ساز ناکوک دخلوخرج پدران مسافرکش
مسافرکشی حالا دیگر شغل «کارراهانداز» خانوارهای کمدرآمد نیست؛ اگر راننده خودروی شخصی صبح تا شب هم کار کند درآمد حاصل از مسافرکشی او کمتر از هزینه بنزین میشود؛ دیواری که یکشبه بر سر بسیاری از خانوادههای دهک پایین آوار شد. یک دانشیار اقتصاد دانشگاه رازی در اینباره به «فراز» میگوید: «قیمت بنزین اگر طبق مدل علمی افزایش مییافت فرآیند قیمتگذاری دچار انحرف نمیشد و اکنون اقشار ضعیف جامعه دچار مشکلات اقتصادی بیشتر نمیشدند.»
اجازه نداشتن برای ورود به طرح ترافیک، جنگیدن با هر راننده بر سر مسیرها، سروکلهزدن با شخصیتهای متفاوت، رانندگی طولانی، زانو درد، کمردرد و ابتلا به بیماریهای تنفسی؛ هیچکدام اینها مانعی نیست که بسیاری از زنان و مردان دست از مسافرکشی بردارند. مشکلات اقتصادی و تحریمهای بینالمللی- که بهطور مستقیم معیشت مردم را نشانه گرفته است- بسیاری از خانوادههای کمدرآمد را مجبور کرده تا برای همخوانی نسبی خرج و دخل خانواده، به مسافرکشی رو آورند.
اما مسافرکشی تنها راه نجات درآمدزایی برای خانوادههای دهکهای پایین درآمدی نبود. پس از زلزله سرپلذهاب بسیاری از مردمان آسیبدیده این شهرستان برای کار با تنها دارایی به جا ماندهشان، یعنی خودرو، راهی کرمانشاه شدند تا مسافرکشی کنند درحالی که چندان هم به مسیرهای این شهر آشنایی نداشتند اما بالاخره انجام این کار، بهنوعی کارراهانداز زندگیشان بود. حالا اما اوضاع فرق کرده؛ قیمت بنزین به یکباره سه برابر شده و دیگر مسافرکشی شغل مقرون به صرفهای نیست. درآمدزایی رانندهها با خودروی شخصی با هزینهای که برای بنزین پرداخت میکنند، دیگر جور درنمیآید.
تحمیل هزینه مازاد یه خانوادههای فقیر
سهراب دلانگیزان، دانشیار اقتصاد دانشگاه رازی در اینباره به «فراز» میگوید: «بهطور معمول خانوادههای فقیر خودروی پرمصرف دارند و از طرف دیگر محل زندگیشان از مکان کسبوکارشان دور است. سرپرست خانوار همین خانواده را درنظر بگیرید. تا زمانی که بنزین ارزان بود بهصرفه بود تا بهجای استفاده از تاکسی اینترنتی و تلفنی از همان خودروی شخصی استفاده کند. او هفتهای یک بار باک خودرو را بنزین میزد و کارش راه میافتاد و هر ماه هزینهای حدود 240هزار تومان پرداخت میکرد که اگر میخواست با خودروی دیگران تردد کند باید هزینه بسیار بیشتری از این مبلغ میپرداخت. ضمن اینکه در مسیر میتوانست مسافرکشی کند تا از این راه هم هزینه بنزین را درآورد و هم به درآمدش اضافه کند.»
به گفته این کارشناس حوزه اقتصاد «همین نانآور خانه الان باید با خودروی دیگران رفتوآمد کند. بنابراین روزانه باید بین 10 تا 15هزار تومان کرایه پرداخت کند که ماهی بین 300 تا 400هزار تومان میشود. با این توضیح که این مبلغ، منهای کرایه تردد سایر اعضای خانواده است. حالا دولت با بسته حمایتی قرار است مبلغی حدود 300هزار تومان را به این خانواده بپردازد اما این میزان، نمیتواند کمکی به چنین خانوادهای بکند چراکه با این مقدار افزایش قیمت بنزین به آنها تحمیل هزینه مازاد کرده است.»
خانوارهای دهک پایین 35میلیون نفرند
این دانشیار اقتصاد دانشگاه رازی به ذکر مثال دیگری میپردازد و میگوید: «پدری که دو میلیون حقوق از کارخانه میگیرد و با پرداخت هزینه 300 تا 400هزار تومانی برای رفتوآمد به محل کار متحمل 15درصد هزینه شده درحالی بسته کمکمعیشتی 200 تا 300هزار تومانی دریافت میکند که در واقع فقط 10درصد از هزینههای خانواده او را پوشش داده است.»
دلانگیزان معتقد است: «چنین خانوادهای متوجه این تغییر و آسیب شده و نسبت به آن اعتراض دارد. بنابراین دستاندرکاران برنامههای دولتی باید برای این خانوارهای کمدرآمد برنامهریزی میکردند چراکه مشکل اقتصادی خانوادههای دهک اول تا سوم و تا حدودی چهارم جامعه با این وضع جدی است که جمعیتی حدود 35میلیون نفر را شامل میشد. شاید بهتر بود دهک ششم از این برنامه حذف میشد.»
برداشت غلط از نظام توزیع یارانه
به اعتقاد او «برداشت غلطی از نظام توزیع یارانه شده درحالی که اگر براساس مدل مشخصی که بیانگر گروههای تحت پوشش بود و اینکه این یارانه به چه شکلی و تا چه زمانی پرداخت شود، گرانی بنزین توجیهپذیر میشد.»
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه از دیدگاههای کارشناسی در چنین تصمیمهای مهمی استفاده نمیشود، توضیح میدهد: «دولت بیش از هزار هزار میلیارد تومان یارانه پنهان انرژی میپردازد که با افزایش قیمت بنزین 50هزار میلیارد تومان آن را میتواند برگرداند. در چنین وضعی این پرسش مطرح است که چرا برای افزایش قیمت این حامل انرژی، قیمت واقعی برآورد نشده است؟»
علامتدهی غلط به بازارها
تاکید دلانگیزان بر این است که «اقتصاد ایران با هدایت دولتی است و رقابتی نیست بنابراین باید ابتدا از قیدوبندهای بحرانی ناشی از تحریمها آزاد شود، بعد سایر بازارهای اقتصادی ایران رقابتی شوند، سپس قیمت انرژی رقابتی شود و در نهایت دستمزدهای بینالمللی باید آزاد شوند. علاوهبر این از اول نباید کارت سوخت حذف میشد و حداقل انتظار این بود که طبق درصد تورم قیمت بنزین افزایش مییافت تا حرکت مناسب اقتصادی رخ میداد نه اینکه انحراف در فرآیندهای قیمتگذاری بهوجود آید که منجر به اعتراض اجتماعی و تخصیص غیربهینه منابع شود. به همه اینها علامتدهی غلط به بازارها و کنترل متناسب و صحیح قاچاق بنزین را هم باید اضافه کرد.»
آبباریکهای که نباید از بین میرفت!
سخنان این دانشیار اقتصاد دانشگاه رازی درحالی است که یک سوال همچنان بیپاسخ مانده است؛ اینکه بارها مسوولان اعلام کردهاند «مسافرکشی رانندگان خودروی شخصی بدون دریافت مجوز، غیرقانونی است» اما عملا در همه این سالها نهادی یا دستگاهی جلوی فعالیت آنها را نمیگرفت، چرا؟ چون همین مسوولان میدانستند در وضعیتی که بسیاری از خانوادهها با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند نباید جلوی همین آبباریکه را از آنها بگیرند. از طرفی ناوگان حملونقل کشور آنقدر محدود و فرسوده است که یکی از راههای ایجاد تعادل برای تردد مردم استفاده از همین خودروهای شخصی است؛ رابطهای دوسویه که هم برای خانوادههای کمدرآمد فرصتی برای درآمدزایی بود و هم برای مسافران امکانی برای رسیدگی به امور شهری و حتی برونشهری.
اما پرسشی که بیپاسخ مانده این است که با گرانی بنزین، خانوادههایی که مسافرکشی، منبع درآمد اولیه یا شغل دومشان بود در این وضعیت چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟ آنهم وقتی که نظام آموزشی تربیتمحور در حوزه کار نبوده و خیلی از افراد مهارت خاصی را برای گذران زندگی آموزش ندیدهاند. ظرفیت مشاغل کاذب دیگری هم مثل دستفروشی کنار خیابان و مترو یا فروش دخانیات در این سالها به اوج خود رسیده و از طرفی نرخ بیکاری همچنان از نقاط ضعف عملکردی دستگاههای اجرایی کشور است.
گفتوگوی فراز با مهدی نصرتی، اقتصاددان
- تازهها
- پربازدیدها
گفتوگوی فراز با مهدی نصرتی، اقتصاددان
حاکمیت ایران: یمنیها مستقل هستند، صداوسیما: ما به یمن گفتیم باب المندب را ببندند!
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: