۲۷ تير ۱۴۰۵ ۱۹:۳۱
شنبه ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۳
کد خبر: ۱۱۳۰۳۰

شکست اوربان و ظهور ماگیار؛ چرا راست جدید اروپا با رویای MAGA فرق دارد؟

شکست اوربان و ظهور ماگیار؛ چرا راست جدید اروپا با رویای MAGA فرق دارد؟
شکست ویکتور اوربان در مجارستان را نمی‌توان به سادگی عقب‌نشینی راست در اروپا دانست. آنچه در این کشور رخ داده، بیشتر از آنکه نشانه افول راست افراطی باشد، از تغییر شکل آن خبر می‌دهد: عبور از نسخه تند و اقتدارگرایانه به نوعی محافظه‌کاری پوپولیستی نرم‌تر که می‌خواهد همان دغدغه‌های هویتی و ملی‌گرایانه را با هزینه سیاسی کمتر نمایندگی کند.

به گزارش روزنامه اینترنتی فراز به نقل از فارین پالیسی، پیروزی پیتر ماگیار در مجارستان، برای بخشی از ناظران غربی یک غافلگیری سیاسی بود. ویکتور اوربان سال‌ها یکی از مهم‌ترین چهره‌های راست ملی‌گرا در اروپا به حساب می‌آمد؛ سیاستمداری که برای جریان‌های راست در آمریکا، به‌ویژه هواداران ترامپ، به الگو تبدیل شده بود. با این حال، شکست او لزوماً به این معنا نیست که پروژه سیاسی راست در اروپا شکست خورده است.

مسئله اصلی این است که راست اروپایی در حال تغییر پوست است. ماگیار نه یک چهره لیبرال است و نه نماینده اردوگاه میانه‌رو. او هم مانند بسیاری از سیاستمداران راست‌گرا بر حاکمیت ملی، هویت ملی و کنترل سخت‌گیرانه مهاجرت تأکید دارد؛ یعنی همان موضوعاتی که در سال‌های اخیر سوخت اصلی جریان‌های پوپولیستی بوده‌اند. تفاوت در اینجاست که او به جای تکرار مدل اوربان، تلاش کرده خود را نسخه‌ای قابل‌قبول‌تر و کم‌هزینه‌تر از همان گرایش معرفی کند.

در واقع، ماگیار با اصل نگرانی‌های فرهنگی و هویتی رای‌دهندگان راست وارد جنگ نشد. او نگفت این دغدغه‌ها بی‌اهمیت‌اند یا باید کنار گذاشته شوند. برعکس، این مسائل را پذیرفت، اما تمرکز حمله‌اش را بر شیوه حکمرانی اوربان گذاشت: تمرکز قدرت، دستکاری سازوکار‌های انتخاباتی، گسترش فساد و رفاقت‌سالاری. همین تغییر زاویه، برای بخشی از جامعه مجارستان جذاب بود؛ جامعه‌ای که شاید هنوز از نظر فرهنگی و سیاسی به راست نزدیک باشد، اما دیگر حاضر نیست همان الگوی فرسوده و بسته قدرت را تحمل کند.

از این منظر، آنچه در مجارستان اتفاق افتاده می‌تواند برای جریان MAGA در آمریکا هم حامل یک پیام روشن باشد. بخشی از جمهوری‌خواهان در سال‌های گذشته رویای شکل‌گیری یک ائتلاف بزرگ راست‌گرای فراملی را در سر داشتند؛ ائتلافی که از بوداپست تا واشنگتن، از ملی‌گرایی، ضدیت با مهاجرت و بدبینی به نهاد‌های لیبرال تغذیه کند. اما تجربه مجارستان نشان می‌دهد حتی در کشور‌هایی که راست پوپولیست در آنها دست بالا را دارد، رأی‌دهندگان لزوماً به نسخه‌های تند، شخصی‌شده و اقتدارگرا وفادار نمی‌مانند.

به بیان دیگر، شکست اوربان بیش از آنکه شکست راست باشد، شکست یک مدل از راست است؛ مدلی که با شخصی‌سازی قدرت، فرسایش نهاد‌ها و گره زدن سیاست به شبکه‌های وفاداری، در نهایت بخشی از پایگاه خود را هم خسته می‌کند. در مقابل، چهره‌هایی مانند ماگیار می‌کوشند همان حساسیت‌های هویتی و ملی را حفظ کنند، اما با ظاهری کمتر رادیکال و با وعده پاکسازی ساختار قدرت از فساد و انحصار.

برای اروپا، این تحول به معنای پایان راست‌گرایی نیست؛ بلکه نشانه تطبیق آن با شرایط جدید است. راست جدید می‌خواهد هم از انرژی پوپولیسم استفاده کند و هم از هزینه‌های افراط فاصله بگیرد. این مسیر، اگرچه ممکن است برای لیبرال‌ها پیروزی کامل به نظر نرسد، اما برای راست افراطی سنتی یک هشدار جدی است: دوره سیاستمدارانی که تنها با قطبی‌سازی، دشمن‌تراشی و قبضه نهاد‌ها دوام می‌آوردند، ممکن است رو به پایان باشد.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی