آناتومی گروه ۲۰ در نقطه عطف ژئوپلیتیک؛ بازگشت کرملین، مهار تورم جنگ و فاکتور هزینههای واشنگتن
ریشههای پیدایش؛ از بحران مالی آسیا تا ارتقا به سطح سران
گروه ۲۰ نهادی بینالمللی است که در دسامبر سال ۱۹۹۹ و در پی پیامدهای ویرانگر بحران مالی شرق آسیا در سال ۱۹۹۷ متولد شد. در آن مقطع تاریخی، وزرای دارایی کشورهای صنعتی گروه هفت دریافتند که هندسه اقتصاد جهانی دیگر صرفاً در انحصار پایتختهای غربی و چند کشور صنعتی کهنه نیست و بدون حضور مستقیم غولهای نوظهور نظیر چین، هند، برزیل و روسیه مهار بحرانهای پولی، نوسانات شدید ارزی و تلاطمهای بازار جهانی ناممکن خواهد بود. از همین رو، این تشکل در بدو تأسیس به عنوان یک سازوکار ادواری سالانه در سطح وزرای دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی طراحی شد. با این حال، با وقوع بحران بزرگ مالی جهان و فروپاشی تاریخی والاستریت در سپتامبر سال ۲۰۰۸، این مجمع به دستور کار اضطراری نظام بینالملل تبدیل شد و مستقیماً به سطح سران کشورها ارتقا یافت تا عالیترین مقامات سیاسی مدیریت کلان ثبات اقتصاد بینالملل را شخصاً در دست بگیرند. هدف محوری و بنیادین این نهاد، ایجاد هماهنگی میان سیاستهای پولی و مالی کشورهای تعیینکننده برای دستیابی به رشد پایدار، ممانعت از ورشکستگیهای ارزی و دومینوی سقوط بانکها، اصلاح ساختار معماری مالی جهان و مدیریت بحرانهای متقاطع در حوزه زنجیرههای تأمین کالا، امنیت انرژی، تغییرات اقلیمی و بهداشت عمومی است.
هندسه قدرت؛ اعضا، وزن اقتصادی و جمعیت جهان
ساختار عضویت این بلوک بینالمللی از نوزده کشور مستقل به همراه دو اتحادیه منطقهای تشکیل یافته که در مجموع بیستویک عضو تعیینکننده را ذیل عنوان تاریخی گروه ۲۰ گردهم آورده است. این جمع از یک سو اعضای اولیه گروه هفت و شرکای سنتی بلوک غرب شامل ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن و کانادا را در بر میگیرد و از سوی دیگر قدرتهای نوظهور و تأثیرگذار اقتصادی شامل چین، فدراسیون روسیه، هند، برزیل، ترکیه، آفریقای جنوبی، پادشاهی عربستان سعودی، کره جنوبی، استرالیا، مکزیک، اندونزی و آرژانتین را شامل میشود. علاوه بر این دولتها، اتحادیه اروپا و اتحادیه آفریقا—که در جریان نشست تاریخی سپتامبر ۲۰۲۳ در دهلینو رسماً به عضویت دائم این نهاد درآمد—پایههای منطقهای این مجمع را شکل میدهند. این بیستویک بازیگر کلیدی رویهمرفته حدود هشتادوپنج درصد از کل تولید ناخالص داخلی جهان، بیش از هفتادوپنج درصد از حجم مبادلات تجارت بینالملل و حدود دوسوم جمعیت کره زمین را نمایندگی میکنند؛ واقعیتی آماری و ژئوپلیتیک که نشان میدهد هرگونه توافق، اختلافنظر یا گسست سیاسی در دالانهای این مجمع، مستقیماً به یک تکانه ساختاری در زیست اقتصادی سراسر جهان بدل میشود.
کارنامه عملیاتی؛ از تزریق محرکهای مالی تا بازل ۳
اگرچه گروه ۲۰ فاقد ساختار بروکراتیک متمرکز، دیوان دائمی و ابزار قهریه نظامی برای تحمیل الزامات حقوقی بر اعضاست، اما در کارنامه بیستوپنجساله خود تصمیمات عینی و تاریخی متعددی را ثبت کرده است. نخستین و برجستهترین دستاورد این نهاد در جریان سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ رقم خورد؛ جایی که سران وقت با تصمیمگیری مشترک پیرامون تزریق هماهنگ بستههای محرک مالی به ارزش فراتر از چهار تریلیون دلار مانع از تکرار فاجعه رکود بزرگ قرن بیستم، اتخاذ سیاستهای حمایتگرایانه کور تجاری و نابودی زنجیرهای بانکها شدند. در گام بعدی، این مجمع با تأسیس شورای ثبات مالی در سال ۲۰۰۹ و پایهریزی استانداردهای سختگیرانه بانکی معروف به بازل ۳، بانکهای تجاری چندملیتی را ملزم به نگهداری ذخایر ایمن نقدی ساخت تا از قمار والاستریت با سرمایههای عمومی جلوگیری کند. همچنین در جریان نشست اکتبر ۲۰۲۱ در رم، اعضا به یک توافق تاریخی برای تثبیت کف مالیاتی پانزده درصدی بر شرکتهای فراملی غولآسا، به ویژه انحصارات فناوری آمریکایی نظیر گوگل، آمازون و اپل دست یافتند تا مسیر فرار مالیاتی این کارتلها به جزایر آفشور مسدود شود. علاوه بر این موارد، ابتکار عمل تعلیق بازپرداخت بدهیهای رسمی کشورهای فقیر و کمدرآمد آفریقا و آسیا موسوم به دیاساسآی در بحران عالمگیر کرونا در سال ۲۰۲۰، از جمله اقدامات مالی ملموس این گروه برای حفظ تابآوری بهداشتی و اجتماعی جهان سوم به شمار میرود.
وضعیت روسیه؛ شکست حصر نمادین غرب و بازگشت کرملین
نشست جاری این نهاد، اما در نقطه عطفی کمسابقه برگزار میشود که ابعاد آن به شکلی عمیق صحنه دیپلماسی بینالملل را تحتالشعاع قرار داده است. روسیه در سال ۲۰۱۴ و در پی تحولات شبهجزیره کریمه از جمع گروه هشت اخراج شده بود و آن گروه دوباره قالب سنتی گروه هفت را پیدا کرد، اما اخراج مسکو از سازوکار گروه ۲۰ به دلیل ساختار تصمیمگیری این نهاد مستلزم اجماع صددرصدی همه اعضا بود. با توجه به وتو و مخالفت قاطع قدرتهای غیرغربی نظیر چین، هند، برزیل و آفریقای جنوبی، اخراج رسمی کرملین هرگز محقق نشد و روسیه عضو قانونی این مجمع باقی ماند. با این وجود، پس از آغاز جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، بلوک غرب رویکرد محاصره نمادین را در پیش گرفت تا کرملین را در نشستهای متوالی بالی در اندونزی، دهلی در هند و ریو در برزیل به حاشیه براند؛ روندی که در کنار موانع ناشی از احکام دادگاه کیفری لاهه به عدم سفر ولادیمیر پوتین و ترک اعتراضی سالن جلسات توسط دیپلماتهای غربی هنگام سخنرانیهای سرگی لاوروف ختم میشد.
حضور مجدد و رسمی هیئت روسی به ریاست سرگی لاوروف در نشست کنونی که با دعوت و رواداری مستقیم دولت دونالد ترامپ میسر شده است، پیامهای راهبردی سنگینی را به همراه دارد. این رخداد در وهله نخست، مهر پایانی بر استراتژی ائتلاف غرب در به انزوای مطلق کشاندن اقتصادی و سیاسی مسکو میکوبد و نشان میدهد تلاشها برای حذف یک عضو دارنده وتو از مدار تصمیمگیریهای جهانی با بنبست قطعی روبهرو شده است. ترامپ که همواره تداوم جنگ اوکراین را عاملی تورمزا برای پایگاه اجتماعی خود و باری مالی بر گرده خزانهداری آمریکا ارزیابی کرده، با باز کردن درهای گروه ۲۰ بر روی مسکو، عملاً وزن میدانی و ژئوپلیتیک روسیه را در معادلات نهایی صلح به رسمیت شناخته است. این تغییر موازنه در موضعگیری آشکار و تهاجمی سرگی لاوروف در جریان اجلاس نمود یافت؛ آنجا که وزیر خارجه روسیه صراحتاً اعلام کرد ولودیمیر زلنسکی برای انجام هرگونه مذاکره مؤثر صلح ناگزیر است به مسکو سفر کند. این ادبیات تهاجمی بیانگر اعتمادبهنفس احیاشده کرملین است که خود را در جایگاه متهم نمیبیند، بلکه معتقد است برتریهای میدانی تثبیت شده در جبههها باید به مبنای حقوقی هرگونه توافق جدید بینالمللی تبدیل گردد.
فاکتور ایران؛ بینالمللیسازی هزینههای جنگ و استیصال واشنگتن
تحول محوری دوم در این اجلاس، مانور گسترده مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، پیرامون پیامدهای منطقهای و جهانی جنگ با ایران است. تبارشناسی این اقدام آشکار میسازد که واشنگتن به دنبال بینالمللی کردن هزینههای جنگ است. تازهترین سنجشهای افکار عمومی در ایالات متحده حاکی از سقوط آزاد میزان رضایت از عملکرد دونالد ترامپ تا کف بحرانی سیودو درصد است؛ واقعیتی که نظرسنجیها آن را مستقیماً ناشی از فشار خردکننده هزینههای معیشتی، تورم فزاینده سوخت و مخارج سنگین استقرار نظامی و جنگ با ایران ارزیابی میکنند. در چنین تنگنایی، هیئت دیپلماتیک آمریکا میکوشد بحران جاری را از قالب یک رویارویی دوجانبه میان واشنگتن و تلآویو با تهران خارج کرده و آن را به بحران کلان امنیت تجارت دریایی، به خطر افتادن شاهراههای کشتیرانی آزاد و تزلزل بازار بینالمللی نفت پیوند بزند تا متحدان اروپایی و قدرتهای نوظهور آسیایی را در پرداخت هزینههای مادی و سیاسی آن سهیم سازد.
همزمان، از آنجا که گروه ۲۰ میزبان بزرگترین واردکنندگان انرژی ایران از جمله چین و هند است، کاخ سفید قصد دارد با پیش کشیدن خطرات درگیریهای نظامی، مشتریان عمده نفت و گاز ایران را برای قطع یا کنترل روابط تجاری با تهران تحت فشار جمعی قرار دهد. علاوه بر این، تقلا برای نمایش اقتدار در یک تریبون پرزرقوبرق چندجانبه، کارکردی در خدمت مصرف داخلی دارد تا بر بحران عمیق مشروعیت واشنگتن سرپوش بگذارد؛ جایی که دستگاه حاکمه در داخل مرزهای آمریکا با اتهامات دستکاری در فرایند شمارش آرای سنا در ایالتهایی نظیر آلاسکا و کالیفرنیا، اعتراضات مردمی به بار مالی لشکرکشیها، و فلج قریبالوقوع اختیارات اجرایی جنگی در کنگره دستوپنجه نرم میکند.
برآیند رسانهای و چشمانداز آینده
رسانههای جریان اصلی غربی در بازتاب گزارشهای خود از این اجلاس، کوشیدهاند بازگشت هیئت روسی را رویدادی غیرمنتظره و بدون ریشه معرفی کنند، بیآنکه به ناکارآمدی ساختاری مکانیسمهای تحریم، فرسایش اجماع بلوک غرب و پیوندهای مستحکم مسکو با بلوک غیرغربی جهان اشاره نمایند. همراستا با این رویکرد، دغدغههای امنیتی اعلامشده از سوی وزیر خارجه آمریکا در خصوص پرونده ایران در قامت خیرخواهی برای اقتصاد جهانی صورتبندی میشود تا بنبست انتخاباتی دولت ترامپ، استیصال از مهار تورم ناشی از نبرد و جستوجوی شریک برای تأمین مخارج جنگی پنهان بماند. برآیند تحولات نشست جاری گروه ۲۰ یک بار دیگر اثبات میکند که ترتیبات اقتصادی بینالملل، فارغ از بیانیههای دستوری و لفاظیهای رسمی، در نهایت آینهای تمامنما از موازنه سخت و برهنه قدرت در صحنه منازعات بینالمللی هستند.
در گفتگو با قیس قریشی بررسی شد
امیررضا واعظی آشتیانی عامل اسبق استقلال در گفتگو با فراز:
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتگو با قیس قریشی بررسی شد
در گفتوگو با کورش احمدی، دیپلمات پیشین در سازمان ملل
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: