لابی جمهوری خواهان آمریکایی و در راس آنها هنری کیسینجر وزیر خارجه سابق و دیوید راکفلر ثروتمند مشهور عرصه نفت جواب داد و شاه با نامی جعلی در آمریکا بستری شد.
زاهدی تا زمان مرگش احترام زیادی برای شاه قائل بود. از مصدق تنفر داشت و از پدرش فضلالله زاهدی که پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نخستوزیر شد، همیشه حمایت میکرد. در قابهایی از مصاحبههای تصویری که از او وجود دارد، در کنار همه قاب عکسها یک عکس بزرگ از محمدرضا پهلوی هم هست. اما مرور صحبتهایش نشان میدهد که از نقد هم ابایی نداشت.
کنشگری سیاسی «رضا پهلوی » رهبر سلطنتطلبان بعد از اعلام آتشبس به آنفالو کردن حساب کاربری «ترامپ» و «نتانیاهو» ختم شد. به جز خبر آنفالو، حتی اخباری نیز از حمله قبلی او در فضای مجازی پیچید که البته حامیان او، همه را تکذیب کردند. با این حال، همه چیز حکایت از بهآخر رسیدن قصه این «پیرکودک» سیاست دارد.
مواضع رضا پهلوی در میانهی جنگ ایران و اسرائیل و «مثبت» خواندن کشتار غیرنظامیان ایران، طرفداران خاندان پهلوی را با انتشار ویدیوهایی به این فکر فرو برده که چرا نشانی از وطندوستی پدر، در رگهای پسر نیست؟!
در این پایاننامه، محمد حاجیزاده با نگاهی انتقادی، تحولی صدساله را دنبال میکند؛ از مشروطه تا جمهوری اسلامی. او نشان میدهد که حاکمیت قانون، اگرچه در شعارها حضوری پررنگ داشته، اما در عمل همیشه زیر سایه قدرت، سنت، و استبداد مانده است. پژوهش، تصویر دقیقی از چگونگی شکست اندیشه «دولت قانونمدار» در برابر واقعیتهای قدرتمحور پهلوی ها و نهادگرایی مذهبی در جمهوری اسلامی ارائه میدهد. این پایاننامه نه فقط روایت تاریخی، که هشدار سیاسی است: بدون حاکمیت قانون، هیچ جامعهای مدرن نمیشود.
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور اسبق درباره اقداماتش پیش از انقلاب گفت: قرار بود شاه بیایید طاق نصرتها را آتش میزدیم و لامپ مهتابیها را میشکستیم. کارهای کوچکی بود ولی به هر حال انگیزه میداد و اثرش هم در نیروهای انتظامی آنها خیلی بود.
هدف پژوهش، فهم نحوه مواجهه روشنفکران با غرب به میانجی آثار ادبی دوره قاجار و پهلوی است. همچنین تلاش شده است تا نسبت میان نحوه مواجهات و ظهور ژانرهای ادبی خاصی مورد مطالعه قرار بگیرد.
شنیدن نام «محمدرضا پهلوی » تا امروز فقط یک تصویر را در ذهن تداعی میکرد. از امروز اما تمام تصوری را که از منحصربهفرد بودن این نام داشتید، دور بریزید...
«اسرائیل امروز بهترین فرصت در ۵۰ سال اخیر را برای تغییر چهره خاورمیانه دارد.» این جملهای است که نفتالی بنت نخست وزیر پیشین رژیم اسرائیل در تحلیل خود پس از حمله تلافیجویانه موشکی ایران نوشته است. جملهای که به شکلی آشکار نشان میدهد، تقابل این رژیم با ایران و صنعت هستهای در کشور به قبل از انقلاب بازمیگردد.
هر از گاهی نامش بر سر زبانها میافتد؛ برخی او را لوطی و جوانمرد مینامند و برخی اراذل و اوباش. سخن از «طیب حاج رضایی» است. به تازگی فیلمی از علیرضا پناهیان، منبری اصولگرا منتشرشده که در آن «طیب» را برگزار کننده سالگرد مراسم ۱۵ خرداد ۴۲ مینامد. او ادعا میکند که امام خمینی از «طیب» برای برگزاری این مراسم درخواست کرده بوده است.
باورش سخت است، اما ایران دهه ۱۳۲٠خ، یعنی ایران بیطرف، ولی اشغال شده یا کشور شکست خورده در جنگ جهانی، دو پیروزی سیاسی مهم علیه دول پیروز آن روزگار بدست آورد که مثل بمب در جهان صدا کرد. یکی تخلیه شمال از سوی ارتش سرخ و شکست ایادی فرقه وابسته به شوروی در آذربایجان و کردستان؛ و دوم خلع ید شرکت نفت ایران و انگلیس (BP امروز) در نتیجه پیروزی ایران در لاهه و به بار نشستن نهضت ملی. به این ترتیب ایران تنها دولتی بود که توانست در اوج جنگ سرد شکستهای معنادار سیاسی به هر یک از رهبران دو قطب بزرگ تحمیل کند.
محمود سریع القلم در کتاب اقتدار گرایی ایرانی در عصر پهلوی بر آن است تا ضمن قرار دادن موضوع عدم توسعه در ایران در کانون بحث خود علل توسعه نیافتگی در دوران پهلوی را مورد واکاوی قرار دهد. به باور نگارنده کتاب توسعه از طریق رشد و پیشرفت اقتصادی حاصل میگردد و بنا به دلایلی چند این اتفاق در دوران پهلوی رخ نداده است.