نشریات در برزخ کرونا
تمام این روزها که لشگر کرونا بر شهروندان می تازد و هیچ قشری از گزند این ویروس در امان نیست ، برای بسیاری از مردم، سطرها و نوشته ها حکم تسکین را دارد؛ سطرهای درج شده در نشریات و روزنامه ها که یا از یک آگاهی تلخ اما حقیقی حکایت دارد و یا امید به دوام و ادامه مسیر. حتی در همان هفت روزی که چاپخانهها براساس تصمیم ستاد مبارزه با کرونا تعطیل بودند و در کیوسک ها سطح شهر، خبری از نشریات و روزنامه های کاغذی نبود، اهالی آن ها مشغول کار بودند تا زیر و بم آن چه کرونا بر سر شهروندان آورده را روایت کنند. اما با توقف اقتصاد پشتِ سدِ کرونا، نبض نشریات هم به شمارش افتاد و ضعیف تر نواخت؛ نبضی که حتی پیش از شیوع کرونا نیز به سبب فراگیری فضای مجازی کند می زد به طوری که فقط آن ها که به عادت یا به شکلی سنتی اهل روزنامه و مجله بودند، پای دکه میآمدند. از طرفی فعالان اقتصادی نیز چنان کسب وکارشان ضربه خورد که ریسک هیچ هزینهای از جمله آگهی را برای درج در روزنامه ها و نشریات به جان نمی خریدند.
روزگار تلاطم کاغذ و بازگشت به ریشه ها!
از روزهای اوج مطبوعات ایران بیش از دو دهه می گذرد، روزهایی که حتی در دل محدودیت ها و تلخی های مدیریتی و دولتی، دکه ها بودند و صبح های شلوغ خریدِ روزنامه، دکه ها بودند و هفته های پرعبور برای خرید هفته نامه و مجلات که مردم با آن ها روزگار می گذراندند، گویی عادت لمس کاغذ، التیامی بود بر مشغلات فکری و کاری شان. روزها گذشت و فراگیر شدن فضایی مجازی و گسترده شدن محدودیت های کاری نشریات و مطبوعات را به حاشیه راند و این اواخر هم بحران کاغذ، ضربه نهایی را بر بدنه نحیف آن ها وارد کرد! دو پاییز از اوج گرفتن بحران کاغذ در کشور می گذرد و اگر بخواهیم این بازه زمانی را در تقویم بیاوریم، به روزهایی می رسیم که تحریم های آمریکا، واردات کاغذ را تحت الشعاع قرار داد. در ادامه نیز این کالای استراتژی کمیاب شد و قیمتش در هر کیلو به ۱۵ تا ۱۹ هزار تومان رسید. اما نشریات و مطبوعات پا پس نکشیدند و سعی کردند با کاهش تیراژ و بعد تعداد صفحات، سر پا بمانند. حال دولت ها ورود کرده و سعی کردند با تمهیدات سنتی، آب روی این آتش شوند. البته در این میان اگر از روزنامههایی که به درآمدهای حکومتی وابستهاند، بگذریم روزنامههای دیگری هم داریم که تکلیفشان روشنتر از روزنامههای بخش خصوصی است.
یارانه های دولتی و کلیشه بودن یا نبودن!
شاید برای بسیاری سوال باشد که اساسا توزیع یارانه های نقدی که تنها در ایران هم انجام می شود چه ضرورتی دارد؟ پاسخ ساده است! اینجا هم مانند سایر حوزه ها در کشور، ضعف زیرساختی مطرح است؛ مشکلاتی در سایه نوسانات ارز همچون اخلال در شبکه توزیع پستی، حمل و نقل و … که قیمت تمام شده محصول رسانه ای و بالطبع کاغذ را بالا می برد. شاید اگر این معضلات وجود نداشت می توانستیم بگوییم که توزیع یارانه نقدی ضرورت ندارد. با این حال این شیوه توزیع یارانه مشکلات اساسی دارد که اصلی ترین آن ملاک تعداد صفحات است. در شرایط گرانی کاغذ که بسیاری از نشریات مجبور به تقلیل صفحات خود شده اند و تنها نشریات متمول تر به تعداد صفحات خود دست نزده اند طبیعی است که این شیوه از توزیع چندان عادلانه نباشد. بسیاری از منتقدان به این پیش نویس معتقدند که نشریات فاقد کیفیت باید از لیست یارانه بگیران حذف شوند اما شاید بهتر باشد که به لیست حذف شوندگان، نشریاتی که طی سال های گذشته توانمند شده اند هم اضافه کنیم! از طرفی چندان دور از انتظار نیست که مدیران مسئول رسانه در زمان بازرسی چاپخانه تیراژ را بالاتر ببرند. حال سوال اینجاست که چگونه معاونت مطبوعاتی می تواند چنین موضوعی را رصد کند؟!
انتشار گزارش عملکرد در سایه ابهامات ادامه دار!
اصلی ترین معضلی که تمام جداول منتشر شده در سایت وزارت ارشاد از جمله جداول منتشر شده توسط معاونت مطبوعاتی این وزارتخانه دارد، گویا نبودن ازقامی است که در سطرها و ستون های تو در تو و به صورت فایل اکسل و نه پی دی اف درج شده که امکان خوانش آن را سخت تر حالت عادی می کند؛ جداولی در پنج نوبت سه گروهی و با بیش از ۱۰ هزار داده که بر خلاف جداول اوایل دهه نود، جمع کل ندارد و سطرها به گونه ای است که امکان جمع بندی آن به راحتی قابل انجام نیست، ضمن اینکه برخلاف سال های گذشته نشریه های محلی و سراسری از هم جدا نشده اند. با این حال شیوع کرونا، توقف مقطعی کارِ چاپخانه ها و ترس مردم از خرید نشریات کاغذی سبب شد تا چالش های کار، فروش و ابعاد دریافت همین یارانه های دولتی را همراه با سردبیر چهار نشریه مهم سراسری در کشور بررسی کنیم.
خانواده سبز و خاطراتی از دل دهه هفتاد
هر خانواده ایرانی ، یک «خانواده سبز»؛ این شعار یکی از پرخواننده ترین رسانه مطبوعاتی حال و حاضر ایران با قدمتی 21 ساله است. مجله «خانواده سبز» که با تیراژ 650 هزار نسخه در هرشماره و تنها 2 تا 3 درصد برگشتی که در بیشترین حالت ممکن به 5 درصد افزایش می یافت، در روزهای پیش از بحران کاغذ، سردمدار چاپ و نشر مجلات خانوادگی بود. اما این تیراژ افسانه ای با بحران کاغذ و حال شیوع کرونا افول کرده طوری که به گفته مدیرمسئول این مجله، تیراژ «خانواده سبز» اکنون به 55 هزار نسخه رسیده است اما تعداد بازگشتی ها همان 5 درصد است. در همین رابطه، «هرمز شجاعی مهر»؛ مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه «خانواده سبز» درباره وضعیت این نشریه در روزهایی شیوع کرونا به «فراز» می گوید: « ضربه کرونا بر وضعیت نشریات همان قدر کاری و مشهود است که در تمام حوزه ها نیز هست. هرچند مجلات مستقل هستند و هر شخص مجله را برای خود خریداری می کند اما باز هم مردم از نزدیک شدن به نشریات و روزنامه های کاغذی، کماکان واهمه دارند و از درخت و گیاه و چوب و خواهر و برادرشان هم می ترسند چه برسد به چند برگ روزنامه یا مجله! با این حال جای شکرش باقی است که «خانواده سبز» مشتری های ثابت خود را دارد؛ مشتری هایی که بعضا نزدیک به 20 سال با این نشریه همراه هستند».
شجاعی مهر درباره چالش های کاری و مالی در این دوران ادامه می دهد: «خوشبختانه ما نه در چاپ مشکلی داشتیم و نه مجبور به تعدیل نیرو شدیم. البته در توزیع به دلیل طرح فاصله گذاری اجتماعی مشکلاتی وجود داشت اما معضل اصلی ما قطعا اعتماد نداشتن مردم به خرید نشریه کاغذی است؛ چالشی که ممکن است حتی بعد از خشکیدن ریشه کرونا در کشور نیز ادامه دار باشد!»
شجاعی مهر درباره تلاش مجله «خانواده سبز» برای قدم گذاشتن در فضای دیجیتالی برای چنین روزهایی اظهار می کند: «تجربه ورود موثرتر در فضای مجازی را ما از همان روزهای اوج گرفتن این فضا میان مردم انجام دادیم، اما با انتقادات گسترده از سوی مخاطبان ثابت خود مواجه شدیم. بسیاری از مردم که روزنامه خوان و مجله خوان قدیمی هستند لذت لمس کاغذ را با هیچ چیز عوض نمی کنند. در نهایت سعی کردیم دوباره بر چاپ مجله به همان شیوه سنتی و کاغذی متمرکز شویم».
شجاعی مهر اما درباره میزان دریافت یارانه دولتی نشریه خود اظهار نظری نمی کند. با این حال مجله «خانواده سبز» سال گذشته در پنج نوبت یارانه خود را دریافت کرده است و مبلغ آن نزدیک به 112 میلیون تومان است. هرچند این رقم، حتی کمتر از یارانه دریافتی یک روزنامه معمولی آن هم در یک نوبت است اما در میان دریافتی نشریات، رقم قابل توجهی محسوب می شود که البته با توجه به انتشار مرتب و تیراژ قابل قبول، توجیح اقتصادی دارد.
ماهنامه فیلم و تجربه 38 سال ورق زدن سینما!
«مجله فیلم»، قدیمی ترین نشریه سینمایی کشور است که در سال 1361 با نام «سینما در ویدئو» آغاز به کار کرد و از سال 1362 به نام کنونی تغییر نام داد. در سال 1392 آرشیو کامل نرمافزاری سی سال ماهنامه سینمایی فیلم در 6 دی وی دی با قیمت 110 هزار تومان وارد بازار شد. درباره تیراژ و میزان فروش این مجله، علیرغم تلاش بسیار، اطلاعات قابل استنادی حاصل نشد. با این حال میزان یارانه دریافتی این مجله در پنج نوبت سال 98 رقمی نزدیک به 130 میلیون تومان است که بین دریافتی مجلات سراسری، رقم قابل توجهی محسوب می شود. با این حال تاثیر کرونا بر فروش تازه ترین نسخه منتشر شده از این ماهنامه به گفته سردبیر آن در حال حاضر قابل برآورد نیست.
در همین رابطه «هوشنگ گلمکانی» سردبیر این ماهنامه ورود به فضای دیجیتالی را بهترین راه حلِ نشریات و مجلات برای برون رفت از چنین بحران های ناگهانی می داند و به «فراز» می گوید: «فعلا ناچار به دورکاری هستیم و سعی کردیم فعالیتمان را در فضای مجازی و اپلیکیشن خود تقویت کنیم. این بحران به صورت ناگهانی اتفاق افتاد و زیرساخت های بسیاری از حوزه های کشور برای چنین شرایطی آماده نبود. به همین دلیل متضرر شدن طبیعی است اما تلاش می کنیم خود را با شرایط تازه تطبیق دهیم و بهترین راه درحال حاضر تمرکز بر فعالیت در عرصه دیجیتال است».
گملمکانی ادامه می دهد:«به دلیل بحرانی که در حوزه کاغذ با آن مواجه هستیم، ورود و گسترش فعالیت در فضای مجازی، احتمالا مشکل بسیاری از نشریات که با بحران عمیق کاغذ مواجه هستند را برطرف می کند. حال این شرایط تازه، شبیه به توفیقی اجباری است تا نشریات حضور خود در عرصه دیجیتال را تقویت کنند».
اندیشه پویا، تمرکز بر بعد علوم انسانی در آستانه ده سالگی
«اندیشه پویا» مجله ای با تمرکز بر علوم انسانی است که از سال 1391 کار خود را آغاز کرد. این نشریه خاص با تعداد 200 صفحه و به قیمت 25 هزار تومان در حال فروش است. این مجله در سال 98 و در پنج نوبت، نزدیک به 87 میلیون تومان یارانه دریافت کرده است با این حال معضلات مالی این نشریه نیز مانند سایر نشریات ادامه دارد. «رضا خجسته رحیمی» سردبیر این مجله درباره، معضلات مطبوعات را تنها مربوط به شیوع ویروس کرونا در کشور نمی داند و در این رابطه به «فراز» می گوید: « رسانهها در ایران به دلیل محدودیتها و ممنوعیتها، در چند سال گذشته با تضعیف و تحدید مرجعیت اجتماعی خود روبرو بودهاند و این کاهش مرجعیت اجتماعی به ضعف اقتصاد مطبوعات و ریزش افزونتر مخاطبان رسانههای کاغذی در سالهای گذشته انجامیده است. شیوع بیماری کرونا، مطبوعاتِ ما را که پیشتر در شرایط سختی به سر میبردند، در موقعیت بحرانیتری قرار داد».
خجسته رحیمی درباره شیوه کار این نشریه در روزهایی شیوع کرونا ادامه می دهد:«ما در مجله «اندیشه پویا»، به دلیل خاص بودن مخاطبانمان، آسیب کمتری در مواجهه با این ویروس تازهوارد متحمل شدهایم، اما به هرحال، در شرایط تضعیف جایگاه دکههای مطبوعاتی ما نیز به سهم و اندازهای در حال زورآزمایی با مشکلات جدید هستیم. ناگفته نماند که در شرایطی که مطبوعات ما دچار ضعف پیشینی بودند، نتوانستند در مقایسه با رسانهها در دیگر کشورها، تولید محتوای موثر و قابل توجهی در عصر کرونایی داشته باشند و همین نیز به روند پیشینی تضعیف جایگاه مطبوعات سرعت میبخشد».
سردبیر «اندیشه پویا» برای معکوس کردن روند تضعیف مطبوعات کاغذی اظهار می کند:«در درجه اول باید برای به رسمیت شناختن استقلال مطبوعات و بازگشت مرجعیت اجتماعی رسانهها چشماندازی داشت. اما علاوه بر این با توجه به تغییر سیستم خرید به سمت آنلاین در عصر کرونایی، قطعا باید تدابیری برای دسترسی هموارتر مخاطبان به نشریه اندیشید و حضور موثرتری در فضای آنلاین داشت. «اندیشه پویا» نیز به همین منظور درحال طراحی پلتفرمی برای حضور فعالتر در فضای آنلاین است».
مجله بخارا، تلاش برای پررنگ شدن در فضای دیجیتال
مجله «بخارا»، دوماهنامهای فرهنگی و هنری به مدیر مسئولی و سردبیری علی دهباشی است که در آن مقالات، نقدها و خبرهای مربوط به ایرانشناسی، ادبیات و هنر ایران و جهان منتشر میشود و انتشار آن از سال 1377 آغاز شده است. این نشریه یکی از چند نشریه ای است که بیشترین یارانه دولتی را در سال گذشته دریافت کرده است. دریافتی این مجله در پنج نوبت سال گذشته نزدیک به 161 میلیون تومان است اما با شیوع ناگهانی کرونا این مجله هنوز نتوانسته زیان حدودی خود را برآورد کند. «علی دهباشی» سردبیر مجله «بخارا» در این رابطه به «فراز» می گوید: «علیرغم مشکلات گسترده در پی شیوع کرونا در مله پایانی سال گذشته، مجله «بخارا» روز 29 اسفند 1398 منتشر شد. برای برآورد رقم مستند و کاربردی دست کم به یک بازه زمانی 3 ماهه احتیاج است تا در انتهای فصل ارزیابی شود. با این حال تلاش می کنیم نسخه چاپی و دیجیتالی را در یک راستا برای مخاطبان خود ارائه کنیم و در این فرصت پیش آمده، حضور پررنگ تری در فضای مجازی داشته باشیم». در پایان باید گفت که شاید دورکاری و فاصلهگذاری اجتماعی از ابتلا به ویروس کرونا بکاهد اما برای زنده ماندن نشریات و مطبوعات، این نسخه ها به کار نمی آید. با این حال در این شرایط هم مانند هر دوره سختی که مطبوعاتی ها از سر گذراندند، سعی می کنند تا خود به داد خود برسند بلکه از این ورطه سخت نیز جان سالم به در ببرند…!
گفتوگوی فراز با مهدی نصرتی، اقتصاددان
- تازهها
- پربازدیدها
گفتوگوی فراز با مهدی نصرتی، اقتصاددان
حاکمیت ایران: یمنیها مستقل هستند، صداوسیما: ما به یمن گفتیم باب المندب را ببندند!
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: