگاه طلوع مارادونا دو تیم یک بر یک مساوی شدند و با هم به دور بعد رفتند.
اوضاع برای تیمهای دیگر مدعی خوب پیش رفت. برزیل آلمان غربی بلژیک فرانسه انگلستان و... نیز به دور حذفی یک هشتم نهایی آمدند جایی که آلمان غربی با ضربه آزاد دقیقه ۸۸ مراکش سمج و پررو را کنار گذاشت. آرژانتین با بدبختی اروگوئه همسایه و هووی قدیمی را به خانه برگرداند و فرانسه میشل پلاتینی قهرمان اروپا توانست ایتالیا قهرمان جهان را شکست دهد. مثل معروف اسپاگتی سوخت نشان از شکست ایتالیا بود. معجزه چهار سال تکرار نشد و پائولو روسی فقط توانست در رختکن پینگ پنگ تمرین کند، زیرا نیمکت نشین بود و میشل پلاتینی که اجدادش ایتالیایی بودند و خودش در یوونتوس قهرمان اروپا شده بود، بر علیه سرزمین نیاکانش شمشیر کشید.
برزیل به راحتی بر لهستان پیروز شد. دکتر سوکراتس با زدن پنالتی بدون دورخیز برندی جدید شد و البته زیباترین بازی این مرحله نبرد کوچه به کوچه بلژیک و شوروی بود. جایی که در یک رقابت جنون آمیز سربازان ارتش سرخ در وقت اضافه چهار بر سه شکست خوردند و بلژیک با رهبری جوانی ایتالیایی الاصل به نام انزو شیفو و شیرین کاری ژان ماری فاف دروازه بان تاریخی خود به دور بعد رسیدند. راستی این ایتالیایی الاصلها چرا به داد تیم خودشان نرسیدند؟

اسپانیا نیز با هنرنمایی ستاره رئال مادرید امیلیا بوتراگینو ۵ بر یک دانمارک برادران لادروپ و ستاره بایرن مونیخ سورن لربی شکست دارد تا ما در مرحله یکچهارم نهایی و پس از غربال تیمهای ضعیفتر بازیهای حساستری ببینیم. جهان فوتبال به مرز دیوانگی نزدیک و نزدیکتر میشد.

در دور یکچهارم نهایی چهار نبرد رخ داد که دو تای آن به شدت تاریخی شد و هنوز پس از چهل سال بر آن بحث میشود گویی که دیروز بود و نسلهای علاقمندانی که پس از این جام پا به این چرخ گردون گذاشتند، با شدت و حرارت نسل ما نوجوانان سال ۱۳۶۵ درباره این دو رقابت سوپرتاریخی صحبت میکنند. نکته جالب اینکه دقیقا چهل سال پیش در روزهای ۳۱ خرداد و ۱ تیر ۱۳۶۵ این مرحله برگزار شد.
سه مسابقه از چهار بازی این دور به پنالتی کشید.
بلژیک در ضربات پنالتی بر اسپانیا پیروز شد. اسپانیاییها سالهای قبل از این بازی و سالهای بسیار پس از این رویداد با قدرت به جام جهانی و جام ملتهای صعود میکردند و دور مقدماتی هر جام را با موفقیت پشت سر میگذاشتند ولی در مراحل حذفی شکست میخوردند و اوت میشدند. کاری هم از دست قدیسان برنمی آمد. بر سر دروازه ورودی سانتیاگو برنابئو نوشته شده بود خدایا کی نوبت ما میشود.
سالها پس از جام ۸۶ در جام ملتهای اروپا ۲۰۰۸ طلسم شکست و آنها در یکچهارم نهایی ایتالیا را در پنالتی بردند و سپس مانند یک اسب خشمگین و عقدهای به فینال تاختند و قهرمان اروپا و سپس در ۲۰۱۰ قهرمان جهان شدند. اما در ۱۹۸۶ هنوز غم و اندوه شکست در مراحل حذفی بود که بر ماتادورها حکمرانی میکرد و هنوز سالها باید صبر میکردند.

در بازی دیگر این دور آلمان غربی بر مکزیک میزبان بسیار امیدوار در ضربات پنالتی پیروز شدند. بسیاری گمان میکردند تماشاگران مکزیکی پس از باخت واکنشی خشمگین بروز میکنند، اما سبیلوهای سبزه مکزیکی با آن کلاه دور بلند که برای حفاظت از آفتاب تند مکزیکو بر سر میگذشتند در پایان بازی در یک واکنش تحسین آمیز و غمبار، برخاستند و با اشک بر دیدگان پرچمهای بلند مکزیکی را در آسمان مکزیکو به حرکت در آوردند و با صدای ستارگان ناکام خود را تشویق کردند.
هوگو سانچز ستاره مکزیکی رئال مادرید هرگز به آرزویش یعنی فتح جام در خانه نرسید و اگر پسرعموهای همزبان اسپانیایی سالها بعد از جام کام گرفتند، اما مکزیک هنوز در حسرت میسوزد و شاید در این جام که میزبان مشترک هستند، امیدوار باشند هرچند جهان فوتبال کاملا بیرحم است و اصلا عدالت و نوبت سرش نمیشود. مکزیکیها در سال ۱۹۷۰ نیز که میزبان بودند در همین مرحله از ایتالیا باختند و نکته جالب اینکه هم ایتالیای ۱۹۷۰ و هم آلمان غربی ۱۹۸۶ نیز ناکام از مکزیک رفتند شاید آه دل مکزکیها بود، شاید.

اما به دوبازی شاهکار تاریخی میرسیم در ۳۱ خرداد ۱۳۶۵ در گوادالارخا برزیل و فرانسه به دیدار هم رفتند مصاف زردهای برزیل با رهبری کاپیتان دکتر سوکراتس که یک پزشک بود و همینطور زیکو فالکائو کاره کا و کارلوس دروازه بان فتوژنیک در برابر لشکر آبی پوش پلاتینی آموری دومینیک روشه تو ژان تیگانا و ژول باتس تبدیل به بزرگترین فیلم سینمایی فوتبالی تاریخ شد. بازی که هرگز روی دستش نیامد. فردای برگزاری مسابقه تلویزیون ایران فیلم بازی را پخش کرد. گزارش مرحوم بهرام شفیع این بازی را تبدیل به یک فیلم مهیج کرد. در مصافی که حتی یک دقیقه هم وقت کشی در کار نبود. دو تیم بی رحمانه بر روی دروازه هم توپ ریختند و سهم برزیلیها بیشتر بود. وقتی کاره کا در دقیقه ۱۷ یک گل مدرسهای به فرانسه زد همه از گلباران شدن قهرمان اروپا مطمئن شدیم، اما یک نفر بود که ثابت کرد این طور نمیشود.

میشل پلاتینی تیمش را سرو سامان داد و دست به ضدحمله زد تسلیم در کار نبود. نبرد وقتی پلاتینی گل مساوی را زد به یک جنگمغلوبه تبدیل شد. این بازی دیگرگل نداشت، اما هر لحظه بازی بوی گل میداد به ویژه وقتی که زیکو چند دقیقه پس از ورودش به زمین پنالتی تیمش را هدر داد. راستی چرا این پنالتی فوق حساس را به زیکو تازه وارد دادند؟

به هر روی در حالیکه شمار موقعیتهای صدرصد خراب شده دو تیم از انگشتان دو دست بیشتر میشد، ما با دقت مشغول تنظیم آنتن و صاف کردن برفکهای تلویزیون بودیم تا تصویر صافتر شود. تصویر مرتب و با یک سیگنال ثابت صاف و برفکی میشد، تا هیچان مسابقه بیشتر شود. خیلی وقتها فکر میکنم اگر روزی دوباره تلویزیون قدیمی و پارس مدل ۱۳۵۶ خانه پدری را پیدا کنم و دوباره روشن کنم و بوستر UHF و آنتن گردان آن زمان را برقرار کنم در قاب آن تلویزیون دوباره تصاویر جام جهانی ۱۹۸۶ جان میگیرد و من دوباره نوجوان میشوم تا با حرارت دوباره بازی برزیل فرانسه را به صورت مستقیم از گوادالارخا و تلویزیون کویت ببینم.
و، اما این بازی تاریخی سرانجام به اوج هیجان و ضربات پنالتی رسید ضرباتی که به َضربان قلب ما وصل میشد
دکتر سوکراتس پشت ضربه نخست برزیل رفت و بدون دورخیز ضربه زد، اما این بار...


اینکه سوکراتس با آن استیل چهگوارایی اش، پس از این بازی در میخانههای مکزیک و برزیل چقدر مشروب خورد تا اندوه این ناکامی را فراموش کند، برایم قابل تصور نیست. سوکراتس در سال ۲۰۱۱ و در سن ۵۷ سالگی و به دلیل افراط در نوشیدن الکل این دنیا را ترک کرد شاید این پزشک نیکوکار بارها و بارها صحنه هدردادن پنالتی و شکست و حذف تلخ برزیل را در جام جهانی و نابودی رویاهایش برای فتح جام را سعی کرد با نوشیدن هرچه بیشتر الکل کمرنگ کند ولی نشد که نشد کابوس پنالتی هدررفته بر جان او افتاد و از آنجایی که دیگر فرصت جبران نبود، او تصمیم گرفت با نوشیدن بیشتر وبیشتر الکل از خودش انتقامبگیرد و اکر در گل کردن آن پنالتی فتح جام جهانی ناکام بود، اما در گرفتن انتقام از خودش موفق شد و در سال ۱۳۹۰ به دلیل خونریزی مجاری گوارشی از دنیا رفت.
دکترای کاش آن پنالتی را بیشتر دورخیز میکردی وای کاش بعد از آن هدر دادن پنالتی به خودت و طرفدارانش رحم میکردی، چرا این کار نکردی؟
به هر روی این سمت دنیا افراد جوگیر تلاش کردند پا جای پای او بگذارند. پنالتی مدل سوکراتسی بدون دورخیز برای سالها در زمینهای خاکی اهواز مد شد و نوجوانان و جوانان چند نسل تلاش کردند با بهثمر رساندن پنالتیهای بدون دورخیزشان تلافی آن پنالتی هدر رفته را بکنند باشد که روح دکتر در آن دنیا در آرامش باشد و دیگر به آن فکر نکند.
دکتر ما در اهواز پنالتی هایمان را به یاد تو بدون دورخیز میزنیم. اما تو در بهشت پنالتی هایت را با دورخیز بزن.

اما در گرمای داغ تابستان اهواز ما در کوچهها و پابرهنه به دنبال توپ پلاستیک دوپوسته میدویدیم و در آرزوی رسیدن به سقف رویاهای خود در استادیم آزتک مکزیکو یا خالیسکو گوادارالاخا بودیم. مسابقاتی که به وقت مکزیک ظهر برگزار میشد تا بتوانیم در شبانگاه آن را مستقیم ببینیم و چهره عرق ریزان ستارگان پرزرق وبرق زیر خورشید تند مکزیک با خیابانهای داغ اهواز سال ۱۳۶۵ زیر بمباران عراقیها همذاتپنداری میکرد.
پنالتی دیگر بحث برانگیز پنالتی برونو بلونه به کارلوس دروازه بان برزیل بود. ضربه بلونه به تیر خورد و در حال برگشت به زمین بود که کارلوس دروازه بان برزیل که جهت توپ را درست خوانده بود ولی دیر به آن رسیده بود به توپ رسید و توپ به سرش خورد و به دروازه غلطید
پله در کتاب خاطراتش نوشت که یک مثل میان اهالی برزیل هست که میگوید خدا برزیلی است.
او از اعتقادات عجیب کاتولیکهای متعصب به این شعار پرده برداشت، اما اگر این مثال درست باشد یقینا در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۵، در یک روز استثنایی خدا به برزیلیها نشان داد که در انحصار آنها نیست و سایر انسانها نیز میتوانند به او تکیه کنند و انتظار کمک داشته باشند، زیرا اگر جز این بود کارلوس شاید جهت توپ را اشتباه تشخیص میداد و توپ بلونه گل نمیشد.

فردا شب وقتی تلویزیون ایران با یک روز تاخیر بازی را با گزارش مرحوم بهرام شفیع پخش میکرد شفیع در حالیکه صدایش را موقع این پنالتی نازک میکرد گفت برخی کارشناسان داوری معتقد بودند توپ بلونه پس از برخورد به تیر دیگر هدررفته باید حساب میشد و ضربه سر کارلوس نباید حساب میشد و گل قبول نیست.
در غیاب وار معلوم نشد حق با کیست ولی داور توپ را گل اعلام کرد و اکنون پس از چهل سال وچند روز از آن رویداد، دیگر امکان رفتن صحنه به وار وجود ندارد.
در حالیکه زیکو در یک صحنه دیرهنگام پنالتی اش را گل کرد و این پنالتی گل شده هرگز جبران پنالتی هدررفته اش در جریان بازی نشد نوبت به میشل پلاتینی رسید او میتوانست با گل کردن پنالتی اش خیال تیمش را راحت کند، اما ضربه او سقف آسمان را شکافت و همه چیز را مساوی کرد.
با این حال جولیوسزار برزیلی نیز پنالتی اش را خراب کرد تا لوئیز فرناندز پنالتی اش را گل کند و سرور مارسیز در گوادالاراخا بلند شود فرانسه در مهمترین و هیجان انگیزترین نبرد فوتبالی تاریخ پیروز شد در مسابقهای که اگر صدبار از ابتدا تا انتها ببینی باز فکر میکنی ارزش دوباره دیدن دارد.
مارادونا داور را فریب داد.
اما پایان این مرحله از جام مسابقه تاریخی انگلستان و آرژانتین بود. جایی که دیه گو مارادونا ۲۵ ساله در اوج قدرت و جوانی آمده بود تا جبران ناکامی ۴ سال پیش را بکند. اینقدر عقلش میرسید که از زمین اخراج نشود و اینقدر هم توان و نفس داشت که گل بزند و پاس گل بدهد و زمین و حریف را اسیر خود کند. چهار سال قبل از این مسابقه سپاه آرژانتین در جزایر فالکند و زیر بمباران هواپیماهای انگلیسی شکست تلخی خورده بودند.۶۰۰ افسر و سرباز آرژانتینی کشته شده بودند و جزایر نیز برای همیشه از دست رفت و اینک در ظهر گرم یک تیر ۱۳۶۵ دیه گو ژنرال تیم فوتبال آرژانتین آمده بود تا شاید انتقام بگیرد و او با دست و پایش انتقام گرفت.
در صحنهای تاریخی او به هوابرخاست توپی سرگردان عجولانه توسط دفاع انگلستان به هوا بلندشده بود و پیتر شیلتون دروازه بان انگلستان آمده بود آن را تصاحب کند. امکان کنترل توپ با پا نبود و قد مارادونا هم کوتاهتر از آن بود که با سر به توپ ضربه بزند. اما دست او بلند بود. او توپ را با دست زد و در فریب داور موفق شد. در غیاب وار گل او پذیرفته شد. دست خدا نام دیگر آن صحنه شد.
وقتی چهار دقیقه بعد اوانفجاری از نیمه خودی حرکت کرد، کسی جلودارش نشد، او شش نفر را دریبل زد و توپ را به گل دوم تبدیل کرد تا به نوعی گل با دست را تحت الشعاع قرار دهد. بر خلاف گل اولش این گل اصلا حرف و حدیثی نداشت.
مارادونا یک تنه ارتش مسلح انگلستان را در زمین فوتبال شکست داد تا مرهمی بر غرور ملی آرژانتینیها بگذارد.
تا سالها بعد در زمینهای خاکی و حتی کوچههای آسفالت اهواز افراد زیادی تلاش کردند تا این دو گل تاریخی مارادونا را تقلید کنند، آمار کسانی که تلاش میکردند با دریبل کلیه نفرات حریف گل بزنند همواره رو به افزایش بود و البته تب گل زدن با دست چنان بود که بسیاری اوقات داوران گلهای سالم با سر را اشتباهی مردود اعلام میکردند.

باری در نیمه نهایی آن جام آلمان غربی توانست تیم خسته فرانسه را که برای انتقام شکست چهار سال انگیزه زیادی داشت دو بر صفر ببرد و دوران ورزشی پلاتینی با این شکست نلخ تمام شد و البته در سوی دیکر مارادونا دو گل به بلژیک زد تا پرونده این تیم شگفتی ساز بسته شود.
فینال جام ۸۶ روز ۸ تیر ۱۳۶۵ در ورزشگاه آزتک شهر مکزیکو یک درام تاریخی بود جایی که آلمانیها در عرض شش دقیقه دو گل به ثمر رساندند تا بازی را مساوی کنند. آنها امیدوار بودند تا کار به پنالتی بکشد، زیرا آنها پس از شکست در ضربات پنالتی فینال جام ملتهای اروپا در سال ۱۹۷۶ روبروی چکسلواکی هرکز دیگر در پنالتی بازنده نشدند و احتمال زیاد بود اگر فینال ۱۹۸۶ به پنالتی میکشید چنین شود. اما مارادونا تیم شوک زده آرژانتین را نجات داد و با پاسی تاریخی بوروچاگا را با شوماخر تک به تک کرد تا بتواند چند دقیقه بعد بر جام جهانی بوسه بزند و این پایان یک نبرد تاریخی بود که اکنون چهل سال از آن گذشته است و هنوز گویی بازیهای تاریخی آن در مدارس فوتبال تدریس میشود و شاید بتوان گفت جامی به هیجان انگیزی آن جام دیگر برگزار نشد و شاید هرگز برگزار نشود، زیرا هرگز ستارگانی مانند مارادونا پلاتینی سوکراتس رومینگه و ... نخواهند آمد.

بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
- تازهها
- پربازدیدها
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد