
اسرائیل از نخستین روزهای حمله به ایران، تلاش کرد با بهرهبرداری از نارضایتیها نسبت به حکومت، دل مردم را بهدست آورد؛ حمله به زندان اوین که بهادعای اسرائیل، عملیاتی نمادین برای «آزادیبخشی» بود، بخشی از همین فرایند بود، هرچند این عملیات هم نتیجهای جز جانباختن صدها غیرنظامی نداشت.
مردم، فارغ از رنجیدگیهایشان از حکومت، صف خود را از متجاوز جدا کردند. در میان هیاهوی شعارهای رسمی و تبلیغات خارجی اما هیچ صدایی خواسته آنها را منعکس نمیکرد. حتی چهرههای چون نرگس محمدی با خودداری از محکومیت ضریح اسراییل، نتوانستند نماینده واقعی بخشهای تحولخواه جامعه باشند اما صدای از جایی دیگر بلند شد: از پشت دیوارهای زندان.
مصطفی تاجزاده، فعال اصلاحطلب و معاون سیاسی وزارت کشور در دولت خاتمی، از همان روزهای نخست جنگ در پیامی از زندان اوین با اشاره به حمایت بخشی از اپوزیسیون از این حملات نوشت: «جنگ در خاورمیانه کنونی نه راهحل که خود بخش مهمی از مشکل بهشمار میرود و بیشترین آسیب را به شهروندان بیپناه میزند... حمایت از تجاوز ارتش بیگانه، آنهم به دستور کسیکه دیوان بینالمللی لاهه او را به جنایت جنگی متهم کرده، به نظر من، فاقد توجیه سیاسی و اخلاقی است و در ایران پسامشروطه سابقه ندارد.»
با اینهمه، حکومت حاضر نشد تفاوتی میان صدای او و صدای دشمنان واقعی ایران قائل شود. تاجزاده، که در تابستان ۱۴۰۱ به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «نشر اکاذیب» به ۸ سال زندان محکوم شد، با حکم تجمیعی جدید باید تا سال ۱۴۱۱ در زندان بماند؛ حکمی که در عمل، برای کسی در دهه هفتم زندگی، به معنی طرد کامل از حیات سیاسی و اجتماعی است.
میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که از سال ۱۳۸۹ بدون هیچ حکم قضایی در حصر خانگی قرار دارند، با انتشار پیامی صریح، حملات اسرائیل را محکوم کردند و در عین حال بر ضرورت بازسازی جمهوری اسلامی بر پایه خواست ملت تاکید کردند. موسوی در بیانیهای که پس از پایان جنگ منتشر شد، نوشت: «در جریان جنایات اخیر اسرائیل و آمریکا علیه میهن عزیزمان یک بار دیگر عیار مردم ایران محک خورد و امتیازی بر امتیازات کارنامه تاریخیشان افزوده شد؛ و این نه فقط به خاطر همبستگی آنان در برابر دشمن، که به واسطه ایستادگی آنها در عین رنجیدگیهای عمیق بود. در حالی که فرزندان نظامی ملت شهید یا غافلگیر شده بودند دوراندیشی ستودنی مردم نقشههای شوم متجاوزان را ناکام گذاشت... مردم پس از آنچه گذشت انتظاراتی از حکومت دارند که بیپاسخ ماندنشان دشمن را شاد میکند. در کوتاهمدت، اقداماتی سریع و نمادین چون آزادی زندانیان سیاسی و تغییر واضح در رویکردهای رسانه ملی کمترین توقعات است.»
زهرا رهنورد، رئیس پیشین دانشگاه الزهرا و همسر موسوی در همان دوران جنگ در بیانیهای نوشت: «دستِ جنایتکار و خویِ متجاوزِ نتانیاهو با نقض آشکار همه موازین بین المللی، در یک حملهٔ نظامی و بمبارانِ کشورمان ایران، زیرساختها، دانشمندان و حتی جانِ غیرنظامیانِ بیگناه را نشانه گرفت و زن و مرد و کودک را نیز به خاک و خون کشید.» او با تاکید بر تضییع حقوق زنان در سالهای اخیر، کشته شدن دهها زن ایرانی در جریان حملات اسرائیل را محکوم کرد.
این درحالی است که اغلب چهرههای موسوم به اپوزیسیون، در بیانیهها و پستهای مجازی خود عملا حکومت ایران را مسئول جنگ دانستند و هیچ اشارهای به تجاوز دشمن خارجی نکردند؛ صدها نفر از مردم از انکار نقش اسرائیل در آوارگی و مرگ شهروندان انتقاد کردند. در مقابل، چهرههایی چون سیدمحمدخاتمی، مهدی کروبی، تاجزاده، موسوی و رهنورد که سالهاست با انواع محدودیتها روبرو هستند، همچنان از موضع دفاع از ایران پایین نیامدند.
اکنون اگرچه جنگ با اعلام آتشبس بهطور موقت متوقف شده، هیچ تضمینی وجود ندارد که تنشهای منطقهای بار دیگر شعلهور نشوند. در چنین بزنگاههایی، کشور نیازمند چهرههایی است که هم پایبند به استقلال ایران باشند، هم منتقد وضع موجود، و هم مورد اعتماد مردم. در شرایطی که امنیت و انسجام ملی مهمترین اولویت کشورست، آزادی این صداها، بازگرداندن سرمایههایی ملی به بدنه جامعه است.
در گفتوگوی فراز با دو نماینده مجلس بررسی شد:
رادمان رسولی مهربانی در پایان نامه: فصل سوم، قسمت پنجم
جشنی برای کودکان کار
جزیره به روایت یکی از قدیمیترین ساکنانش