۲۴ تير ۱۴۰۵ ۱۳:۲۸
يکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۴
کد خبر: ۱۱۳۱۸۲

شکست ترامپ در حفظ آتش‌بس‌ها، بخشی از «آشوب نوین جهانی» است

شکست ترامپ در حفظ آتش‌بس‌ها، بخشی از «آشوب نوین جهانی» است
سیمون تیسدال، تحلیلگر امور بین‌الملل گاردین، در یادداشتی انتقادی می‌نویسد ناکامی دونالد ترامپ در حفظ آتش‌بس‌ها در اوکراین، ایران، لبنان و غزه، نشانه‌ای از آشفتگی عمیق‌تر در نظم جهانی است؛ نظمی که در آن دیپلماسی حرفه‌ای جای خود را به نمایش‌های سیاسی، تصمیم‌های شتاب‌زده و بی‌اعتنایی به جان غیرنظامیان داده است.

به گزارش روزنامه اینترنتی فراز به نقل از گاردین، سیاستمداران دوراندیش، مذاکره‌کنندگان بلندنظر، میانجی‌گران عمل‌گرا و دیپلمات‌های حرفه‌ای در تاریخ وجود داشته‌اند؛ و در مقابل، «احمق‌های مداخله‌گر» هم بوده‌اند. در شرایطی که آتش‌بس‌ها یکی پس از دیگری فرو می‌پاشند، شمار بسیاری از غیرنظامیان جان خود را از دست می‌دهند یا آواره می‌شوند و جنگ‌هایی که دونالد ترامپ آغاز کرد، تشدید کرد یا وعده حل آنها را داد، بی‌مهابا شعله‌ورتر شده‌اند؛ تردیدی نیست که ترامپ در کدام دسته جای می‌گیرد. اگر بخواهیم با اصطلاحات بیسبال سخن بگوییم، ترامپ در پرونده‌های اوکراین، ایران-لبنان و اسرائیل-فلسطین، کارنامه‌ای کاملاً ناموفق دارد؛ او لاف می‌زد که تنها خودش می‌تواند توافق کند و صلح بیاورد، اما نه تنها صلح را به ارمغان نیاورد، بلکه با ناکامی‌هایش وضعیت را وخیم‌تر کرده است.

دوران طلایی دیپلماسی قرن نوزدهم، که با «موازنه قدرت» پرنس مترنیخ و «صلح با افتخار» بنجامین دیزرائیلی شناخته می‌شد، دیگر به تاریخ پیوسته است. اما زمانی نگذشته که صلح‌طلبان برنده‌ی جایزه نوبل مانند کوفی عنان، مارتین آهتیساری یا سناتور جورج میچل که توافق «جمعه نیک» در ایرلند شمالی را میانجی‌گری کرد، در حال حل‌وفصل بحران‌های لاینحل جهانی بودند. این روز‌ها جای خالی وارثان دزموند توتو، آندری ساخاروف یا اسحاق رابین بیش از هر زمان دیگری حس می‌شود.

امروزه آتش‌بس‌ها با نظمی ناامیدکننده شکست می‌خورند. آخرین تلاش برای برقراری آتش‌بس در لبنان همین هفته با شکست مواجه شد و آتش‌بس‌های دیگر، مانند آنچه در ایران برقرار شده، روزانه نقض می‌شوند. در سودان نیز هیچ آتش‌بسی وجود ندارد. پرسش اینجاست که چرا پایان دادن به «جنگ‌های بی‌پایان» این‌قدر دشوار شده است؟ در میان سطوح بی‌سابقه منازعات جهانی، فقدان میانجی‌گران مورد احترام و بی‌طرف و همچنین نبودِ سیاستمدارانی که مایل به پذیرش ریسک‌های بزرگ باشند، یکی از دلایل اصلی است. فاصله توانایی بین دیپلمات‌هایی مانند ریچارد هالبروک که به حل جنگ بوسنی کمک کرد، و فرستاده‌های آماتور ترامپ یعنی استیو ویتکوف و جرد کوشنر، درست مانند تفاوت تیم آرسنال با یک تیم فوتبال محلی آماتور است.

از نظر واقعی، سوابق دیپلماتیک ترامپ تأسف‌برانگیز است. او وعده داده بود جنگ اوکراین را در یک روز حل کند، اما این جنگ اکنون وارد پنجمین سال خود شده است. او آشکارا جانب روسیه را گرفت، به ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور تحت فشار اوکراین گفت که «هیچ برگ برنده‌ای» ندارد و ارسال تسلیحات را قطع کرد. با این حال، ترامپ در حالی که دست خود را بیش از حد رو کرده بود، تمایل ولادیمیر پوتین به فریب‌کاری و تاب‌آوری اوکراین را دست‌کم گرفت. مقامات کرملین، ویتکوف و کوشنرِ ساده‌لوح را در «مذاکرات» مسکو به بازی گرفتند. نکته شرم‌آور اینجاست که این زوجِ دیپلماتیک، حتی یک‌بار هم به کی‌یف سفر نکرده‌اند. ترامپ که حیثیت خود را از دست داده، علاقه خود را نیز به این موضوع از دست داده است. زلنسکی که متقاعد شده ورق در حال برگشتن است، اکنون پیشنهاد آتش‌بس می‌دهد؛ پیشنهادی که با توجه به رفتار‌های گذشته، پوتین احتمالاً آن را رد خواهد کرد.

پس از حمله غیرقانونی به ایران در ماه فوریه، ترامپ در ماه آوریل اعلام آتش‌بس کرد، در حالی که به هیچ‌یک از اهداف اصلی خود نرسیده بود و تنگه هرمز عملاً به روی کشتیرانی بسته شده است. نقض‌های روزانه، «مذاکرات صلح» نیم‌بندی که از طریق طرف‌های ثالث سایه‌وار پیش می‌رود به هیچ‌جا نمی‌رسد و اقتصاد جهانی همچنان در حال تقلا است. ترامپ بار دیگر چالش را دست‌کم گرفت، قدرت نیروی نظامی محض را برای تغییر واقعیت‌های سیاسی بیش از حد ارزیابی کرد، از غرایز (بسیار بد) خود پیروی کرد، متحدان اروپایی‌اش را به حاشیه راند و بیهوده به دنبال پیروزی سریع و آسان بود. حالا او با یک درگیری فرسایشی، کنگره‌ای در حال شورش و افکار عمومی خشمگین روبروست.

در همین حال در غزه، پیروزی بزرگ و جهان‌تکان‌دهنده‌ای که ترامپ اکتبر گذشته پس از توافق آتش‌بس و آزادی گروگان‌های اسرائیلی اعلام کرد، کاملاً توخالی از آب درآمد. طرح ۲۰‌ماده‌ای او که بر خلع سلاح حماس متمرکز بود، خیلی زود به شکست انجامید. «هیئت صلح» او و ایده‌های پرطمطراقش برای بازسازی غزه فاقد اعتبار است. واقعیت، تداوم رنج غیرقابل‌توصیف فلسطینیان و گسترش اشغالگری نظامی اسرائیل است. اکنون بنیامین نتانیاهو، شریک جرم ترامپ، همان کاری را با جنوب لبنان می‌کند که با غزه کرد؛ ایجاد بیابانی عاری از سکنه، و با این کار مانع از هرگونه توافق میان ایالات متحده و ایران می‌شود. این دو نفر هفته گذشته درگیری شدیدی با یکدیگر داشتند.

شکست‌های زنجیره‌ای ترامپ بازتاب‌دهنده مشکلی بزرگ‌تر است. در سال‌های اخیر، آتش‌بس‌ها در مناطقی مانند یمن، میانمار و جمهوری دموکراتیک کنگو بدون دستیابی به توافق‌های پایدار، آمده و رفته‌اند. در سودان، پس از بیش از سه سال جنگ داخلی، توافق بر سر رعایت یک وقفه بشردوستانه، چه رسد به توقف خصومت‌ها، همچنان دور از دسترس است. فقدان اعتماد عمیق میان طرف‌های درگیر، یک عامل سمی مشترک است؛ همان‌طور که سرسختی محض و باور اشتباه به بازی با حاصل‌جمع صفر و پیروزی کامل، این وضعیت را تشدید کرده است.

ناتوانی مزمن در حل دائم جنگ‌ها اغلب ناشی از فقدان فرآیند‌های صلح سازمان‌یافته و به رسمیت شناخته شده است. روز‌هایی که فرستادگان مقتدر سازمان ملل با همه طرف‌ها تعامل می‌کردند، گروه‌های کاری تشکیل می‌دادند و اقدامات اعتمادساز و جدول‌های زمانی پیشنهادی ارائه می‌دادند، تقریباً به فراموشی سپرده شده است. دوره‌ای طولانی وجود داشت که وزرای خارجه ایالات متحده، مانند هنری کیسینجر، وارن کریستوفر و جان کری، در تعقیب صلح، دیپلماسی شاتل (رفت و برگشتی) پرانرژی را انجام می‌دادند. در مقابل، مارکو روبیو، متصدی فعلی وزارت امور خارجه - مردی به‌شدت جاه‌طلب که هیچ پایبندی به اصول ندارد - از صحنه کنار می‌کشد و به رئیس خود می‌گوید که در تصمیمات اشتباهش محق است. تنها ترامپ و روبیو هستند که از اینکه حزب‌الله، که توسط میزبانان آمریکایی از مذاکرات صلح کنار گذاشته شده، آخرین پیشنهاد آتش‌بس لبنان را رد کرده، متعجب به نظر می‌رسند.

ماهیت لجوجانه و سرکش منازعات مدرن، بازتابی از جهان امروز است. در نظم جهانی که فاقد قوانین پذیرفته شده است و قدرت‌های بزرگ و بازیگران غیردولتی با تحقیر به قوانین بین‌المللی و دادگاه‌های جهانی می‌نگرند، کارِ جنگ و صلح به شکلی مشابه دچار هرج‌ومرج شده است. برای رژیم‌های بی‌پروا که به دنبال به حداکثر رساندن منافع ملی هستند، هیچ توافقی غیرقابل‌شکستن تلقی نمی‌شود و هیچ نقض شرم‌آوری آن‌قدر سنگین نیست که از آن شانه خالی نکنند. بدون وجود قوانین، توافق‌های صلح در نهایت قابل‌اجرا نیستند.

ضعف نهادی، با طمع و ابتذال سیاستمداران تشدید می‌شود. ابزار‌های قدرت نرم، گفت‌و‌گو، منطق و اقناع، الزامات اخلاقی و زمینه تاریخی، همگی بی‌ارزش و مورد تمسخر قرار می‌گیرند. در عوض، نیروی نظامی قاطع، نتایج فوری و جملات کوتاه و پرشور که بازار را تکان می‌دهد، در اولویت قرار می‌گیرند. در این برهوتِ غیرشاعرانه، «آینده‌نگری» مفهومی بیگانه و حقیقت و عدالت، هدفی شکست‌خورده است. حتی «صلح» در دورانی که یک رئیس‌جمهور جنگ‌طلبِ ایالات متحده -که خود بمباران‌کننده چندین کشور است- می‌تواند در کمال تناقض‌گویی (به سبک رمان ۱۹۸۴) مدعی شود که شایسته دریافت جایزه نوبل صلح است، واژه‌ای نسبی است.

مجادله‌های بی‌پایان و بیهوده بر سر آتش‌بس‌ها، تأثیر هولناک درگیری‌ها بر مردم عادی و دلایل انسانیِ متقاعدکننده برای توقف خشونت را پنهان می‌کند. از زمان آغاز جنگ ایران، گزارش‌ها حاکی از آن است که حداقل ۳۴۶۸ نفر در داخل این کشور کشته، ۲۶۵۰۰ نفر زخمی و میلیون‌ها نفر آواره شده‌اند. توجه‌ها از مسائل اصلی منحرف شده است؛ برای مثال، بمباران مدرسه ابتدایی میناب در ۲۸ فوریه، که در آن گفته می‌شود نیرو‌های آمریکایی بیش از ۱۰۰ کودک را کشته‌اند، همچنان در هاله‌ای از ابهام است. اگر درگیری‌های تمام‌عیار از سر گرفته شود، شاهد جنایات بیشتر و رنج‌های غیرضروری خواهیم بود.

تلفات غیرنظامیان در سراسر خاورمیانه رو به افزایش است. در لبنان، جایی که هزاران نفر با وجود یک آتش‌بس قبلی (شکست‌خورده) جان خود را از دست داده‌اند، یونیسف در گزارشی از هفته پایانی ماه مه اعلام کرد که ۷۷ کودک کشته یا زخمی شده‌اند. چنین تراژدی‌هایی یادآور وحشتِ مرگ‌ومیر گسترده نوزادان و کودکان در اوج جنگ غزه است. این ۷۷ مورد، یادآور این نکته هستند که چرا مذاکرات آتش‌بس، نمایش‌های سیاسیِ خودستایانه یا سرگرمی‌های فضای مجازی نیستند -آن‌طور که ترامپ در تفسیر‌های روزانه‌اش القا می‌کند- بلکه مسائلی فوری و حیاتی برای حفظ جان انسان‌ها هستند.

در نهایت، هیچ‌یک از این جنگ‌ها با نیروی نظامی پایان نخواهد یافت. آقای ترامپ، مسئله این نیست که چه کسی بزرگ‌ترین بمب‌ها را دارد یا چه کسی می‌تواند پیروزیِ ساختگی اعلام کند؛ مسئله جان انسان‌هاست. همان‌طور که در طول تاریخ ثابت شده، این «دیپلماسی» است -دیپلماسی حرفه‌ای، فعال، ماهرانه و کارآزموده- که در را به سوی صلح می‌گشاید.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی