۶۰ هزار پرستار خانهنشین داریم اما نسبت پرستار به تخت زیر ۰.۹۵ است | ریشه مشکل کجاست؟
پرستاری در ایران سالهاست میان دو بحران همزمان گرفتار شده است؛ از یک سو نظام سلامت با کمبود نیروی پرستاری دستوپنجه نرم میکند وازسوی دیگر پرستاران برای جبران فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی، ناچار به پذیرش شیفتهای بیشتر و اضافهکاری هستند. در چنین شرایطی، افزایش مبلغ اضافهکاری از سوی مسئولان بهعنوان یکی از اقدامات حمایتی مطرح میشود، اما فعالان صنفی پرستاری میگویند مسئله اصلی چیز دیگری است: پرستار نباید برای داشتن یک زندگی معمولی مجبور باشد بیش از ظرفیت جسمی و روحی خود کار کند.
از سوی دیگر، مسئله فقط کمبود نیروی موجود در بیمارستانها نیست. محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار، در گفتوگویی که خرداد ۱۴۰۴ منتشر شد، از وجود حدود ۶۰ هزار پرستار خانهنشین خبر داد و گفت بخشی از پرستاران نیز به دلیل شرایط اقتصادی کشور را ترک میکنند. او همچنین از ترک شغل سالانه حدود ۱۸۰۰ پرستار بر اساس آمار اعلامی مسئولان وزارت بهداشت خبرداده است.
این اعداد یک تناقض جدی را نشان میدهد: نظام سلامت همزمان با کمبود پرستاردربیمارستانها، با نیروی پرستاری خارجشده از چرخه اشتغال نیز مواجه است؛ مسئلهای که نشان میدهد مشکل صرفاً «تعداد نیروی تربیتشده» نیست، بلکه جذابیت اقتصادی و شرایط کاری حرفه پرستاری نیز به یک مسئله تعیینکننده تبدیل شده است.
از ۲۵ هزار تا ۸۰ هزار تومان؛ افزایش اضافهکاری چه چیزی را حل کرد؟
یکی از مهمترین مطالبات پرستاران طی سالهای اخیر، اصلاح مبلغ اضافهکاری بوده است. در جریان اعتراضات پرستاری، مبلغ اضافهکاری از حدود ۲۵ هزار تومان به ۸۰ هزار تومان افزایش یافت و قرار بود این رقم به ۱۰۰ هزار تومان در ساعت برسد؛ با این حال، گزارشهای رسانهای نشان میدهد کمبود نیرو همچنان پابرجا مانده و در بسیاری از بیمارستانها پرستاران همچنان ناچار به اضافهکاری هستند؛ بنابراین افزایش رقم اضافهکاری، اگرچه در ظاهر یک افزایش دستمزد محسوب میشود، اما نمیتواند جای خالی استخدام نیروی کافی و اصلاح ساختار پرداخت را پر کند.
وقتی یک بیمارستان با کمبود پرستار مواجه است، افزایش مبلغ اضافهکاری میتواند در کوتاهمدت پرستار را به ماندن در شیفتهای بیشتر ترغیب کند؛ اما همین راهکار، اگر به سیاست دائمی تبدیل شود، عملاً بار کمبود نیروی انسانی را بر دوش پرستاران شاغل میگذارد.
نتیجه چنین وضعیتی میتواند یک چرخه فرسایشی باشد: کمبود نیرو، شیفت بیشتر، فرسودگی، کاهش رضایت شغلی، ترک شغل یا مهاجرت و در نهایت تشدید کمبود نیرو.
پرستار؛ نیروی انسانی کمتعداد با مسئولیت سنگین
نگاهی به وضعیت برخی مناطق کشور نشان میدهد مشکل نسبت نیروی پرستاری به بیمار موضوعی قدیمی و ساختاری است. برای نمونه، در گزارشی درباره وضعیت شمال آذربایجان غربی، اعلام شده بود که به ازای هر ۱۲ بیمار، یک پرستار فعالیت میکند؛ در حالی که شاخص مورد اشاره در همان گزارش، یک پرستار به ازای چهار بیمار بود. در همان گزارش، انباشت مطالبات مالی و کمبود نیروی انسانی از مهمترین مشکلات پرستاران عنوان شده بود.
این وضعیت فقط مسئله رفاهی پرستاران نیست؛ مستقیماً با کیفیت خدمات درمانی و ایمنی بیمار ارتباط دارد. پرستاری که باید همزمان تعداد زیادی بیمار را تحت مراقبت داشته باشد و برای جبران درآمد خود نیز ساعات بیشتری کار کند، طبیعتاً با خطر فرسودگی جسمی و روانی بیشتری مواجه است.
حتی در شهریور ۱۴۰۴ نیز گزارشهایی از نیاز فوری مراکز درمانی به نیروی پرستاری منتشر شد؛ برای نمونه، دانشگاه علوم پزشکی سمنان از نیاز فوری به جذب بیش از ۱۵۰ پرستار خبر داده است.
اعتراض پرستاران به «جایگزین شدن اضافهکاری با عدالت»
در چنین شرایطی، اسماعیل شریعتی، فعال صنفی حوزه پرستاری، در گفتوگو با «فراز» تأکید میکند که مسئله جامعه پرستاری افزایش مبلغ اضافهکاری نیست، بلکه اصلاح نظام پرداخت و برقراری عدالت در پرداختهاست.
اسماعیل شریعتی، فعال صنفی حوزه پرستاری، در گفتوگو با «فراز» با انتقاد از تبدیل افزایش مبلغ اضافهکاری به یک دستاورد برای جامعه پرستاری میگوید: «مسئله اصلی جامعه پرستاری افزایش اضافهکاری نیست، بلکه اصلاح نظام پرداخت و برقراری عدالت در نظام پرداخت است.»
به گفته او، افزایش مبلغ اضافهکاری اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بخشی از مشکلات معیشتی پرستاران را کاهش دهد، اما تورم اثر این افزایش را از بین برده است. از این رو، نباید افزایش اضافهکاری را بهعنوان یک دستاورد بزرگ برای پرستاران معرفی کرد؛ چرا که پرستاری اساساً از مشاغل سخت و زیانآور است و اضافهکاری نمیتواند راهحل مطلوب برای جبران درآمد باشد.
شریعتی معتقد است ساعات کاری پرستاران باید متناسب با ماهیت و سختی این حرفه و درچارچوب استاندارد تنظیم شود تا پرستار بتواند با توان جسمی و روحی مناسب به بیماران خدمت کند. او تأکید میکند اینکه پرستار برای جبران فاصله درآمدی مجبور شود ساعات بیشتری کار کند، نه به نفع پرستار است و نه به نفع نظام سلامت.
این فعال صنفی، مطالبه اصلی پرستاران را تعیین دستمزد متناسب با ارزش واقعی خدماتی میداند که ارائه میکنند و بر ضرورت ارزشگذاری مناسب قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری تأکید دارد.
او میگوید: «امروز پرستاران انتظار دارند با یک شیفت متعارف و استاندارد در ماه، بتوانند درآمدی متناسب با سختی، مسئولیت و حساسیت شغل خود داشته باشند.»
از نگاه شریعتی، پرستاری که در شرایط سخت و در کنار بیماران بدحال فعالیت میکند، باید از امنیت اقتصادی، رضایت شغلی و آرامش روحی برخوردار باشد تا بتواند با انگیزه و تمرکز به بیماران خدمت کند.
او یکی از مشکلات جدی نظام سلامت را وجود تبعیض و ناعدالتی در نظام پرداخت میداند و میگوید در شرایطی که یک پرستار در منطقهای محروم یا در بخشی از بیمارستان که با کمبود شدید نیرو مواجه است، بهتنهایی مسئولیت یک بخش را بر عهده دارد و در نهایت کارانهای حدود ۵ تا ۱۰ میلیون تومان دریافت میکند، مشاهده پرداختهای بسیار متفاوت و گاه میلیاردی در همان نظام سلامت، طبیعی است که احساس بیعدالتی ایجاد کند.
شریعتی تأکید میکند: «مشکل پرستاران کمبود اضافهکاری نیست؛ مشکل این است که ارزش خدمات پرستاری بهدرستی در نظام پرداخت دیده نشده است.»
به اعتقاد او، افزایش اضافهکار نباید جایگزین اصلاح تعرفهگذاری و عدالت در پرداخت شود. راهکار اساسی، اصلاح نظام تعرفهگذاری خدمات پرستاری، ارزشگذاری واقعی خدمات انجامشده و ایجاد سازوکاری است که منفعت اقتصادی خدمت ارائهشده به خود ارائهدهنده آن برسد.
او در نهایت میگوید جامعه پرستاری به دنبال منت و امتیاز نیست، بلکه خواهان اجرای عدالت است؛ به این معنا که یک پرستار بتواند با کار استاندارد و یک شیفت متعارف، زندگی شایستهای داشته باشد و برای رسیدن به حداقلهای زندگی مجبور به کار بیشتر و فرسودگی بیشتر نباشد.
مسئله فقط حقوق نیست؛ مسئله «ارزش کار» است
آنچه از مجموع اظهارات فعالان صنفی و گزارشهای منتشرشده میتوان دریافت، این است که بحران پرستاری را نمیتوان صرفاً با یک عدد در فیش حقوقی حل کرد.
پرستاران از یک طرف با کمبود نیروی انسانی، اضافهکاری و فشار کاری مواجهاند و از طرف دیگر، بخشی از نیروی آموزشدیده این حرفه یا از بازار کار خارج شده یا به فکر مهاجرت است. همزمان، بیمارستانها برای جبران کمبود نیرو به پرستاران شاغل متکی میشوند.
در این میان، مسئله تعرفهگذاری خدمات پرستاری اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر ارزش اقتصادی خدمات پرستاری بهدرستی محاسبه نشود و سهم واقعی پرستار از خدمتی که ارائه میدهد به او نرسد، افزایش اضافهکاری بیشتر شبیه مسکن موقت خواهد بود تا اصلاح ساختاری.
پرستار نباید برای زندگی بیشتر کار کند هدف سیاستگذاری نباید این باشد که پرستار بتواند با اضافهکاری بیشتر درآمد بیشتری کسب کند؛ هدف باید این باشد که پرستار با ساعات کاری استاندارد، درآمدی متناسب با مسئولیت خود داشته باشد.
در غیر این صورت، افزایش اضافهکاری میتواند به جای حل بحران معیشت، بحران دیگری را تشدید کند؛ بحران فرسودگی نیروی انسانی.
پرستاری که برای تأمین هزینههای زندگی مجبور به چند شیفت کار کردن است، همان نیرویی است که باید در حساسترین لحظات، در کنار بیمار هوشیار، دقیق و آماده تصمیمگیری باشد؛ بنابراین موضوع دستمزد پرستاران صرفاً یک مطالبه صنفی نیست؛ مستقیماً به کیفیت نظام درمان و امنیت بیماران نیز مربوط میشود.
پرستاران، آنطور که شریعتی میگوید، افزایش اضافهکاری نمیخواهند؛ آنها میخواهند ارزش واقعی کاری که انجام میدهند در نظام پرداخت دیده شود.
دو کلمه حرف حساب
گفتوگوی فراز با علی اوسط هاشمی، استاندار پیشین سیستان و بلوچستان
- تازهها
- پربازدیدها
حاکمیت ایران: یمنیها مستقل هستند، صداوسیما: ما به یمن گفتیم باب المندب را ببندند!
از شاگردی احمد توکلی و نمایندگی مجلس تا معاونت اقتصادی دفتر رهبری
دو کلمه حرف حساب
در گفتوگو با عضو کمیسیون اقتصادی مجلس بررسی شد
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: